هوش میان­فردی

این فرا­عامل هوش­هیجانی شامل همدلی، مسئولیت­اجتماعی و روابط بین­فردی است که در زیر تعریف شده­اند و اساساٌ مربوط به توانایی آگاه بودن از احساسات، نگرانی­ها و نیازهای دیگران، و توانایی ایجاد و حفظ روابط خشنود­کننده متقابل مشارکتی و سازنده می­باشد. آن­هایی که در این حوزه کنش خوبی دارند، مسئولیت­پذیر و قابل­اتکاء هستند. آن­ها دیگران را می­فهمند، با آن­ها تعامل می­کنند و به خوبی با سایرین ارتباط برقرار می­کنند، آن­ها الهام­بخش اعتماد و فعالیت خوب به عنوان عضوی از گروه هستند.

همدلی

این خرده مقیاس میان­فردی به­صورت توانایی آگاه بودن از چگونگی احساس کردن دیگران و فهم این موضوع تعریف می­شود. همدلی عبارت­است از حساس بودن نسبت به این موضوع که مردم با شیوه­ای خاص احساس کردنشان، نسبت به چه چیزهایی احساس دارند، چگونه احساس می­کنند و چرا این­گونه احساساتی دارند. همدل بودن به معنای توانایی ذهن­خوانی هیجانی سایر افراد است. افراد همدل مراقب سایرین هستند و نسبت به آن­ها علاقه نشان می­دهند و نگرانشان هستند. کمبود جدی در همدلی برای تشخیص اختلال شخصیت ضد­اجتماعی اساسی است.

مسئولیت اجتماعی

این خرده مقیاس به­صورت توانایی همانندسازی با گروه اجتماعی و مشارکت با سایرین تعریف می­شود. مسئولیت اجتماعی توانایی نشان دادن خودمان به­عنوان اعضایی مشارکتی، یاری­رسان و سازنده در گروه اجتماعی می­باشد( در خانواده، میان دوستان و در کار). این توانایی شامل عمل به شیوه­ای مسئولانه، حتی در مواقعی است که احساس می­کنیم نفع شخصی نمی­بریم. افرادی که به لحاظ اجتماعی مسئول هستند، دارای وجدان اجتماعی هستند و یک نگرانی اساسی در رابطه با دیگران دارند که با توانایی به­عهده گرفتن مسئولیت­های گروهی و اجتماع­مدار نشان داده می­شود. این مولفه­ی هوش­هیجانی- اجتماعی با انجام کارهایی برای دیگران و به­همراه دیگران، پذیرش دیگران، عمل بر طبق وجدان و قوانین مبرم اجتماعی ارتباط دارد. این افراد یک احساس اکتسابی حساسیت میان­فردی دارند، و قادرند سایرین را بپذیرند و از استعدادهای آن­ها برای سودمندی جمعی استفاده کنند( و نه فقط برای سودمندی خود). افرادی که به­طور جدی در این توانایی کمبود دارند، ممکن است نگرش­های ضد اجتماعی داشته باشند، نسبت به دیگران به شیوه­ای ناصحیح عمل کنند و از دیگران سوء­استفاده کنند( سبحانی­صراطی، 1386، ص91 ).

روابط بین­فردی

این خرده مقیاس به­صورت توانایی ایجاد و حفظ روابط خشنود­کننده متقابل و توانایی روابط خوب با دیگران است. خشنودی متقابل، تعاملات اجتماعی با معنایی را توصیف می­کند که به­صورت بالقوه، برای کسانی که در آن درگیرند پاداش­دهنده و لذت­بخش هستند. چیرگی در مهارت­های روابط بین­فردی از طریق دادوستد گرم، عاطفه و انتقال صمیمیت مشخص می­شود. این مولفه هوش­هیجانی نه تنها به درجه اشتیاق ترویج روابط دوستانه مرتبط است، بلکه با توانایی داشتن احساس راحتی و اطمینان در چنین روابطی نیز رابطه دارد، و هم­چنین به داشتن انتظارات مثبت در رابطه با تعاملات اجتماعی مربوط است. این مهارت اجتماعی مبتنی بر حساسیت نسبت به سایرین، تمایل به ایجاد روابط، به­علاوه احساس خشنودی از روابط می­باشد.

توانایی مدیریت استرس

این فراعامل شامل تحمل استرس و کنترل تکانه است که در زیر تعریف شده­اند. این مولفه­ی هوش­
هیجانی- اجتماعی اصولاٌ به مدیریت و کنترل هیجانی مربوط می­شود و به توانایی ما در پرداختن به هیجانات دلالت دارد به­صورتی که برای ما مفید به فایده باشند، نه این­که بر علیه ما عمل کنند. افرادی که در این حوزه صاحب چیرگی هستند، قادرند در برابر استرس ایستادگی کنند، و به­طور کارآمدی با آن مقابله کنند، بدون این که کنترل خود را از دست بدهند. آن­ها نوعاٌ خونسردند، به ندرت تکانشی هستند و به خوبی تحت فشار کار می­کنند، آن­ها می­توانند فعالیت­های پراسترس، اضطراب بر­انگیز و حتی خطرناک را اداره کنند.

تحمل استرس

خرده مقیاس تحمل استرس به­صورت توانایی مدیریت هیجانات به شیوه­ای کارآمد و سازنده تعریف می­شود. در اصل، تحمل استرس عبارت­است از توانایی ایستادگی در برابر وقایع ناسازگار و موقعیت­های پراسترس، و پرداختن به آن­ها از طریق مقابله فعالانه و مثبت با استرس بدون دست­پاچه شدن. این توانایی مبتنی است بر: 1- انتخاب جریانی از اعمال برای مقابله با استرس، که به معنای کاردان بودن و کارآمدبودن، توانایی رسیدن به راه حل­های مناسب و به معنای دانستن این است که باید چه کاری انجام داد و چگونه آن را انجام داد؛