می‌شود تا همان گونه که در تفاسیر هم گفته شد نعمت‌های گوناگون مادی و معنوی خداوند را به منکران و فراموشکاران یادآوری کرده و این نعمت‌ها را در ذهن مخاطب قرآن تثبیت کند.
آهنگ گفتار یک کمینه است که هدفی را دنبال می‌کند و با نمود و نظم خاصی ظاهر می‌شود. این آهنگ کلام حرکت در گفتمان را نشان می‌دهد و تجلی بخش فضای عاطفی حاکم بر گفتمان است. همانطور که در نمودار نیز می‌بینیم ابتدای سوره با ریتم یکنواخت و تکراری از فشاره‌های عاطفی که نتیجه‌ی خطاب مستقیم در این آیه است و سپس ذکر نعمت‌ها و معرفی و شناختی جدید که گستره‌ی معرفتی جدید ایجاد می‌کند، به وجود آمده است و ادراک و حس مخاطب را درگیر کرده و باعث ایجاد اثرات عاطفی در گفتمان شده است. یعنی مخاطب، آهنگ کلام را که در نمود استمرار و تکرار تجلی یافته احساس و ادراک کرد و بر اساس آن دچار تنش‌های عاطفی و احساس برانگیختگی شده است. در گفتمان این سوره و بر اساس نمودار سپس می‌بینم که بعد از استمرار و ریتم تکرار و آمادگی احساس و ادراک مخاطب در این ریتم و ضرب آهنگ با پیشرفت هر چه بیشتر گستره‌ی شناختی و فشاره‌های عاطفی حرکتی رو جلو و افزایشی به وجود آمده است. اینگونه با تعامل عناصر کمی و کیفی در گفتمان سوره ریتم ابتدایی تبدیل به ریتمی سینوسی و رو به جلو شده که نشانه از افزایش و درگیری دوچندان احساس و ادراک مخاطب و افزایش دو برابری فشاره‌های عاطفی در انتهای سوره است. این قسمت از نمودار تنشی سوره نشان دهنده‌ی اوج فشاره‌ها‌ی عاطفی است که در تعامل با گستره‌های شناختی به وجود آمده اند.
همانطور که می‌دانیم در بسیاری از موارد گستره‌های عاطفی سبب افزایش فشاره‌های عاطفی می‌شود که این فشاره‌ها می‌تواند فشاره‌های مثبت یا منفی باشند. ریتم آهنگ کلام نشان دهنده‌ی تاثیر‌گذاری تنش‌های عاطفی موجود در گفتمان سوره بر مخاطب است یعنی بعد از مرحله‌ی آماده سازی عاطفی در ابتدای سوره، در مراحل انتهایی سوره درگیری تخیل مخاطب برای معناسازی در فضای تنشی مطرح شده و کاملا احساس و عاطفه مخاطب تحت تاثیر قرار گرفته است. این ریتم رو ‌به‌ جلو و هیجانی تا انتهای سوره که ذکر نام خدا و صفت رحمانیت خداوند به صورت مستقیم به مخاطب سوره است، ادامه دارد. نام و صفت رحمانیت خداوند همچون مرحمی بر ذهن و ادارک مومن راستین می‌نشیند و بر انگیختگی‌‌های پییش آمده به واسطه‌ی فشاره‌های منفی پیشین درقسمت‌های قبل را به فشاره‌های مثبت عاطفی تبدیل می‌کند (نمودار ۳-۲۳).
فصل چهارم : تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان یک نگاره ایرانی- اسلامی
۴-۱- خوانش گفتمانیِ نگاره یوسف و زلیخا اثر کمال الدین بهزاد
شکل ۴-۱- گریز یوسف از زلیخا اثر بهزاد( نقاشی ایران از دیرباز تا کنون، پاکباز)
قصه‌ها و روایات قرآن به دلیل بار معنوی و اخلاقیشان بارها و بارها مورد توجه هنرمندان قرار گرفته اند. یکی از مهمترین حکایت‌های قرآن، داستان حضرت یوسف است که به احسن القصص معروف شده است زیرا دارای نکات و پند‌های بسیاری است و همین نکته باعث شده است این قصه توسط شاعران بسیاری مورد توجه قرار گیرد و هنرمندان را به این وا داشته است تا نکات و پندهای بسیار این حکایت را به تصویر بکشند. از جمله این هنرمندان نگارگر ایرانی-اسلامی کمال الدین بهزاد است که صحنه‌ای خاص از این داستان یعنی واقعه گریختن یوسف (ع) از زلیخا را انتخاب کرده‌است. تحلیل این نگاره به عنوان نمونه‌ی تصویری، گفتمان را خارج از بحث انحصاری نوشتار و در تصویر نشان می‌دهد.
اگر به دال و مدلول سوسوری حضوری انسانی، موضع‌دار، هدفمند و جهت‌دار را بیفزاییم زبان از قالب مکانیکی خارج گشته و در فرایندی سوبژکتیو قرار می‌گیرد و که به دلیل تعاملی پویا با مخاطب (گفته یاب) به گفتمان تبدیل می‌گردد. و اگر این گفتمان از عناصر دیداری مثل خط، رنگ، نور، کادر، فضا، مکان، پرسپکتیو و … استفاده کند گفتمانی دیداری است (شعیری، ۱۳۹۱: ۱۲). مقوله‌هایی چون کانال‌های حسی، فضا، زمان، فضای تنشی از جمله ویژگی‌های گفتمان‌های دیداری هستند. تعامل، چالش، هم‌آمیختگی و زوایای دید، هدف‌مندی و دخالت همه عوامل گفتمانی (حتی بیننده) در تولید معنا سبب می‌شود این نوع گفتمان را گفتمان دیداری بنامیم.
برای تجزیه و تحلیل گفتمان تصویری نگاره نیاز است بدانیم در ساختار این نگاره چه عناصری بکار رفته تا با بررسی آن‌ها مشخص شود کدام عناصر و کدام تدابیری هنرمند در راس آفرینش اثر هنری در راستای فشاره و کدام اجزا و عناصری در راستای گستره تصویری قرار داشته و باعث تعامل این دو شده و در نهایت چگونه این عناصر فضای ارزشی تولید کرده‌اند.
هنر ابزارها و الفبای ویژه‌ی خودش را دارد و با بعد‌های گوناگونش خوانش‌های جدیدی از اثر هنری را ایجاد می‌کند و اینگونه به القای اندیشه هنرمند به نگرنده کمک می‌کند. هر اثر هنری در زیر پوشش فیزیکی و هندسی خود بعد روحانی و ضمنی نیز دارد که فهم و درک این نادیدنی‌ها با بررسی بعد دیداری آن حاصل می‌شود و بررسی هر دو بعد اثر هنری باعث می‌شود گفتمان تصویری و چگونگی کارکرد آن موثر‌تر و پیام هنرمند ملموس‌تر به بیننده که اثر را نظاره‌گر است القا شود. پس بدیهی است که نخست ابعاد ملموس اثر هنری را بررسی کنیم و در کنار آن به ابعاد ناملموس ولی محسوس آن بپزدازیم. شناخت و درک ابعاد ملموس اثر هنری نخستین گام برای رسیدن به مفاهیم و مضمون و در نتیجه بررسی گفتمان اثر هنری است.
۴-۲- ویژگی‌های نگاره گریز یوسف از زلیخا
نگاره‌های ایرانی از ویژگی‌های خاص و گوناگونی نسبت به همین گونه معادل‌های تصویری در غرب برخوردارند. بر اساس تعریف رویین پاکبار در کتاب دایره المعارف هنر (۱۳۸۶) ویژگی‌های اصلی هر نگاره اسلامی-ایرانی شامل ویژگی‌های بینشی، مضمونی، ساختاری، فنی و… است. این نگاره نیز به عنوان هنر نگارگری ایرانی_اسلامی دارای این ویژگی‌ها می‌باشد و می‌توان به این ویژگی‌ها در این نگاره نیز اشاره کرد.
۴-۲-۱- ویژگی بینشی نگاره:
افکار نگارگر (بهزاد) از طریق الفت با شعر و ادب فارسی به حمکت کهن ایرانی و عرفان اسلامی پیوسته است. نگارگر ایرانی هرگز در پی بازنمایی طبیعت نیست بلکه کوشیده است اصل و جوهر صور طبیعی و طرح متجلی در باطن خویش را به تصویر درآورد. بهزاد به عنوان هنرمند واقگرا مطرح بوده است اما می‌بینیم که او واقعیت را از طریق نشانه‌ها بیان می‌دارد. بهزاد در نگاره خود روش مفهومی را جایگزین روش بصری کرده است. پس هنرمند نگارگر ایرانی هرگز مفاهیم و مضمون را فدای واقعیت‌گرایی محض نمی‌کند همانطور که بهزاد نیز با بیان نشانه‌های مادی و زمینی این داستان به مضمون والا و معنوی آن می‌پردازد.
۴-۲-۲- ویژگی مضمونی نگاره:
در نگاره ایرانی ملاحظه می‌شود که نگاره با ادبیات فارسی پیوند تنگاتنگ دارد. بهزاد کارمایه خود را بر اساس منظومه‌ی فارسی هفت اورنگ و شاعرانی چون جامی و سعدی برگرفته است. به زبان دیگر اینکه آن روح معنوی و فرهنگی که در آثار شاعران آمده در اثر هنرمندی چون بهزاد به زبان خط و رنگ بیان شده است. در اینجا می‌بینم که بهزاد به روایتگری نپرداخته است بلکه فقط به جوهر و عصاره مضمونی داستان پرداخته و بدین صورت صور خیال در شعر فارسی را با نقاشی منطبق کرده است. شاعران می‌کوشند تا با استعارات خود روایتی را وصف کنند و بهزاد کوشیده است با زبان تصویر و معادل‌های تصویری این زبان استعاری را بیابد و به کار برد.
این نگاره برای نسخه خطی از بوستان سعدی در تاریخ ۸۹۳ قمری کشیده شده‌است که شامل دو بخش نوشتاری و تصویری است. بهزاد اولین هنرمندی بود که نوشتار را با تصویر و این دو را در تعامل با هم به تصویرکشید و در این امر مبدع بود.
دفتر سوم دیوان هفت اورنگ اثر جامی مربوط به داستان یوسف و زلیخاست. در این داستان زلیخا از شدت عشق به یوسف (ع) و بی توجهی یوسف (ع) به دایه اش شکایت می‌کند و دایه‌اش که ناراحتی زلیخا را می‌بیند به او راهی را نشان می‌دهد تا چگونه بتواند یوسف (ع) را به دام بیاندازد. زلیخا که از این پیشنهاد مسرور می‌شود به دایه اش می‌گوید معماری را مامور کند تا کاخ زیبایی را برای قصد و نیت او بسازد. در این داستان زلیخا معماران را مامور می‌کند تا در همه جای کاخ تصاویر زیبا و اغوا کننده‌ای از زلیخا و یوسف را مصور کنند.
بهزاد از سه بیت از مثنوی هفت اورنگ جامی در میان کتیبه‌ها و نقوش بهره برده است که دو بیت آن را در قسمت میانی اثر و در بالای درب دوم از پایین یعنی محلی که زیر پای حضرت یوسف قرار دارد جا داده است:
اگر نظارگی آنجا گذشتی
زحسرت در دهانش آب گشتی
درو جز عاشق و معشوق کس نی
گزند شحنه و آسیب عسس نی
سومین بیت هم در محل پیشانی (اصطلاحی در معماری که بهزاد آن را به تصویر کشیده) یعنی در بالای محل حضور پیکره‌ها آمده است:
صفای صفه‌هایش صبح اقبال
فضای خانه‌هایش گنچ آمال
بیت اول در توصیف نقاشی‌هایی است که معمار از یوسف و زلیخا در کاخ کشیده است و اشاره دارد که جز آن دو کسی در آنجا نبوده است. همچنین نام اثر، سال اثر و امضای بهزاد جزو اجزای نوشتاری دیگر اثر است. این نگاره جزو محدود آثاری است که بهزاد به امضا‌ی خود درآورده است.
در شعری که جامی سروده است از ویژگی‌های معماری و زیبایی‌ها و نقش و نگار و رنگ‌ها و تزیینات کاخ به تفصیل سخن گفته ‌است و بهزاد نیز بر اساس آن نگاره خود را طراحی و رنگ‌آمیزی کرده است اما از پرداختن به جزئیات برای جلوگیری از خدشه‌دار شدن و درگیر تفنن شدن هنرش پرهیز کرده‌است.
او در القای معانی مورد نظرش از حکایت سعدی استفاده کرده است. اشعار پایین نگاره از سعدی است که از حکایات در باب نهم بوستان سعدی با عنوان “در توبه و راه صواب” آمده است. این اشعار بی مقدمه داستان را شروع می‌کند و راه شروع حرکت چشم بیننده می‌شود:
بتی داشت بانوی مصر از رخام
بر او معتکف بامدادان و شام
در آن لحظه رویش بپوشید و سر
مبادا که زشت آیدش در نظر
غم آلوده یوسف به کنجی نشست
به سر بر ز نفس ستمگاره دست
زلیخا دو دستش ببوسید و پای
که ای سست پیمان سرکش درآی
بیت دیگر به صورت مایل در پایین سمت چپ آمده است که نشان از توجه خاص گفته‌پرداز (بهزاد ) به آن بوده است. گویا این بیت چشم و دل گفته‌یاب را برای ادامه راه نظاره هدایت می‌کند:
چنان دیو شهوت رضا داده بود
که چون گرگ در یوسف افتاده بود
و یک بیت که در میانه نگاره آمده است و نشان از اهمیت او در رسیدن فهم گفته‌یاب به مضمون اصلی دارد و گفته پرداز (بهزاد) به صورت مایل آن را به سمت و جهتی گذاشته است که علاوه بر راه پلکان‌ها چشم را به سمت واقعه اصلی در تابلو هدایت کند:
زلیخا چو گشت از می عشق مست
به دامان یوسف درآویخت دست
جامی در شعر خود بازگو می‌کند که زلیخا

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درموردمواد غذایی، منابع طبیعی، شرایط آب و هوایی، نواحی روستایی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید