پذیرش توبه و اثرگذاری آن و تبشیر و انذار

به گفته متکلمان، توبه از گناه باید به خاطر قبح آن باشد و تنها توبه در صورتی صحیح است که تائب از گناه پشیمان باشد از آن رو که قبیح است، نه به خاطر هدف دیگری.
علامه حلّی می گوید: بر تائب واجب است از آن رو بر قبیح پشیمان باشد و عزم کند که دیگر آن را انجام ندهد که قبیح است و اگر جز این باشد توبه نیست، مانند کسی که برای سلامتی بدنش توبه کند و یا اینکه از آن رو که میان مردم آبرویش ریخته نشود، از گناه پشیمان گردد. چنین توبه ای، توبه نیست. اما کسی که به خاطر ترس از آتش جهنم پشیمان شود، اگر ترس از دوزخ تنها انگیزه باشد، طوری که اگر آن نباشد توبه نمی کند، این توبه نیز صحیح نیست. زیرا این توبه، توبه از گناه، از آن رو که قبیح است، نیست. مانند کسی است که برای سلامتی بدن از نوشیدن شراب پشیمان است. اگر ترس از آتش جهنم تنها هدف وی نباشد، به اینگونه که از گناهش پشیمان است، از آن رو که قبیح است و آتش جهنم را به دنبال دارد، طوری که اگر گناه قبیح نبود از آن توبه نمی کرد، گرچه ترس از جهنم داشت، توبه اش صحیح است. در مورد اخلال به واجب، نیز چنین است. اگر تنها در صورتی بر اخلال و یا ترک واجب، پشیمان باشد، از آن رو که اخلال به واجب است توبه اش صحیح است. از این رو اگر به خاطر ترس از جهنم یا از دست دادن بهشت، از اخلال به واجب توبه کند و تنها انگیزه و هدفش اینها باشد توبه اش باطل است. اما اگر اینها انگیزه و هدف تبعی باشند، توبه اش صحیح است» ( طوسی، 1399، ص586).
در شرح کشف المراد آمده است:
اگر کسی از ترس جهنم توبه کند یعنی فلسفه توبه اش و علت غائی و هدف منحصر به فرد او از توبه همان خوف از عذاب باشد و لولا خوف آتش، از کار قبیح ابائی نداشت و لو مبغوض مولی باشد. آیا چنین توبه ای مقبول است؟
جواب: خیر. چنین توبه ای هم مقبول نیست زیرا که این توبه از قبیح به لحاظ قبح آن نیست بلکه برای حفظ جان خویش از عذاب است و شبیه کسی است که برای حفظ سلامت از شرب خمر توبه کند، آری اگر غایت و هدف اصلی خوف از نار نباشد. بلکه هدفش این باشد که من از این کار توبه می کنم بدان جهت است که عملی قبیح است و ضمناً در آن عقاب جهنم هم هست به گونه ای که محرک او بر توبه قبح فعل است، یعنی لولا القبح نادم نبود، و لو عذاب در کار باشد چنین توبه صحیح است» (محمدی ،1370، صص573-572).
در پایان این بحث ادعای خودشان را چنین تعلیل نموده اند:
اگر انسانی در عرف و عند العقلاء به انسان دیگر ستم روا دارد، سپس برود و از او عذرخواهی کند، نه به خاطر اینکه کار قبیحی کرده و تجاوز به حقوق دیگران نموده، بلکه به لحاظ ترس از شکایت او و مؤاخذه سلطان و حاکم عذر بخواهد، هیج انسان عاقلی عذری را قبول نمی کند ،چون او قلباً از ظلم متنفر نیست، بلکه باز هم اگر دسترسی پیدا کند ظلم می کند و از ترس چوب قانون و رفتن آبروی خود می ترسد.
در شرح مقاصد آمده است:
«اگرکسی برای گریز از آتش جهنم یا دست یافتن به بهشت توبه کند آیا توبه وی صحیح است؟ در پاسخ این سؤال تردید می کند و می گوید: «فیه تردد»(التفتازانی، 1305، ج2، ص241).
جان کلام متکلمین مذکور این است که توبه در صورتی مقبول است که از گناه، از آن رو پشیمان باشد که قبیح است و از ترک واجب یا اخلال به واجب از آن رو که ترک یا اخلال به واجب است و گرنه، توبه منتفی است و مقبول نمی گردد.
نمی توان گفت که نظریات متکلمین اشتباه یا کاملاً درست است، بلکه می توان قائل به تفصیل شد. در مجموع، توبه ای قابل قبول است که، رضایت حق تعالی در آن بوده و باعث نورانیت قلب شود. خداوند متعال در قرآن مجید همواره انسانها را مورد تبشیر و انذار قرار می دهد. گاهی نعمتهای بهشتی را در صورت کار نیکو انجام دادن و گاهی آتش جهنم را در صورت سرپیچی از دستوراتش وعده داده است. بنابراین هر انگیزه ای که رنگ و بوی الهی داشته باشد، می توان برای نیل به آن انگیزه، توبه کرد.
فصل پنجم
پذیرش توبه و اثرگذاری آن در اسقاط حدود
5-1- پذیرش توبه
خداوند متعال در آیات مکرر انسانهای عاصی را به پذیرش توبه دعوت می کند. چنانکه اشاره شد، توبه تحولی در درون است که موجب اصلاح تائب و ترمیم روابط انسانی او در جامعه می شود.
خداوند متعال در آیه 53 سوره اعراف در خطاب به حضرت رسول می فرماید: «وَ الّذینَ عَمِلوا السَّیِّئاتِ ثُّمَ تَابُوا مِن بَعدِها وَ امَنُوا إنّه رَبّکَ مِن بَعدِهَا لَغَفُورٌ رَحیمُ»؛«کسانی که مرتکب گناه شده و پس از آن توبه کرده و ایمان آورده اند، پروردگار تو از پی آن آمرزگار و رحیم است.»
اصولاً گناه موجب تخریب حالت روحی-روانی فرد است. زیرا با وجدان و فطرت انسانی در تضاد و تغایر است. اگر گناههای مکرر از انسان سر زند و نتواند وضعیت مخرب روانی خود را ترمیم نماید و احساس گناه دائمی در روح او تثبیت شود، در این حالت دچار یأس و نگرانی و اضطراب پیوسته خواهد شد و نه تنها رفتار و کردارش در ارتباط با خود، بلکه نسبت به اجتماع نیز دچار اختلال می شود. خداوند متعال برای اینکه از تثبیت یأس در افراد مزبور جلوگیری فرماید، در آیات 54 و 53 سوره زمر، ضمن هشدار به این دسته از افراد برای بازگشت به سوی خدا قبل از فرا رسیدن شرایطی که امکان رجوع نباشد، آنان را امیدوار به فضل و رحمت خود کرده و از این که یأس را در درون خود تثبیت نمایند، بر حذر می دارد.«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسرفوا عَلی اَنفُسِهِم لا تَقنَطوُا مِن رَحمهِ اللهِ انَّ اللهَ یَغفِرُ الذنوبَ جَمیعاً اِنّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَحیم»؛ «پیامبرخطاب کن به آن دسته از بندگان من که بر نفس خود اسراف روا داشته ند، (مرتکب خطا شده اند) از رحمت الهی مأیوس نشوند. زیرا خداوند همگی گناهان را می آمرزد، او آمرزنده و مهربان است.»«وَ أنِیبُوا إلَی رَبّکُم وَ أسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَأتِیَکُمُ العَذابَ ثُمَّ لا تُنصَرُونَ»و به سوی پروردگارتان رجوع نموده و قبل از آن که عذاب بر سرتان آید و دیگر یاری نشوید، تسلیم فرمان او شوید.»
از آنجا که ممکن است برخی افراد در پذیرش توبه یا عدم پذیرش توبه نگران باشند، حضرت حق ضمن اینکه یکی از صفات خود را ” توبه پذیر بودن “معرفی می کند، به صراحت اعلام می کند که بندگان را دوست می دارد.
در آیه 25 سوره شوری اشعار می دارد: «وَ هُوَ الّذِی یَقبَلُ التّوبَهَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُو عَن السَّیِّئاتِ وَ یَعلمُ مَا تَفعَلُونَ»؛ «اوست خدایی که توبه را از بندگانش می پذیرد، و از گناهان عفو می فرماید و به آنچه می کنید داناست. و در قسمتی از آیه 222سوره بقره، به صراحت اعلام فرموده است: «…إنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ …»؛ «خداوند توبه کنندگان را دوست می دارد.»
خداوند متعال حتی به کفار و مشرکان وعده پذیرش توبه و عفو گناهانشان را می دهد: «قُل لِلَّذِینَ کَفَرُواْ إِن ینتَهُواْ یغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ یعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّهُ الأَوَّلِینِ» (انفال/ 38)؛ «به کسانى که کفر ورزیده‏اند، بگو اگر باز ایستند آنچه گذشته است، بر ایشان آمرزیده مى‏شود و اگر بازگردند به یقین سنت [خدا در مورد] پیشینیان گذشت». بنابراین، زمانی که خداوند وعده می دهد که شرک و معاصی کفار را با توبه ساقط می کند، می توان گفت که به طریق اولی اگر مسلمانی مرتکب جرمی شود و توبه کند، توبه وی مورد قبول درگاه حق قرار خواهد گرفت و باعث سقوط مجازات دنیوی نیز خواهد شد.
توبه به معنای بازگشت در قرآن کریم، هم در مورد خداوند متعال و هم در مورد بندگان آمده است. به عبارت دیگر توبه لفظ مشترکی بین خدا و بندگان است. در ذیل آیاتی از قرآن کریم که توبه را به عبد نسبت داده است اشاره می کنیم :
1-آیه 39 سوره مائده: «فَمَن تابَ مِن بَعدَ ظُلمِهِ وَ اَصلَحَ فاِنّ اللهَ یَتوبُ عَلَیهِ انّ اللهَ غَفورٌ رَحیمٌ»؛«و هر کس که پس از ظلمش توبه کند و به اصلاح بپردازد، بی تردید خداوند بر او عطف توجه می کند و توبه اش را می پذیرد که حقاً خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.»
2-آیه 11 سوره حجرات: « ……..وَ مَن لَم یُتِب فَاولئِکَ هُمُ الظّالِمونَ»؛«…….و آنان که توبه نکنند آنهایند که ستمکارند.»
3-آیه 54 سوره انعام: «…….مَن عَمِلَ مِنکُم سُوءً بِجَهالَهٍ ثُّمَ تابَ مِن بَعدِهِ وَ اَصلَحَ فَأنّهُ غَفورٌ رَحیمٌ»؛«هر کس از شما به نادانی عمل بدی کند آنگاه بعد از آن توبه کند و به اصلاح (کار خود) پردازد بی تردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است .»
و هر گاه خداوند متصف به توبه شود، مفهومش این است که : خداوند به رحمتش به سوی بنده بازگشت نموده و توبه اش را از سر تفضل پذیرفته است. اکنون در ذیل به آیاتی که توبه به خداوند نسبت داده شده را بررسی می نماییم: