پروژه های سرمایه گذاری

جدول (4-8) – ارزش پروژه میدان نفتی در حالت باز و بسته و بدون اختیار 166
کلیات تحقیق
مقدمه
امروزه نفت بزرگترین بازار کالا در جهان است همچنین قیمت نفت خام یکی از مهمترین شاخص های اقتصاد دنیا به شمار می رود. نفت خام بخش بزرگی از مبادلات کالا را تشکیل می دهد بنابراین جذابیت سرمایه گذاری و مدیریت ریسک در بازار انرژی افزایش یافته است. برای کاهش ریسک باید ارزش گذاری صحیحی از میدان نفتی انجام شود به خصوص در میادین نفتی که برای حفظ تولید پایدار به انها گاز طبیعی تزریق می شود و در اثر قیمت نقدی گاز طبیعی و نفت خام استراتژی های متفاوتی به وجود می آید. ارزش گذاری صحیح نیازمند شناخت قیمت نقدی کالا می باشد بنابراین مدیریت ریسک در بازار انرژی با درک درست از قیمت انرژی در ارتباط است به همین دلیل در سال های اخیر قیمت های (نقدی و آتی) انرژی مرتبا در ادبیات اقتصادی بررسی و دنبال شده اند.
در ادامه این فصل در ابتدا به تعریف مساله و بیان ضرورت پژوهش پرداخته می شود سپس سوالات و اهداف تحقیق بیان می شوند.
تعریف مساله و بیان ضرورت انجام تحقیق
مخازن نفت با گذشت زمان و برداشت نفت از آنها دچار افت فشار می شوند و میزان استخراج نفت با گذشت زمان از آنها کاهش می یابد. در میدان های نفتی به منظور تولید پایدار، گاز و آب به میدان نفتی تزریق می شود. تزریق گاز به میدانهای نفتی جهت جلوگیری از کاهش فشار نفت مخزن و در نتیجه تثبیت میزان استخراج نفت از یک مخزن نفتی در طول زمان است. در بعضی از میادن نفتی مانند میدان های نفت شنی نیز برای استخراج بیشتر از تزریق گاز استفاده می نمایند.
سابقه این روش به دههی 1950 میلادی بر می گردد. در ایران به سال های پس از جنگ بر می گردد. روش تزریق، به خاطر کم هزینه بودن تزریق گاز، فراوان بودن آن در ایران و اینکه باعث افزایش میزان استخراج نفت می شود، ارجحیت دارد، همچنین این روش به علت کم هزینه بودن در مقابل روش حفر چاه جدید از استقبال بالایی برخوردار است. در روش تزریق از گازهای هیدروکربن، گاز کربنیک و ازت استفاده می شود. موئینگی این روش به دلیل دارا بودن خاصیت امتزاج گاز به حداقل می رسد در نتیجه نفت موجود داخل و خارج حفره ها جای خود را به گاز خشک می دهد . کارائی تزریق گاز به عوامل مختلفی بستگی دارد، این عوامل شامل اندازه و شکل هندسی مخزن ، شیب طبقات مخزن ، ماهیت نفت مخزن، درصد ترکیب گاز تزریقی و…می باشد که در اینجا هدف بررسی آنها نیست.
در سال های 1350 با وقوع جنگ بین اعراب و اسرائیل، تولید نفت ایران به 6 میلیون بشکه در روز رسید و این مقدار تولید، بدون صیانت نفتی صورت گرفت به گونه ای که هیچ صیانتی از میدان نفتی در دستور کار صنعت نفت نبود. بر اساس آمارهای تولید شرکت ملی نفت ایران، تولید گاز کشور در سال 1356، روزانه 144 میلیون متر مکعب بوده است که 41 درصد آن به کشورهایی مانند شوروی سابق صادر می شد و باقی مانده نیز در داخل مصرف می شد و تزریق به میدان های نفتی صورت نمی گرفت؛ پس میزان تزریق گاز در این سال ها صفر بوده است و صیانت از میدان نفتی صورت نگرفته است.
بر اساس ترازنامه های انرژی ایران، متوسط تزریق گاز به میدانهای نفتی ایران در فاصلهی سال های 1390-1376 به طور متوسط 03/77 میلیون متر مکعب بوده است. همچنین بر اساس داده ها ترازنامه انرژی ایران میزان تزریق در سال 1389 نسبت به سال 1388 به میزان 9/11 درصد رشد داشته است و مقدار گاز تزریقی در سال1390 نسبت به سال 1389 معادل 13 درصد رشد داشته است. بر طبق پیش بینی سند توسعهی بخش نفت و گاز در برنامه چهارم مقدار تزریقی گاز 149 میلیون متر مکعب می باشد. از طرف دیگر براساس داده های صادرات گاز ایران از ترازنامه انرژی، میزان واردات ایران از صادارت بیشتر می باشد؛ در سالهای اخیر نه تنها این مقدار از واردات پیشی گرفته؛ بلکه از روند افزایشی نیز برخوردار بوده است. با این وجود صنعت نفت و گاز ایران از مقدار پیش بینی شده گاز تزریقی، برای حفظ تولید پایدار نفت عقب است. این مسئله، اهمیت ارزش گذاری میدان نفتی با بازیافت را افزایش می دهد. بنابراین نیاز است که استراتژی بهینه انتخاب شود تا ارزش پروژه به حداکثر برسد.
تزریق گاز به میادین نفتی یکی از مهمترین عوامل در صیانت از ذخایر نفت و یکی از راهبردهای تولید پایدار است. تزریق به موقع و کافی، افزون بر تولید بیشتر نفت به حفظ جایگاه ایران کمک می کند و از طرف دیگر باعث تقویت ظرفیت ذخیره سازی مقادیر چشم گیر گاز برای نسل آینده می شود. با تزریق گاز به میادین نفتی منابع درآمد ناشی از فروش گاز از بین می رود؛ از طرف دیگر میزان نفت استخراجی از میادین نفتی بیشتر می شود که یک مبادله بین این دو برقرار می شود.
بنابراین در یک میدان نفتی که برای حفظ تولید پایدار گاز طبیعی تزریق می شود یک سری انعطاف پذیری مدیریتی مانند فعال نمودن، تعطیلی موقت و تعطیلی دائم بر اساس نوسانات قیمت نقدی نفت خام و گاز طبیعی به وجود می آیند. این انعطاف پذیری های مدیریتی تحت عنوان اختیارات یاد می شوند که دارای ارزش هستند و بایستی در ارزش گذاری میدان نفتی در نظر گرفته شوند.
برای ارزیابی یک طرح روش های متفاوتی وجود دارد که یکی از آنها روش های سنتی بودجه بندی سرمایه، مبتنی بر جریان های نقدی تنزیل شده هستند. یکی از روش های سنتی بودجه بندی ، روش ارزش فعلی است با استفاده از این روش ارزش پروژه را تعیین می کند. در روش ارزش فعلی، سرمایه گذاری بهینه زمانی انجام می گیرد که ارزش فعلی پروژ
ه مثبت باشد. روش های مبتنی بر جریان نقدی تنزیل شده، دارای نقایصی به شرح ذیل می باشد:
1- برآورد جریان نقدی آتی به آسانی قابل محاسبه نیست؛ زیرا قیمت محصول و مقدار تولید و هزینهی سرمایه گذاری، معمولا به صورت تصادفی می باشند.
2-روش جریان نقدی تنزیل شده، از نرخ تنزیلی استفاده می کند که منعکس کننده ریسک جریان های نقدی است و این نرخ تنزیل به طور اجتناب ناپذیری دارای خطای برآورد است.
3- روش جریان نقدی تنزیل شده انعطاف پذیری مدیریتی موجود در پروژه را در بر نمی گیرد. انعطاف پذیری های مدیریتی تحت عنوان اختیارات یاد می شوند و بایستی ارزش گذاری شوند. عدم ارزش گذاری آنها باعث می شود که ارزش گذاری پروژه کمتر از حد محاسبه شود؛ بنابراین تصمیم گیرنده یک پروژه اقتصادی را رد می کند و منجر به تصمیم گیری نادرست می شود. برای مثال، بعضی از اختیارات پروژه سرمایهگذاری شامل به تاخیر انداختن سرمایه گذاری جهت از بین رفتن برخی نااطمینانی ، اختیار گسترش پروژه و همچنین اختیار تعطیل کردن پروژه در صورت پیامدهای منفی می باشد.
حال با توجه به نقائصی که از نظر گذشت باید به دنبال روش های دیگر بود تا ارزش گذاری درست انجام گیرد. یکی از آنها روش اختیارات واقعی است. اختیار واقعی به عنوان تطبیق تئوری اختیارات مالی به ارزشگذاری پروژه های سرمایه گذاری شناخته می شود. تئوری اختیار واقعی تشخیص می دهد که محیط اقتصادی داریی پویایی و نااطمینانی است و ارزش پروژه با اعمال انعطاف پذیری مدیریتی ایجاد می شود.
این روش مبتنی بر تئوری قیمت گذاری اختیارات است. در بازار سرمایه(مالی) اختیاراتی به سرمایه گذار داده می شود تا به واسطه آن ریسک سرمایه گذاری کاهش یابد؛ یعنی در صورت وجود نوسانات نامطلوب زیان مالی را کاهش دهد. این اختیارات در واقع زیرمجموعه ای از مشتقات مالی هستند که بایستی قیمتگذاری شوند.
اختیارات در بازارهای مالی برای دارندهی دارائی به عنوان حقی در خرید یا فروش مقدار مشخصی از دارائی با قیمت معینی در تاریخ انقضا تعیین شده یا قبل از آن تاریخ انقضا تعریف می شود و هیچ اجباری در اجرای آن نیست.
با توجه به تعریف فوق، اختیار یک حق است و در اجرای آن هیچ اجباری نیست، بنابراین نگهدارنده ی آن می تواند حق را اعمال نکند و اجازه دهد که آن منقضی شود.
اختیارات مالی برای دارائی های مالی کاربرد دارد، اما برای دارائی های فیزیکی باید از اختیارات واقعی استفاده کرد زیرا برای دارائی های فیزیکی( مانند کالا و انرژی) باید ویژگی هایی فیزیکی آنها نیز به شمار آید برای مثال در مورد نفت و گاز میزان ذخایر، نرخ استخراج به صورت ثابت یا متغیر و غیره مهم می باشند.
اختیارات واقعی از اختیارات مالی منشأ می گیرد. بنابراین می توان از تکنیک های موجود برای ارزش گذاری اختیارات و اعمال سیاست بهینه برای اختیارات واقعی استفاده کرد.
یکی از کاربردهای روش اختیارات واقعی، ارزیابی طرح هایی است که سرمایه گذاری اولیهی آنها بالا و همچنین برگشت ناپذیر است. کاربرد دوم برای کالا هایی است که ویژگیهای بازار آتی آنها به خوبی توسعه یافته باشد؛ همچنین باید در نظر داشت که کاربرد اصلی اختیارات واقعی برای کالا یا دارائی فیزیکی است.
از آنجا که صنعت انرژی دارای سرمایه گذاری اولیهی بالا و برگشت ناپذیری است و فعالیت های اقتصادی در این زمینه از ریسک بالای برخوردار است، باید در این حوزه تصمیمات قابل اعتماد و ارزش گذاری صحیح انجام شود تا بتوان ریسک های بالا را مدیریت نمود. همچنین مقررات زدایی های انجام شده در بازار های انرژی از قبیل گاز، برق و نفت باعث خروج آنها از انحصار طبیعی شده است. این امر باعث می شود که مشتقات زیادی در این بازارها تعریف شوند. در طی سالیان اخیر بازار انرژی به بزرگترین بازار کالا در سطح جهان تبدیل شده و از فعالیت کالای فیزیکی اولیه، به بازار مالی پیشرفته تبدیل شده است. بنابراین باید از تکنیک های مورد استفاده در بازار های مالی با کمی تغییرات بهره گرفت تا اینکه ریسک را در این بازارها کاهش داد و زمینهی افزایش سرمایه گذاری فراهم گردد. در نهایت چون خروجی این صنایع به صورت کالا است؛ بنابراین در این صنایع می توان از اختیارات واقعی استفاده کرد. بر این اساس، اختیارات واقعی تکنیک مناسبی برای ارزیابی و ارزش گذاری انعطاف پذیری در این بازار هاست.
در میدان نفتی انواع اختیارات یا انعطاف پذیری مدیریتی وجود دارد. یکسری از این اختیارات در اثر تزریق گاز به میدان نفتی جهت حفظ تولید صیانتی یا استخراج نفت بیشتر از میدان های نفت شنی است. در این مطالعه هدف بررسی اثرات دینامیکی قیمت گاز طبیعی و نفت خام بر تولیدات و استراتژی بهینه در زمینه تولید نفت در یک میدان نفتی بر اساس روش اختیارات واقعی است. بنابراین در این مطالعه هدف ارزش گذاری اختیارات موجود در یک میدان نفتی بر اساس دینامیک رفتار قیمت نقدی نفت و قیمت گاز طبیعی در صورت تزریق تحت مدل های متفاوتی می باشد. انعطاف پذیری شامل باز شدن پروژه یا ادامه باز بودن پروژه با توجه به قیمت پایین گاز یا قیمت بالایی نفت خام و تعطیلی پروژه در صورتی که قیمت گاز بالا یا قیمت نفت پایین باشد در نهایت رهاکردن پروژه در صورتی که قیمت گاز خیلی بالا یا نفت خام خیلی پایین باشد. حال سوال این است که در یک میدان نفتی که تزریق گاز صورت می گیرد در چه قیمت های میدان نفتی فعال و بسته و رها شود.
فرضیات و سئوالات اساسی تحقیق