کودکان و نوجوانان

همیشه وجود الگوها و سرمشق های بزرگ در زندگی انسانها وسیله موثری برای تربیت و پرورش روحی انسانها بوده است، به همین دلیل پیامبران و رهبران معصوم، مهمترین قسمت هدایت و تربیت را با عملشان نشان می دادند. قرآن کریم برای تزکیه و تربیت نفسانی مردم، اسوه های ارزشمندی را که در صفات برجسته انسانی ممتاز بودند معرفی می کند و این یکی از روشهای تربیت است. به تعبیر دیگر، اگر قرآن به توحید و عدالت و صداقت و صبر و تحمل و اخلاص و دیگر صفات نیکو و عقاید حسنه دعوت می نماید، پیش از آن افرادی را که در این صفات و خصال برتر و بهتر از همه بودند به جامعه انسانیت معرفی می کند. به تعبیر علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه، وقتی قرآن کریم در مقام بیان و تعریف نیکی می باشد نیکان و ابرار را برای مردم معرفی می کند.
نقش الگو در هر یک از علوم و فنون و کمالات انسانی این است که جوینده آن می فهمد، وصول به این هدف همچنان که برای او میسر شد، برای من نیز ممکن است. او را از تردید و سرگردانی در انتخاب مناسبترین و نزدیکترین راه، نجات می دهد و موانع و پیچ و خمهای دشوار و رموز موفقیت اسوه و مجموعه تجربه های راهگشای او را در اختیار گرفته و در پیش روی خود قرار می دهد.
از سوی دیگر ارائه سرمشق از این جهت اهمیت دارد که اولا متربی رفتار اخلاقی را در عمل و با همه جزئیات و ظرافت هایی که در اجرای آن وجود دارد، مشاهده می کند و به همین سبب، نه تنها با خود رفتار اخلاقی، بلکه با شرایط تحقق آن و تاثیراتی که بر دیگران بر جای می گذارد و با جایگاه آن در مقایسه با سایر رفتارها پی می برد، ثانیا مشاهده عمل اخلاقی صادر شده از اسوه و مقتدا، امکان عملی شدن آن را به صورت عینی برای متربی اثبات می کند.
در این خصوص می توان گفت: «قرآن کریم مثل علمی است که کلیات درس را در مختصرترین جملات بیان می کند. سپس شاگردان را به عمل به آن امر می کند. بعد اعمال آنها را می بیند، صحیح و فاسد آن را اصلاح می کند، نقص ها و کمبودها را با موعظه، مثال، داستان، وعده به پاداش و جزا رفع می کند.»
همچنین تمامی داستان ها و مثال های قرآن، حول محور توحید، افراد را تربیت می کند. و نیز ویژگی داستان ها و مثال های قرآن برای تربیت اخلاقی انسان ها این گونه معرفی شده است. «اینکه خداوند داستان های انبیاء را بیان می کند، عبادت ها، دعاها و طرز معاشرت شان را با مردم مثال می زند، در واقع خود نوعی تربیت عملی است با ذکر جزئیات آنچه در تمام آنها محور اصلی بحث قرآن است، هدایت توحیدی انبیاست و این اعتقاد درونی آنها به توحید است که در اعمال آنها بروز کرده است.»
ویژگی مثال های قرآنی نیز آن است که با بیان نکات اخلاقی، میان دستورهای مختلف عبادی، سیاسی، اجتماعی و … پراکنده شده اند تا در هر لحظه، تمرین و تذکر برای یاد خدا باشند و بذر غفلت و رذایل را در هر موقعیتی بخشکانند.
بنابراین روش داستان و مثال برای الگوسازی عملی در تربیت اخلاقی، در صورتی که حول محور توحید باشد، بسیار موثر واقع خواهد شد.
با توجه به مطالب گفته شده، به این نتایج می توان دست یافت که نقش الگوها حساسترین نقش تربیتی است تا جایی که الگوهای صالح مردم را به صلاح می رسانند و الگوهای فاسد مردم را به فساد می کشانند.
و نیز متربیان، چنان به الگوهای خود وابستگی روحی پیدا می کنند که به طور کامل از ایشان رنگ می پذیرند و از این روست که لغزش و اشتباه الگوهای اجتماعی، غیرقابل چشم پوشی است.
3-3-3 روش تمثیل و تشبیه
تمثیل وسیله ای برای تفهیم افراد جاهل و بهترین وسیله است، به قول ابو مسعود: «تمثیل، لطیف ترین وسیله است برای به کارگیری وهم. در خدمت عقل و هویدا ساختن زشتی است با نمودی زیبا، و بیان توحش با شکلی مانوس و مالوف»
تمثیل به منظور تبیین مراد و نزدیک ساختن مطلب به فهم مخاطب و مجسم ساختن مطلب در ذهن وی به کار می رود و می توان گفت؛ تمثیل تنها وسیلۀ تقابل فهم برای انتشار عمومی به ویژه برای کودکان و نوجوانان می باشد. رجبعلی مظلومی در این باره می گوید: «با توجه به موارد کاربرد تمثیل در آثار فلسفی، مذهبی، حماسی، ادبی، این مدعا ثابت می شود که تمثیل وسیله تفهیم است و تلخیص مشکلات را گشاینده است و وسیله ای مبهم است برای تعلیم و تربیت؛ به ویژه برای کودک و نوجوان، که همه کس را قدرت تفهیم به ایشان نیست و اگر هم قدرتی باشد، باز دشوار خواهد بود»
بنابراین عنایت قرآن مجید، درآوردن مثال و تفهیم معارف الهی، از این طریق تا آن حد است که می توان گفت بیشتر آیات قرآنی جنبه مثالی دارد.
می توان گفت: مثال مناسب، نقش فوق العاده حساس و غیرقابل انکاری برای روشن ساختن حقایق و دلنشین کردن مطالب مختلف دارد و به قدری حایز اهمیت می باشد که برای تعمیم و گسترش مطالب پیچیده علمی در سطح عموم چاره ای به جز استفاده از مثال های مناسب نیست.
همچنین به سه صورت مثال قرآنی کاربرد دارد که شامل موارد زیر می باشد:
یک ـ باعث تذکر و یادآوری می شود: ﴿وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِن کُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴾
ما برای مردم در این قرآن مثلی زدیم شاید متذکر شوند.
دوـ سبب تفکر و اندیشه می شود: ﴿وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ﴾
اینها مثالهایی است که برای مردم می زنیم، شاید در آن بیندیشند.
سه ـ مثل هایی که موجب ادراک می شود: ﴿وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ ﴾
اینها مثالهایی است که ما برای مردم می زنیم و جز دانایان آن را درک نمی کنند.
همچنین قرآن کریم از مثل برای بیان حقایق و روشن نمودن مفاهیم، استفاده نموده تا انسان ها را هدایت و تربیت کند و عقل ها را از آمیختگی به محسوسات و تخیلات به درک معقولات و حقایق برساند. لذا مثال را وسیله ای برای تفکر و تذکر می داند.
در قرآن تمثیل های فراوانی ذکر شده است از جمله: تمثیل انفاق در راه خدا به دانه پر برکت، تمثیل زندگانی دنیا به بازی و سرگرمی، تمثیل اعمال کافران به خاکستر در برابر باد، تمثیل عالم بی عمل به حیوانو…گذشته از قرآن، اکثر انبیاء در روش های تبلیغی خود از ابزار موثر و کارآمد «تمثیل» بهره های فراوان جسته اند و بسیاری از پند و اندرزهای اخلاقی و تربیتی خود را با زبانی ساده و در قالب مثل هایی گویا و شنوا به امت خویش ابلاغ نموده اند و از این راه آنها را با حقایق غیبی و معنوی آشنا نموده اند.
همچنان که امام صادق (7) می فرماید:«مثل های قرآن دارای فواید بسیاری است؛ با نظر دقیق به تفکر درباره معانی آنها بپردازید و [بی توجه] از آنها عبور نکنید»