پایان نامه ارشد رایگان درمورد مهارتهای زندگی، خودآگاهی، تفکر نقادانه، روابط بین فردی

توانایی تعیین اهداف نیز بخشی از مجموعه مهارتهای مدیریت خویشتن هستند. خشم، سوگ و اضطراب همگی باید مدیریت شده و فرد باید یاد بگیرد که چگونه با سوگ، فقدان یا ضربههای روحی مقابله نماید. مدیریت استرس، مدیریت زمان، روشهای تفکر مثبت و آرام سازی بخشی از این گروه مهارتهای زندگی هستند(فتی و موتابی. ب، 1385: 11).
یونیسف(2004)، همچنین مهارتهای زندگی را در چندین سطح دسته بندی میکند.
سطح اول: مهارتهای پایهای و اساسی روانشناختی و اجتماعی هستند. این مهارتها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزشهای اجتماعی میباشند نظیر خودآگاهی و همدلی.
سطح دوم: مهارتهایی هستند که تنها در شرایط خاص مورد استفاده قرار میگیرند نظیر مذاکره، رفتارجرأتمندانه و حل تعارض.
سطح سوم: مهارتهای زندگی کاربردی هستند نظیر مبارزه با نقشهای جنسیتی سنتی یا امتناع از سوء مصرف مواد.
سازمان بهداشت جهانی در برنامههای مهارتهای زندگی که در سال 1993 معرفی نمود ده مهارت را به عنوان مهارتهای زندگی اصلی معرفی نمود. این مهارتها عبارتند از:
مهارت تصمیمگیری35
مهارت حل مسأله36
مهارت تفکر خلاق37
مهارت تفکر نقادانه38
مهارت توانایی برقراری ارتباط مؤثر39
مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی40
مهارت خود آگاهی41
مهارت همدلی42
مهارت مقابله با هیجان43
مهارت مقابله با استرس44( فلاح زاده، 1388).

مهارت تصمیمگیری
همه انسانها تجربه رویارویی با مشکلات و تصمیمگیریها را داشتهاند. تصمیمگیری بخشی از زندگی هر روزه ما میباشد. برخی تصمیمگیریها در زندگی روزمره به قدری تکرار شدهاند که زمان اندکی برای فکر کردن به آنها صرف میشود، برخی نیز شاید یکبار اتفاق میافتند اما تأثیرات عمیقی در زندگی ما دارند مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل و همسر. در واقع حل مشکل و تصمیمگیری نوعی مهارت است، مهارتی که میتوان آموخت و تمرین کرد. مهارتی که با روندی مرحله به مرحله سایر مهارتهای اساسی فکر کردن مانند تفکر خلاق و انتقادی را به کار میگیرد(باقری یزدی، 1383: 45). مهارت تصمیمگیری به ما کمک میکند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه خود، از بین راهحلهای مختلف بهترین گزینه را انتخاب کرده، بکار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.
عوامل مؤثر در تصمیمگیری:
– شخصیت فرد
– عوامل محیطی
– میزان اطلاعات
– روش و میزان پاداش یا تنبیه
– اهمیت موضوع
– شفافیت موضوع(همان منبع).
مهارت حل مسئله
مهارت حلمسئله یکی از مهارتهای زندگی است که به ما در حل مسائل فردی و اجتماعی کمک میکند. «حلمسئله» عبارت است از فرایند شناختی – رفتاری که توسط خود فرد هدایت میشود و فرد سعی میکند با کمک آن، راهحلهای مؤثر برای مسائل زندگی روزمره خویش پیدا کند. به این ترتیب حل مسئله یک فرایند آگاهانه، منطقی، تلاشبر و هدفمند است. حل مسئلهی ماهرانه مستلزم مقابلهی مسئلهمدار به جای مقابلهی هیجانمدار با مسائل است. اگر چه برخی از مقابلههای هیجانمدار سازگارانه هستند ولی حتی در بهترین شرایط نیز منجر به حلمسئله نمیشوند. برای این که مسئلهای را حل کنیم قبل از هر چیز باید بیاموزیم واکنش هیجانی خویش را کنترل کرده و رویکردی مسئله مدار به موضوع داشته باشیم.
مراحل حل مسئله:
– تعریف و فرمول بندی مسئله
– تولید و خلق راهحلهای متعدد
– ارزیابی سود، زیان، معایب و محاسن راهحلها و انتخاب از بین راهحلها
– به کار گیری راهحل و ارزیابی و بازنگری(فتی و عطوفی. الف، 1385: 12).

مهارت تفکر خلاق
تفکر خلاق به معنای برقراری ارتباط میان چیزهایی که با یکدیگر ارتباطی ندارند به منظور یافتن راههای تازه و معنادار در جهت حل مسائل است. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشهی جدید را برای ما فراهم میآورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک میکند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است در این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمیآید بلکه یک فرصت برای کشف راهحلهای نو و بدیع تلقی میشود که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است. مشخصهی فرایند تفکر خلاق آزمودن و تجربه کردن است. هر تفکر خلاقی به موفقیت نمیانجامد اما اگر کودکان احساس عدم موفقیت کنند حس خلاقیتشان برانگیخته نمیشود(باقری یزدی، 1383: 55).
در تفکر خلاق خصوصیات ذیل مشاهده میشود:
– توانایی دیدن چیزها به شکل نو و تازه
– استفاده از تجارب قبلی و ارتباط آنها با تجربههای جدید
– انعطافپذیری فکر و درهم شکستن موانع و محدودیتها
– استفاده از روشهای غیر سنتی برای حل مشکلات
– عدم کفایت به اطلاعات موجود
– آفریدن چیزی منحصر به فرد(باقری یزدی، 1383: 55).

مهارت تفکر نقادانه
تفکر انتقادی تفکری صحیح برای ارزیابی مسائل است. به عبارتی دیگر تفکر همراه با استدلال، مسئولیت، مهارت و هدف را تفکر انتقادی مینامند. فرایندی که طی آن با بررسی افکار و عقاید خود و دیگران به درک بهتری از مسائل دست مییابیم. تفکر نقادانه، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت نوجوانان را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشارهای گروه و رسانههای گروهی مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از آنها در امان باشند.
ویژگی افراد نقاد:
– تفکر فعال
– سئوال کردن هدفمند
– ارزیابی اعتبار عقاید و افکا
ر

– مشاهده موقعیت از دیدگاههای مختلف و بررسی نظرات دیگران(باقری یزدی، 1383: 56).

مهارت توانایی برقراری ارتباط مؤثر
یکی از ضروریات زندگی اجتماعی برقراری ارتباط است. ارتباط عبارت است از فرایند ارسال و دریافت پیام. بر اساس این تعریف هر ارتباطی مستلزم حضور دو یا چند واحد اجتماعی است. هدف اصلی برقراری ارتباط، انتقال پیام است. هر گونه اشکال در انتقال پیام منجر به اختلال در ارتباط میشود. هر ارتباطی شامل دو عنصر اصلی، کلامی و غیر کلامی است. اجزای ارتباط عبارتند از: محتوای کلام، توجه به ابعاد فرهنگی و خرده فرهنگی، چگونگی شروع صحبت، نحوه جمله بندی، زمانبندی ارتباط کلامی، ملاحظات موقعیتی، چگونگی جمعبندی و ختم ارتباط، تن صدا، آهنگ صدا و………. (موتابی و فتی. الف، 1385: 21).

مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی
روابط بینفردی مؤثر اهمیت بسزایی در ایجاد سلامت روانی، رشد شخصی، هویتیابی، افزایش بهرهوری شغلی، موفقیت، افزایش کیفیت زندگی، افزایش سازگاری و خودشکوفایی دارد. به منظور برقراری روابط بین فردی مؤثر کسب مهارت در چهار حوزهی، شناختن و حمایت یکدیگر، و حل تعارضها و مشکلات موجود در رابطه به شیوهای سازنده ضروری است. برای دستیابی به مهارت در چهار حوزه فوق، شناختن و پذیرفتن تفاوتهای فردی نقطه شروع خوبی در روابط نزدیک است(فتی و موتابی. ب، 1385: 33). برای برقراری روابط بینفردی مؤثر چهار حوزه مهارتی را باید فرا گرفت. این حوزهها عبارتند از:
– اعتماد کردن به یکدیگر
– برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام
– پذیرش و حمایت یکدیگر
– حل تعارضها و مشکلات موجود در رابطه به شیوهای سازنده(همان منبع: 33).

مهارت خود آگاهی و همدلی
خودآگاهی از مهمترین مهارتهای زندگی است که به فرد در شناخت خویشتن، خصوصیات، نیازها، خواستهها و اهداف خود، یاری مینماید(محمدخانی، 1385: 25). خودآگاهی، یعنی آگاهی یافتن و شناخت اجزایی همچون خصوصیات جسمانی، احساسات، افکار و باورها، ارزشها، اهداف، گفتوگوی درونی، نقاط قوت و ضعف خود. آگاهی یافتن از خود و ویژگیهای آن یک مهارت است و واداشتن خویشتن به نگریستن به خود، اولین قدم جهت آشنایی نزدیک با جنبههای مثبت و منفی«خود» محسوب میشود(امامی نائینی. ب، 1387: 17). ضعف در خودآگاهی، مشکلات روانی – اجتماعی مانند افسردگی، اضطراب و احساس حقارت و نظایر آن در فرد ایجاد مینماید. افرادی که دارای مهارت خودآگاهی هستند، احساسات خود را شناسایی میکنند، بر نقاط ضعف و قدرت خودآگاه هستند، اهداف واقع بینانهای برای خود تعیین میکنند و از ملاکهای ارزشمندی خودآگاه هستند. این افراد میتوانند ارزش خود را در زندگی بیابند و هویت سالمی برای خود کسب نمایند. مهارت خودآگاهی از اجزای(مؤلفههای) متعددی تشکیل شده که عبارتند از:
– شناخت احساسات
– خودپنداره
– عزتنفس
– احساس ارزشمندی و هویتیابی(محمد خانی، 1385: 25).

مهارت همدلی
همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه دیگری است. به این معنا که فرد از طریق ادراک واکنشهای عاطفی دیگران، واکنشهایی عاطفی از خود نشان میدهد که به آن همدلی میگویند(امامی نائینی، 1387: 18). به منظور برقراری روابط همدلانه، فرد باید بتواند خود را به جای دیگران بگذارد، امور را از دیدگاه آنان ببیند و از خود بپرسد که اگر من جای او و در شرایط او بودم چه احساسی داشتم؟(فلاح زاده، 1388). همدلی به فرد این امکان را میدهد که بتواند احساسات و حالات دیگران را بهتر بفهمد. در همدلی فرد از سطح خویش فراتر رفته و دیگران را عمیقتر درک مینماید. برخی از موانع همدلی شامل انتقاد، برچسب زدن، نصیحت کردن و نظایر آن میباشد. به منظور همدلی کردن با دیگران میتوانیم از فنونی مانند گوش دادن فعال، بازپردازی، انعکاس احساسات و غیره استفاده نماییم(محمد خانی، 1385: 25).

مهارت مقابله با هیجان
واژهی هیجان که با واژههای شور، احساس و عاطفه شباهتهای زیادی دارد، به معنای هر نوع برانگیختگی ذهن و بدن است. هیجانات، احساسات و عواطف بخشی از وجود ماست. ما تا زمانیکه زندهایم، نسبت به دنیای پیرامون خود حساس هستیم و از آنها تأثیر میپذیریم. در واقع هیجان، احساس و عاطفه پدیدههایی هستند که ما هر روز با انواع مختلفی از آنها درگیر میشویم مانند عشق، غم، شادی، خشم و عصبانیت. همهی آنها را احساس کردهایم، محتوای هیجان، احساس و عاطفه را تشکیل میدهد(امامی نائینی. الف، 1387: 18).

مهارت مدیریت خشم
این مهارت جزئی از مهارت مقابله با هیجان است. خشم واکنش طبیعی ارگانیسم نسبت به شرایطی است که فرد را دچار ناکامی کرده است. خشم میتواند به صورت ضعیف یا شدید در فرد نمایان شود. برخی از علائم و نشانههای بروز خشم در فردی که دچار عصبانیت شده است به صورت افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، گشاد شدن مردمک چشم و ….. ظاهر میشود. هر کس برای کنترل خشم باید قادر به شناسایی زود هنگام علائم خشم خود باشد. شیوههای مختلفی برای کنترل خشم معرفی شده است که عبارتند از: ایجاد تغییر در محیط، ترک موقعیت، مقابله با
افکار منفی، آرام سازی، حل مشکل و ابراز خشم به شیوه سازگارانه(موتابی و فتی. ب، 1385: 21).
یادگیری مهارت کنترل خشم، به توانایی نحوه مدیریت و اداره هیجانات شدید به ویژه خشم اشاره دارد. میدانیم که خشم و عصبانیت را نمیتوان از زندگی حذف کرد ولی میتوان آنها را کنترل کرد. به عبارت دیگر ما حق
داریم گاهی عصبانی شویم ولی حق نداریم رفتارهای پرخاشگرانه داشته باشیم. با یادگیری این مهارت میآموزیم که چگونه به شیوه عملی عصبانیت خود را کاهش داده و جلوی رفتارهای پرخاشگرانه خود را بگیریم. به بیان دیگر یاد میگیریم که به علائم اولیه ایجاد خشم در خود حساس شده و به محض بروز، آنها را تشخیص داده و پیش از شدت پیدا کردن به کنترل آنها بپردازیم(فلاح زاده، 1388).

مهارت مقابله با استرس
فشارهای روانی یا استرس در زندگی روزانه بسیارند، اما اکثر اوقات به آنها توجه نمیکنیم. فشار روانی موقعیت و وضعیت تهدید کننده یا حتی گاهی اوقات آسیبرسان است. در حقیقت میزان حداقلی از تنش و فشارهای خفیف روانی برای پیشرفت در زندگی لازم است. از طرف دیگر اگر میزان این تنش و استرس درونی از حد معینی بگذرد، مانع از هر گونه تلاش میشود. به علاوه، خستگی ذهنی و روانی زیادی را به ما تحمیل میکند و ممکن است به

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *