بر اساس زاویه دید تسلسلی، موارد مشابه مثلا مراحل آفرینش و مقرر ساختن آسمان و زمین، نعمت‌های فراوان بهشت یا توصیف جهنم را پی در پی بیان می‌کند. در سوره الرحمن می‌بینم که خداوند با زاویه دید جهان شمول ابعادی ناشناخته از بهشت و جهنم، احوال بهشتیان و جهنمیان و روز رستاخیز و روز آفرینش را برای ما آشکار می‌سازد و سپس در بعضی آیات زاویه دید را تغییر داده و زاویه دید بسته ای را ارائه می‌دهد تا مخاطب را در مقابل گفته خود که هشدار و یادآوری نعمت‌هاست قرار دهد. همانطور که گفته شد بحث زاویه دید بحثی غایتمند است و همانطور که می‌بینم خداوند زوایای دیدی را انتخاب نموده که بهترین شناخت و معرفت و کنش را در قلب مومنان راستین ایجاد کنند و به گونه‌ای نعمت‌ها را بر ما عیان می‌کند که بهترین شناخت را به مخاطب می‌دهد.
۳-۴-۶-گونه‌های مجابی و تفسیری در سوره الرحمن
قبل از این به این موضوع پرداخته شد که دو ابزار مهم تاثیر‌گذار شناختی گفتمان، گونه‌ی مجابی و دیگری گونه‌ی تفسیری است. بارزترین تفاوت در گونه مجابی عامل اصلی و موثر همان سخن‌پرداز است که به عمل مجاب نمودن گفته‌یاب می‌پردازد، و در گونه تفسیری، عامل موثر و اصلی سخن یاب است که با تفسیر خود به باور می‌رسد. در باب بعد شناختی و معرفتی گفتمان قرآن شناخت به وسیله‌ی گونه‌های مجابی و تفسیری را می‌توان در سراسر سوره الرحمن دید.
در پر تکرار‌ترین و مهمترین بخش سوره با آیه “فبای الاء ربکما تکذبان” روبرو هستیم که در آن از گونه‌ای مجابی یعنی هشدار استفاده شده‌است که مرتبا به گفته‌یاب گوشزد می‌شود و چون گونه‌ای سوال و خطاب مستقیم است گفته‌یاب را نیز به تفسیر و تفکر در آن وا می‌دارد.
یا آیاتی که در رابطه با روز حساب است ،خطاب به جن و انس می‌گوید ” به زودی ای جن و انس به حسابتان خواهیم رسید ” یا در آیه دیگر آمده است ” ای گروه جن و انس اگر می‏توانید از کرانه‏های آسمان و زمین راه فراری یافته بگریزید این کار را بکنید، لیکن از حساب ما و عذاب ما گریزی ندارید، مگر با حجت و عذر موجه”. این آیات به خوبی یکی از گونه‌های مجابی یعنی”تهدید” را نشان می‌دهند.
همچنین در آیه ۴۱ سوره الرحمن “مجرمین از چهره‏شان شناخته می‏شوند، و موی سر و پاهایشان را می‏گیرند و در آتش می‏افکنند” یا آیه ۴۳ و ۴۴ این سوره ” این همان جهنمی است که مجرمین تکذیبش می‏کردند. بین آن و بین آبی در نهایت جوش، آمد و شد دارند” که حالات جهنمیان را در روز حساب توصیف می‌کند با گونه‌ای مجابی یعنی ایجاد “ترس” روبرو هستیم. خداوند با توصیف و ایجاد ترس در دل مخاطب او را مجاب می‌کند که از انکار نعمت‌های پروردگارش دست بردارد.
اما گونه‌های مجابی در این سوره همیشه هم بار منفی ندارد. به طور مثال در آیه ۵۴ سوره الرحمن “در حالی که بر فرش‌هایی تکیه کرده‏اند که آسترش از ابریشم است و میوه‏های رسیده آن دو باغ در دسترس است” با گونه‌ای مجابی به وسیله‌ی “دلربایی” با توصیف حالات خوب و آرامش بهشتیان روبرو هستیم. خداوند با وصف این حالات مخاطب را مجاب می‌کند که هر آن کس که نعمت‌های الهی را انکار نکند و به خدا ایمان داشته باشد چنین جایگاهی خواهد داشت.
یکی از گونه‌های تفسیری این سوره نیز در آخرین آیه این سوره به چشم می‌خورد آنجایی که خداوند می‌فرماید “چه پر برکت است نام رحمان خدا که پروردگار تو و دارای صفات جلال و جمال است”.
در این آیه گفته‌یاب با عبارات “خدای رحمان” و ” پروردگار تو” روبرو می‌شود که وجود این عبارات در کنار هم و بعد از آن گونه‌های مجابی مانند تهدید، ترس و… گفته یاب را به گونه‌ای تفسیر وا‌ می‌دارد که خداوند به او در همه حال با رحم و مهربانی برخورد می‌کند چرا که رحمان یکی از ویژگی‌های خداوند عز و جل است و اینگونه موجب آسودگی خیال گفته‌یاب می‌گردد.
۳-۴-۷- عاطفه در اتصال و انفصال گفتمانی
عاطفه میتواند در فشاره و گسترهی گفتمانی تأثیر به سزایی داشته باشد. هر چه گفتهپرداز در گفتمان، فشارهی بیشتری آشکار کند، اثری عاطفی به وجود میآورد و این نوع اثر دارای دو جنبهی مثبت و منفی است. عاطفه هم در فشاره (اتصال) هم در گستره (انفصال) وجود دارد. در این مبحث با موضوعات عاطفی که در سخن و گفته مطرح میشود، سر و کار داریم. موضوع عاطفی مورد نظر در گستره از زمان و مکانهای وسیعی برخوردار است؛ اما در فشاره دارای زمان و مکان محدودی است. با این وضع مشخص است که هر چه گسترهی عاطفی بالاتر رود و زمان و مکان زیادی داشته باشد، فشارهی عاطفی آن بالاتر میرود.
برای نمونهی “گسترهی عاطفی بالا با فشارهی پایین” میتوان به آیه زیر اشاره کرد:
” بهشت‏ها که از شدت سبزی میل به سیاهی دارند (۶۴)”.
مفاهیمی چون “شادابی، زیبایی و آرامش” که متعلق به دنیای عاطفه هستند، با فشارهی پایین ابراز شده و در عبارت “شدت سبزی” متجلی شده است. این موضوع عاطفی درعبارت “میل به سیاهی دارند” بسط پیدا کرده، یعنی دیدن سبزی و خرمی بهشت و تأثیر آن در جسم نشانهی شادابی و سرسبزی و لطافت و حس خوب است.
یا درآیه زیر گستره در خدمت فشارهی عاطفی است:
“مجرمین از چهره‏شان شناخته می‏شوند، و موی سر و پاهایشان را می‏گیرند و در آتش می‏افکنند (۴۱)”.
در آیه بالا به موضوع عاطفی “در آتش افکندن مجرمین” که در جسم احساس می‌شود اشاره شده، این احساس با فشارهی منفی متجلی شده است. گستره با بیان حالت مجرمان ایجاد شده و با ذکر عبارتهای “مجرمین از چهره‌هایشان شناخته می شوند” یا “موی سر و پایشان را می‌گیرند” به خدمت فشاره میآید و به بسط موضوع حالت جهنمیان میپردازد.
۳-۴-۸- تکرار در سوره الرحمن
در سوره الرحمن ۳۱ بار آیه “فباى آلاء ربکما تکذبان ” تکرار شده است که جزو پرتکرار ترین آیات قرآن است. در خصوص تکرار این آیه نظرات گوناگونی مطرح شده‌است.
همه انواع تکرار در قرآن حاوی قصد و غرض خاصی می‌باشد، که تاثیر کلام را در جان شنونده می‌افزاید، خصوصا در این سوره تکرار لفظ و معانی آیه “فبای الاء ربکما تکذبان” نه تنها ملال‌آور نیست، بلکه شخصیت خفته‌ی آدمی را دگرگون می‌سازد. چنان که ابن رشیق قیروانی گفته است: تکرار در برخی از موارد نیکوست و در بعضی از جاها قبیح است و زشت (حجازی:۱۳۸۳: ۱۵-۱۶). ابن رشیق برخی از تکرار‌ها را نا‌ زیبا شمرده ولی تکرار آیه “فبأی آلاء ربکما تکذبان” را در سوره‌ی الرحمن از معجزات دانسته و آن را بسیار متحسن شمرده، زیرا هربار که خدای بزرگ نعمتی را یادآوری کرده، این آیه تکرار شده‌است. قاضی عبد الجبار می‌گوید که: این آیه تکرار نیست به لحاظ این که بعد از ذکر هر نعمتی آن را بیان کرده است که با نعمت دیگر فرق دارد و اگر از نظر لفظی آیه همان آیه است ولی در هر جا غیر از معنای اول را اراده کرده است.
و بعد ادامه می‌دهد که: تکرار در این جا طرف مورد خطاب را بیشتر به منظور و مراد گوینده می‌رساند، که این نوعی بلاغت است. اگر کسی خرده بگیرد که چرا این آیه بعد از آیات عذاب تکرار شده است، باید گفت که این آیات بازدارنده از معاصی و در جهت ترغیب به انجام طاعات است و در واقع مضامین این آیات نیز از نعمت‎های الهی محسوب می‌گردد و چه بسا که تهدید و وعید خداوند اهمیت بیشتری در مقایسه با سایر نعمت‌ها داشته باشد (حجازی، ۱۳۸۳: ۱۶).
یکی از شیوه‌های قرآن در بیان مطالب خود این است که گاهی پیش از بیان مطلب، مخاطب خود را ندا می‌دهد و از او نام می‌برد. معلوم است که این روش از نظر روانی تاثیر زیادی در مخاطب دارد و او را به اندیشیدن کامل در محتوای خطاب و مطلب ارائه شده وادرا می‌سازد. این موضوع در علوم تربیتی و روانشناسی روشن شده که وقتی متکلم نام مخاطب را به صورت خطاب بیان کند، توجه مخاطب یا شنونده به سخن متکلم جلب می‌شود و او را از حواس پرتی و عدم توجه به سخن نجات می‌دهد. به هر حال ذکر نام یا صفت شنونده در سخن گوینده یکی از شیوه‌های تجربه شده برای جلب توجه اوست. قرآن کریم نیز در موارد بسیاری از همین شیوه استفاده کرده و مخاطب‌های خاصی را نام برده است (جعفری، ۱۳۷۳: ۲۳).
قرآن اعتقاد ندارد که تکرار لزوما مسئله‌ای پیش پا افتاده است. قرآن سرشار از تکرار مضمون و بیان است، همان‌گونه که از کتابی که خود را “ذُکّر” می‌نامد و دغدغه‌ی اصلی‌اش تبیین پیام الهی به شکاکان و معترضین و نیز مومنین و مسلمین است انتظار دیگری نمی‌رود. تکرار عقیده‌ای مذهبی را جلوه‌ای دو چندان می‌بخشد (حُری، ۱۳۸۶: ۳۳۹).
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می‌فرماید: در سوره الرحمن ۳۱ بار جمله “فباى آلاء ربکما تکذبان ” که به وسیله آن از بندگانش اقرار بر نعمت‌هاى خود مى‌گیرد در آن ذکر شده.
تکرار آیه “فباى آلاء ربکما تکذبان ” آن هم در مقطع‌هاى کوتاه آهنگ جالب و زیبایى به سوره داده، و چون با محتواى زیبایش آمیخته مى‌شود و جاذبه خیره‌کننده‌اى پیدا مى‌کند، لذا جاى تعجب نیست که در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (ص) نقل شده است که فرمود: « لکل شىء عروس و عروس القران سوره الرحمن جل ذکره” :” براى هر چیزى عروسى است، و عروس قرآن سوره الرحمن است» (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۰۲). پس از ذکر این نعمت‌هاى گوناگون مادى و معنوى در آخرین آیه مورد بحث جن و انس را مخاطب ساخته، مى‌گوید: “کدامیک از نعمت‌هاى پروردگارتان را تکذیب مى کنید؟!”. نعمت‌هایى که یکى از دیگرى گران‌بهاتر و پرارزشتر است، نعمت‌هایى که سراسر زندگى شما را در برگرفته، و هر یک نشانه روشنى از قدرت و لطف و مهر پروردگار است، چگونه ممکن است این‌ها را تکذیب کرد؟! این استفهام، استفهام تقریرى است که در مقام اقرار گرفتن مى‌آورند (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۲۴).
خداوند متعال از بندگانش بعد از ذکر این نعمت‌ها نسبت به یک یک آن‌ها اقرار مى‌گیرد، و این جمله را در ذکر نعمت‌هاى دیگر تکرار مى‌کند که مجموعا ۳۱ بار مى‌شود. این تکرار نه تنها منافاتى با فصاحت ندارد بلکه خود یکى از فنون فصاحت است، این درست به آن مى‌ماند که پدرى فرزند فراموشکارش را مخاطب ساخته مى‌گوید: آیا فراموش کردى کودکى خرد و ناتوان بودى؟ خداوند منان نیز نعمت‌هاى گوناگونش را به این بشر فراموشکار یادآور مى‌شود، و به دنبال هر بخش از این نعمت‌ها از او سوال مى‌کند کدامیک از این‌ها را مى‌توانى انکار کنى؟! (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۲۵) نعمت‌هاى معنوى؟ یا نعمت‌هاى مادى؟ نعمت‌هاى این جهان؟ یا نعمت‌هاى بهشتى؟ نعمت‌هایى که سر تا پاى وجود شما را فرا گرفته و دائما غرق در آنید، و گاه بر اثر غرور و غفلت همه آنها را به دست فراموشى مى‌سپرید، و از بخشنده اینهمه نعمت‌ها و کسى که در انتظار نعمت‌هایش در آینده هستید غافل مى‌شوید؟ کدامیک را منکر هستید؟ (مکارم شیرازی،۱۳۸۷: ۱۹۷).
آیت الله طباطبایی در خصوص تکرار در سوره الرحمن می‌فرماید: آنچه در عالم هست

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه دربارهتحلیل محتوا، روانسنجی، علوم تجربی، همسانی درونی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید