د به چاپ رسیده است. جلد یک تا چهار این اثر فرهنگ است و جلد پنجم آن، به مقالات و دستور زبان اختصاص دارد.
1-7-2- پایان نامه ها
ارسلان درگاهی (1345)، پایان نامه ی خود را تحت عنوان « فعل واژه در گویش آملی و فعل واژه در زبان فارسی » نگاشته است. او در این رساله، به بررسی ساختار کلی گویش آملی و عنصر فعل پرداخته است. هدف رساله ی نادر جهانگیری (1353) با عنوان « بررسی تعداد،توزیع و گسترش گویش های رایج در استان مازندران«، تهیه ی اطلسی از گویش های رایج در استان مازندران است. بررسی انجام شده، وجود 14 گویش مختلف را نشان می دهد. « بررسی اجزاء کلام در گویش مازندرانی شرقی و لهجه ی آملی» که رساله ی مجید ولایی (1373) است، به بررسی اجزاء کلام و دستور گویش مازندرانی می پردازد. پایان نامه ی فرشته مومنی (1374) با عنوان « بررسی زبانشناختی دامنه ی شمال البرز مرکزی با ارائه ی اطلس زبانی و مقاسیه ی آن با گویش های همسایه» است. نویسنده با ارائه ی اطلس زبانی، مقایسه ای با گویش های همسایه دارد. پایان نامه ی محمد رضا فخر روحانی (1375) با عنوان « نفی در گونه ی شرقی مازندرانی » پژوهشی است درباره ی نفی در گونه ی شرقی گویش مازندرانی. « واژگان گویش مازندرانی و معادل فارسی و حتی- الامکان ریشه یابی هریک» رساله ی احمد نعیمی(1377) است. پژوهنده به بررسی واژگان مازندرانی و معادل فارسی و ریشه یابی واژه ها می پردازد. سید یحیی موسوی با پایان نامه ی خود « ساخت واژه در گویش مازندرانی » به ساختار واژه در گویش مازندرانی را پرداخته است. حسن بشیر نژاد (1379) تلاش می کند در رساله ی خود « بررسی جایگاه و کاربرد فارسی و مازندرانی دانش آموزان و معلمان دوره ی متوسط شهرستان آمل » کاربرد گویش مازندرانی در کنار فارسی رادر حوزه های مختلف نشان دهد و برخی عوامل اجتماعی موثر در این کاربردها و نیز نگرش های موجود نسبت به دو زبان را در شهرستان آمل مورد بررسی قرار دهد. موضوع رساله ی محمود میر اسماعیلی (1380) « بررسی خطاهای زبانی در نوشتار فارسی آموزان مازندرانی زبان با توجه به سطح متوسط زبان آموزی » است. نویسنده، به طبقه بندی خطاها، بسامد آنها و عوامل به وجود آورنده ی آنها می پردازد. سیروس ابراهیم پور(1380) گروه اسمی گویش مازندرانی را بر اساس نظریه ی ایکس تیره مورد تحلیل قرار داده است.عنوان رساله ی او « بررسی ساختمان گروه اسمی بر مبنای نظریه ایکس تیره» است. جعفر اکبر پور (1381) در رساله ی خود « بررسی خطاهای نوشتاری زبان آموزان مازندرانی پایه ی چهارم و پنجم شهرستان بهشهر» به بررسی خطاهای نوشتاری شش نفر از دانش آموزان پایه ی چهارم و پنجم در شهرستان بهشهر پرداخته است. پایان نامه ی زبیده یدالله پور (1385) با عنوان «بررسی آواشناختی گویش مازندرانی( لهجه بابلی) »، به تحلیل آواهای بابلی و استخراج ویژگی آکوستیکی آنها و مقایسه با فارسی و یافتن ویژگی های مشترک و متفاوت آنها به منظور تسهیل امر آموزش زبان فارس به گویشوران بابلی اختصاص دارد. رساله ی حسن بشیر نژاد (1386) با عنوان « مازندرانی: جایگاه و کاربرد و نگرش های گویشوران در استان مازندران»، به بررسی جایگاه جتماعی و میزان کاربرد مازندرانی در حوزه های مختلف، نگرش گویشوران نسبت به زبان مازندرانی و روند زوال یا حفظ این زبان اختصاص دارد.
1-7-3-مقالات
شکری ( 1369) در اثرش «ساخت فعل در گویش مازندرانی ساری» به ساختار فعل می پردازد. کلباسی(1372) در مقاله ی « پیشوندهای تصریفی و اشتقاقی در افعال گویش مازندرانی کلاردشت» با ذکر این نکته که فعل در این گویش، ساختار کاملاً متفاوتی با فعل در زبان فارسی دارد، پیشوندهای تصریفی، اشتقاقی و پیشوندهای نفی را مورد بررسی قرار می دهد. فخرالدین سورتیچی(1375) در مقاله ی « تکواژهای وابسته ی گویش مازندرانی » به بررسی انواع پیشوند ها و پسوندها می پردازد. شکری (1377) در مقاله ی « ماضی نقلی در گویش مازندران و گیلان » پس از بحث اجمالی درباره ی افعال، به زمان ماضی نقلی در مازندرانی و گیلانی اختصاص داده است. مقاله ی فخر روحانی (1380) با عنوان « ساخت واژه های غیر- شخصی از گویش مازندرانی » به ساخت های غیر شخصی و جنبه های کاربرد شناختی آن در مازندرانی اختصاص دارد. عبدی طبری(1380) در مقاله ای تحت عنوان «حروف اضافه در گویش مازندرانی( ساری) » به بحث حروف اضافه می پردازد. همین نویسنده (1381) ساخت سببی را نیز در مقاله ی « ساخت سببی در گویش مازندرانی » مورد بررسی قرار می دهد. حبیب برجیان (1383) شناسه های فعل را در مقاله ی « شناسه های فعل در مازندرانی شرقی » بررسی نموده است. آقاگلزاده (1383) در مقاله اش با عنوان « برخی تغییرات آوایی و فرایندهای واجی فعال در گویش مازندرانی » به تصیف و تبیین برخی از ویژگی های فعال آوایی و فرایندهای واج شناختی گویش مازندرانی می پردازد. کلباسی (1384) در مقاله ی « شباهت ها و تفاوت- های گویش ها تالشی، گیلکی و مازندرانی»، سه گویش اسالمی (شهرستان تالش)، اسلشی(در شرق گیلان) و کلاردشتی( غرب مازندران) را از لحاظ صرفی،نحوی و آوایی مورد مقایسه قرار داده است. کامبوزیا (1384) در مقاله اش با نام « تاثیر تکیه در زمان افعال در گویش مازندرانی قائمشهر » به نقش تمیز دهنده ی تکیه در زمان دستوری افعال در گویش مازندرانی قائمشهر می پردازد.

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق در موردمعرفت شناختی، جهان اسلام، نامه نگاری، بیمارستان ها

1-8- تاریخچه ی بابل
بابل در قدیم مامطیر نام داشت. در دوره ای که مرعشیان در مازندران حکم می راندند، نام آن را به بارفروش ده تغییر دادند. اما در اواخر دوره ی صفویه به بارفروش و در دوران رضاخان به شهرستان بابل تغییر نام پیدا کرد.
مامطیر از مناطق کهن طبرستان بود. در کتابهای پیش از اسلام ازجمله هرودوت و پلوتارک، نامی از مامطیر برده نشده است( محمود زاده 225:1350). اما با توجه به کاوش های سطحی که از تپه های باستانی اطراف آن صورت گرفته، قدمت آن به هزاره ی اول قبل از اسلام می رسد( نیاکی 1379: 247). نخستین بار، مؤلفان قرن سوم هجری از جمله ابن فقیه و ابن رسته (290) در آثار خود از مامطیر نام برده اند.
درباره ی وجه تسمیه مامطیر نظرات مختلفی بیان شده است. مهجوری(200:1345) با استناد به نامه ی پورداوود می نویسد: مامطیر مناسب است که از دو کلمه ی “ما” و “میترا” باشد. جزء اول آن به جای ماه و به معنای ایزد باشد و در زبان پهلوی میتر و در فارسی مهر است. و این وجه مناسب است که محل مزبور مسکن پیروان میترا بوده است.
صالح طبری(33:1386) اشاره می کند که از قرن سوم با آمدن داعی کبیر(حسن بن زید علوی) به طبرستان، نام مامطیر در وقایع تاریخی این منطقه ذکر می شود. مامطیر در قرن های بعدی رو به وسعت و آبادانی گذاشت و به گفته ی یاقوت حموی در اوائل قرن هفتم هجری از نقاط معتبر طبرستان به شمار می رفت. مشخص نیست در دوره ی استیلای مغول بر مامطیر چه گذشته است. ظهیرالدین مرعشی (881 ه.ق) در تاریخ طبرستان می گوید” لشکر مغول در استراباد و مازندران قتل به افراط کردند.”
نام مامطیر در زمان حکومت مرعشیان به بار فروشده تغیییر یافت. نیاکی(39:1379)، در مورد تغییر نام مامطیر به بار فروشده معتقد است که مامطیر در اثر حمله ی مغول و یا یک اثر قهریه مانند سیل و زلزله ی شدید، به کلی خراب شد و سکنه ی آن ترجیح دادند به جای مامطیر ولی نه در جای مامطیر، متصل به آن یا در نزدیکی آن شهرک تازه ای بسازند. آن را به دلیلی که بر ما معلوم نیست بارفروشده نام نهاده اند. در سال 1201 ق، نام بارفروشده به بارفروش تغییر یافت.
دیری نپایید که بارفروش ده از لحاظ نظامی و سیاسی نیز اهمیت یافت. در سال 763ه.ق.، جنگ کیاییان جلالی با سادات مرعشی نزدیک مامطیر و در کنار باول رود اتفاق افتاد. در این جنگ، سادات مرعشی به رهبری سید قوام الدین مرعشی معروف به میر بزرگ، کیاییان را شکست داد. سادات‌ مرعشى‌ تا 1006ق‌ (بجز مدت‌ محدودی‌ از 794 تا 805 ه.ق‌ در زمان‌ تیمور)، همچنان‌ بر آنجا حکومت‌ داشتند، تا اینکه‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ در این‌ سال‌ به‌ حیات‌ سیاسى‌ حکومتهای‌ محلى‌ مازندران‌ پایان‌ داد (حسین‌زاده‌1343: 73). شاه‌ عباس‌ از لحاظ سیاسى‌ و اقتصادی‌ و هم‌ بدان‌ سبب‌ که‌ مادرش‌ از سادات‌ مرعشى‌ بود، دلبستگى‌ خاصى‌ به‌ عمران‌ و آبادانى‌ مازندران‌ داشت‌. بار فروش‌ ده‌ نیز از توجهات‌ شاه‌ عباس‌ نسبت‌ به‌ مازندران‌ بى‌بهره‌ نماند. به‌ فرمان‌ او خیابانهای‌ این‌ شهر، فراخ‌ و سنگفرش‌ شد و بر شمار دکانهای‌ بازار افزوده‌ گردید (برزگر، 1334: 41)؛ همچنین‌ در میان‌ مردابى‌ که‌ نزدیک‌ شهر قرار داشت‌، جزیره‌ای‌ ساخته‌ شد و در آن‌ جزیره‌، قصری‌ موسوم‌ به‌ «بحر ارم‌» بنا گردید و از این‌ جزیره‌ تا شهر پلى‌ تعبیه‌ شد که‌ 29 پایه‌ از آجر و آهک‌ داشت‌ . این‌ بنا تا روزگار ناصرالدین‌ شاه‌ پا برجا بود و در دومین‌ سفر وی‌ به‌ مازندران‌ در1292ق‌ مرمت‌ شد تا آنکه‌ سرانجام‌ در 1310ش‌، در دوران‌ رضا شاه‌ این‌ دریاچه‌ که‌ به‌ باتلاق‌ تبدیل‌ شده‌ بود، خشک‌ شد و آن‌ جزیره‌ نیز هموار گردید ( صالح طبری 1378).
دپلانهول13 (2008)که در سایت ایرانیکا بخش بابل را نگاشته است می نویسد: در اوائل دوره ی صفوی مردم این منطقه در بخش قدیمی شهر مسکن گزیدند. شاه عباس نیز باغ شاه یا باغ ارم را در آنجا بنا نهاد. با این وجود، تا اوائل دوره ی قاجاریه چیزی بیش از یک روستا نبود. بارفروش‌ در دوره قاجار دارای‌ 25 محله‌، 6 مدرسه‌، 4کاروانسرا، 14 حمام‌ و 14 مسجد بوده‌، همچنین‌ در این‌ شهر یک‌ محله ی یهودی‌نشین‌ با 85 خانه‌،2 کنیسه‌ و1 مدرسه‌ که‌ درآن‌ زبان‌ عبری‌ تدریس‌ مى‌شده‌، وجود داشته‌ است ( مکنزی‌83:1899 .(
پیترو دلا واله14 (1627) نیز از بابل[ بارفروش] تنها به عنوان یک روستا یاد می کند. این شهر در نتیجه ی افزایش جمعیت در جلگه ی دریای خزر در قرن هجدهم، گسترش پیدا کرد و صاحب قدرت شد. خصوصاً در اواخر قرن هجدهم و اوائل قرن نوزدهم، به واسطه ی افزایش تجارت روسیه با بخش های جنوبی دریای خزر، این شهر جایگاه خوبی را ب
ه دست آورد. ج.ب. فراسر15 در سال1822، درباره ی این شهر گزارش

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید