کارشناسی ارشد

حامد 26 ساله دانشجوی ارشد رشته تاریخ در همین زمینه عنوان کرد: «من زیاد برام پیش آمده در بحثها عصبانی شوم. دلیل عصبانیتم شاید یکدنگی طرف مقابلم روی عقیده خودش بوده، ولی بیشتر به این دلیل عصبانی شدهام، که اولا حرف طرف مقابلم باب میلم نبوده و درثانی سعی نمودهام حرفم را به هر طریقی به کرسی بنشانم». وی در ادامه سخنانش افزود: «اگرچه من سعی میکنم انتقادپذیر باشم، اما واقعیت این است که من زیاد انتقادپذیر نیستم. محیط باعث شده که ما انتقادپذیر نباشیم. در بچگی ما با انتقادناپذیری بزرگ میشویم. چون والدین ما انتقادپذیر نیستند، ما هم یاد میگیریم که انتقادات وارده بر خودمان را نپذیریم».
مابقی بحثهای مصاحبهشوندگان حول و حوش همین نکات ارائه شده در بالا بود و نکته جدیدی که در روشن کردن دیدگاههای افراد کافهرو برای این پژوهش مفید باشد وجود نداشت.
با توجه به اظهارات مصاحبهشوندگان؛ معلوم شد که اغلب افراد در مباحثات، به دلایلی همچون پافشاری بر عقاید شخصی، تعصب روی عقاید، اثبات وجود خویش در مباحثه، نامنطقی بودن و …. عصبانی میشوند. در این بین به نظر میرسد میزان و شدت عصبانی شدن در نزد مردان بیشتر از زنان است. در حقیقت مردان به دلیل حس رقابت جویی و اثبات وجود خود در مباحثات بیشتر از زنان عصبانی میشوند.
4-2-4-سوال چهارم پژوهش
«افراد کافهرو در مباحث خود به طرح چه مسایلی میپردازند؟».
از مجموع مصاحبههای صورت گرفته به نظر میرسد افراد کافهرو به طرح مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …. میپردازند. به نظر میرسد مسایل اقتصادی و سیاسی دغدغه مشترک اکثر افراد کافهرو است. اکثر مصاحبه شوندگان در مصاحبه عنوان کردند که این مسایل به نوعی با زندگی آنان در ارتباط است.
نمونه از اظهارت مصاحبه شوندگان به شرح زیر است:
رویا 20 ساله دانشجوی مقطع کارشناسی در مصاحبه عنوان کرد: «اغلب با دوستانش بر سر مسایل درسی و علمی به بحث و گفتگو میپردازند».
برخلاف رویا، سعیده 24 ساله دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته صنایع در مصاحبه عنوان کرد: «اغلب با دوستانش بر سر مسایل اقتصادی و سیاسی به بحث و گفتگو میپردازند». به نظر سعیده این مسایل در سرنوشت او تاثیرات بسیاری دارند و ازاینرو مباحثه با دیگران در زمینه این مسایل امری حیاتی برای وی محسوب میشود.
احمد 29 ساله دانشجوی مقطع دکتری در همین زمینه عنوان کرد: «اغلب با دوستانش بر سر مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به بحث و گفتگو میپردازند».
مهدی 28 ساله دانشجوی مقطع لیسانس در همین زمینه عنوان کرد: «اغلب با دوستانم بر سر مسایل اقتصادی و سیاسی به بحث و گفتگو میپردازیم و اغلب گفتگوهای ما در این زمینهها به درازا میکشد. به طوریکه هریک از ما (دوستان) در مباحث خود موضعی را پیش میگیریم و بر آن تا اندازهای پافشاری میکنیم».
مابقی بحثهای مصاحبهشوندگان حول و حوش همین نکات ارائه شده در بالا بود و نکته جدیدی که در روشن کردن دیدگاههای افراد کافهرو برای این پژوهش مفید باشد وجود نداشت.
با توجه به اظهارات مصاحبهشوندگان؛ معلوم شد که اکثر افراد کافهرو به نوعی به بحث درباره مسایل اقتصادی و سیاسی میپردازند. به نظر میرسد مسایل اقتصادی و سیاسی دغدغه اکثر افراد کافهرو باشد. در این بین مولفههای تحصیلات و سن هرچند که در نوع استدلالهای مطرح شده موثر است، اما درواقع به ندرت در موضوع مباحثه تعیینکننده است.
4-2-5-سوال پنجم پژوهش
«وضعیت توافق یا عدم توافق کنشگران در کافههای تهران چگونه است؟».
از مجموع مصاحبههای صورت گرفته با افراد کافهرو؛ معلوم شد که افراد کافهرو عموما با کسانی در زمینهای به توافق [یا عدم توافق] میرسند که به نوعی از لحاظ فکری، ایدئولوژیکی، قومی، مذهبی و ….. شبیه آنان هستند و در نتیجه با کسانی که در این مولفهها تفاوت زیادی با آنها دارند اغلب هیچ مباحثهای ندارند، تا با طرح یک موضوع مسالهدار به توافق یا عدم توافق برسند. درحقیقت چنین امری مانع شکلگیری کنش ارتباطی انتقادی بین افراد کافهرو میشود. اکثر افراد کافهرو در مصاحبه عنوان کردند که دوست ندارند درباره موضوع خاصی به چالش کشیده شوند. آنها در مصاحبه عنوان کردند که درصورتی که به چالش کشیده شوند، به ندرت تغییرپذیرند، زیرا اکثر آنها اعتقاد داشتند، عقیدهشان درباره موضوع/مساله موردنظر درست و برحق است. در این بین عدهای از افراد کافهرو در مصاحبه عنوان کردند در صورتی که به چالش کشیده شوند، درباره این امر تحقیق میکنند؛ در حقیقت، تنها عدهای محدود بودند که عنوان کردند درصورتی که به چالش کشیده شوند، احتمال دارد عقیدهشان تغییر کند.
در این زمینه به نظر میرسد که مولفه تحصیلات در نوع مباحثه افراد با دیگران نقش تعیینکنندهای دارد. به عبارت دیگر،کسانی که تحصیلات بالاتری داشتند اغلب اظهار میداشتند که با افراد غریبه نیز (علاوه بر دوستان) به بحث میپردازند.
نمونهای از اظهارات مصاحبهشوندگان به شرح زیر است:
مجید 20 ساله دانشجوی مقطع کارشناسی در مصاحبه عنوان کرد: «اغلب با دوستانش برای دستیابی به نتیجه خاصی به مباحثه میپردازند. وی در ادامه سخنانش افزود: «اصولا دوست ندارم درباره موضوع خاصی به چالش کشیده شوم؛ زیرا به اعتقادات خودم ایمان دارم». وی در پاسخ به این سوال که واکنش شما به این موضوع چیست، پاسخ داد: «من برای اعتقاداتم دلیل میاورم ولی در کل من تغییرناپذیرم. چون من برای خودم زندگی میکنم و دیگرانم نیز برای خودشان زند
گی میکنند».
در همین زمینه شیما 21 ساله دانشجوی مقطع کارشناسی عنوان کرد: «بدنبال تغییر دادن عقاید کسانی که بر روی مواضع خودشان پای میفشارند نیستم. من اغلب سعی میکنم حرفهای دیگران را بفهم و درصورتی که اعتقاداتم به چالش کشیده شود، دربارهاش مطالعه میکنم و سعی میکنم برای این اعتقاداتم دلیل بیاورم».
در همین زمینه عادل 28 ساله دانشجوی مقطع کارشناسی عنوان کرد: «در مسایل سیاسی و ایدئولوژیک به اعتقاداتم ایمان دارم. من اغلب در این زمینه با دوستانم و کسانی که به نوعی از لحاظ قومی، سیاسی، مذهبی و غیره شبیه من هستند به بحث میپردازم». وی در ادامه سخنانش افزود: «حتی اگر اعتقاداتش به چالش کشیده شود و پی ببرد اعتقاداتش نادرست است، غیر ممکن است تغییر عقیده دهد، چون ممکن است روزی پی ببرد که عقاید خودش در این زمینه درست و برحق هستند».
اما بر خلاف این سه نفر، رحمان 27 ساله دانشجوی ارشد در همین زمینه عنوان کرد: «اگرچه به عقاید خودش باور دارد، اما درصورتی که به گونهای منطقی اعتقاداتش به چالش کشیده شود، چه بسا درباره موضوع/مساله خاصی تغییر عقیده دهد».
مابقی بحثهای مصاحبهشوندگان حول و حوش همین نکات ارائه شده در بالا بود و نکته جدیدی که در روشن کردن دیدگاههای افراد کافهرو برای این پژوهش مفید باشد وجود نداشت.
با توجه به اظهارات مصاحبهشوندگان؛ معلوم شد که افراد کافهرو درصورتی که عقایدشان به چالش کشیده شود، به ندرت تغییر عقیده میدهند؛ زیرا اغلب آنها اعتقاد داشتند که مبنای فکریشان درست و برحق است. درواقع به نظر میرسد افراد کافهرو به دلیل ترس از به چالش کشیدن عقایدشان، اغلب با کسانی به مباحثه میپردازند، که به لحاظ فکری/ایدئولوژیکی همسطح شان هستند.
فصل پنجم