به بعد گفتهای یکی از امتیازهای مهم زبان انسان است. به همین دلیل است که انسان در خود محصور نمیماند و با زمانها و مکان‌ها و عاملهای دیگر پیوند میخورد» (شعیری،۱۳۸۹: ۲۷).
در سوره الرحمن نیز این اتصال و انفصال گفتمانی به چشم می‌خورد. در بعضی آیات خداوند انگشت نشانه را به سوی انسان گرفته و مستقیما او را خطاب می‌کند و در بعضی از آیات میدان گفتمانی را به گفته تغییر داده و از مکان و زمان گفته یاب فاصله می‌گیرد و به ذکر نعمت‌ها به صورت عام می‌پردازد و به ذکر مکان‌ها و زمان‌هایی در گذشته یا آینده، اشاره می‌کند که باعث خروج از گفتمان به گفته می‌شود.
الف) اتصال (قبض یا فشاره) در سوره الرحمن
اگر گفتهپرداز در میدان عملیاتی زبان که منجر به تولید گفتمان میشود، محصور بماند با درونهی زبانی در این میدان به تولید معنا و مفهوم میپردازد و جسمار نیز بیشتر در این دنیای درونی تمرکز می‌کند. در این موضعگیری شاخصهای ارجاعی عملیات خود را شروع میکنند و سخن گفتهپرداز را بسته نگه میدارند و گفتهپرداز را نیز در مکان و زمان مشخص نگه میدارند و گفتمان، وضعیتی تک بعدی پیدا میکند. این نوع گفتمان دارای سه عامل “من”، “اینجا” (مکانی) و “اکنون” (زمانی) است.
نمونه اتصال گفتمانی سوره الرحمن در آیه پرتکرار این سوره به چشم می‌خورد: “دیگر کدامیک از نعمت‏های پروردگارتان را تکذیب می‏کنید؟”
در این آیه خداوند انس و جن مخاطب قرآن را مستقیما مورد خطاب قرار داده و می‌بینیم که زمان و مکان گفته‌یاب و گفته‌خوان یکی شده و گفتمان در فضای بسته قرار گرفته است و اینگونه قبض و فشاره در گفتمان این سوره ایجاد شده است. یعنی بعد از ذکر نعمت‌ها در میدان گفته‌ای در این آیه وارد میدان گفتمانی می‌شود و مکان و زمان مخاطب با گفته‌پرداز یکی شده و مستقیما مورد عتاب خداوند قرار می‌گیرد.
فشاره، قرار گرفتن در زمان حال گفتهپرداز و قطع ارتباط با گفته است که با مشخصههای، عامل “من و ما”، عامل مکانی “اینجا”، عامل زمانی “اکنون” همراه است. در این صورت که موضعگیری گفتمان، متکی بر اتصال است، گفتمان باز‌نمودی از خود و دنیای خود دارد که دنیایی محدود با فشارهی منفی یا مثبت است.
قبض(فشاره) در دو‌حالت، اتصال‌گفتمانی تولید میکند که هنگام ارزش‌گذاری موضوع(سخن) صورت می‌گیرد:
۱- ارزشیابی منفی: هرگاه موضوعی رخ دهد و در قطب منفی قرار بگیرد، گفتهپرداز آن را یک اتفاق یا آن را فاجعه میداند. این ارزش‌گذاری بستگی به نوع فشارهای دارد که برآن موضوع ایجاد میشود.
۲- ارزشیابی مثبت: در این حالت گفتهپرداز یا به موضوعی بینظیر میپردازد یا این که آن را نسبتاً تأیید میکند. «یا موضوعی بینظیر است یعنی این که از فشارهی بالایی برخوردار میباشد و یا این که برای آن موضوع از واژهی “قابل قبول” و “بد نیست” استفاده میگردد که حکایت از فشارهی پایین دارد» (شعیری،۱۳۸۹: ۱۶۸).
برای نمونه در سوره الرحمن میتوان به آیه زیر اشاره کرد که فشاره با بار مثبت ایجاد کرده است:
“آری مگر جزای احسان جز احسان می‏تواند باشد؟ (۶۰) “.
در این گفتمان، گفتهپرداز (خداوند) با درونههایی که ارزش مثبت دارند، باعث اتصال گفتمان میگردد. گفته‌پرداز به وسیلهی عامل مکانی “اینجا” که از شناسهی فعل فهمیده میشود و نیز به وسیلهی عامل زمانی “اکنون” که از کلمات آیه دریافت میگردد، وضعیتی تک‌بعدی که تنها در حصار خود اوست ایجاد نموده‌است.
نمونه‌ای از ” فشارهی بالا و منفی” را میتواند در آیات زیر می‌توان دید:
“ای گروه جن و انس اگر می‏توانید از کرانه‏های آسمان و زمین راه فراری یافته بگریزید این کار را بکنید، لیکن از حساب ما و عذاب ما گریزی ندارید، مگر با حجت و عذر موجه (۳۳). پس دیگر کدامیک از نعمت‏های پروردگار خود را تکذیب می‏کنید؟ (۳۴). آتشی بدون دود و آتشی دیگر با دود بر شما مسلط می‏کند، و دیگر نمی‏توانید یکدیگر را یاری کنید (۳۵)”.
در این آیات، عاملِ “ما”، عامل مکانی (اینجا) _که از سیاق سخن فهمیده میشود_ و عامل زمانی (اکنون) مثلا در عبارت” راه فراری یافته بگریزید”، حضور دارند و اینگونه با خطاب مستقیم و عتاب‌آمیز، و به وسیله عباراتی چون”راه فرار” و آتش” و “نمی توانید یکدیگر را یاری کنید” فشاره بالا با بار منفی و اتصال گفتمانی را به وجود آورده است.
نمونه اتصال‌گفتمانی سوره الرحمن با ارزش‌گذاری مثبت و فشاره پایین را می‌توان در آخرین آیه سوره دید:
“چه پر برکت است نام رحمان خدا که پروردگار تو و دارای صفات جلال و جمال است (۷۸)” .
در این آیه، عاملهای “تو” و “اکنون”– که از سیاق سخن فهمیده میشود_” (زمانی)، اتصال گفتمان در این آیه از سوره را نشان میدهد و فشارهی پایین آن را باز نمود کرده است. بر خلاف خطاب مستقیم و منفی آیات قبل در این آیه خطاب قرآن با بار مثبت است و گویی دل مخاطب (گفته یاب) با این اتصال گفتمانی و عبارت” پروردگار تو” آرام می‌گیرد.
ب) انفصال (بسط یا گستره) در سوره الرحمن
هرگاه در میدان عملیاتی زبان، گفتمان تولید شود، عواملی که پیش از این به آنها اشاره شد؛ حضور پیدا میکنند، گفتهپرداز در این میدان گاهی بیرون میرود و وارد گفته میگردد، گفتهپرداز با این کار خود در گفتمان توقف ایجاد میکند و از حالت حضوری که دارد، جدا میشود که به این کار، “انفصال گفتمانی” می‌گویند. البته برای فهم این جریان در میدان عملیاتی زبان به هنگام انفصال با سه عامل “او”، “غیر اینجا” و “غیر اکنون” مواجه میشویم که جریان انفصال را گویا میکند:
انفصال همان گسترهی زبانی است که گفتهپرداز با خارج شدن از دنیای انحصاری با حوزهی وسیعی از دنیای بیرون روبهرو میشود و هر آن چه از دایرهی گفتمان غایب بوده، آنها را حاضر میکند. با این برش، گفته‌پرداز از عاملهای خود فاصله میگیرد و با زمان خود که زمان حال است، قطع ارتباط میکند که باعث کثرت در سخن میگردد.
«پس شاخصهای انفصالی سبب تعدد و کثرت در سخن میگردند و بسط و گسترش آن را در پی دارند. بر این اساس دنیای جدیدی از گفتمان باز میگردد که ما در آن با مکانها، زمانها و کنشگرانی نامحدود و بی‌نهایت مواجه میشویم» (شعیری،۱۳۸۹: ۳۰).
در گفتمان این سوره می‌بینیم که خداوند پس از ذکر هر نعمت، با اتصال گفتمانی آن را یادآوری می‌کند و بعد از آن دوباره با انفصال گفتمانی به ذکر وقایع (مانند روز آفرینش آسمان و زمین و مقرر کردن خورشید و ماه و یا روز رستاخیز و روز حساب) یا نعمت‌ها و مکان‌ها (بهشت و جهنم) که حاضر نیستند، می‌پردازد.
برای نمونه میتوان به انفصال گفتمانی در آیه زیر اشاره کرد:
“پس روزی که آسمان شکافته شود، آن وقت مانند روغن مذاب سرخ می‏گردد (۳۷)”.
خداوند در این آیه از اتصال گفتمانی خارج شده و با بسط و گسترهی گفته پیوند ایجاد می‌کند و دایرهی وسیعی را میپیماید و افقهای ناپیدای دنیای اتصال گفتمانی را با این انفصال و برش حاضر میکند و به سخن و موضوع، کثرت و تعدد میبخشد. انفصال گفتمانی با این عاملهای اصلی صورت گرفته است: “غیرمن”، یعنی عاملهای بیرونی دیگر،”غیر اینجا”، مثل “روز قیامت”، “غیر اکنون”، یعنی زمان‌های غایب (روزی که در آینده اتفاق می افتد) در گفتمان، که در این انفصال حاضر میشود.
نمونه‌ی دیگری از انفصال گفتمانی را می‌توان در آیه ۵۰ یا ۵۴ این سوره دید:
در آن دو بهشت دو چشمه جاری است (۵۰).
در حالی که بر فرش‌هایی تکیه کرده‏اند که آسترش از ابریشم است و میوه‏های رسیده آن دو باغ در دسترس است (۵۴) .
در این آیات انفصال گفتمانی با ذکر عامل‌های “او” و “غیر اینجا” و ” غیر اکنون” که از کلماتی مثل “آن دو بهشت” و شناسه زمانی افعالی مثل” تکیه کرده‌اند” به چشم می‌خورد. خداوند با انفصال گفتمانی و برش، مکانی همچون بهشت را حاضر کرده‌است که با مکان و زمان گفته‌یاب فاصله دارد و اینگونه به موضوع و سخن کثرت داده‌است.
۳-۴-۵- زوایه دید در سوره الرحمن
گفته‌پرداز بر اساس انتخابی که از عناصر و اشکال گفته‌ای انجام داده و جهتی که به آن بخشیده است‌،‌ تصویری ممکن از صحنه‌ی پدیدار‌شناختی به وجود آورده است. این تصویر خود بر اساس رابطه‌ی حسی_‌ادراکی گفته‌پرداز با واقعه بیرونی شکل گرفته است. آنچه در شکل‌گیری گفته‌های متفاوت با گونه‌ی پدیدار‌شناختی مشترک دخیل است، تغییر زاویه دید است. به این ترتیب که مبدا و مقصد موقعیتی که گفته بر اساس آن تحقق یافته است، متفاوت می‌شود (شعیری، ۱۳۸۹، ۱۱۴-۱۱۳).
با نگاهی به هر گفته، می‌توان بر این نکته تاکید نمود که گفته‌پرداز در پی جلب توجه مخاطب بر روی یکی از عناصر گفته بوده است. به همین دلیل، آن را در جایگاهی قرار داده است که قبل از هر عنصر دیگر تجلی یابد (شعیری، ۱۳۸۹: ۱۱۵).
هر داستان به طریقی روایت می‌شود و حتی ممکن است در یک داستان از چند زاویه دید مختلف روایت استفاده شود. زاویه دید، نمایش‌دهنده شیوه‌‌ای است که نویسنده با کمک آن داستان خود را به خواننده ارائه می‌دهد. در واقع زاویه دید، روایتی است که به کمک آن موضوع خود را نقل یا مطرح می‌کند. زاویه دید در قرآن زاویه دید بیرونی است. زاویه دید بیرونی در حیطه‌ی “عقل کل” یا “دانای کل” قرار می‌گیرد. فکری برتر از خارج، شخصیت‌های داستان را رهبری می‌کند و از نزدیک بر اعمال و افکار آن‌ها آگاه است و در حکم خدایی است که از گذشته، حال و آینده آگاه است (میرصادقی، ۱۳۸۵: ۳۹۲).
گفته‌پرداز با دیدگاه یا زاویه دید خود در متن قرار دارد و گفته‌خوان گفته‌پرداز را در متن پیدا می‌کند. اگر خط زمانی و مکانی همزمان باشد گفته‌پرداز و گفته‌خوان روبروی هم هستند. اگر زمان و مکان گفته‌پرداز و گفته‌خوان یکی باشد به کنش می‌انجامد و با عمق بیشتری به کنش نزدیکتر است، در این حالت معنا بسیار به ما نزدیک است و تاثیر عاطفی بیشتر است. گفته‌یاب به وسیله‌ی دیدگاه یا همان زاویه‌دیدش فشاره عاطفی را بالا می‌آورد و گفته‌خوان را به زمان اکنون نزدیک می‌کند. هر چه به مکان اکنون نزدیک‌تر باشیم فشاره عاطفی هم بالا تر می رود. فشاره عاطفی باعث می‌شود گفته‌یاب حضور خود را در متن بسیار زیاد حس کند و احساس کند گفته‌پرداز با او سخن می‌گوید و روی سخنش با گفته‌یاب است. ولی با تغییر زاویه دید و هرچه زمان دورتر می‌شود این حالت تبدیل به دانستن معمولی می‌شود و به کنش نمی‌انجامد.
از ویژگی‌های زبان قرآن، زاویه دید قرآن در روایت‌هاست. ‌ قرآن کریم، ‌‌‌از آنجا که روایت محض خداست نه تنها ظاهر امور بلکه باطن امور را نیز در نظر دارد و گاه در میانه روایت ظاهری از پشت پرده سخن می‌گوید و به وسیله زاویه دید انتخابی ما را با رازی که پشت آن پنهان شده آشنا می‌کند.
در بحث بعد شناختی در سوره الرحمن می‌بینم که خدواند از زاویه دید جهان شمول به بررسی نعمت‌ها می‌پردازد و در بعضی آیات

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه دربارهادبیات فارسی، سطح معنادار، روانسنجی، توزیع فراوانی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید