کشورهای درحال توسعه

بسیاری از پایتخت های کشورهای درحال توسعه همواره در معرض کوچ شهروندان قرار دارد چرا که جمعیت آن در سال 1974 از یک میلیون نفر تجاوز نمی کرد. پورت سودان واقع در ولایت شرقی و بندر مهم واد مدتی مرکز ولایت جزیره ، ابیض مرکز ولایت کردفان ، ناشر مرکز ولایت شمال جوبا مرکز بحرالنیل ، واو و ملکال ، الدامر ، کسلا و نیز شهرهای عطبره و دنقلا و قضارف از شهرهای مهم این کشور است. ( www.islamworld2020.Persianblog.ir )
2 – 3– جغرافیای انسانی سودان
2 – 1 – 3 – بافت جمعیتی در سودان
بافت جمعیتی سودان از قبایل گوناگون برخی عربی تبـار و برخـی آفـریقایـی یـا ترک تشکـیل
یافته اند که به سودان مهاجرت کرده اند. ( www.kheimehnews.com )
آغاز قرن بیستم فقط دو میلیون نفر در سودان زندگی می کردنـد درسـال 1956 هنگامـی کـه
جمهوری مستقل سودان تشکیل گردید این جمعیت به 10 میلیون نفر رسید. درسال 1960 جمعیت سودان را 15 میلیون نفر برآورد نمودند. درآن سال 39% از مردم سودان را عرب ، 20% بومی نیلوتیک ، 9% را سکنه دارفور و 6% را قبیله بیجا و 65 را نوبین تشکیل می دادند فقط 5% باقیمانده از نیوفیماتیک بودند. درحدود یک میلیون نفر نیز از فرزندان مهاجرین نیجریه و سایر مستعمرات فرانسه و انگلستان در سودان زندگی می کنند که از نظر نژادی با سایر سودانی ها تفاوت دارند. جمعیت سودان نسبت به وسعت آن کم و پراکندگی جمعیت نیز نامتعادل است بطوری که 50 درصد جمعیت در 15 درصد خاک سودان متمرکزند. سرشماری که در سال 1976 انجام شده جمعیت سودان را 000/950/22 نفر بر شمرده اند. حدوداً در سال 1985 جمعیت سودان را بطور غیر رسمی حدود 25 میلیون نفر تخمین زده اند. ( ملکی ، 1368 هـ . ش ، ص 5 )
طبق جدیدترین برآورد ، جمهوری سودان بیش از 40 میلیون نفـر جمعیت دارد کـه 45 درصد
از آنها زیر 14 سال ، 53 درصد بیش 15 تا 65 سال و 2 درصد بقیه بیشتر از 65 سال سن دارند.
نرخ رشد سالانه جمعیت سودان 3 و 6% درصد است. این کشور به ازای هر هزار نفر از جمعیـت
خود 34/58 نفر نرخ زاد و ولد ، 12/28 نفر نرخ مرگ و میر و 0/7 نفر نرخ مهاجرت دارد. امید به زندگی در بین مردان سودانی به 55/49 سال و در زنان این کشور به 57/66 سال می رسد. از سوی دیگر 52 درصد از ساکنین این کشور از نژاد سیاه پوستان آفریقایی ، 39 درصد عرب و 8 درصد از نژاد قبیله « بجا » هستند. ( فرامرز یاوری ، بی تا ، ص 141 )
2 – 1 – 3 – 1 – وضعیت اجتماعی
کشور سودان مستمره ی بریتانیا ( اجتماع مصری – انگلیسـی ) بود و قبـل از آن هم حکـومت
دولت عثمانی را بر کشورهای عربی و سودان داشتیم. کشور سودان جزو کشورهای عقب افتاده بود که ظلم و ستم در آن بیداد می کرد.
وجود بیماری های واگیردار ، فقر ، سوء تغذیه ، بیچارگی ، عدم بهداشـت و خدمات رفاهی و …
سبب شده بود. نسبت مرگ و میر کودکان به بیشترین رقم در دنیا برسد. کمبود نهادهای فرهنگی و مدارس مناسب اسباب عقب ماندگی آنها را فراهم آورده بود.
سودان به دو بخش شمال و جنوب تقسیم می شد که هریک ویژگی های خاص مربوط به خـود
را داشت. ساکنین بخش شمالی ، عرب و مسلمان بودند ولی بخش جنوبی آن از مردم غیر عرب و غیر مسلمان تشکیل شده بود.
وضعیت فرهنگی – اجتماعی در سودان بسیار ضعیـف بـود بـه طـوری کـه در قلمـرو آن هیـچ
مدرسه ی علوم دینی یا آموزش و شناخت قرآن به چشم نمی خورد. برده داری بالا بردن مالیات های مردم ، خرید و فروش غلامان و مبادله ی آنها به جای پول در مقابل کالاها از دیگر مشکلات موجود در سودان بود.
وضعیت اجتماعی سودان با توجه به گذشت زمان خیلی کند و آرام رو به پیشـرفت مـی رود که
اوج پیشرفت آن در سال ( 1955 م ) ( سال استقلال سودان ) به وقوع می پیوندد.
ناگفته نماند که کشور سودان سرشار از منابع غنی ذخایر زیرزمینی ، آب فـراوان و نفـت و گـاز
طبیعی می باشد. دروازه ی راه یابی به قلب قاره ی آسیا و وسعت و پهناوری بخش دیگری از ویژگی های کشور سودان به شمار می رود. همین امر سبب شده بود که استعمارگران چشم طمع به این کشور بدوزند. ( فرامرز یاوری ، بی تا ، ص 142 )