منبع تحقیق با موضوع کودکان پیش دبستانی

قاعده یکی بالا و دیگری پایین باشد تشخیص دهد. در چهار سالگی می تواند یک ضربدر یا دایره روی کاغذ بکشد. کودک پنج ساله می تواند خطوط مستقیم را در تمام جهات بر روی کاغذ بکشد و به طور مشخص تصویر یک آدم را رسم کند و فاصله و وزن اشیاء را تقریباً حدس بزند. برخی کودکان پنج ساله، تفاوت بین حروف وارونه و عادی را بدرستی نمی تواند مشخص کنند در حدود شش سالگی کودک توانایی توپ بازی و پرتاب توپ را که به مهارتهای مختلف بینایی و حرکتی نیاز دارد به دست می آورد. به دلیل عدم احساس خستگی از تکرار عمل و نیز انعطاف پذیری بدن، این دوره مهمترین زمان برای آموزش مهارتهای حرکتی نظیر نشانه زدن مو، کشیدن تصاویر و خطوط، پریدن از بلندی، ایستادن روی یک پا، چرخیدن دور خود و تا زدن و قیچی کردن کاغذ معرفی شده است. هر چه سن کودک به انتهای این دوره نزدیکتر شود. علاقه او به بازی کردن با همسالان بیشتر شده بازیهایش حالت اجتماعی به خود می گیرد. همچنین در این دوره، بازیهای دختران و پسران از یکدیگر تفکیک می شود. پسران بازیهای دشوار و دختران بازیهای ساکت و آرام را ترجیح می دهند.
رشد ذهنی
رشد ذهنی که به سازگاری کودک با محیط کمک می کند با تکلم، حافظه ادراک، استدلال و حل مسأله همراه است. پیاژه هوش را کیفیتی می داند که سبب سازگاری فرد با محیط می شود و به فکر و اندیشه سازمان می دهد. سازگاری دو جنبه تلفیق و تطابق دارد. بوسیله تلفیق، کودک مشاهداتش را با معلومات و درک خودش از موقعیت ارتباط می دهد و گاهی نیز اطلاعات و یافته های جدید را به گونه ای تغییر می دهد تا بتواند آنها را جزئی از سازمان ذهنی خود بکند. کودک از طریق تطابق، سازمان ذهنی اش را با وضعیت محیطی هماهنگ می سازد، یا آنکه محیط را طوری سازمان می دهد که با ساخت ذهنی او همراه و همگام باشد. به نظریه پیاژه رشد ذهنی در این دوره در مرحله پیش عملیاتی قرار دارد که به دو مرحله پیش ادراکی (پیش مفهومی) و تفکر شهودی تقسیم می شود. در مرحله پیش مفهومی که سنین دو تا چهار سالگی را در برمی گیرد ـ مفاهیم ذهنی کودکان به معنی واقعی کلمه مفهوم نیستند و جامعیت ندارند زیرا هنوز کودک به مفهوم طبقات کلی دست نیافته است. خودمحوری و جاندار انگاری اشیاء در این مرحله بین کودکان شایع است و کودک از طریق سمبولها با اشیاء و امور ارتباط برقرار می سازد، برای نمونه، دختر دو تا چهار ساله که با عروسکش بازی می کند گویی در دنیای واقعی با آن در ارتباط است. در مرحله تفکر شهودی ـ که چهار تا هفت سالگی را در برمی گیرد تفکر کودک بیشتر جنبه ادراکی دارد و بر شکل ظاهری امور مبتنی است کودک گر چه می تواند به حل مسأله بپردازد نمی تواند دلایل آن را توضیح دهد. کودک در این مرحله از رشد ذهنی بر جنبه های مشخص امور تکیه می کند و استدلالش بازگشت ناپذیر است. کودک علی رغم رشد نسبی تفکر و مفهوم سازی، به تماس عینی با اشیاء نیاز دارد و مفاهیم ذهنی او تا حدود بسیاری به آنچه می بیند وابسته است. کودک در سه تا شش سالگی در یادگیری کلمات و ساختن جملات به سرعت پیشرفت می کند و می تواند چندین جمله را پشت سر هم بیان کند و کاربرد صحیح اسامی، صفات، افعال و قیود را در جمله بدون آموزش مستقیم و از طریق ارتباط با اطرافیان بتدریج یاد می گیرد در این زمان، تکرار کلمات بین کودکان رواج دارد و در پسران بیش از دختران شایع است. کودک چهار ساله یک کلمه را برای تشریح و طبقه بندی دسته ای از اشیاء و مفاهیم به کار می برد برای مثال کلمه اتومبیل را برای معرفی تمام وسایل حمل و نقل به کار می برد.

 
 
رشد عاطفی:

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این دوره کودک نه مانند دوره اول کودکی احساساتی است و نه مانند بزرگسالان می تواند عواطفش را کنترل کند او از نظر عاطفی به بزرگسالان آشنا وابسته است و حالت عاطفی متغیر و ناپایداری دارد ودر پنج سالگی سازگارتر است و در رفتارش آرامش و تعادل بیشتری مشاهده می شود در کودکان پیش دبستانی، اضطراب، ترس، حسادت و ناکامی شایع است. عوامل متعدد از جمله ممانعت از بروز پرخاشگری، تولد برادر یا خواهر و طرد شدن توسط والدین یا دوستان موجب اضطراب او می شود کودک که می خواهد خود را از اضطراب و احساسات ناخوشایند حاصل از آن برهاند. هنگام مواجهه با موقعیت اضطراب آور از مکانیسمهای دفاعی متعددی استفاده می کند از مکانیسمهای دفاعی شایع بین کودکان پیش دبستانی می توان احتراز از موقعیت اضطراب آور و بازگشت به رفتارهای دوره اول کودکی را نام برد. ترس، یکی از عواطف کودکان پیش دبستانی است که آموخته می شود وجود مقدار معینی از ترس برای حفظ سلامتی کودک لازم است تا او را از خطرهای احتمالی به دور نگه دارد. کودک در موقعیتهای ترس آور به اعمالی نظیر گریه و جیغ زدن فرار و شکایت متوسل می شود ترس کودکان پیش دبستانی قابل پیش بینی نیست و شیوه های مقابله با آن متفاوت است. محرکی ممکن است کودکی را بشدت بترساند در حالی که همان محرک در کودک دیگر ممکن است ترسی ایجاد کند. کودک پیش دبستانی بسیاری از ترسها را از مادر می آموزد و ترسهای مشترک بین کودک و مادر به درمان نسبتاً طولانی نیاز دارد.
حسادت یکی دیگر از عواطف کودکان پیش دبستانی است که از محرومیت و اضطراب ناشی می شود حسادت، واکنش کودک نسبت به عوامل مزاحم و محرومیت زاست. کودک می ترسد مبادا محبت و توجه والدین را از دست دهد چنانچه با حسادت کودک به طریق مناسبی برخورد نشود و ادامه و شدت یابد سازگاری او مختل می شود.

پرخاشگری، بازگشت به رفتارهای کودکانه، اجتناب از مادر و دیگر اعضای خانواده و سرکوبی از جمله واکنشهای کودکان حسود محسوب می شود که برای کاهش حسادت در کودکان توجه بیشتر والدین و روابط خانوادگی مطلوب نیاز هست. پرخاشگری که بر اثر عدم توانایی کودک در کنترل خود پدید می آید ممکن است وسیله ای یا خصمانه باشد در پرخاشگری وسیله ای کودک با توسل به رفتارهای پرخاشگرانه اسباب بازی یا شیء مورد نظرش را از دیگران می گیرد. در پرخاشگری خصمانه، کودک با اعمال پرخاشگرانه قصد آسیب رسانی و صدمه زدن به دیگران دارد با افزایش سن کودک، فراوانی پرخاشگری وسیله ای کاهش می یابد و پرخاشگری خصمانه نسبتاً رواج بیشتری پیدا می کند چرا که کودکان پرخاشگر معمولاً به خانواده های پرخاشگر تعلق دارند (شفیع آبادی، 1385).
رشد اجتماعی
کودک بتدریج از طریق ارتباط با دیگران بر مهارتهای اجتماعی خود می افزاید در این دوره، دوستان و همبازیها تأثیر بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و بر اثر آمیزش با همسالان در کودکستان و کوچه بتدریج پی می برد که برخی از آموخته هایش مناسب و مقبول نیست و باید تغییر یابد. اگر کودکستان از امکانات کافی برخوردار باشد مهارتهای اجتماعی کودک را افزایش می دهد او در آنجا به یادگیری و تجربه می پردازد و روش های ارتباط با دیگران را می آموزد و به نقاط قوت و ضعف خود پی می برد کودکستان باید بر قوه ابتکار و اعتماد به نفس کودک بیفزاید و مهارتهای اجتماعی او را گسترش دهد و رفتارهای نامناسب او را اصلاح کند. کودکان پیش دبستانی بیشتر با همجنسهای خود دوست می شوند و در گزینش همبازی، تشابهات جسمانی و خانوادگی و سنی را در نظر می گیرند روال انتخاب دوست بتدریج دگرگون شده، دوستیهای موقتی و زودگذر بتدریج به دوستیهای عمیق و پایدار در دوره های بعد مبدل می شود. کودک پیش دبستانی، وابستگی شدیدی به اعضای خانواده دارد. کودک برای حل مشکلات، از والدین کمک می طلبد و برای انجام دادن و ادامه کارها به اطمینان و تسلی آنان نیازمند است و همواره دوست دارد همراه والدین باشد مادر، کودک را به کسب استقلال تشویق کرده وا نتظار دارد که کارهای شخصی اش را خود بکند. کنترل پرخاشگری و رقابت صحیح با دیگران از علائم رشد اجتماعی محسوب می شود رقابت کودکان با یکدیگر متفاوت است برخی بشدت رقابت می کنند و عده ای رقابت را دوست ندارند کودک نیل به برتری و غلبه بر دیگران را در خانواده می‌آموزد و رفتارهایی که در این جهت باشد بوسیله والدین تقویت می‌شود کودکانی که با خواهران و برادران خود رفتار مناسبی دارند با دیگران کمتر به رقابت نامناسب می‌پردازند (همان منبع).
همانند سازی که بدان وسیله کودک رفتار فرد یا افراد مورد علاقه خود را الگو قرار می دهد در رشد اجتماعی او بسیار اهمیت دارد برای ایجاد همانندسازی خواست کودک و نیز تقویت رفتارهای مطلوب او توسط اطرافیان ضرورت دارد کودک از رفتار والدین تقویت می کند و چون تشویق می شود بتدریج به انجام دادن آن خو می گیرد به نظر روان کاوان کودک در همانندسازی با والدین با عقده اودیپ و اکثراً مواجه می شود در پسرها عقده اودیپ حاصل می شود که زاییده تمایل او به جلب توجه و محبت مادر و حسادت به پدر است در دخترها اکثراً پدید می آید که در آن دختر در صدد جلب توجه و محبت پدر بر می آید و از مادر دور می شود حل عقده اودیپ در تکوین شخصیت نقش مهمی دارد و اگر به طریق مناسبی با آن برخورد نشود ‌آثار نامطلوبش دردوره نوجوانی و بزرگسالی بروز خواهد کرد. کودک سه ساله میل به مشارکت و همکاری دارد به بازی علاقه مند است و با کودکان کوچکتر از خودش با مهربانی رفتار می کند در چهار سالگی با دوستانش روابط اجتماعی متقابل برقرار می سازد و به بازیهای گروهی علاقه مند می شود از دستورات والدین و بزرگترها سرپیچی می کند و به مخالفت با آنان برمی خیزد. کودک شش ساله توقعات و انتظارات بسیاری از اطرافیان دارد و خواستار احترام از جانب دیگران است همچون گذشته از انجام دادن دستورات دیگران سرباز می زند و لجوج و سرسخت است.
رشد اخلاقی
چون کودک پیش دبستانی با توجه به میزان رشد ذهنی، امور را براساس پیامدها و نتایج تفسیر می کند تشویق و تنبیه در تنظیم رفتار اخلاقی اونقش مهمی دارد یعنی کودکان پیش دبستانی، اعمال خود را بر پایه اجتناب از مجازات و دستیابی به پاداش انجام می دهند همچنین کودک به علت ضعف حافظه، علی رغم تذکر والدین به کارهای نادرست گذشته ادامه می دهد در این سن نافرمانی کودک باید بیشتر یک فراموشی کودکانه تلقی شود رفتار والدین، اولین الگوی اخلاقی برای کودکان است آموزش عملی دستورات اخلاقی پسندیده به کودک و بازداشتن مناسب او از ارتکاب کارهای ناپسند در رشد اخلاقی کودک پیش دبستانی حائز اهمیت است کودک باید بتدریج بیاموزد که راستگو و امین باشد (همان منبع).
مهمترین هدفهای آموزش در دوران اولیه کودکی
هدفهای آموزشی در زمینه های زیر را می توان در تنظیم برنامه درسی خردسالان منظور کرد:
اجتماعی شدن
دستیابی به ارزشها
کسب صلاحیت فکری
یادگیری نظامهای زبانی
یادگیری راه های بیان خود
زیبایی شناسی
یادگیری مهارتهای جسمانی
کسب خودمختاری شخصی
اجتماعی شدن:
در جامعه ما خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی مطرح است در امر اجتماعی کردن کودک در هر کاری، از تعلیم آداب توالت رفتن گرفته تا آموزش شیوه غذا خوردن، لباس پوشیدن و ایجاد رابطه با دیگران، در وهله اول والدین
مسؤل هستند. در جامعه ای به گوناگون و پیچیدگی جامعه ما که در آن کودکان ناگزیر از داشتن تماس با گروه های اجتماعی گوناگون می باشند باید خانواده را در راه به انجام رساندن این امر مهم یاری کنیم مدرسه، همراه با دیگر مؤسسات باید در هر چه بیشتر اجتماعی کردن کودکان با خانواده مشارکت داشته باشد معلمان می توانند مهارتهای کودک را در جهت کار با گروه های مختلف و زندگی در میان محیط های اجتماعی گوناگون پرورش دهند آنان می توانند به کودک کمک کنند تا قوانین و مقررات مربوط به رفتار در محیط های مختلف و نیز نحوه ایجاد ارتباط با مسؤلان مشاغل مختلف را بیاموزند. درواقع کودک در محیط رسمی آموزشی موقعیت خود را به عنوان یک فرد مستحکم می سازد که این سبب اجتماعی شدن او می گردد البته کودک در سالهای اول زندگی بصورت فردی کاملاً اجتماعی شده در نمی‌آید طی سالها با موقعیتهای تازه بیشتری آشنا می شود و بر اعمال و روابط بیشتری تسلط پیدا می کند مهد کودک، کودکستان و سالهای دبستانی می‌توانند برای کودک بصورت خط حائلی در آیند که او را در راه رسیدن به دنیای بزرگ خارج از محیط خانواده یاری دهند آنها همچنین می توانند به کودک کمک کنند تا راه و رسم رفتار متقابل اجتماعی را فرا گیرد چرا که این رفتار هنگام بروز قابل انتقال به موقعیت جدید می باشد (اسپادک، 1383).
دستیابی به ارزشها
هنگامی که کودک خردسال وارد روند آموزش رسمی می گردد فردی خودمحور (Self- centered) است. نظام انگیزشی کودک عبارت است از: برخورد با نیازها و خواسته های ضروری خود او و پاسخ به درخواستهای والدینش لازم است این نظام آنچنان گستردگی پیدا کند که موجب گرایش کودک به درک اندیشه و احساس دیگران شود او باید نظام ارزشی فرهنگ بزرگسالان را نیز جذب کند. مدرسه نظام ارزشی و پاداشی خاص خود دارد. کودک خردسال باید این مسأله را بیاموزد که چیزهایی را مهم بشمارد که مدرسه و معلمانش به آنها اهمیت می دهند گر چه بیشتر چیزهایی که کودک در دبستان می آموزد در آینده برایش اهمیت دارد ولی چنین به نظر می رسد که کودکان پنج یا شش ساله به این مسأله توجه چندانی ندارند ارج نهادن به موفقیت در فعالیتهای مدرسه نوعی ویژگی عالمانه محسوب می شود به رغم آنکه کودک ممکن است قبل از ورود به مدرسه با نحوه این ارج نهادن آشنا شده باشد معلم نمی تواند مبنا را بر چنین تصوری بگذارد. گاه کودک نظامهای انگیزشی را از طریق الگو قرار دادن رفتار اطرافیان می آموزد در مواردی دیگر شاید معلمان بخواهند برنامه های تنظیم شده ای را ارائه دهند تا از طریق آن کودک به نظامهای انگیزشی مورد قبول نزدیک شود.
کسب صلاحیت فکری
یکی از اساسی ترین هدفهای آموزش و پرورش در همه سطوح یاری افراد در ایجاد ارتباطی هوشمندانه با محیط اطراف خود می باشد لازمه این امر آن است که فرد به برخی اطلاعات درباره جهان هستی دسترسی داشته باشد و نیز در راه به انجام رساندن این اطلاعات و سازمان دادن آنها به شکلی مناسب دارای مهارتهایی باشد تا بتوان به نتیجه ای کلی برسد و اطلاعات جدید را به صورت یک نظام دانش قابل رشد شکل دهد. این امر به معنی فرا رفتن از پرورش ادراکی (Perceptual training) یا آموزش حسی (Sensory education) است تا کودک به مدد آن معنی و مفهوم احساسها را تشخیص دهد کودک جهان را درک می کند او باید بداند چه جنبه هایی از درک وی مهم و قابل توجه و چه جنبه هایی بی اهمیت هستند و باید از ذهن زدوده شوند فقط از طریق بذل توجه خاص است که کودک می تواند اطلاعات لازم را از انبوه اطلاعات در هم و برهم استخراج کند او می آموزد که چیزهایی مشخص دارای خصوصیاتی مشترک هستند و این چیزهای مشخص می توانند به سبب هدفهایی خاص دسته بندی شوند چنین دسته بندی ها یا مفاهیمی به کودک این اجازه را می دهند تا با نظریات مختلف به گونه ای مؤثرتر و با پدیده های

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *