دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ساختار معنایی، جامعه شناسی، محدودیت ها، جامعه شناسی زبان

ک کی(45:1962)، در بخش تداخل معنایی می نویسد” تداخل معنایی یعنی اینکه یک پدیده یا تجربه ی آشنا در زبان دیگر، به صورت متفاوتی طبقه بندی یا ساختار بندی شود. مثال کلاسیک آن طیف رنگ ها است. گویشور دوزبانه از رنگ تجربه ی یکسانی دارد، اما این تجربه در دو زبانش ممکن است به صورت متفاوت طبقه بندی شده باشد. هر چند بعضی از مؤلفه ها ممکن است در دو زبان همپوشی داشه باشند. علاوه بر آن، گاهی بخش های معنایی در هر دو زبان یکسان هستند اما روش خارجی یا غیر معمول ترکیب آنها ممکن است موجب ساختار معنایی جدیدی شود. برای مثال، هم در انگلیسی و هم در فرانسه، بخش های قابل مقایسه برای hat (chapeau)، talk( parler) و through(átravers) دارند. اما وقتی گویشور دو زبانه استعاره ی Il parle á travers son chapeau را به کار می برد، در واقع یک ساختار معنایی جدیدی را بر- اساس مدل انگلیسی خود که He’s talking through his hat (اصطلاح غیر رسمی در انگلیسی به معنی گفتن چیزهای احمقانه در باره ی چیزی که درباره ی آن نمی دانیم) است به وجود می آورد”. گویشور مازندرانی نیز در تولید بعضی پاره گفت های خود بدین صورت عمل می کند. برای مثال :
الف-” منو سرِ این می زنی؟” بازسازی این جمله در فارسی این است که ” منو با او مقایسه می کنی؟”یا ” چرا منو سرزنش می کنی”. در واقع، گویشور بر اساس ساختار معنایی مازندرانی خود که مِرِ وِنِه سر زنی [nni mere vene sær zæ ] چنین جمله ای را تولید نموده است.
ب- گردن افتاده ای هستی. بازسازی: چسبی یا سیریش هستی.
مجدداً،گویشور بر اساس ساختار معنایی مازندرانی خود که “گِردن دکتی هسی” [Gerden dæketi hæssi] می باشد، این پاره گفت را تولید نمود.

2-2-5- نتیجه گیری:
با توجه به داده های ارائه شده، ملاحظه می شود که گویشوران مازندرانی در گفتار فارسی خود عناصری را از زبان مازندرانی وارد می کنند که موجب انتقال منفی می گردد. با ارزیابی این خطاهای واژگانی، دسته- بندی زیر را می توان انجام داد:
1- گاهی تک واژه انتقال پیدا می کند. همانند “نون[ نان] نازُک” به جای “نون لواش”. گویشور تنها نازِک[nazek] را به نازُک[nazok] تبدیل نموده تا با گفتار فارسی تطبیق یابد. در این سطح، اسم، صفت و قید می توانند انتقال یابند.
2- گاهی اصطلاح انتقال می یابد. مثلاً “گردن افتاده ای هستی” که باز سازی آن”خیلی چسبی” یا “سیریش هستی” می باشد. به اعتقاد آدلین (2005: 468)، یکی از جهانی ترین و یا شناخته شده ترین نظریه هایی که در باب محدودیت های انتقال توسط شاچتر158( 1993) مطرح شده است این است که اصطلاحات قابل انتقال نیستند. نمونه هایی از قبیل”گردن افتاده ای هستی”، نظریه ی شاچتر را که می گوید اصطلاحات قابل انتقال نیستند رد می کند.
3- در سطح فعلی این انتقال ها صورت می پذیرند:
الف : جزء اسمیِ فعل مرکب انتقال می یابد. مثل پشتی[poŠti ] بده به جای تکیه بده.
ب: جزء فعلیِ فعل مرکب انتقال می یابد. همانند عرق زدم به جای عرق کردم.
ج: هر دو جزء فعل مرکب انتقال می یابد. مانند جا خوردم به جای “قایم شدم”. دراینجا، گویشور تنها “جا بَخِردمه” [ ja bæxerdemeh] را به”جا خوردم” برگردانده است.
د: در مورد فعل های ساده، گاهی فعل ساده به زبان مقصد (فارسی) انتقال پیدا می کند. مانند فعل از مصدر “گرفتن”به جای”برداشتن”در نمونه ی”گوشی رُ بگیر”به جای”گوشی رُ بردار”. صورت قابل ردیابی”بگیر” در مازندرانی،” بی [bæy]” می باشد. و یا” قورمه سبزی بکنم می خوری؟” که بازسازی آن “… درست کنم” است.
مشکل اصلی ای که در نتیجه ی این تداخل ها مخصوصاً در مقوله ی فعل های مرکب و ساده روی می- دهد، مربوط به مسأله ی با هم آیی159 می شود. منظور از با هم آیی، شیوه ی کاربرد منظم و قاعده مند کلمات با یکدیگر است. با هم آیی، به محدودیت های کاربرد کلمات با یکدیگر مرتبط است. ضیاءحسینی (65:1994) اشاره دارد موقعی با هم آیی مشکل ساز می شود که عناصر سازنده [در یک زبان]، نظیر ترجمه- ای160 خود را [در زبان دیگر] پیدا نمی کنند. این محدودیت در سطح فعل مرکب، مربوط به باهم آیی فعل و جزء اسمی آن و در سطح فعل ساده محدودیت در مورد کاربرد آن فعل با اسم هایی است که با آن به کار می روند. در این بین، برخی از انتقال ها قابل فهم و برخی غیر قابل فهم هستند.

2-3- رمزگردانی161

2-3-1- درباره ی اصطلاح رمزگردانی
بحث رمزگردانی یکی از جالب ترین و مهمترین زمینه های مطالعاتی در حوزه ی زبانشناسی امروز است. محققان زبانشناسی مقابله ای162 روانشناسی زبان163 و جامعه شناسی زبان164 به این موضوع می پردازند. نیلپ165 (2006: 1) در این زمینه می نویسد”تحقیقی روی پایگاه داده های زبانشناسی و چکیده ها در سال 2005 نشان می دهد که بیش از 1800 مقاله در زمینه ی رمزگردانی نوشته شده است”. رمزگردانی پدیده ی زبانی است که در اثر تماس بین زبانی166 به وجود می آید.
کاربرد اصطلاح “code switching” نیز می تواند گمراه کننده باشد. در ابتدا ضمن توضیح درباره ای این اصطلاح، به کاربرد تاریخی آن می پردازیم.
مک سوان167 ( زیر چاپ : 1) در باره ی اصطلاح رمزگردانی می نویسد” هاگن در سیزدهمین جلسه ی میزگرد سالیانه در باره ی زبانشناسی و زبان که در سال 1962برگزار شد ادعا کرد که اولین بار او اصطلاح “”codeswitching را به کار برده است. در صورتیکه اولین بار، این اصطلاح در اثر وگت168 (1954) “مروری برکتاب تماس زبان های واین رایش(1953)” پدیدار شد و دو سال بعد مجدداً در کتاب هاگن (1956) آمده است”. به نظر هاگن، هرگاه گویشور دوزبانه در پاره گفت خود واژه ی کاملاً غیر مشابهی را از زبان دیگری به کاربرد، codeswitch
in
g ( رمزگردانی ) صورت گرفته است. او واژه یswitch « گذر » را برای استفاده ی متناوب از دو زبان و « code switching» را برای استفاده از واژه ی یک زبان در زبان دیگر به کار برد. همانطور که هاگن خود بدان اشاره نمود، امروزه تمایز بین switch و code switching کمتر مورد نظر است و واژه ی code switching یا رمزگردانی برای دلالت بر هر دو مقوله به کار می رود. ”
منظور از « رمز» در کلی ترین معنای زباشناختی آن ، یک عنوان خنثی برای هر نظام ارتباطی از جمله زبان است. کلمه ی “گذر” در این اصطلاح هم می تواند بیانگر « عمل » گردش و تمام فرایند های ذهنی/ مغزی همراه آن باشد و هم بیانگر نتایج زبانی تغییراتی چند گانه و چند جانبه است که به عنوان معادلی برای کلام یا گفتمان گردش یافته169 و یا گفتمان آمیزش یافته170 مورد استفاده قرار می گیرد. در این حالت، یک عنوان زبانشناختی صرف است. معنای اول کلمه ی «گردش » معنایی است که در مطالعات متعدد روانشناختی و عصب شناختی زبان مورد استفاده است و معنای دوم آن در کانون توجه رویکرد جامعه شناختی زبان قرار دارد.
نکته ی مهمی که ماهوتیان (512:2006) بدان اشاره می کند و مانع از سر در گمی می شود این است که بعضی از محققان برای دلالت بر رمزگردانی درون جمله ای، از اصطلاحات”code mixing” codemixing” و” code- mixing” استفاده می کنند و برای دلالت بر رمزگردانی بین جمله ای اصطلاح code switching را به کار می برند. اما در بسیاری از متون اخیر، اصطلاح “”code mixing قابل تعویض با اصطلاح code switching است و هر دو اصطلاح به هر دو نوع آمیختگی زبانی اشاره دارند. ریچی و باتیا (2006: 337) نیز تمایز گذاری بین دو اصطلاح”code switching” و”code mixing” را قراردادی می دانند و در ادامه نظر هچ171 ( 1976: 202) را نقل می کنند که بعضی محققان نیز در صحت این تعریف تردید دارند و این تمایز گذاری را سودمند نمی دانند. هچ (1976: 202) تمایز روشنی بین رمز گردانی بین جمله ای و رمز آمیزی نمی بیند. بعضی محققان چون ریچی و باتیا (2006: 337) از اصطلاح “language mixing” استفاده می کنند تا هم رمزگردانی و هم رمزآمیزی را پوشش دهد. مدرسی در جزوه ی درس جامعه شناسی زبان خود از اصطلاح “کد گزینی172” استفاده می کند. اصطلاح “کد گزینی” به دو دسته ی کدگردانی و کدآمیزی تقسیم می شود. به نظر بیکر و جونز ( 1998)”code mixing”، آمیختگی دو زبان در سطح یک واژه است (واژه ی از یک زبان وارد جمله ای می شود که به زبان دیگر است). اما “code switching” به هر نوع گردش بین زبانی چه در سطح واژه و جمله دلالت دارد.
به نظر باکوس173(2006)، در دهه ی 1990و اوائل دهه ی بعد دو اصطلاحInsertion”” وalternation”” خصوصاً توسط مویسکن (2000) به ترتیب برای جایگزینی با اصطلاحات رمزگردانی بین جمله ای و درون جمله ای معرفی شدند.
در این تحقیق، منظورمان از رمزگردانی اشاره به هر دو نوع رمزگردانی و رمزآمیزی است. چنانچه بخواهیم در موارد محدودی بین این دو نوع تمایز قائل شویم ، از اصطلاحات مجزا استفاده می کنیم.
گروس174 (2006: 508) می نویسد: اولین تحقیقات مربوط به رمزگردانی به مطالعاتی بر می گرددکه بلوم175 و گامپرز176 (1972) بر روی زبان هایی که در منطقه ی همنس برگت177 در نروژ شمالی صحبت می شوند انجام داده اند. در این منطقه، دو گونه ی نروژی به نام های رانامال178 که گویشی محلی است و بوکمال179 که گویشی استانده است صحبت می شوند. زبان رانامال در فعالیت ها یا ارتباطات محلی به کار رفته و نشانگر هویت مشترک در آن فرهنگ محلی است. بر عکس، زبان بوکمال در موقعیت های رسمی همچون مدرسه، کلیسا و رسانه ها به کار می رود. اما به اعتقاد نیلپ ( 2006: 3)، هر چند تاریخ مطالعات زبانشناسی اجتماعی در زمینه ی رمزگردانی اغلب به مطالعات بلوم و گامپرز (1972) نسبت داده می شود، اما یکی از اولین مطالعات آمریکایی در زمینه ی انتخاب زبان و رمزگردانی اثر جرج بارکر180 ( 1947) است. نویسنده کاربرد زبان را در بین آمریکایی های مکزیکی که در توسکان181 آریزونا زندگی می کردند توصیف نمود. بارکر (1947: 185) ضمن تجزیه و تحلیل روابط اقتصادی، شبکه های اجتماعی و جغرافیای اجتماعی ساکنین توسکان، دنبال پاسخی برای این سوال هاست که برای مثال، چطور زبان نیاکان در یک موقعیت و زبان انگلیسی در موقعیت دیگر به کار می رود و این که گویشوران دوزبانه چطور بدون هیچ علت آشکاری، در موقعیت های خاصی از یک زبان به زبان دیگر گردش می کنند.
همانطور که ذکر شد، رمزگردانی از مشخصه ها ی اصلی زبانی در دوزبانه ها است . دلیل عمده ی آن این است که گویشور به دو نظام زبانی دسترسی دارد. مویسکن182(2000) در تعریفی از رمزگردانی می گوید: “رمزگردانی توالی سریع چند زبان در یک رویداد واحد گفتاری است.” هرگاه گویشور دوزبانه در پاره گفت اصلی خودکه نقش زبان پایه یا ماتریکس را ایفا می کند، عناصری را که مربوط به زبان دیگرش است وارد نماید، رمز گردانی صورت گرفته است. در این صورت، عناصری از زبان دیگر گویشور دو زبانه در زبان ماتریکسِ پاره گفت، لانه سازی می کنند. به تعبیری،” رمز گردانی استفاده ی نظام مند از دو یا چند زبان و یا استفاده از دو یا چند گونه از یک زبان در طول گفتمان شفاهی یا نوشتاری است”( ماهوتیان، 2006: 511). همین نویسنده( همان: 512) اشاره می کند در سه دهه ی اخیر، محققانی که در حوزه ی تماس های زبانی مطالعاتی داشته اند، به این نتیجه ی قطعی رسیده اند که رمزگردانی یک رفتار زبانی قانونمند183 است.

2-3-2- انواع رمزگردانی
به نظر رومین (1988: 112)، سه نوع رمزگردانی اصلی را می توانیم از هم بازنمایانیم :
آمیختگی بین زبانی184 که در محدوده ی جملات و گروه185 انج
ام می شود.
– Sometimes, I’ll start a sentence in English y termino en espanol. (پاپلاک 1980)
اسپانیایی انگلیسی

– از سر کار اومدم ] burem unje kæfŝ hæyrem behtere [.
برم اونجا کفش بخرم بهتره
2- آمیختگی درون یک جمله واره از جمله درون تک واژه و یا در محدوده ی تکواژ ها آمیختگی درون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *