دانلود پایان نامه

۱-۱-۱-۱- نقش سازمان ملل متحد در سلامت و صلح بینالمللی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سازمان ملل به عنوان تنها سازمان بینالمللی جهانی که وظیفه اصلی آن حل مسالمتآمیز منازعات است، از چند امتیاز مشخص برخوردار است. یکی از آنها این است که تمامی کشورهای عضو بواسطه به عضویت درآمدن در این سازمان موافقت کردهاند که نزاعهای خود را به صورت مسالمتآمیز حل کرده به حقوق بشر احترام گذارند. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۲۹) امتیاز دوم این است که سازمان ملل جامعترین سیستم حل منازعه در دسترس را با طیف کاملی از ارگانها (دبیرکل، دیوان داوری بینالمللی و شورای امنیت) و طیف کاملی از روشها (از مساعی جمیله گرفته تا اجرای صلح) تأمین میکند. سیستم آن اساساً حاکی از سه رویکرد متفاوت با حل منازعه است. رویکرد منفعتی، رویکرد حقوقی، رویکرد قدرتی. که هر یک مربوط به یکی از ارگانهای سازمان ملل میشود. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۳۰)
متعاقب خاتمه جنگ سرد، سازمان ملل تلاش کرد تا دستورالعملی برای محیط استراتژیک جدید تعیین نماید. اجلاس شورای امنیت در سال ۱۹۹۲ و دستور کار برای صلح دبیرکلروش های دستیابی به صلح و امنیت، که در میان دیگر مسائل، شامل «دیپلماسی پیشگیرانه» نیز میشد، را مورد بررسی قرار دادند. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۱۸)
اگرچه منشور سازمان ملل مسئولیت اصلی در قبال بقاء صلح و امنیت بینالمللی را به شورای امنیت واگذار کرده است، اما در واقعیت، شورا بهترین ساختار برای اجرای دیپلماسی پیشگیرانه نیست. زیرا اکثر نزاعها تا زمانی که به مرحله درگیری مسلحانه نرسیدهاند در دستور کار شورای امنیت قرار نمیگیرند. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۲۲)
سازمان ملل ابزار رضایتبخشی برای تأمین دیپلماسی پیشگیرانه بدست نیاورده است و تعیین نمایندگان ویژه یا شخصی بر اساس موردی الگویی است که در حال حاضر برای اکثر فعالیتهای صلحسازی و استثنائاً برای دیپلماسی پیشگیرانه مورد استفاده قرار میگیرند، اگرچه این الگو تنها پس از اینکه موارد خاصی تشخیص داده شده و طرفین موافقت کردهاند که از کمک طرف سوم استفاده کنند مفید است. در نتیجه، این الگو نمیتواند جایگزین ظرفیت دیپلماسی پیشگیرانه جامعتر و دائمی شود، که وظیفه آن ترغیب اعضا به استفاده از خدمات کمکی در پیشگیری زودهنگام و بهموقع است. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۵۷)
یکی از عوامل اصلی که هنوز در توانایی سازمان ملل در انجام وظیفه خود به طور مؤثر در زمینه پیشگیری خدشه وارد میکند «تعیین موقعیت بحران» است. به دلیل تمرکز بخشیدن اکثر انرژی خود در مورد این بخش از روند، این سازمان اغلب زمانی دخالت میکند که احتمال تأثیر اقدامات آن «حداقل» است. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۶۰) در نتیجه تلاشهای دبیرخانه سازمان ملل معطوف به صلحسازی بهجای دیپلماسی پیشگیرانه شد و تا زمان پایان جنگ سرد این تلاشها عمدتاً روی مذاکرات آتشبس، عقبنشینی نیروها، به کارگیری نیروهای حافظ صلح و بازگرداندن پناهندگان به وطنشان، بهجای پیگیری مسائل اصلی درگیریها متمرکز بود. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۲۴)
اگر در نظام ملل متحد بر گسترش دموکراسی در درون کشورها و بین ملتها تأکید میشود، مهمترین گام برای نیل به آن کاهش نابرابریهای میان غنی و فقیر و قدرتمند و ضعیف در این نظام است. بنابراین مأموریت شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی دیگر نمیتواند بر مفهوم سلبی صلح متمرکز گردد، بلکه این رکن باید مساعی خود را هر چه بیشتر به مفهوم مثبت صلح و امنیت معطوف سازد. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۷۸)
نوآوری دیگر، برپایی عملیات حفظ صلح به ابتکار دگهمرشولد دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و لسترپیرمون کانادایی در ۱۹۵۶ در قطعنامه مجمع عمومی بود. در قضیه اشغال کانال سوئز شورای امنیت قادر به تصمیمگیری نبود و مجمع عمومی برای مقابله با بحران و کنترل آن تصمیم به برپایی اولین عملیات حفظ صلح با عنوان عملیات اضطراری ملل متحد گرفت. (شایگان، ۱۳۸۰، صص ۲۴۵ و ۲۴۶)
عملیات حفظ صلح صریحاً در هیچ یک از مواد منشور قید نشده است. اما «ضرورت تأمین منافع عالی
بینالمللی در شرایط عدم امکان اعمال سیستم امنیت جمعی» سازمان ملل متحد را به ابداع تکنیک «حفظ صلح» برای اجرای وظیفه اصلی آن یعنی حفظ صلح و امنیت بینالمللی هدایت کرد. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۴۶)
چیزی که مورد نیاز است «برخورد سیاسی کمتر و حرفهای بیشتر» با حل نزاعها در سازمان ملل است، که بتواند کشورهای عضو را در اجرای فصل ششم (حل مسالمتآمیز نزاعها) از طریق ارائه نوع درستی از کمک قابل قبول برای حل نزاعها در مراحل اولیه یاری نماید. همچنین یک مکانیزم موازی نیز مورد لزوم است که بتواند فعالیت خود را روی پیشگیری و اصلاح علل ساختاری درگیری متمرکز کنند. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۲۳) بعلاوه شورای امنیت قبل از هرگونه اقدام برای برپایی عملیات حفظ صلح باید از وجود شرایط لازم برای موقعیت عملیات اطمینان حاصل نماید. مسلماً مهمترین این شرایط صرفنظر از کسب رضایت طرفین مخاصمه وجود اراده سیاسی برای متوقف کردن مخاصمات و برقراری آتشبس است. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۷۳)
احترام به پارهای اصول بنیادین حفظ صلح برای موفقیت آن ضروری است. سه اصل بویژه حائز اهمیت است: رضایت طرفین، بیطرفی، عدم استفاده از زور بجز در دفاع از خود. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۷۲) اصل دیگری که رعایت آن در عمل برای موفقیت عملیات حفظ صلح ضروری است، اصل وحدت فرماندهی عملیات است. بنابراین تجربه نشان میدهد که چنانچه شورای امنیت بخواهد تکنیک حفظ صلح را به عنوان ابزاری مؤثر و معتبر حفظ نماید باید به اصول بنیادین آن وفادار بماند. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۷۴)
مسلماً دیپلماسی پیشگیرانه و عملیات حفظ صلح به عنوان نوعی وسیله اجرای این دیپلماسی، ماهیتاً از ابزار فصل ششم منشور است. شورای امنیت طبق ماده ۳۴ میتواند هر اختلاف یا بحران را قبل از آنکه منجر به درگیری و مخاصمه گردد، مورد بررسی قرار دهد، «بدین منظور که تعیین نماید آیا محتمل است ادامه اختلاف یا وضعیت مزبور حفظ صلح و امنیت بینالمللی را به خطر بیندازد». در صورتی که شورای امنیت وجود خطری را در صورت ادامه اختلاف یا وضعیت محرز بداند، میتواند «روشها یا ترتیبهای تصفیه مناسب را توصیه نماید». یکی از روشهایی که شورای امنیت برای جلوگیری از اوجگیری اختلاف یا بحران و تبدیل آن به تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی میتواند بهکار گیرد، استفاده ار عملیات حفظ صلح با مأموریت و هدف پیشگیرانه است. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۶۴)
شورای امنیت سازمان ملل متحد چنانچه حداقل احتمال دهد که ادامه نقض حقوق بشر در یک کشور، صلح و امنیت بینالمللی را به مخاطره خواهد افکند، میتواند در چارچوب فصل ششم منشور اقدام به اجرای عملیات امدادی بشردوستانه نماید. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۱۳۱) شورای امنیت ارتباطی بین تخلفات عمده از حقوق
بینالملل بشردوستانه و مفهوم تهدید بر صلح و امنیت بینالمللی برقرار میکند تا بتواند تصمیماتی را در چارچوب فصل هفتم بگیرد که جنبه الزامآور داشته باشند. شورای امنیت با اتخاذ تصمیمات الزامآور به همین منظور، در عمل تبدیل به «نیروی اصلی برای تضمین رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه گشت». (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۲۰۹)
همچنین تصمیم اعضا سازمان ملل و تصویب قطعنامه ۳ نوامبر ۱۹۵۰ مجمع عمومی تحت عنوان «اتحاد برای صلح» صلاحیت مجمع عمومی را برخلاف عبارات ماده ۱۱ منشور گسترش داد. فرض بنیادین قطعنامه اتحاد برای صلح آن است که هر آنچه را که شورای امنیت از طریق تصمیمی بر طبق فصل هفت میتواند انجام دهد، مجمع عمومی میتواند از طریق توصیه انجام بدهد. (شایگان، ۱۳۸۰، صص ۲۴۵ و ۲۴۶)
اصل عدم مداخله که تضمین کننده و تقویت کننده اصل حاکمیت دولتها و از اصول بنیادین حقوق
بینالملل است در ماده ۲(۷) منشور منعکس گردیده است. این اصل سازمان ملل متحد را از مداخله در اموری که اساساً در صلاحیت داخلی دولتهاست، منع میکند. اصل موصوف یک استثناء دارد و آن وقتی است که شورای امنیت در موارد «تهدید بر صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز» در مورد اقدامات اجرایی بر طبق فصل هفت منشور تصمیم میگیرد. در این وضعیتها، شورای امنیت کاملاً محق به مداخله در اموری است که در غیر اینصورت از امور داخلی یک دولت تلقی میشود. هدف اقدام متخذه توسط شورا، حفظ یا اعاده صلح و امنیت بینالمللی است. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۱۱۹)
مرکز حقوق بشر سازمان ملل، بخش کمک انتخاباتی سازمان ملل، کمیساریای عالی اقلیتهای ملی،
نمایندگیهای دیپلماسی پیشگیرانه درازمدت انواعی از کمکهایی در زمینه پیشگیری از درگیری فراهم میآورد. چیزی که استراتژیهایی را که در بالا ذکر شدند به یکدیگر متصل میکند رویکرد حل مشکل است، که درصدد
برمیآید تا منافع مشروع طرفین را از طریق راهحلهای نو و ابداعی با هم تطبیق دهد. ساختن سیستمهایی برای برخورد با شکایات قبل از آنکه تبدیل به درگیری شوند به راستی در دستیابی به صلح پایدار اساسی است. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۲۴)
۱-۱-۱-۲- نقش سازمانهای بینالمللی و سلامت
اهمیت سازمانهای منطقهای و غیردولتی
در طول چند سال گذشته اجماع روبهرشدی وجود داشته است که جامعه بینالمللی باید مسئولیت بیشتری در کمک به کشورهایی که با مشکلات جدی مواجه هستند و نمیتوانند خودشان آنها را حل کنند بپذیرد. اکثر کشورها توافق دارند که تنها پیگیریتوسعه ها و نصیحت دولتهایی که مشکلاتی دارند کافی نیست. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۱۶) یکی از نکات اساسی برای پیشگیری بوسیله سازمانهای بینالمللی و منطقهای تقویت امنیت انسانی بواسطه تقویت ظرفیت حکومتهاست؛ (پک، ۱۳۸۱، ص ۴۵) علاوه بر تقویتروش های سنتی خود، سازمانهای منطقهای و سازمان ملل در حال کشف رویکردهای جدید بودهاند. این رویکردها شامل جامعهپذیری منطقهای و بینالمللی، کمک و حل مشکل است. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۱۷)
گروههای خاصی از کشورها بهطور رو به افزایشی قادرند با هنجارها و اقدامات گروهی که میتوانند دولتها را در مجموعه خود در جهت رفتار هنجارتر و سازندهتر اجتماعی کند، موافقت نمایند. نتایج این امید را بوجود میآورد که امکان تنظیم هنجارها وروش های دستهجمعی برای ارتقاء صلح پایدار وجود دارد. (پک، ۱۳۸۱، ص ۱۱۸) استانداردهای حقوق بشر نه تنها نسخهای برای دموکراسی فراهم نمود بلکه شکستهای حکومتهای استبدادی را نیز نشان داد. در نتیجه برخورداری از حقوق بشر در برخی کشورها منجر به بروز اشتیاق برای همان برخورداریها در نقاط دیگر شده است. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۱۸)

مطلب مشابه :  مقاله درمورد دانلود گروه های تروریستی

طبق ماده (۱)۵۳ منشور، شورای امنیت میتواند در صورتی که مقتضی بداند از سازمانها و موافقتنامههای منطقهای برای اقدامات اجرایی استفاده نماید. در این مورد منطقهای بودن یا نبودن اختلاف یا وضعیت، اهمیت ندارد. سازمان منطقهای تا آنجا که به ابتکار خود و در حدود صلاحیت خویش برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی اقدام مینماید، موظف است در محدوده منطقه خود باقی بماند. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۴۱) فعالیتهای جامعه اقتصادی اروپا و ناتو در رابطه با وظایف مختلفی که در یوگسلاوی سابق با تأیید و تشویق شورای امنیت عهدهدار شدند، نشان واضحی است از اینکه اقدام «خارج از منطقه» توسط سازمانهای منطقهای قابل قبول است. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۴۲)
یکی از امتیازات سازمانهای منطقهای این است که احتمالاً آنها با عاملین درگیر در منازعات و نیز وضعیت محلی و چگونگی توسعه درگیری آشنا هستند. نزدیکی به محل به نوبه خود میتواند وضعیت را برجستهتر نماید. در زمینه پیشگیری و حل درازمدت درگیری سازمانهای منطقهای حتی میتوانند نقش جامعهپذیری مؤثرتری نسبت به سازمان ملل به دلیل اهمیت روابط منطقهای ایفا نمایند. شباهت هنجارها و ارزشها بین کشورها در یک منطقه و سطح کم درگیری در داخل سازمانی منطقهای ممکن است باعث ارتقاء اجماع و فائق آمدن بر اینگونه مشکلات بشود. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۳۳)
در این اوضاع و احوال که جهان از مرحله رقابت بین سازمانهای منطقهای که حداقل یکی از اعضا آن عضو دائم شورای امنیت است، گذر کرده و وارد مرحله همکاری بعد از جنگ سرد شده است استفاده از
سازمانهای منطقهای و نهادن بخشی از بار مسئولیت سنگین سازمان ملل متحد در امر حفظ صلح بر عهده آنها به عنوان راهحلی مؤثر مطرح شده است. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۱۸) اما فعال شدن سازمانهای منطقهای در حفظ صلح و امنیت منطقهای نباید به نحوی صورت گیرد کهدهه ها تلاش برای تثبیت قاعده «منع توسل به زور» و منحصر کردن آن به شورای امنیت به عنوان تنها رکن صالح جهانی را نادیده بگیرد و روزنههایی در قاعده یاد شده ایجاد نماید. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۲۷۸)
در پاییز ۱۹۹۱، سازمان کشورهای امریکایی مجازاتهایی را بر علیه رژیم دیکتاتوری هائیتی وضع کرد، در اکتبر ۱۹۹۲ نیز نماینده دائم بنین در سازمان ملل متحد به نمایندگی از سوی جامعه اقتصادی دولتهای آفریقای غربی که یک سازمان زیرمنطقهای است، از شورای امنیت درخواست کرد تحریمهای اقتصادی و تسلیحاتی متخذه توسط آن سازمان را به جامعه بینالمللی و درواقع به دولتهای غیرعضو جامعه اقتصادی دولتهای آفریقای غربی تسری دهد. شورای امنیت در ۱۹ نوامبر ۱۹۹۲ ، ضمن آنکه بر طبق فصل هفت منشور تحریمی تسلیحاتی را برعلیه لیبریا وضع کرد، از کلیه دولتها خواست اقدامات اتخاذ شده توسط جامعه اقتصادی
دولتهای آفریقای غربی را رعایت نمایند. این عملیات حفظ صلح به دلیل تجزیه دولت لیبریا بدون رضایت آن دولت صورت گرفت. (شایگان، ۱۳۸۰، صص ۲۳۵ و ۲۳۶)
سازمانهای غیردولتی محدودیت کمتری نسبت به سازمانهای بینالدولی در برقراری ارتباط آزادانه با طرفین غیردولتی که درگیر منازعه هستند دارند. با توجه به کار سازمان غیردولتی که در محل انجام
میشود بسیاری از آنها همچنین قادرند به حل منازعه (و حتی آشتی) در سطح اجتماع موردنظر کمک کنند. امتیاز سازمانهای غیردولتی این است که آنها میتوانند اشکال مختلف داشته و نقشهای بسیاری ایفاء نمایند. خصوصیت چند بعدی و انعطافپذیری سازمان غیردولتی به آنها اجازه میدهد مشکلات خاص را برجسته کرده و روی مسائل به روشهایی کار کنند که معمولاً سازمانهای بینالدولی قادر به انجام آنها نیستند. (پک، ۱۳۸۱، ص ۳۳۴)

مطلب مشابه : 

۱-۲- نقش سازمان بهداشت جهانی در مسئله سلامت
۱-۲-۱- پیشینه سازمان بهداشت جهانی
در سده گذشته شاهد تغییرات شگرفی در زمینهروش های زندگی و اندیشه بودهایم. استعدادهای برجسته و فناوریهای انسان، راهحلهایی را برای ما طراحی کردهاند که در ۵۰ سال پیش حتی جرأت تصور آنها را نداشتیم. اکنون بر بیماریهایی چیره شدهایم که تا پیش از این درمانناپذیر به نظر میرسیدند. ما میلیونها نفر را از مرگ و ناتوانیهای زودرس نجات دادهایم و تلاش ما برای دستیابی به راهحلهای بهتر برای سلامتی، باید ادامه یابد. (بخشی از پیام دکتر گروهارلم برونتلند مدیر کل سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۳۸۰)
سازمان بهداشت جهانی یکی از آژانسهای سازمان ملل متحد است که مهمترین هدف آن هماهنگی و ارتقاء وضعیت بهداشت عمومی در سطح جهان است. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۴۵ با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد تشکیل یافته و در سال ۱۹۴۶ قانون اساسی خود را تصویب نمود و از ۷ آوریل ۱۹۴۸ که بعدها روز جهانی سلامت لقب گرفت به اجرا گذاشته شد. (دانشکده پیراپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۹)
سازمان بهداشت جهانی مسئولیت هدایت


دیدگاهتان را بنویسید