تئوری رفتار برنامه ریزی شده و فرآیند توانمند سازی

(67).
سبک زندگی: ترکیبی است از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی که در طی فرآیند اجتماعی شدن بوجود آمده است. نظیر عادات غذایی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه و … که میتواند در سلامت افراد مؤثر باشد. برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل میگیرد(67).
وسعت و کیفیت ارائه خدمات: سیاست های بهداشتی جامعه و نحوه ارائه خدمات نیز در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تأمین آب آشامیدنی سالم، مراقبت از گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات، نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت. توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت، یکی از وظایف عمده مسئولین بهداشتی کشور است(67).
عوامل متعدد دیگری نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی در سلامت افراد جامعه نقش دارند. وضعیت سلامت به عوامل اثر گذار بر آن شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط فیزیکی و عوامل ژنتیکی بستگی دارد(67).
در سال های اخیر، فلسفه ی تازه ای از سلامتی شکل گرفته که آن را می توان به این شرح بیان کرد:
سلامتی، حق اساسی انسان ها است.
سلامتی، یک موضوع بین بخشی است.
سلامتی، بخش تلفیق یافته ی توسعه و پیشرفت است.
سلامتی، در مرکز مفهوم کیفیت زندگی قرار دارد.
سلامتی، جزء مسئولیت های فردی، کشوری و بین المللی است.
سلامتی و حفظ سلامت، یک سرمایه گذاری عمده اجتماعی است.
سلامتی، یک هدف اجتماعی جهانی است(68).
در طی سال ها ثابت شده است که بهره گیری از مفهوم سلامت، بسیار سودمند بوده و بیشترین تأثیر را در توجه به مفهوم ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها دارد. واژه رویکرد ارتقاء سلامت اولین بار در سال 1986 در کنفرانس اوتاوا کانادا مطرح گردید. ارتقاء سلامت عرصه ای نسبتاً جدید به شمار میرود، بنابراین تعاریف آن نیز متنوع است. اُدانل ، ارتقاء سلامت را به صورت ” علم و هنر کمک به افراد در جهت تغییر سبک زندگی شان به سمت حالتی از سلامت مطلوب ” تعریف کرده است. کروتر و دیور، ارتقاء سلامت را فرآیند حمایت از سلامت به منظور افزایش این احتمال که حمایت شخصی، خصوصی و همگانی از کارهای مثبت در جهت سلامتی، به یک هنجار اجتماعی تبدیل گردد، تعریف نموده اند(60).
گرین و کروتر، ارتقاء سلامت را بدین صورت تعریف مینماید: هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از حمایت های آموزشی، سیاسی، قانونگذاری و سازمانی برای اعمال و شرایط زندگی که منجر به سلامت افراد، گروه ها یا جوامع گردد. کمیتهی الحاقی واژه شناسی آموزش و ارتقاء سلامت در سال 2000، ارتقاء سلامت را به عنوان هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از ساز و کار های آموزشی، سیاسی، محیطی، قانونگذاری(نظارتی) یا سازمانی که از اعمال و شرایط زندگی منجر به سلامت افراد، گروه ها و جوامع حمایت میکند، تعریف نموده است(69).
سازمان جهانی بهداشت، ارتقاء سلامت را فرآیند توانمند سازی افراد برای افزایش کنترل بر سلامتی خود و بهبود آن تعریف کرده است. ارتقاء سلامت، فعالیت هایی هستند که منابع را در جهت سلامتی افزایش میدهند. در عوض پیشگیری از بیماری ها، فعالیت هایی هستند که افراد را از بیماری و اثرات ناشی از آن حفاظت می کند(70). ارتقاء سلامت بسیار پیچیده است و در واقع ترویج و اشاعه فعالیتی است که باید به صورت دقیق طراحی شده باشد و به ارزش های مختلفی که زیر ساز رویکردهای مختلفی هستند، توجه میکند. (71).
منشور اتاوا پنج موضوع کلیدی را برای کمک به تعریف ارتقاء سلامت به شرح زیر بیان میکند: ایجاد سیاست عمومی بهداشت، خلق محیط های فیزیکی و اجتماعی حمایت کننده از تغییر فرد، تقویت کنش اجتماعی، توسعه مهارت های شخصی و تقویت خدمات بهداشتی برای افراد
تعاریف ذکر شده در مورد ارتقاء سلامت دارای نکات مشترکی هستند. اول اینکه، ارتقاء سلامت یک رویکرد کاربردی منظم و برنامه ریزی شده است که صلاحیت علمی دارد. دوم اینکه، روش های فراتر از آموزش صرف را شامل میشود. چنین روش هایی میتواند مشتمل بر بسیج اجتماعی، سازماندهی جامعه، مشارکت اجتماعی، توسعه اجتماعی، توانمندسازی جامعه، ائتلاف سازی، حمایت، توسعه سیاسی، توسعه هنجارهای اجتماعی و نظایر آن باشد. سوم اینکه، برخلاف آموزش بهداشت، ارتقاء سلامت تغییر داوطلبانه در رفتار را تأیید نکرده و از اقداماتی بهره میبرد که شخص را وادار به تغییر رفتار مینماید. این اقدامات، به صورت یکپارچه و اجباری هستند. غالباً، تغییر رفتار در ارتقاء سلامت از اقداماتی ناشی می گردد که ممکن است شخص مایل به انجام آن ها نباشد و در نهایت اینکه، ارتقاء سلامت در سطح گروهی یا اجتماعی انجام می شود(69).
ارتقاء سلامت، موضوعی فراتر از فراهم نمودن اطلاعات است و پیش ساز تصمیم گیری فعال در تمام سطوح جامعه به حساب می آید. ارتقاء سلامت، بهترین تضمین را برای روش های کم هزینه تر جهت محدود نمودن افزایش یکنواخت هزینه های مراقبت از سلامت و توانمند ساختن افراد برای قبول مسئولیت جنبه هایی از زندگی شان که موجب ارتقاء رفاه می گردد، فراهم می آورد. با توجه به اهمیت فعالیت های ارتقاء سلامت در قالب سیستم مراقبت بهداشتی می بایست اقداماتی جهت شناسایی عوامل تعیین کننده سلامت، تعریف راهکارهای مربوط به ارتقاء سلامت و تشریح مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی و دسترسی به مراقبت صورت پذیرد. افراد، خانواده ها و جوامع می بایست شرکت کنندگان فعال در این فرآیند باشند، به گونه ای که کارهای انجام گرفته در این زمینه از نظر اجتماعی مناسب و از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد. اقدامات ارتقاء سلامت، بر خلاف اقدامات ویژه ای که در جهت حفاظت در برابر بیماری های خاص صورت می گیرند، بر حفظ و بهبود سلامت عمومی افراد، خانواده ها و جوامع تأکید دارند. راهبردهای ارتقاء سلامت فردی می توانند به صورت فعال یا غیر فعال (انفعالی) باشند. در راهبردهای فعال، فرد، شخصاً درگیر اتخاذ برنامه ارتقاء سلامت می گردد. تغییر در سبک زندگی از راهبردهای فعال به شمار می آید. در راهبردهای انفعالی، شخص، شرکت کننده غیرفعال یا گیرنده می باشد. نمونه هایی از راهبردهای غیر فعال شامل اقدامات بهداشت عمومی جهت تأمین آب پاکیزه و سیستم های فاضلاب بهداشتی به منظور کاهش میزان بیماری های عفونی و بهبود سلامت، اقداماتی جهت افزودن ویتامین D به شیر به منظور پیشگیری از ابتلا به راشیتیسم در کودکانی که در معرض ناکافی نور خورشید باشند. این راهبردها می بایست جهت ارتقاء سلامت همگانی در زمانی که پذیرش و تعهد شخصی پایین است به کار گرفته شوند. ترکیبی از راهبردهای فعال و غیر فعال، بهترین روش برای افزایش سلامت افراد به حساب می آیند. راهبردهای ارتقاء سلامت، نقش بالقوه ای در بهبود کیفیت زندگی از زمان تولد تا مرگ دارند. همچنین این مسئله باید مورد تأکید قرار گیرد که ارتقاء سلامت مستلزم تغییر در سبک زندگی است. زمانی که تغییر لازم در سبک زندگی اتخاذ گردید، هوشیاری کامل برای تضمین حفظ این روند و نیز تعدیل تغییرات مناسب تکاملی و محیطی، باید مد نظر قرار گیرد(60).
رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت به عنوان الگویی از عملکرد و شناخت تعریف میشود که هدفش ارتقاء سطح سلامتی، خود شکوفایی و عملکرد افراد میباشد. این رفتارها که هم سلامتی را ارتقاء داده و هم به پیشگیری از بیماری ها توجه می کند، در سبک زندگی افراد تثبیت میگردند(72). رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت به علت داشتن توانایی بالقوه برای پیشگیری از ایجاد و پیشرفت بیماری های مزمن، کاهش بیماری زایی، بهبود کیفیت زندگی و کاهش بار مراقبت بهداشتی در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار هستند(73). بنابراین ارتقاء سلامت، بهترین استراتژی برای پیشگیری از بیماری های غیر واگیر میباشد و بهترین زمان برای پایه ریزی فعالیت های ارتقاء دهندهی سلامت یا سبک زندگی سالم، دوره جوانی است(42).
برنامه های ارتقاء سلامت بر رفتارهایی مانند: ورزش مرتب، مصرف غذاهای مغذی، فائق آمدن بر استرس، پرهیز از دخانیات، الکل، مواد مخدر، ایجاد روابط صمیمی با دوستان، زندگی در منطقه ای با هوای پاک و داشتن هدف در زندگی تأکید دارد(74). طی قرن گذشته، تغییر و تحولات زیادی در حیطه سلامت روی داده است که شامل تغییر و تحولات جمعیتی، تغییر الگوی بیماری ها، تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. شناسایی این تحولات و الگوهای مربوطه برای تمامی دست اندرکاران حیطه های بهداشتی و درمانی به منظور برنامه ریزی مناسب، لازم و ضروری است(75).
اجزاء ارتقاء سلامت شامل پیشگیری، آموزش بهداشت و سیاست عمومی سلامتی است. پیشگیری اغلب پیشگیری شامل فعالیت هایی جهت توقف وضعیت ضعیف بهداشتی قبل از شروع بیماری است؛ اما در حقیقت این اصطلاح بعد وسیعی را در بر میگیرد. برای پیشگیری سه سطح اولیه، ثانویه و ثالثیه در نظر گرفته شده است. پیشگیری اولیه از احتمال شروع بیماری توسط کشف گروهی از عوامل خطرزای بیماری از طریق ارائه اطلاعات، آگاهی و مشاوره جلوگیری میکند(مانند ایمن سازی). پیشگیری ثانویه که هدف آن کوتاه نمودن دوره بیماری و پیشگیری از پیشرفت بیماری است(مانند ارائه آموزش تغذیه سالم برای بیماران دیابتیک). پیشگیری ثالثیه که هدفش محدود نمودن اثرات و عوارض بیماری یا فرآیند بیماری است(مانند توانبخشی بیماران قلبی). پیشگیری اولیه نقش مهمی در ارتقاء سلامت دارد اما پیشگیری سطح دوم و سوم، بیشتر به قلمرو پزشکی و درمان مربوط میشود(71).
آموزش بهداشت، یکی از کارآمدترین روش های مداخله است. اگر مردم به اندازه کافی درباره بیماری ها آگاهی داشته باشند و تشویق شوند که احتیاط لازم را به موقع به کار برند، می توان از بروز تعداد زیاد بیماری ها با مداخله های پزشکی مختصر پیشگیری کرد. بنا بر تعریف سازمان جهانی بهداشت، آموزش بهداشت عبارت است از تشویق و ترغیب افراد برای قبول و نگهداری رفتار و اعمالی که برای ادامه زندگی سالم ضروری است و همچنین به کار بردن عقل و منطق برای استفاده از خدمات بهداشتی که در دسترس آنان است(71). همچنین آموزش بهداشت، بارها به عنوان فرآیند ارائه اطلاعات و توصیه و تسهیل گسترش اطلاعات و مهارت ها برای تغییر رفتار، تعریف شده است. تغییرات اصلی در رفتار مربوط به سلامت مثل کاهش مصرف سیگار و کاهش روند گسترش ایدز، فقط با تأثیرات مثبت بسیج همگانی آموزش بهداشت قابل توجیه است(76). در واقع می توان گفت که آموزش بهداشت، انجام فعالیت های مختلفی است که برای ایجاد تغییر، تبدیل و ابقاء رفتار بهداشتی صورت می گیرد(71).
سیاست عمومی سلامتی شامل اقدامی مناسب برای حفظ سلامتی و پیشگیری است که فرهنگ بهداشت عمومی را میسازد. مهم ترین وجه تمایز آن، تأکید بر ملزم نمودن بخش بهداشت جهت همکاری با سایر بخش ها و سازمان ها است(71).
برنامه های خوب ارتقاء سلامت به صورت تصادفی ایجاد نمی گردند. این برنامه ها، نتیجهی یک کار طاقت فرسا بوده و پیرامون یک مدل کاملاً متفکرانه و ادراکی، سازماندهی میشوند. تعدادی از مدل های موجود در طی سال ها توسعه و تکامل یافته اند. اگرچه این مدل ها دارای عناصر مشترکی هستند، لیکن این عناصر ممکن است برچسب های متفاوتی داشته باشند. در واقع، با وجود اینکه، اصول پایه ای که موجب شکل گیری مدل های مختلف می شوند مشابه هستند ولی تفاوت های مهمی در ترتیب، تأکید و تفهیم اجزای اصلی آن ها وجود دارد(60). به طور کلی این تئوری ها و مدل ها در دو گروه طبقه بندی میشوند؛ گروه اول آن هایی هستند که در برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزش یا ارتقاء سلامت به کار میروند، که به آن ها مدل های اجرا یا برنامه ریزی گویند. گروه دوم شامل تئوری ها یا مدل هایی هستند که بر تغییر رفتار تأکید میکنند که به آن ها تئوری یا مدل های فرآیند تغییر گویند. مدل ها، برای کمک به درک افراد از یک مسئله خاص در یک موقعیت ویژه، به ترسیم شماری از تئوری ها می پردازد(66). مدل ها برای آموزش دهندگان بهداشت، چهارچوبی را فراهم می کنند تا در آن به خلق طرح هایی برای برنامه ها دست بزنند. برخلاف تئوری ها، مدل ها سعی در توضیح فرآیند های زمینه ای یادگیری ندارند، بلکه تنها به بازنمایی آن ها می پردازند. از مهمترین مدل های برنامه ریزی می توان به مدل پرسید – پروسید، رویکرد چند سطحی به جامعه، سی دی سینرژی، ابزار پاسخ و بررسی بازاریابی اجتماعی، مدل تعمیم یافته طرح ریزی برنامه و بسیج شدن برای عمل از طریق برنامه ریزی و مشارکت ها و از مهمترین مدل های فرآیند تغییر شامل مدل اعتقاد بهداشتی، تئوری رفتار برنامه ریزی شده، مدل فرا نظری و مدل فرآیند اتخاذ احتیاط میباشند.(60).