دانلود پایان نامه

افراد مبتلا به سوءمصرف مواد می تواند مسئول اعمال خود باشد، هدف معالجه باید مبتنی بر بازسازی عمیق شخصیتی باشد. تحقیقات نشان داده که اکثر سوءمصرف کنندگان مواد به صورت داوطلبانه وارد جریان درمان نمی شوند. اما زمانی که مراجعین انگیزه بالایی برای ترک اعتیاد داشته اند، به احتمال قوی تر درمان ها اثرگذاری بیشتری خواهند داشت. گرچه بهبود لزوما به داوطلب بودن مراجعین بستگی ندارد و برخی مطالعات نشان می دهند که نرخ بهبودی افرادی که به اجبار وارد فرآیند درمان شده اند، تقریبا به اندازه کسانی است که داوطلبانه وارد فرآیند درمان شده اند (گلستانی، 1387).
اما بسیاری را عقیده بر آن است که تا زمانی که فرد خود در این راه مصمم نباشد، و به این نتیجه نرسد که باید درمان شود، بهبودی رخ نخواهد داد و چنانچه آگاهی و خواست خود فرد در روند درمان مورد توجه قرار نگیرد، گاه حتی این فرآیند آسیب زا نیز خواهد بود. در جریان استفاده از رویکرد فرانظریه ای آمادگی مراجعان برای تغییر سنجیده شده و با توجه به وضعیت و درجه آمادگی مراجع، انگیزش او توسط مجموعه ای از فنون در جهت ترک اعتیاد تغییر می یابد (مرادی، حیدری نیا، بابایی و جهانگیری،1388)
یک جنبه شایان توجه این تغییر شناسایی این موضوع است که انگیزش مراجع را می توان تحت تاثیر قرار داد. قبل از این، انگیزش به عنوان خصوصیتی تلقی می شد که قابل تغییر نیست. چنانچه مراجعی بدون انگیزه تصور می شد، امید کمی به موفقیت در درمان او وجود داشت و مراجعینی که آمادگی کافی برای تغییر نداشتند، برای درمان مناسب تشخیص داده نمی شدند. اعتقاد بر این است که فردی که مواد مخدر را ترک می کند، پس از ترک به علل مختلفی گاهی اشتیاق به مصرف مواد مخدر را تجربه می کند که این عامل در بیشتر مواقع موجب عدم مقاومت و بازگشت او به سوی مواد می گردد (راسل ، 2013).
آموزش چگونگی مقاومت در مقابل مصرف مواد برای این افراد بسیار حائز اهمیت است. در موقعیتی که فرد اقدام به ترک کرده است، این امکان وجود دارد که از طریق دوستان قدیمی در موقعیت فشارزایی برای مصرف مجدد قرار گیرد، این مسئله زمانی که فرد از نظر ابراز وجود دچار مشکل باشد و یا نگرش مثبتی نسبت به مواد داشته باشد، تاثیرات بارزتری بر جا می گذارد (مار و همکاران، 2013).
تا معتاد خود دلیل محکمی برای مصرف نکردن نداشته باشد، عملا هر گونه درمانی به ویژه درمان پزشکی صرف بی نتیجه است و در واقع کمک به معتاد برای بازگشت به زندگی سالم و اتخاذ شیوه های رفتاری متناسب با هنجارهای جامعه و پذیرش ارزش های آن قبل از هر اقدام دیگری، از اهمیت زیادی برخوردار است و تا زمانی که سوء مصرف کننده مواد قادر نشود زندگی همراه با مصرف مواد مخدر را با زندگی بدونه مصرف آن به خوبی مقایسه کند و به ویژه آثار این دو شیوه زندگی را در آینده تحلیل نماید، بازگیری، توانبخشی و پیگیری، ثمربخش نخواهد بود (ماردن، کروچ و دیکمنته، 2001، ترجمه ضیاالدین، حسینی فر، نوکنی و طوفانی،1392).
اما مدل فرا نظریه ای گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر، بر پیمودن پنج مرحله دلالت دارد، مرحله پیش از تفکر: این مرحله مرحله ای است که هنوز فرد معتاد تصمیم نگرفته است، برای تغییر رفتار خود اقدام کند و در این مرحله غالبا فرد قادر به دیدن مشکلی که دارد، نیست. اغلب کسانی که در این مرحله قرار دارند هنوز رفتار خود را مشکل ساز نمی دانند و معمولا آن را مطلوب هم می دانند، بنابراین انگیزش کمی برای تغییر آن دارند. مرحله دوم تفکر است. زمانی که فرد متوجه نیاز و ارزش تغییر شرایطی که در آن قرار دارد می شود وارد مرحله تفکر خواهد شد. این مرحله با تردید و دودلی نسبت به ترک یک الگوی رفتاری (مثلا مصرف مواد) و حرکت به سمت الگوی رفتاری جدید همراه است. در این مرحله ارزیابی از مزایا و مضرات، منافع و معایب الگوی رفتاری فعلی و همچنین الگوی رفتاری جدید صورت می گیرد. در این مرحله افراد مایل به تغییر خود هستند اما هنوز خود را متعهد و ملزم به این کار نمی بینند (آلورد ،2014).
مرحله سوم آمادگی و عزم: در این مرحله معتاد تصمیم می گیرد در آینده ای نزدیک رفتار اعتیادی خود را اصلاح کند. معمولا فرد برای مدت کوتاهی در این مرحله می ماند. البته باید دقت کرد که فرد لزوما به مرحله بعد نخواهد رفت. مرحله عمل: توقف الگوی قدیمی رفتار و شروع رفتار جدید، حاکی از آن است که فرد در مرحله تغییر است. اقدام، مرحله رفتاری آغازین، در مسیر ایجاد الگوی رفتاری جدیدی است. رفتار جدید باید در طی زمان حفظ شود تا عادت جدیدی پا بگیرد و مرحله نگهداری (ماندگاری): برای اینکه رفتار جدید به عادت تبدیل شود باید با سبک زندگی فرد درآمیزد. این وظیفه مرحله ابقا است. در خلال این مرحله، الگوی رفتاری جدید خودکار می شود و تفکر یا تلاش اندکی برای حفظ آن لازم است. به هر حال در طی این مرحله هنوز هم خطر همیشه حاضر و امکان بازگشت به الگوی رفتاری قدیمی وجود دارد (ماردن، کروچ و دیکمنته، 2001، ترجمه ضیاالدین، حسینی فر، نوکنی و طوفانی،1392).
در پایان باید گفت، با فراهم نمودن پروتکل های درمانی مناسب با وضعیت بیماران وابسته به مواد افیونی می توان بر سازه های شناختی این افراد تاثیر مثبت گذاشت. با توجه به آنچه بیان شد در افراد وابسته به مواد افیونی مشکلات جسمانی، اجتماعی- روانی و اقتصادی فراوانی ادراک می شود، که بر انعطاف پذیری کنشی و نوع باورهای آنان اثرات منفی می گذارد و می توان با ارائه رویکرد درمانی مناسب در جهت کاهش اختلالات شناختی افراد وابسته به مواد افیونی تلاش ورزید. لذا پژوهشی در این زمینه صورت خواهد پذیرفت.
بیان مسئله
اعتیاد نیز از گذشته های دور همراه جوامع انسانی بوده است و به صورت یک معضل اجتماعی مطرح بوده است (عفراوی، 1390). افراد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها و شکست ها، ناتوانی در برخورد با مسایل و ناکامی در زندگی، عدم ثبات عاطفی و ناملایمات دیگر ممکن است به سو مصرف مواد روی آورند. اگر سو مصرف مواد و اعتیاد کنترل نشود به نوبه خود موجب از بین رفتن انسجام روانی و هیجانی شخص می شود و آثار زیان بری بر خانواده و سلامت اجتماع وارد می آید (باوی، 1388).
افرا وابسته به مواد افیونی، با بسیاری از مشکلات اجتماعی، شخصیتی روبرو هستند. معتادین انعطاف پذیری پایینی در برابر تنش ها و رویدادهای ناگوار دارند (جلالی، 1389). سعیدی (1391) در طی پژوهشی بر روی معتادین بیان نمود که بین انعطاف پذیری کنشی معتادین با افراد عادی تفاوت وجود دارد و معتادین انعطاف پذیری کنشی پایین تری نسبت به افراد عادی دارند.
باید گفت، انعطاف پذیری کنشی یکی از سازه های اصلی شخصیت است و برای فهم انگیزش، هیجان و رفتار مفهوم سازی شده است (مینایی، 1392). یکی از ابعادی مهم و تاثیر گذار بر سلامت روان میزان انعطاف پذیری کنشی افراد است. زیرا که انعطاف پذیری کنشی به افراد توانایی می بخشد تا با مشکلات و ناملایمات زندگی روبرو شوند بدون اینکه دچار آسیب شوند و حتی این موقعیت ها را فرصتی برای ارتقا و رشد شخصیت خود مورد استفاده قرار دهند (کامرون و دیگران، 2009، به نقل از شاکری نیا و محمدپور، 1389).
انعطاف پذیری کنشی ظرفیتی ذاتی نیست، بلکه رفتار تاب آورانه اکتسابی است. فرایندی که اگر ایجاد گردد می تواند به فرد برای غلبه بر تنش ها و رویدادهای ناگوار کمک نماید. عدم گسترش انعطاف پذیری کنشی می تواند ایجاد کننده تجارب منفی باشد و علت ناسازگاری، تحمل کم و عدم تطابق با شرایط محیطی و استرس زا را باعث شود و در نهایت طیف سلامت روان را بر هم زند (استیو ، 2013).
همچنین در این افراد به دلیل سبک تفکر و ناسازگاری، باورهای فراشناختی پیش بینی کننده تجربه احساسات منفی، مانند اضطراب و افسردگی می شوند (پورنامداریان، بیرشک و اصغرنژاد، 1390). جی یونگ (2013) طی تحقیقی بر روی افراد وابسته به مواد نشان داد که، افراد وابسته به مواد دارای باورهای فراشناختی بالاتری نسبت به افراد بهنجار هستند. باورهای فراشناختی، از عوامل مؤثر در وضعیت سلامت روانی هستند و می توان با تغییر فراشناخت هایی که شیوه های ناسازگارانه تفکرات منفی را زیاد می کند و یا باعث افزایش باورهای منفی عمومی می گردند، وضعیت سلامت روانی را به مخاطره اندازد. باورهای فراشناختی، باورهایی هستند که به کنترل ناپذیری، اهمیت و خطرناک بودن افکار و تجربه های شناختی مربوط می شوند (زمانزاده، 1392).
باورهای فراشناختی پیش بینی کننده تجربه احساسات منفی، مانند اضطراب و افسردگی هستند. همچنین، پژوهش ها نشان می دهند که باورهای فراشناختی مثبت و منفی ممکن است سبب تداوم نگرانی شوند (پورنامداریان، بیرشک و اصغرنژاد، 1390). این باورها مسبب اختلالاتی می شوند که سبک تفکر و سازگاری فرد را تحت تاثیر قرار می گیرد و بی اختیار به تأکید و تقویت پاسخ های هیجانی پیش می روند که بیشتر از همه ناشی از تکرار نشخوار فکری و نگرانی است (اسکریج ، 2010).
اما می توان بیان نمود که برای کاهش چنین باورهای منفی و افزایش انعطاف پذیری معتادین، درمان های غیر دارویی می تواند تاثیرات شگرفی بر میزان مشکلاتشان داشته باشد. یکی از این روش ها گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر است. استراتژی های درمانی مدل تغییر انگیزش بر اساس مدل فرانظری است که بر تغییر رفتار مبتنی است. این مدل یک چهارچوب یکپارچه برای درک، اندازه گیری و مداخله رفتار فراهم می آورد. در این مدل تغییر به عنوان پیشرفت در خلال یک توالی 5 مرحله ای در نظر گرفته می شود. از یک مدل پیش تامل اولیه که مراجع درباره تغییر فکر نمی کند تا مرحله تامل، آمادگی، عمل و پنجمین مرحله یعنی نگهداری که مراجع در این مرحله تغییر دراز مدت خود را حفظ می کند (تات ، 2012).
یک جنبه مهم این تغییر، این شناخت است که انگیزش مراجع می تواند دستکاری شود. تحقیقات متعددی مفید بودن ملاحظات مبتنی بر این مدل را در طیفی از جمعیت با رفتارهای بی شمار را مورد حمایت قرار می دهند. بسیاری از کلینیک های عمومی بهداشت روانی و سومصرف مواد که در حال حاضر این رویکرد را در برنامه های درمانی خود مورد استفاده قرار می دهند، گزارش های مثبتی در مورد استفاده از این رویکرد درمانی را می دهند (ماردن، کروچ و دیکمنته،2001، ترجمه ضیاالدین، حسینی فر، نوکنی و طوفانی، 1392).
جان (2014) در تحقیقی دیگر به تاثیر گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر استرس و اضطراب طی 14 هفته مداخله درمانی و پیگیری آن پس از سه ماه بر روی افراد وابسته به مواد به این نتیجه دست یافت که گروه درمان مبتنی بر مراحل تغییر باعث کاهش سطح استرس و اضطراب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل می گردد. در نتیجه گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر رویکرد درمانی اثربخش بر کاهش استرس و اضطراب افراد وابسته به مواد است.
در فرایند درمان میتنی بر مراحل تغییر، تمرکز بیشتر بر تغییر انگیزش فرد مبتلا به سوء مصرف مواد است که در آینده نزدیک تغییر صورت خواهد پذیرفت. در این درمان سعی بر این است که در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد کفایت شخصی، آزاد سازی خود، کنترل محرک، شرطی زدایی و روابط یاری رسان تغییر و تقویت گردد و افراد هدف گزینی و حل مساله را قرا گیرند (گلستانی،1387).
اما باید اشاره نمود که در این افراد درمان به شیوه گروهی می تواند تاثیرات شگرفی ایجاد نماید، زیرا که گروه درمانی هم از نظر هزینه و مدت زمان با صرفه است و تجارب جدید برای برقراری ارتباط با دیگران را یاد می گیرد و در مشکلات خود هم دردی را بیشتر احساس می نماید و اعتماد به نفس وی بالاتر می رود (خدایی و همکاران، 1389).
به نظر می رشد افراد وابسته به سومصرف مواد به دلیل مشکلات هیجانی و رفتاری و جسمانی که دارا می باشند از انعطاف پذیری کنشی پایینی برخوردارند و نوع باورهای آن ها مخدوش است. از طرفی مداخله های فعال و درمانی مناسب برای تعدیل مشکلاتشان می تواند بسیار با ارزش باشد. درمان مبتنی بر مراحل تغییر از جمله درمان های مفید و تازه ای است که کمتر در حیطه اثربخشی آن بر ابعاد شناختی و فکری افراد وابسته به مواد پرداخته شده است و با انجام پژوهش در این راستا می توان میزان اثربخشی آن را در جامعه درمانگران اعتیاد بازخورد نمود. لذا در پژوهش حاضر این مسئله مدنظر می باشد که آیا گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر انعطاف پذیری کنشی و باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیونی اثربخش است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش