تاریخ معاصر ایران و سیاست بین المللی

تالیف فخرالدین عظیمی
این کتاب یکی از نوشته های تحلیلی و سودمندی است که وقایع ایران را در سالهای 1320-1332 به صورت جدی مورد بررسی قرار داده است. مولف کار خود را براساس کابینه ها و مدت زمان حکومت انها تنظیم کرده است.آنچه بر اهمیت کتاب می افزاید تحلیل جالب و قوی مولف همچنین استفاده از اسناد وزارت خارجه انگلستان است. هرچند که این کتاب در برخی موارد مانند رابطه حزب توده با دولت قوام ،دچار کاستی هایی است. اما یکی از پژوهش های ارزنده در رابطه با اقدامات دولت های قوام است.از این کتاب در بخش های مختلف پایان نامه استفاده شده است.
آذربایجان در ایران معاصرتالیف تورج اتابکی
این کتاب یکی از پژوهش های ارزنده درباره فرقه دموکرات آذربایجان است. نویسنده کتاب خود را براساس گزارش های تاریخی ،اسناد دیپلماسی و خاطرات و محفوظات دست اندرکاران و شاهدان ایرانی و خارجی نوشته است. نویسنده وقایع اذربایجان را در زمان مشروطه و جنگ جهانی اول بررسی می کند.سپس به مبحث اصلی که همان تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان است می پردازد.وی با تحلیلی بی طرفانه علت بحران آذربایجان را بررسی کرده و از این منظر ،یکی از پژوهش های ارزنده در رابطه با وقایع آذربایجان است.
تاریخ معاصر ایران ،نوشته پیتر آوری
ترجمه ی محمد رفیعی مهرابادی ،این کتاب برگردان فصل های 17تا26 تاریخ معاصر ایران ،تالیف پیتراوری است. فصل های یاد شده ،یک برهه ی 28 ساله (1304 تا1332 خورشیدی )از تاریخ کشورهارا شامل می شودد.دورانی که نظر به پیش امدهای چشمگیر و دگرگونی های مهم در حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران ،از اهمیت زیادی برخوردار است. دو دورانی که تا حدود بسیار زیادی مربوط به فعالیت های قوام میشود .
فصل دوم:
اوضاع سیاسی ایران در آستانه نهضت مشروطیت و مراحل نخستین زندگانی قوام السلطنه
2-1 اوضاع سیاسی ایران در آستانه مشروطیت
نادر شاه با تمام کوشش هایی که از خود نشان داده بود از میان رفت. ولی ایران باز یکی از کشورهای بنام آسیا شمرده می شد و کریمخان و جانشینان او اگر چیزی به کشور نیفزودند، چیزی هم از آن نکاستند .لیکن در زمان قاجاریان ایران بسیار ناتوان گردید و از بزرگی و جایگاه و آوازه آن بسیار کاست ،و انگیزه این بیش از همه یک چیز بود و آن اینکه جهان ،جهان دیگر شده و کشورها به تکان آمده ، ولی ایران به همان حال پیشین باز میماند. از سال 1293 ه. که کریمخان زند درگذشت تا سال 1249 ه. که فتحعلی شاه بدرود حیات گفت، پنجاه واند سال بود در این زمان کم در اروپا تکان های سختی پیدا شده و داستان های تاریخی بی مانندی از شورش فرانسه و پیدایش ناپلئون و جنگ های پیاپی آن و جنبش توده ها و پیشرفت فن جنگ و پدید آمدن افزارهای نوین و در نتیجه آنها دولتهای بزرگ و نیرومندی پیدا شده بود. کشور ایران از ان تکانها و دگرگونی ها بی بهره و ناآگاه ماند. و همان است که پادشاهان قاجاری و سرجنبانان آنان از آن تکان ها و دگرگونی ها سر در نمی آوردند و ناآگاهانه با شیوه کهن خود بسر میبردند .
سیاست ناپلئون در اروپا و توجه وی در کشورهای شرق بخصوص ایران موجب شد که روابط بین کشورهای اروپایی توسعه یابد و در نتیجه ایران خواهی و نخواهی وارد صحنه ی سیاست بین المللی گردد. متاسفانه قاجاریان و فتحعلیشاه و درباریان وی از جریانات واقعی و سیاست های بین المللی آن موقع در آسیا بی اطلاع بودند، از طرفی دیگر تجاوزات نظامی روسها به شمال و نظریات امپریالیستی انگلیسی ها به جنوب ایران باعث شد که اوضاع سیاسی ایران بکلی مغشوش و درهم شود و دولت های وقت غالبأ تحت فشار و تجاوز و تعدی دوات های زورمند قرار گیرند. با اینکه دولت ایران در قبال فشارها و تجاوزات نظامی روسها و در مقابل سیاست های مخرب انگلیسی ها مقاومت و سرسختی از خود نشان داد، معذلک به علت ضعف قوه اقتصادی و نداشتن قشونی مجهز و تعلیم دیده و آشنا نبودن به فنون جنگ های جدید و به علت اختلافات داخلی و ضعف سلاطین وقت ایران را در مقابل تجاوزات نظامی روسها از پا در آوردو بسیاری از پادشاهان قاجار تسلیم تعرضات سیاست هی خارجی شدند. در زمان فتحعلی شاه بسیاری از نقاط مختلف خاک ایران در قراردادهای گلستان و ترکمنچای توسط روسیه از ایران جدا شد. در این موقع انگلیس از موقعیت به وجود آمده استفاده کرده و امتیازاتی که رقیب آنان روسیه با زور تحصیل کرده بود را عینأ از ایران خواستار شد، اما ین پیشنهاد توسط قائم مقام رد شد.در این موقعیت انگلیس به روس ها پیشنهاد داد که استقلال
ایران را دو دولت تضمین نمایند و این ضربه ای بود که انگلیسی ها برای از بین بردن استقلال ایران وارد کردند. این نقشه در سال در سال 1834 مطرح گردید و دولتین روسیه و انگلیس مکاتباتی در این باره انجام دادند و در این مورد تفاهم بین انها حاصل گردید. و از آن تاریخ انگلیس موقعیتی بهتر در ایران بدست آورد. در زمان سلطنت محمد شاه قاجار یعنی سال 1835 یک واقعه ی ناگوار یرای ایرانیان پیش امد و آن هم فتل قائم مقام بود. مردی که همواره در صدد کوتاه کردن دست متجاوزین از ایران بود. بعد از قتل قائم مقام حاج میرزا آقاسی ایروانی مقام صدرات را آشغال کرده، بی لیاقتی و بی کفایتی او نزد خودی و بیگانه ضرب المثل بود. واقعه ی مهمی که در زمان سلطنت محمدشاه و صدارت حاجی میرزا آقاسی روی داد قشون کشی به افغانستان و فتح هرات بود.در این دوره خارجی ها مخصوصا روس و انگلیس بر توسعه و نفوذ خود در ایران افزودندو موفق شدند امتیازات زیادی را از ایران بگیرند.
در تاریخ 1264 ه. محمد شاه درگذشت و در این موقع ناصرالدین شاه وبه سلطتنت رسید و مقام صدارت را برای امیرکبیر صادر کرد.امیرکبیر با هوش و قدرت فوق العاده و حسن سیاستی که داشت توانست به زودی امنیت را در تهران و شهرستان ها برقرار نماید . او در دوره ی کوتاه یعنی سه سال زمامداری خود توانست دست به اصلاحات عمیق و دامنه داری زندو جرقه هایی از تمدن اروپا را برای اولین بار در ایران روشن کرد و قسمتی از نقشه های سیاسی و اجتماعی خود را در ایران عملی ساخت، اما متاسفانه رجال خائن و حسود و کوته بین که برخی از عمال سیاستهای خارجی بودند او را به قتل رسانیدند.
پس از اینکه ناصرالدین شاه در سال 1313 ش.در جایگاه حضرت عبدالعظیم هدف گلوله تپانچه قرار گرفت وکشته شد، ولیعهد خود را از تبریز به تهران رساند و به نام مطفرالدین شاه “دیهیم پادشاهی “را بر سر نهاد. مظفرالدین شاه امین السلطان را از صدراعظمی برکنار و برای مدتی شاه صدراعظمی برنگزید.تا نوبت به امین الدوله رسید. صدراعظم جدید،شهرت اصلاح طلبی داشت و انتظار میرفت که کوشش های بسیاری درراه پیشرفت کشور از خود نشان دهد؛ اما استقراض چهار صد لیره از بانک شاهنشاهی انگلیسی ودر برابر آن واگذاری درآمد گمرکات جنوب و کرمانشاه ،دستاویزی برای بدگویی رقیبانش شد و در پی آن باعث برکنار اش شد.
در 16ربیع الااول 1316 امین السلطان به جای امین الدوله نشست.تا اینکه وی نیز به دلایل مختلف از جمله استقراض وام از دولت روس،تبعید حکیم الملک وزیر دربار …..مایه ی برکناری و راندن او به فرنگ شد.
با رفتن امین السلطان، شاهزاده عبدالمجید میرزا عین الدوله جایگاه صدراعظمی یافت. عین الدوله رفتار غرورآمیز داشت و بسیاری از دولتمردان ودرباریان و حتی محمدعلی میرزای ولیعهد را رنجانده بود. علاوه بر این کارگزاران و کارکنان زیر دست و دون پایه ی او هم با مردم برخوردی ناشایست و ستمگرانه داشتندو همین موضوع باعث شده بود تا آنها به دادخواهی نزد علما کشانه شوند و به دنبال آن علما هم از آشفتگی کشور به ویژه آزار رسانی های نوز نزد صدراعظم شکایت بردند و درخواست رسیدگی کردند، اما سودی نبخشید و رفته رفته دامنه ناخرسندی ها افزایش یافت مردم خواستار عزل عین الدوله و تاسیس مجلس شورای ملی و تدوین قانون اساسی شدند تا اینکه مظفرالدین شاه مجبور به تسلیم شد، به نحوی که عین الدوله را برکنار و میرزا نصرا…خان نائینی را به جای او منصوب کرد.
مظفرالدین شاه فرمان گشایش مجلس ملی را امضاء کرد. جنبش به پایان رسیداما مبارزه برای مشروطیت تازه آغاز شد. هیئتی از بزرگان برای تدوین قانون انتخابات مجلس شورای ملی آینده در تهران گرد هم امدند .نمایندگان عمدتآ تجار و روحانیون و روسای اصناف بازار تهران بودند.انتخاب شدگان به شش طبقه تقسیم شد: شاهزادگان و قاجارها ، روحانیون و طلاب، اعیان و اشراف، تجار، مالکان با حداقل 1000تومان دارایی و صنعتگران و پیشه وران. شاید این طبقه بندی بازتاب زمینه های اجتماعی و منطقه ای آن زمان بود.
گشایش مجلسی از بزرگان و انتخابات مجلس ملی زمینه ساز پیدایش سازمان های سیاسی و روزنامه های رادیکال در سراسر کشور بود. در مرکز ایالات مردم به سرکردگی بازاریان دست به کار تشکیل انجمن های مستقل از حکام ایالات و عمومأ مخالف با آنان شدند.در پایتخت سی انجمن مشروطه خواه در صحنه ی سیاسی ظهور کرد.مطبوعات نیز فعال بودند.تعداد روزنامه ها و نشریاتی که در داخل منتشر می شد از شش فقره در آستانه ی انقلاب به بیش از یکصد فقره در عرض ده ماه پس از انجمن مؤسسان ترقی کرد.مجلس در مهر ماه گشایش یافت و نقش طبقه ی سنتی در ترکیب اجتماعی مجلس انعکاس یافته بود. قانون اساسی مشروطه تدوین شد ودر 14 ذیقعده 1324 فقط پنج روز قبل از مرگ مظفرالدین شاه امضاء شد.
دوران11 ساله ی حکومت مظفرالدین شاه ،روند واگذاری برخی امتیازات مانند امتیاز دارسی به بیگانگان ادامه داشت و شاه قاجار قدرت سیاسی خود را در برابر روسیه و انگلیس از دست داد، متاسفانه از همان ابتدا میان مشروطه خواهان و اطرافیان شاه درگیری شدیدی روی داد، کار بانجا کشیده شد که محمد علی شاه جانشین مظفرالدین شاه علیه مجلس شورای ملی کودتا کرد و برخلاف قول و قسم خود ناچار شد مجلس رابه کمک قزاق های روسی به توپ ببنددو جمعی از مشروطه خواهان را به قتل برساند.سپس شاه ضد مشروطه کناره گیری میکند و پسر و ولیعهد 11ساله او جانشین می شود.
دولت جوان احمد شاه با مشکلات و مسائل پیچیده داخلی و خارجی روبرو بود.مهمترین انها اشغال ایران از سوی نیروهای روسیه، انگلیس وعثمانی بود.یکی از دردناکترین صحنه های آشفتگی سیاسی این دوره واقعه ی پارک اتابک بود. اما نکته ی قابل توجه در مورد ایران در ان شرایط این بود که استقلال سیاسی ایران ولو به صورت نسبی حفظ گردید، اما این استقلال محدودیت خاص خود را نیز داشت.
انقلاب مشروطیت دارای ویژگی های ضد زمینداری، ضداستعماری، ضد استبدادی و ضد خودکامگی و انحصار بیگانه بود که در شکل گیری زمینه ی مشروطیت افرادی چون صنیع الوله یا مخبرالسلطنه یا خاندان پیرنیا و ….. نقش بسزایی داشتند از جمله افراد دیگری که مدافع مشروطیت بود و مشروطه خواهان را یاری میرساند احمد قوام السلطنه بود.
2-1 احمد قوام السلطنه از تولد تا ورود به صحنه ی سیاست