دانلود پایان نامه

2- نظام اقتصاد شهری و منطقه ای دوگانه و اتکای آن بر اقتصاد غیر رسمی گسیخته و ضرورت حیات غیر رسمی که بروز کالبدی آن به شکل محدوده های متمرکز روی اسکان غیر رسمی ظاهر می شود.
3- قطعه بندی بزرگ زمین که موجب افزایش قیمت زمین می شود به طوری که اقشار کم درآمد توان خرید آن را ندارند.
4- سهولت ضوابط پرداخت وام و اعتبار مسکن و پایین بودن مبلغ وام پرداختی با توجه به قیمت آپارتمان و همچنین اطمینان خانوارهای کم درآمد از قدرت باز پرداخت اقساط بلند مدت پس از اخذ وام به دلیل عدم توانایی خرید در کلان شهر رو به مناطق حاشیه می آورند.
5- افزایش فقر درون شهری یکی دیگر از عوامل موثر در حاشیه نشینی است به گونه ای که امروزه فرهنگ فقر در کلان شهرها به عنوان یک پدیده سبب بسیاری از آسیب اجتماعی است.
6- اگر شهرها به صورت مناسب منطقه بندی شوند و بدون دلیل و بی برنامه توسعه نیابند زمینه برای ساخت و ساز غیر مجاز فراهم نمی شود و محلات زاغه نشین بوجود نخواهد آمد. (شیخی، 1382: 206).
2-13.پیامدهای زیستی حاشیه نشینی در ایران
آسیب های اجتماعی ، سهم بالایی از وقوع جرم وجرائم در کشور به حاشیه نشینان اختصاص یافته است ، به دلیل عدم تطابق هنجاری و نائل شدن به یک شناخت اجتماعی حاشیه نشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه اجتماعی ، یک نوع انحرافات نهادینه شده در کنش آنها به چشم می خورد.قاچاق مواد مخدر و جنایت های مبتنی بر هیچ انگاری ارزش های اجتماعی از موارد قابل ذکر هستند.رواج مشاغل کاذب و غیر رسمی فقر مفرط اقتصادی و همچنین عدم مهارت فنی در میان مهاجران حاشیه نشین ایران ، مشاغلی را رواج داده که در متن زیست شهری به وضوح قابل رویت است.دستفروشی ، قاچاچ کالا ، دلالی های کاذب امروزه نه تنها در حاشیه شهر بلکه در متن شهرها نیز نمود تام دارد.
سطح نازل آموزش و پرورش و سواد در حاشیه شهرهای ایران ، به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد ، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورش این نقاط، جدای از آن که باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است ، موجب گردیده که تا فراین جامعه پذیری در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرایندی ناقص و عقیم باشد.نقصانی که در رشد بالای انحرافات اجتماعی نمود می یابد.رابطه های قومی ، اجتماع در دل جامعه رشد مناطق حاشیه ای موجب گردیده است تا اجتماعاتی در دل جامعه رخ عیان کند.در مضرات این بد سامانی اجتماعی همین بس که به واسطه آن آداب شهر نشینی و کنش شهروندی به فراموشی سپرده می شود.و خصایص کنش روستایی که سنخیتی با زیست شهری ندارد ، به شاکله عقیدتی زیست شهری مبدل شده است.عدم بر خورداری از بهداشت و امکانات درمانی تراکم بالای جمعیتی در کنار فقدان امکانات شهری باعث شده که از لحاظ بهداشتی مناطق حاشیه ای شهرها در وضعیت وخیمی به سر ببرند .آمار بالای بیماری های واگیر دار و پوستی و گوارشی ، گواهی بر این مشکلات عمده مناطق حاشیه ای شهرهای ایران است.
الف :حاشیه نشینی شهری قبل از انقلاب
مطالعات کارشناسان مسائل شهری نشان می دهد که تا سال 1320 اقتصاد شهر و روستا به طور نسبی توازن داشت. شروع حرکت های مهاجرتی و آغاز توسعه شهرنشینی ایران با سالهای 1332- 1320 مقارن بود (اعتماد، 1381: 190).تشکیل ارتش، عملیات نظامی در سرکوب خوانین بزرگ، برقراری امنیت در شوارع، خطوط راه آهن ایجاد تونل و راه های شهری و … تمام عواملی بود که سبب آسان شدن مسافرت و راحتی در حمل و نقل و به دنبال آن نرخ مهاجرت و حرکت روستائیان به شهرها بود به گونه ای که حرکت روستائیان از 08/0 در سال 1300 به 14% در سال 1320 رسید اما با روی کار آمدن دولت مصدق شاهد سیر نزولی مهاجرت آن هم به دلیل ملی شدن صنعت نفت و کاستن بهره مالکانه و اختصاص 2 درصد از درآمد مالکان به عمران روستایی هستیم این اقدامات سبب شد تا افزایش نرخ مهاجرت روستایی در سال 1320 متوقف شده و در سال 1335 علیرغم افزوده شدن یک رقم 6 میلیونی به جمعیت کشور نه تنها افزایش نشان نداد بلکه 5% کاهش یافته است (ورهرام، 1367)
با کودتای 28 مرداد 1332 و مشکلات سیاسی آن روز و روی کار آمدن محمد رضا شاه آن هم با چهره ای متفاوت ما در برهه ای از زمان مملکت شاهد رکود اقتصادی شدید به دلیل ورود کالاهای خارجی، رونق شهرها، فراهم کردن وسایل معیشتی و افزایش نسبی جمعیت و شدت مهاجرت بود. شهر گرائی مردم و روستائیان به حدی رسیده بود که در سال 1341 نرخ مهاجرت روستایی 0520/1% رشد نشان داد که نسبت به 5 سال قبل 10 برابر شده است (هاشم بیگی، 1371: 226).بنا به یک گزارش در مورد جمع بندی وضع موجود، حاشیه نشینی در ایران 80% ساکنین این مناطق که اکثرا در اطراف تهران تجمع کرده اند و خانه ای از حلب قوطی، حصیر و موارد مشابه دارند از مناطق بندرعباس، اهواز، کرمانشاه، همدان، لرستان، کردستان هجوم آورده اند و 63 درصد از آنها دهقان که 32 درصد آنها به دلیل کمبود آب برای کشاورزی کوچ کرده اند و 4/18 درصد خرده مالکانی بودند که زمین های خود را اجاره داده اند و به تهران آمده اند و 7/10 درصد از ظلم مالکان فرار کرده اند. (زاهدی مازندرانی، 1355: 91).مهاجرت های روستایی در ده های 40 تا 30 الزاماً به شهرها نبود و کشاورزان از روستایی به روستای دیگر سفر و با همیاری و مشارکت کشاورزان محلی دیگر کار می کردند و از سویی مهاجرت فصلی و موقت بود نه دائمی (وحدانی، 1381: 1140).در طی سالهای 50 – 1345 مهاجرت بی رویه و شتابان از مناطق روستایی به شهرهای بزرگ بیشتر شد و از این پس بود که مشکل حاشیه نشینی شهری به عنوان یک مسئله اجتماعی نمایان شد و هنوز ادامه دارد (افتخاری راد، 1380: 50).
ب :حاشیه نشینی بعد از انقلاب
در سال 1359 جمعیت ایران به 37,700,000 نفر بالغ گردید و نرخ مهاجرت روستایی نیز همگام با آن 1% افزایش یافت جنگ بعنوان یکی از مهمترین عوامل مهاجرتی برای ساکنین جنوب و غرب کشور، هجوم آنها به مناطق مرکزی و شرقی کشور به حساب می آمد با نگاهی به ساکنین مناطق حاشیه نشین در خواهیم یافت آنها مهاجرینی هستند که به خاطر اصطحکاک و فرسودگی شیوه تولید دستیابی و بازده پایین تولیدات در اثر بی توجهی دولت و درگیر بودن آنها با مسائل مهم تری از بحران، به شهرها هجوم آورده اند. بعد از انقلاب بالا رفتن قیمت زمین، مصالح ساختمانی، وام های با بهره فراوان، اجاره های سنگین عواملی بود که اقشار کم درآمد جامعه که نسل دوم از مهاجرین روستایی بودند نتوانند در شهرها ساکن باشند و به همین خاطر به حاشیه شهرها رفته و شاید در آینده (که هیچ گاه نمی آید) بتوانند به متن برگردند. البته مهاجرت به خارج بعد از انقلاب تحت الشعاع دو جریان بزرگ قرار داشت که تابع اوضاع و احوال عصر خود بوده و در گسترش حاشیه نشینی و به تبع بالا رفتن میزان بزهکاری تاثیر داشت (مهاجرین، 1387: 41 – 40).
کودتای مارکیستی در افغانستان و اشغال آن توسط شوروی سبب مهاجرت افغانها به داخل کشور که از تعداد مهاجران آمار درستی در دست نیست اما در سال 1988 یونسکو طی آماری که منتشر کرد تعداد کل پناهندگان که در ایران زندگی می کنند را 2,830,000 نفر برآورد کرد که از این عده 2,350,000 نفر آن آوارگان افغانی و 70,000 نفر از آن کردها و عراقی را تشکل می دادند (1988)
در اواخر دهه 60 که اقتصاد ما، اقتصاد جنگ بود، تولیدات پایین، دبی کیفیت، عدم توازن عرضه و تقاضا افزایش نقدینگی، تورم، شغل های کاذب، ترس از سرمایه گذاری، عدم امید به ادامه حیات نظام و از همه مهمتر افزایش سریع جمعیت که طی 7 سال بیش از 20 میلیون به جمعیت ایران اضافه شد و در دهه های 70 که دوران بعد از جنگ را تجربه کردیم حکومت تا حدودی به اوضاع مسلط شد و باید شاهد عمران و آبادانی شهرها و بازگشت مهاجران جنگ زده به شهرهایشان، اما این عمران و آبادانی با سرعت کمی صورت گرفته و نه تنها جنگ زده ها حاضر به بازگشت نبودند بلکه شهرها و روستاهای خود را محل زندگی نمی دانستند. در نیمه نخست دهۀ هشتاد هم هنوز برنامه های عمرانی و سیاست ها و راهکارهای مثبتی برای سر و شکل دادن به مناطق حاشیه نشینی صورت نگرفته است باید اذعان داشت که قبل از انقلاب با سیاست های غلط و نسنجیده دولت ها بستر و شرایط پدیده حاشیه نشینی را فراهم کردند و بعد از انقلاب نیز به جای جلوگیری از ادامه و گسترش آن زمینه را برای توسعه پایدار آن فراهم کردند ( مهاجرین، 1387: 42)
2-14.ویژگیهای حاشیه نشینان
اسکان غیر رسمی، شیوه و فضای حاصلی از زندگی شهری است که در تمامی یا غالب جهات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، کالبدی، حقوقی، سابقه استقرار و نحوه شکل گیری و سیر تحولات تاریخی با بخش های مجاور تفاوت اساسی دارد. مسکن های غیر معمول خیابانها و کوچه های تنگ و باریک، مشکلات زیست محیطی و بهداشتی، فزونی و تراکم بالای جمعیت، فقر فرهنگی و آسیب پذیری بالا در برابر حوادث طبیعی، سطح پایین برخورداری از امکانات و تسهیلات زندگی، عدم برخورداری از امکانات، تأسیسات و خدمات شهری، اشتغال غالب در مشاغل غیر رسمی، تصرف غیر قانونی زمین و … از ویژگیهای اسکان غیر رسمی می باشد. عمده ترین ملاک عدم رسمیت ویژگی های مسکن و مالکیت بر زمین می باشد (کمانرودی 1376: 18).
زندگی حاشیه ای از یک سو می تواند تهدیدها و مسائلی برای نظام شهری ایجاد کند و از سوی دیگر زندگی حاشیه ای و در حاشیه ماندن مسائل و مشکلات عدیده ای برای مناطق به دنبال داشته است. مهمترین مشکلات زندگی خانوادگی در محلات حاشیه نشین عبارت اند از بیکاری و نداشتنشغل دائم سرپرست خانوار مشکل مالی و کمبود درآمد؛ نداشتن خانه و مسکن مناسب؛ محیط بد اجتماعی و فرهنگی این محلات؛ عدم رسیدگی شهرداری؛ کمبود امکانات رفاهی و تفریحی برای فرزندان؛ انحرافات اجتماعی زیاد از جمله اعتیاد، نبود امنیت (به ویژه برای دختران) و همچنین در بیان مهمترین مسائل و مشکلات محلات حاشیه نشین به مواردی نظیر آسفالت نبودن کوچه ها، کمبود بهداشت و سرپوش نبودن رودخانه ها و فاضلاب های محله؛ کمبود امکانات رفاهی، فرهنگی و آموزشی، عدم رسیدگی شهرداری به این محلات؛ نداشتن آب لوله کشی؛ شلوغی محله ها؛ تراکم جمعیتی زیاد، بافت روستایی چند قومی و فرهنگی بودن محله و … می باشد. (فدایی، 1388: 31)
2-14-1. نمونه هایی از اوصاف عمومی زندگی حاشیه نشینی
1- چهره نامطلوب شهری
عمده ترین نمای حاشیه نشینی چهره ظاهری آن است که احساس وجدان آدمی را می آزارد ساختمان هایی با نمای آجری کم دوام فرسوده، معابر و گذرگاه های پر پیچ و خم و کم عرض بودن آنها بدون رعایت اصول معماری، دیوار نویسی که اغلب دل مشغولی عاطفی و روحی جوانان، ناسیونالیستی جوی پر آب و گذریده، وجود موش و حشرات موذی، دست انداز در خیابانها و … جملگی از بی کیفیت بودن سیمای شهری در این منطقه دارد.
2- پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی روانی و جسمی
این مناطق به دلیل نبودن بیمارستان، درمانگاه ها از ابتدایی ترین تجهیزات پزشکی از لحاظ بهداشت عمومی، نبودن حمام در برخی خانه ها، عدم رعایت بهداشت خصوصی، انباشت زباله ها و عدم دفع به موقع آنها، عدم دفع فاضلاب، آلودگی محیط، دور بودن از خدمات اورژانس و آتش نشانی بعلت دور بودن از خدمات شهری.
3- فقدان شغل مناسب و درآمد کافی
حاشیه نشینان از داشتن شغل مناسب محروم هستند چرا که اغلب فاقد مهارت و تخصص و یا مدرک تحصیلی هستند به همین دلیل رو به مشاغل کاذب روی می آورند. از جمله گدایی، دست فروشی، کوپن فروشی، نان خشک جمع کن، قاچاق مواد مخدر، مشروبات الکلی، سرقت، اخاذی، اخفای مال مسروقه از جمله مشاغل اینان به حساب می آید.