دانلود پایان نامه

نیاز به کنترل افکار 32/231 1 32/231 11/138 001/0 86/0 1
وقوف شناختی 08/249 1 08/249 72/150 001/0 87/0 1
همان طوری که در جدول 4-10 مشخص است، با کنترل پیش آزمون بین معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ انعطاف پذیری کنشی تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0> p و 02/79=F). به عبارت دیگر، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر با توجه به میانگین انعطاف پذیری کنشی معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش نسبت به میانگین گروه کنترل، موجب افزایش انعطاف پذیری کنشی گروه آزمایش شده است. میزان تأثیر یا تفاوت برابر با 78/0 می باشد. به عبارت دیگر، 78 درصد تفاوت های فردی در نمرات پس آزمون انعطاف پذیری کنشی مربوط به تاثیر گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر می باشد. بنابراین فرضیه اول تحقیق تأیید می گردد.
همانگونه که در جدول 4-10 مشخص است، با کنترل پیش آزمون بین معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ باور مثبت درباره نگرانی (001/0> p و 87/139=F)، باور درباره کنترل ناپذیری (001/0> p و 09/69=F)، اطمینان شناختی کم (001/0> p و 39/79=F)، نیاز به کنترل افکار (001/0> p و 11/138=F) و وقوف شناختی (001/0> p و 72/150=F) تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر با توجه به میانگین باورهای فراشناختی معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش نسبت به میانگین گروه کنترل، موجب کاهش باورهای فراشناختی گروه آزمایش شده است. میزان تأثیرها یا تفاوت ها نشان می دهد که درصدهای تفاوت های فردی در نمرات پس آزمون باورهای فراشناختی مربوط به تاثیر گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر می باشد. بنابراین فرضیه دوم تحقیق تأیید می گردد.
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
خلاصه فصل
هدف تحقیق حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر انعطاف پذیری کنشی و باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیونی بود. پکیج درمانی این تحقیق بر اساس راهنمای عملی گروه درمانی ماردن، کروچ و دیکمنته،2001، ترجمه ضیاالدین، حسینی فر، نوکنی و طوفانی، 1392 طی 15 جلسه 60 دقیقه ایی بر روی گروه آزمایش صورت پذیرفت و از پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کونور و دیویدسون (2003) و پرسشنامه باورهای فراشناختی (30-MCQ) استفاده شد. تحقیق بر روی یک نمونه 30 نفری (15 نفر گروه کنترل و 15 نفر گروه آزمایش) از معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد در مرحله آمادگی و نگهداری صورت پذیرفت. در فصل چهارم داده های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این فصل ابتدا به تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش پرداخته می شود و سپس محدودیت های پژوهش و در پایان پیشنهادات پژوهشی و کاربردی ارائه می گردد
فرضیه اصلی تحقیق در زمینه تاثیر گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر انعطاف پذیری کنشی و باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیون نشان داد که در سطح 001/0 فرضیه اصلی تایید می شود و بین معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه های آزمایش و کنترل از لحاظ یکی از متغیرهای وابسته (انعطاف پذیری کنشی و باورهای فراشناختی) تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان تأثیر یا تفاوت برابر با 94/0 بود که نشان داد، 94 درصد تفاوت های فردی در نمرات پس آزمون انعطاف پذیری کنشی و باورهای فراشناختی معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی مربوط به تاثیر گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر می باشد.
فرضیه اول تحقیق حاکی از این بود که «گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر انعطاف پذیری کنشی معتادین وابسته به مواد افیونی موثر است».
با توجه به نتایج جدول (4-10) مشخص شد، با کنترل پیش آزمون بین معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ انعطاف پذیری کنشی تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر با توجه به میانگین انعطاف پذیری کنشی معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش نسبت به میانگین گروه کنترل، موجب افزایش انعطاف پذیری کنشی گروه آزمایش شد. بنابراین فرضیه اول تحقیق تأیید شد.
نتیجه فرضیه اول تحقیق با تحقیقات ریاضی (1391) که در پژوهشی نشان داد، درمان مبتنی بر مراحل تغییر سبب افزایش تاب آوری بیماران وابسته به مواد افیونی می شود، آلورد (2014) که در پژوهشی دیگر نشان داد گروه درمانی مراحل تغییر در افراد وابسته به سومصرف مواد باعث افزایش انعطاف پذیری کنشی می شود و با تحقیق مار و همکاران (2013) که در طی پژوهشی نشان دادند گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر افزایش میزان تاب آوری تاثیر دارد، همسویی دارد.
در تبیین این فرضیه می توان گفت معتادین وابسته به مواد افیونی به دلیل ادراک چالش های روانی، تعارضات خود و شرایط استرس زا، انعطاف پذیری کنشی پایینی در مقابله با چالش های زندگی دارند. افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی از لحاظ عاطفی نابالغ، عصیانگر، بی قرار و دارای احساسات خصومت زا و استرس فراوان هستند و میزان انعطاف پذیری کنشی آن ها تحت چنین شرایطی پایین است. اما در این تحقیق مشخص شد که، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر موجب افزایش انعطاف پذیری کنشی معتادین وابسته به مواد افیونی می شود.
باید گفت، مداخله گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر، در معتادین وابسته به مواد افیونی به دلیل اینکه سبب توقف الگوی قدیمی رفتار عدم توان تاب آوری می گردد و شروع رفتار جدید، بر پایه انگیزش برای تغییر فرد را فرهم می نماید، سبب می گردد تا افراد با توانایی انعطاف، سرسختی بیشتری در فرایند بهبود شرایط بصورت فعالانه شرکت کنند و به دلیل اینکه در این درمان تغییرات کوچک انعطاف پذیری پاداش و تقویت می شود میزان مقاومت درونی بیشتر می شود. در این پروتکل درمان به دلیل اینکه گروهی اجرا شد افراد از مشکل خود بازخورد مناسبی گرفتند و فرا گرفتند می توانند مسئول اعمال خود باشند، و در مقابله با مشکلات خود بازسازی انعطاف پذیری کنشی عمیقی داشته باشند و همچنین تکنیک ارتباط موثر و امنتاع موثر سبب شد تا معتادین وابسته به مواد افیونی نشانه های عدم تاب آوری در خود را بازشناسی کنند و با تسلط یافتن نقش فعالانه خود در تعدیل مشکلات و استرسورهای وضعیت اعتیاد، مقاومت درونی و کنشی در برابر معضلاتشان افزایش یابد و در این افراد مبارزه جویی، احساس مسئولیت و هدفمندی افزایش یافت و حالت انزوا و درماندگی در مقابل مشکلات کاهش یافت.
در نتیجه می توان گفت، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر در معتادین وابسته به مواد افیونی که در مرحله آمادگی قرا دارند سبب شناسایی ویژگی تاب آوری در برابر مشکلات و چالش ها شد و در این درمان افراد بصورت انگیزشی سرسختانه به ساخت و ترمیم خویشتن پرداختند و با ارائه تکنیک توسعه برنامه عملی انعطاف پذیری کنشی افراد افزایش یافت. در نتیجه گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر افزایش انعطاف پذیری کنشی معتادین وابسته به مواد افیونی تاثیرگذار است و می تواند در کنار درمان های سم زدایی در بهبود تاب آوری افراد اثربخشی داشته باشد.
فرضیه دوم تحقیق حاکی از این بود که «گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیونی موثر است».
با توجه به نتایج جدول (4-10) مشخص شد، با کنترل پیش آزمون بین معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ باور مثبت درباره نگرانی، باور درباره کنترل ناپذیری، اطمینان شناختی کم، نیاز به کنترل افکار و وقوف شناختی تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر با توجه به میانگین باورهای فراشناختی معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی گروه آزمایش نسبت به میانگین گروه کنترل، موجب کاهش باورهای فراشناختی گروه آزمایش شد. بنابراین فرضیه دوم تحقیق تأیید گردید.
نتیجه این فرضیه پژوهش با تحقیقات ابراهیمی، زنجانی و بختیاری (1390) که در پژوهشی نشان داند درمان مبتنی بر مراحل تغییر در گروه آزمایش سبب کاهش باورهای غیرمنطقی افراد وابسته به مواد افیونی می گردد. فرزین راد (1390) که نتیجه گرفت درمان مبتنی بر مراحل تغییر به شیوه گروهی به میزان چشمگیری نگرش های ناکارآمد را کاهش می دهد و راسل (2013) که در پژوهشی نشان داد گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر باعث باور مثبت درباره نگرانی، کنترل ناپذیری، اطمینان شناختی کم، نیاز به کنترل افکار و وقوف شناختی افراد وابسته به مواد افیونی می گردد و گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر کاهش باورهای فراشناختی افراد وابسته به مواد افیونی تاثیر زیادی دارد، همسو می باشد.
در تبیین نتیجه فرضیه دوم تحقیق می توان گفت که، معتادین مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی به دلیل اضمحلال وضعیت روانی و جسمانی و عدم انسجام کامل هیجانی باورهای ناکارآمد و فراشناختی منفی درباره بهبود دارند. بر اساس نظریه کنش اجرایی خودنظم بخش، اختلالات روان شناختی بیماران وقتی تداوم می یابند که باورهای غیرمنطقی از دانش فراشناختی فرد ناشی شود و در موقعیت های مشکل زا فعال شده و پردازش شود. اما در این پژوهش مشخص شد، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر بر کاهش باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیونی اثربخش است.
می توان گزارش نمود که، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر در معتادینی که در مرحله آمادگی و نگهداری قرار دارند، پیامدهای تفکر منفی در مورد عدم توانمندی در بهبودی کامل با ارائه تکنیک های مربوط به کنترل افکار مزاحم و ارائه تکنیک های حل مسئله انگیزشی کاهش داد. درمانی گروهی مبتیب بر مراحل تغییر انگیزشی در این افراد با ارائه افزایش کارآمدی فردی، تقویت مثبت و احساس شدید خودکنترلی کانون توجه معتادین را نسبت به ذهن منفی خود را تغییر داد و با برقراری آرامش فرد در موقعیت باعث شد تا این افراد با توجه به وضع جسمانی و روانی که دارند، نگرش ها، احساسات مثبت و آگاهی بالایی از وضعیت حال نسبتا سالم خود داشته باشند و به دلیل اجرای گروهی درمان و بازخوردهای مشابه بیماران نسبت بهم باعث شد تا بیماران باورهای توانمندی مناسب تری از خود در جامعه را ادراک کنند. به دلیل اینکه اعضای گروه در آن نقشی را که در آن مشکل دارند، بر عهده گرفتند و فعالانه به اجرای نقش خود می پردازند و تقویت و پسخوراند دریافت می نمودند و تمرین های مناسب به این بیماران ارائه شد، باعث شد تا معتادین باورهای فراشناختی که سبب تداوم نگرانی ها می شوند را کمتر نشان دهند و سبب شد در معتادین خودارزیابی های منفی، تجربه احساسات منفی مانند اضطراب و افسردگی، شرایط غیرقابل کنترل و باورهای منفی کاهش یابد و باورهای خودپذیری، اهداف و همچنین رشد شخصی کاهش می یابد، و این درمان بر پایه ایجاد و رشد انگیزش موجب گردید اشتغال های فکری همراه با نگرانی انتقاد از خود کاهش یابد.
در کل می توان نتیجه گرفت، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر آمادگی و نگهداری در معتادین وابسته به مواد افیونی با توجه به ارائه تکنیک ها سبب می گردد فرد استعداد ذاتی برای تغییر در خود را کشف کند و موجب می شود تا این افراد با دریافت انگیزش درونی، خود را مسئول تغییر حالت بدانند و باورهای نگرانی درباره از دست دادن زمان بهبودیشان، نگرانی شدید ناشی از افکار و تصورات منفی و نسبتاً غیرقابل کنترل، اطمینان شناختی کم، نیاز به کنترل افکار و وقوف شناختی را کاهش دهند. در نتیجه می توان اظهار نمود که گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر باعث کاهش باورهای فراشناختی معتادین وابسته به مواد افیونی می شود و این رویکرد درمانی بر کاهش آسیب های روانشناختی معتادین اثربخش است.
محدودیت های پژوهش
1- کمبود زمینه های تحقیقاتی به عمل آمده در رابطه با موضوع تحقیق در داخل و خارج از کشور؛