الهی و مبین قرآن باشد، می‎توان در انتظار اندیشه و فرهنگی نشست که شالوده‌ی آن الهی است. این موضوع ما را به سوی بررسی چیستی زبان قرآن می‌کشاند (خوش منش، ۱۳۸۷: ۱۱۶).
چون زبان یک دستگاه است، تعیین ارزش دقیق معنایی عناصر آن، در ارتباط آن‌ها با سایر عناصر میسر است، از این رو، می‌توان نتیجه گرفت که هر واحد زبانی دارای دو معنای مستقیم و غیر مستقیم است، معنای مستقیم یعنی معنای روشن و مشخص آن واحد و معنای غیر مستقیم یعنی معنای حاصل از همنشینی هر واحد زبانی با واحد زبانی دیگر. زبان انسان ترکیبی است از دو مولفه لفظ و معنا. هنگامی که سخن گوینده‎ای را می‌شنویم، ذهن ما بدون التفات به صورت الفاظی که او ابراز می‌کند یکسر با معانی روبه رو می‌شود (سعیدی روشن ، ۱۳۸۳: ۳۰). انسان با توانایی ادراکی خویش حقایق و معانی را در قالب مفاهیم طبقه‌بندی، تجزیه-تحلیل و تجرید نموده، به توصیف و انتقال آن به دیگران می‌پردازد (سعیدی روشن، ۱۳۸۳: ۲۰).
در روایات اسلامی به این مساله اشاره شده که افزون بر سخنان ظاهری قرآن، باطن قرآن نیز اقیانوسی است که بسیاری از مسائلی که فکر بشر عادی به آن نمی‎رسد، در آن نهفته و گنجانده شده است (پورقراملکی، ۱۳۸۳: ۵۷). در حدیث از رسول اکرم (ص) می‌خوانیم: ظاهر قرآن زیبا و باطن آن ژرف است، آن را حد و نهایتی است و فوق آن حد و نهایتی دیگر است، شگفتی‎های آن پایان نمی‎یابد و تازه‎های آن کهنه نمی‌گردد. (پورقراملکی، ۱۳۸۳: ۵۸). در قلمرو درونی هر یک از زبان‎های مردم دنیا یک نوع تمایزهایی از نظر گفتمان و نوشتار وجود دارد. سربسته و به رمز سخن گفتن، رسم و مرام اهل معرفت است و در غالب علوم، الفاظ و واژگان در معانی لغوی آغازین خود به کار نمی‌رود، هر چند بی تناسب با آن نیست. همان گونه که در میان هر قوم و نژادی یک نوع زبان عمومی و همگانی و یک نوع زبان ادبی در قالب نثر و نظم هیجان‌انگیز و برخاسته از نیروی تخیل نیز وجود دارد (سعیدی روشن، ۱۳۷۷: ۶۸). قرآن یک فرایند تنزیلی و زبان از عمق به سطح دارد که در تجلی فعلی علم خداوند همانند خورشید روشنی بخش راه همه‌ی انسان‌هاست تا اتمام حجت، حد نصاب هدایت و زمینه‌ی سعادت برای همگان فراهم آید اما تمام حقیقت قرآن در این سطح خلاصه نمی‎شود بلکه مشتمل بر فرایند تاویلی و حقایق باطنی و زبان از سطح به عمق است که دسترسی به آن افزون بر اصول معرفتی و زبانشناختی، مستدعی تعالی نفسانی و بعد روانشناختی معصومانه است (سعیدی‌روشن، ۱۳۸۶: ۲۰).
دو عنصر اساسی دروجود هر کس مبدا و رهیافت مفاهیم دینی قرآن است. یکی از آن دو عبارت است از: بهره‎ی معرفتی و شناختی، و دیگری عبارت است از صفا و پاکی نفسانی، به حسب اینکه این دو عنصر در فرد فرد بشر تفاوت بسیار قابل توجهی دارد، از این رو نمی‎توان یافته‏های درونی آن‌ها از حقایق هستی مشهود و نیز وحی مکتوب را یکسان دانست. به هر میزان که این دو عنصر در وجود پرسشگر و جوینده‎ی معارف معنوی فعال تر و راقی تر فراهم باشد، بالطبع زمزمه‎های جاری از کوثر وحی و ارمغان‎های شکفته از بوستان قرآن نیز برای وی افزون تر خواهد بود (سعیدی‌روشن، ۱۳۷۷: ۷۲-۷۳). قرآن کریم افزون بر ساختار زبانی عام، عقلا برای انتقال معانی رویین و سطح ظاهری، مهارت‎ها و قواعد دیگری را نیز در کار بسته که جنبه‎ی از سطح به عمق زبان و منتقل کننده‎ی معانی باطنی آن است (سعیدی‌روشن، ۱۳۸۶: ۱۴). از سوی دیگر ویژگی‎های وجودی متن آیه‌های قرآن ارجمند نیز عامل اساسی دیگر و تاثیر‌گذار در نمود‎های متفاوت فهم است. مراتب قرابت و میزان راز آگاهی هر یک از مخاطبان بر این خصوصیت‌ها، تعیین کننده‌ی فهم و بهره‌ی آنان از معارف مکنون در ورای کلمات این کتاب شریف است.
نقش پایه‌ای زبان همان ارتباط شناختاری و انتقال پیام است . به اعتقاد ما متن قرآن کریم از این لحاظ دارای ویژگی چند ساحتی است، یعنی گزاره‌های اخباری قرآن کریم با وجود توصیفی بودن واجد خصوصیت برانگیزندگی و تحریک هستند (‌سعیدی روشن، ۱۳۷۷: ۷۳).
دو نوع کارکرد معرفت بخشی و انگیزشی قرآن را می‎توان از تصحیح‌های آیات به دست آورد. برخی از آیات به صراحت بیان می‌کنند که این کتاب هدف تعلیمی، معرفت‌بخشی و اصلاح بینش‌های بشر نسبت به واقعیت‌های عالم را در نظر دارد و نیز دارای هدف اصلاح بشر و ترغیب انسان به سوی کمال وجودی است (سعیدی‌روشن، ۱۳۹۰: ۱۹۵.) زبان تعلیمی قرآن از زبان تربیتی آن منفصل نیست و زبان هدایت معنوی آن آمیخته به زبان احساس آفرینی و سوق انسان به تعادل در همه‌ی ابعاد وجودی و واقعیت‌های عینی حیات است و این همان زبان مخصوص و چند ضلعی قرآن است (سعیدی‌روشن، ۱۳۸۶: ۱۹). بر پایه آموزه‎های قرآن، گوش فرا دادن به کلام خدا، به معنای ادارک ذهنی است و این، کار قلب و دل است. قلب مومن راستینی که کلمات خدا را می‌نیوشد، همانند نوری است که اشیا را همان گونه که هست، می‎نمایاند (معزی، ۱۳۸۱: ۱۳۷). بر پایه آموزه‎های قرآن خطاست گمان کنیم که خرد انسان ابزاری است که از اعمال و رفتار انسان مستقل است و از آن تاثیر نمی‌ پذیرد. بلکه در نظام آفرینش خرد و رفتار هر یک بر دیگری تاثیر‌گذار هستند (معزی، ۱۳۸۱: ۱۳۵).
کاربرد الفاظ، به ویژه الفاظی که به حوزه‌ی باورها و ارزش‌ها تعلق دارند، در ظرف و موقعیت استعمال مستعملان با لحاظ معنای اصلی خصوصیات ویژه‌ای را نیز می‎گیرند (سعیدی‌روشن، ۱۳۸۳: ۳۵). نیروی احساس و تخیل و عاطفه در انسان، این مجال را پیش روی او می‌گشاید که افزون بر معانی حقیقی و معانی انتزاعی حاکی از حقایق خارجی، خود یک سلسله مفاهیم اعتباری محض و مجموعه‌ای از معانی صرفا تخیلی چون رمان و مانند آن را پدیدارهای زبان ادبی و هنری را بیافریند که هیچ گونه مابازای خارجی ندارد. (سعیدی‌روشن، ۱۳۸۳: ۳۶.) آیات الهی این خصوصیت چشمگیر را دارند که مخاطب خود را دگرگون می‌سازند و به فضای ایمان و اطمینان می‌رسانند. این ویژگی به هیچ وجه روی اختصاص به مومنان ندارد بلکه تنها شرط آن دل‌سپاری به آیات و همدلی با آن‌هاست (سعیدی‌روشن، ۱۳۹۰: ۱۹۴). بنابراین مدلول گزاره‌های قرآن معرفت بخشی و حکایت از واقعیت‌های عالم است تا آن‌ها را مبنای ایجاد انگیزه و کنش ایمانی انسان‌ها قرار دهد و آن‌ها را به سوی هدف حیات انسانی بکشاند (سعیدی‌روشن، ۱۳۹۰: ۱۷۷).
یکی از شیوه‌های قرآن در بیان مطالب خود این است که گاهی پیش از بیان مطلب، مخاطب خود را ندا می‌دهد و از او نام می‌برد. معلوم است که این روش از نظر روانی تاثیر زیادی در مخاطب دارد و او را به اندیشیدن کامل در محتوای خطاب و مطلب ارائه شده وادرا می‌سازد. این موضوع در علوم تربیتی و روانشناسی روشن شده که وقتی متکلم نام مخاطب را به صورت خطاب بیان کند، توجه مخاطب یا شنونده به سخن متکلم جلب می‌شود و او را از حواس پرتی و عدم توجه به سخن نجات می‌دهد. به هر حال ذکر نام یا صفت شنونده در سخن گوینده یکی از شیوه‌های تجربه شده برای جلب توجه اوست. قران کریم نیز در موارد بسیاری از همین شیوه استفاده کرده و مخاطب‌های خاصی را نام برده است (جعفری، ۱۳۷۳: ۲۳).
۳-۲- سیمای سوره الرحمن
کلام الهى از لحاظ کیفیت کلمات و نظم زیباتر از هر نظم و نثر و از نظر مفاهیم و معانى دقیق و عمیق آن، شیواتر از هر سخن و کلام دیگرى است. میان آیات و سوره‌هاى قرآن، بعضى از درخشندگى و برجستگى خاصى برخوردارند از جمله سوره “الرحمن” است که “عروس قرآن” لقب گرفته است.
سوره الرحمن همچون عروسی زیبایی‌ها و جذابیت‌ها‌ی هنری قرآن را در راستای علوم بلاغی به نمایش می‌گذارد. عروسی که زیور الرحمن از کمالات وجودی او، و جلال و اکرام حسن ختام و صفت اوست. مروارید “فبای الاء ربکما تکذبان” در گردنبند این عروس درخششی خاص ایجاد می‌کند. فواصل آیات این سوره تماما از واژه‌هایی است که با ” ان” ختم شده‌اند و این سبب پیرایش موسیقی بسیار لطیف و گوش‌نواز بیرونی است. کلمه‌ی الرحمن به عنوان اولین آیه در واقع عصاره‌ی کلام الهی در کل سوره می‌باشد. خداوند متعال انواع نعمت‌های دنیوی و اخوری خود را به جذاب ترین شکل بیان می‌دارد تا آدمی را نسبت به رحمانیت خود به اقرار وادار کند. آموختن قرآن از طرف خدای رحمان بر همه‌ی نعمت‌های الهی مقدم می‌گردد که بیانگر اهمیت معرفت نسبت به قرآن است (حجازی،۱۳۸۳: ۱۵). یکی دیگر از شاخص‌ترین محسنات ادبی این سوره و در مجموع قرآن، آرایه‌ی ایجاز است. با وجودی که سوره مدنی است ولی ذکر الطاف و عنایت‌های الهی در آیات کوتاه و موجز، تاثیر کلام او را در عمق ضمیر انسان می‌افزاید که بالاترین درجه ی بلاغت را نشان می‌دهد (حجازی، ۱۳۸۳: ۱۷).
۳-۲-۱- سوره الرحمن از دیدگاه مفسران
آیت الله عظمی مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در رابطه با محتوای این سوره می‌فرماید: سوره الرحمن در مکه نازل شده و داراى ۷۸ آیه است. این سوره به طور کلى بیانگر نعمت‌هاى مختلف معنوى و مادى خداوند است که بر بندگان خود ارزانی داشته، و آن‌ها را غرق در آن ساخته است، به طورى که مى‌توان نام این سوره را “سوره رحمت” یا سوره نعمت گذارد، و به همین دلیل با نام مبارک “الرحمن” که رحمت واسعه الهى را بازگو مى‌کند آغاز شده، و با جلال و اکرام خداوند پایان گرفته است (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۰۱). بنابراین از یک نظر مجموع سوره یک بخش به هم پیوسته پیرامون نعمت‌هاى خداوند منان است، و اما از نظر دیگر مى‌توان محتواى آن را به چند بخش تقسیم کرد:
بخش اول که مقدمه و آغاز سوره است از نعمت‌هاى بزرگ خلقت، تعلیم و تربیت، حساب و میزان، وسائل رفاهى انسان، و غذاهاى روحى و جسمى او سخن مى‌گوید. بخش دوم توضیحى است بر مساله چگونگى آفرینش انس و جن. بخش سوم بیانگر نشانه‌ها و آیات خداوند در زمین و آسمان است. در بخش چهارم از نعمت‌هاى دنیوى فراتر رفته، سخن از نعمت‌هاى جهان دیگر است که با دقت و ظرافت خاصى ریزه‌کاری‌هاى نعمت‌هاى بهشتى اعم از باغ‌ها، چشمه‌ها، میوه‌ها، همسران زیبا و باوفا، و انواع لباس‌ها، توضیح داده شده است (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۰۱). و بالاخره در بخش پنجم این سوره اشاره کوتاهى به سرنوشت مجرمان و قسمتى از مجازات‌هاى دردناک آن‌ها آمده است، ولى از آنجا که اساس سوره بر بیان رحمت الهى است در این قسمت توضیح زیادى داده نشده، به عکس نعمت‌هاى بهشتى که به طور مشروح و گسترده آمده است آنچنان که دل‌هاى مؤ منان را غرق سرور و امید کرده، غبار غم را از دل برمى‌دارد، و نهال شوق را در خاطر مى‌نشاند (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۰۲).
فضیلت تلاوت سوره الرحمن از آنجا که این سوره حس شکرگزارى را در انسان‌ها به عالیترین وجهى بر مى‌انگیزد، و بیان نعمت‌هاى مادى و معنوى دنیا و آخرت شوق طاعت و بندگى را در دل او افزایش مى‌دهد فضیلت‌هاى فراوانى براى تلاوت آن در روایات آمده است

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه دربارهادبیات فارسی، زیست شناسی، اندازه گیری، دانشجویان
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید