پایان نامه ارشد رایگان درمورد اضطراب اجتماعی، پردازش اطلاعات، یادگیری اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی

ارتباط اجتماعی میباشد، اما برقراری این ارتباط برای همه به راحتی ممکن نیست و عواملی مانند: کمبود اعتماد به نفس، ارزیابی دیگران در مورد فرد، ترس از طرد شدن و انتقاد یا عوامل دیگر سبب میشود افراد در موقعیتهای اجتماعی احساس اضطراب کنند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2002). اختلالات اضطرابی انواع مختلف دارند که اضطراب اجتماعی یکی از آنهاست(کاپلان، سادوک و سادوک1994؛ ترجمه پور افکاری، 1375: 335). این اضطراب در حالت شدید به اختلالی به نام اضطراب یا هراس اجتماعی تبدیل میشود که علائم مشخص آن عبارتاند از: ترس شدید و مستمر از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی فرد در این موقعیتها که ممکن است موجب شرمساری فرد شود، رویارویی یا پیش بینی با این موقعیتها که موجب ایجاد پاسخ اضطرابی فوری میشود، فرد متوجه غیرمنطقی بودن ترس خود است، این حالت موجب اجتناب از چنین موقعیتهایی میشود یا اینکه این موقعیتها با وحشت زیاد تحمل میشود و در نهایت این اضطراب در عملکرد و روابط اجتماعی فرد اختلال ایجاد میکند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2002).
اضطراب اجتماعی، اختلال روانی شایعی است که میزان شیوع آن در طول زندگی3 تا 13 درصد برآورد شده است(سادوک و سادوک، 1385). اوج شروع این اختلال در دهه دوم عمر است(محمودی و همکاران، 1389). شیوع 13 درصدی این اختلال در جامعه، آن را در جایگاه سومین اختلال روانپزشکی پس از اختلال افسردگی اساسی و وابستگی به الکل قرار داده است(کسلر81و همکاران، 2005). تحقیقات نشان دادهاند که سن شروع این اختلال در حدود 15 سالگی و 90 درصد بیماران سن شروع را قبل از 25 سالگی گزارش نمودهاند(فرمارک82، 2002). در بزرگسالان این اختلال در زنان شایعتر است، اگرچه بزرگسالان گزارش میدهند که علائم این اختلال را از کودکی تجربه نمودهاند ولی در کودکان شیوع این اختلال در هر دو جنس یکسان است(بیدل83 و همکاران، 2004). معمولأ این اختلال به دورهای درازمدت از ناتوانی میانجامد(بروس84 و همکاران، 2005). مبتلایان به این اختلال از آسیبهای چشمگیری در کارهای روزانه، روابط اجتماعی و شغلی رنج میبرند(ریچ و هافمن85، 2004). پیش بینی شده است که 50 تا 80 درصد مراجعان مبتلا به این اختلال حداقل یک اختلال روانی دیگری نیز دارند(ویچن و فم86، 2003).
مبتلایان به اضطراب اجتماعی، که عنوان دیگر آن«فوبی اجتماعی» میباشد، از تحقیر شدن و شرمساری در موقعیتهای اجتماعی خاص نظیر: گفتگو در جمع، دفع ادرار در توالت عمومی و صحبت در قرار ملاقات به شدت میترسند. اوج شروع اضطراب اجتماعی در دهه دوم عمر است(کاپلان، سادوک و گرب،1994؛ ترجمه پور افکاری، 1375). اختلال اضطراب اجتماعی(هراس اجتماعی) از طریق مشخصه ترس از مشاهده و ارزیابی توسط دیگران شناخته میشود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000). در موقعیتهای اجتماعی افراد مبتلا به هراس اجتماعی از این که چیزی بگویند یا عملی انجام دهند که توجه منفی دیگران را به خود جلب کند، بیمناکند(مررای87، 2003). هراس اجتماعی یک اختلال اضطرابی مزمن است که مشخصه آن ترس از شرمنده شدن در موقعیتهای اجتماعی و به تبع آن اجتناب از این موقعیتها میباشد. این بیماری میتواند باعث ایجاد محدودیت در شیوه زندگی شده و به طور معناداری تصمیمات مهم زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و در اغلب موارد باعث از دست رفتن بسیاری از فرصتهای مهم برای بیمار گردد(ویچن و فم، 2001). اختلال اضطراب اجتماعی از جمله اختلالهای اضطرابی است که در آن اضطراب، در برخی موقعیتهای معین و یا در برابر اشیاء خاص(خارج از وجود بیمار) در حالی که معمولاً خطرناک نیستند، بروز میکند. در نتیجه، فرد از این موقعیتها و اشیاء به طور جدی اجتناب نموده و یا از اضطراب شدید آنها را تحمل میکند. ترس از تحقیر و شرمساری در حضور دیگران علامت اصلی این اختلال است(توزنده جانی، 1386). این اضطراب بیشتر در روابط بینفردی ایجاد میشود، اما با هر علتی که ایجاد میشود موجب کاهش کارآمدی و بازداری مهارتها اجتماعی میشود، حتی در مواردی که فرد مهارت اجتماعی بالایی دارد(همان منبع). ویژگی تشخیصی اصلی آن ترس بارز و پایدار از موقعیتهای اجتماعی است که در آنها احتمال دستپاچگی برای شخص وجود دارد. الگوهای شناختی معاصر این فرض را مطرح میکند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی موقعیتهای اجتماعی را زیانبار میدانند. این افراد بر این باورند که رفتارشان از نظر اجتماعی پیامدهای مصیبت باری خواهد داشت(هافمن و لو88، 2006).
هراس اجتماعی با سایر اختلالات اضطرابی، افسردگی و وابستگی به الکل(لیدیرد89، 2001) و گسترهای از اختلالات شخصیت به ویژه اختلال شخصیت اجتنابی همراه است(مارتین استوتیر90 و همکاران، 2003). از این رو این اختلال در سالهای اخیر، به عنوان اختلالی دارای اهمیت در زمینه بهداشت همگانی در نظر گرفته شده است((فرمارک، 2002).
اضطراب اجتماعی دارای دو خرده مقیاس به قرار زیر است:
اجتناب و پریشانی اجتماعی: یعنی دوری گزینی از جمع و کنارهگیری از مردم و داشتن احساس منفی در ارتباطهای اجتماعی(مشاک، 1385).
ترس از ارزیابی منفی: ترس بارز و مستمر از یک یا چند موقعیت یا عملکرد اجتماعی که در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه است یا ممکن است موضوع کنجکاوی آنها قرار بگیرد(همان منبع).
در این چارچوب، روی دادن چند فرایند، اضطراب اجتماعی را ایجاد کرده و تداوم میبخشد. زمانی که فرد مبتلا به هراس اجتماعی، در یک موقعیت اجتماعی قرار میگیرد یا فقط آن را پیشبینی میکند یک بازبینی ذهنی از ظاهر و رفتار بیرونی خودش به ص
و
رتی که به نظر دیگران میرسد، شکل میدهد. این بازبینی ذهنی ظاهر و رفتار متشکل از انواع درونشدها نظیر اطلاعات فراخوانی شده از حافظه بلندمدت(یادآوری ظاهر کلی، تجربه قبلی از آن موقعیت و غیره) نشانههای درونی( نشانههای جسمانی و گرفتگی عضلات) و نشانههای بیرونی( بازخورد از سوی حضار) میباشد. منابع زیادی به جنبههای مشخص تصویر خود(عموماً جنبههای که به موقعیت مرتبط و بالقوه منفی هستند) و نیز بازبینی تهدید بالقوه بیرونی(نشانههای ارزیابی منفی مانند اخم کردن و کسل شدن حضار) اختصاص داده میشود(رپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از طهماسبی مرادی، 1384). غیر از تخصیص منابع قابل توجهی، به تهدیدهای بیرونی و بازنمایی ذهنی ظاهر و رفتار شخص، این افراد معیارهای حضار درباره عملکرد خود را نیز پیشبینی میکنند. سپس، این بازنمایی ذهنی از خود را با معیارهای دیگران مقایسه کرده تا درک حضار از عملکرد فرد و از خود فرد برآورد شود. یعنی معلوم شود که آیا فرد طبق انتظار حضار عمل میکند یا نه. تفاوت این دو بازنمایی، ارزیابی منفی حضار و پیامدهای اجتماع آن را تعیین میکند. این ارزیابی منفی پیشبینی شده، اضطراب بیشتری تولید میکنند که اجزاء فیزیولوژیک، شناختی و رفتاری دارد و بازنمایی ذهنی فرد از ظاهر و یا رفتار مشاهده شده از سوی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و این دو را از نو تکرار میکند(همان منبع).

2-1-4- 2- دیدگاههای مختلف در خصوص اضطراب
2-1-4-2-1- نظریه روانکاوی91
مهمترین عاملی که بر اساس نظریه تحلیل روانی علت تمام بیماریهای روانی محسوب می شود، اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجستهای دارد. فروید اضطراب را«درد روانی» نامیده است. یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر میشود، اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود، نخست نشانه آن به صورت اضطراب جلوهگر میگردد. اضطراب هم علت محسوب میشود هم معلول، یعنی علت ناراحتیهای روانی، اضطراب است، همچنین هرگاه، فرد با مسئله و مشکل روانی مواجه گردد که موجب به هم خوردن تعادل روانی او شود، احساس اضطراب میکند. منبع اضطراب هر چه باشد، تجربهای بسیار دردناک است و فرد برای آن که، آن را تجربه نکند، به هر عملی متوسل میشود. یکی از این واکنشها مکانیسمهای دفاعی است که مانورهای روانشناختی است که افراد به منظور احتراز از اضطراب از آن استفاده میکنند(لانگ92، 1994). به نظر فروید بین اضطراب عینی و اضطراب روان رنجور(نوروتیک) تفاوت وجود دارد. او اولی را پاسخی واقع بینانه در برابر خطری بیرونی و همسان با ترس و دومی را اضطرابی که ریشه در یک تعارض ناهشیار درونی دارد، محسوب کرد. فروید اضطراب را نتیجه یک تعارض ناهشیار میدانست که بین تکانههای اید و محدودیتهایی که ایگو و سوپر ایگو اعمال میکنند، ایجاد میشود. در این راستا آدمی برای کاهش سطح اضطراب خود، با استفاده از تدابیر دفاعی(مکانیسمهای دفاعی)، تکانههای اضطراب را از بخش هوشیار ذهن به بخش ناهشیار میراند(بواسحاقی، 1388: 57). فروید معتقد است، اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن میپردازد. به نظر میرسد در این عصر به اصطلاح تمدن، مشکلاتشان همواره رو به تزاید است. در مقابل، آدلر معتقد است اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بیتمدنی میپردازد(لانگ، 1994).

2-1-4-2-2- نظریههای رفتاری93
طبق نظریههای رفتاری اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محیطی خاص است یک احتمال دیگر در سبب شناسی این است که شخص با تقلید واکنشهای اضطرابی والدین خود، ممکن است واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد. در این الگو رفتار اجتنابی اگر سطح اضطراب را کاهش دهد تقویت میشود و چنانچه رفتار اجتنابی به طور مکرر و مؤثر موجب کاهش اضطراب گردد به عنوان یک رفتار یادگرفته شده پایدار میماند(گنجی، 1376: 35 ). ماور یک نظریه دو عاملی برای ایجاد و نگهداری هراس ارائه داد، بر طبق این نظریه در آغاز ترسها از طریق شرطی سازی کلاسیک شکل میگیرند و به دنبال آن فرد میآموزد که با اجتناب و دوری کردن از ترس خود بکاهد، مرحله دوم این فرایند شرطی شدن ابزاری نام دارد، به دلیل اینکه اجتناب از عامل ترس موجب کاهش اضطراب میشود، پاسخ اجتناب نگهداری شده و بلافاصله تقویت میشود(همان منبع).

2-1-4-2-3- نظریه شناختی94
همهی نظریههای شناختی به نقش یک عامل مهم در ایجاد و حفظ اختلال اضطراب اجتماعی اشاره کردهاند و آن پردازش سوگیرانه اطلاعات است. پژوهشها، پیشنهاد میکنند که بیماران مبتلا به هراس اجتماعی با سوگیریهایی در موارد زیر مشخص میشوند. تعبیر منفی وقایع اجتماعی بیرونی، کشف پاسخهای منفی از جانب دیگران، به هم خوردن تعادل توجه بین پردازش بیرونی و پردازش متمرکز بر خود، استفاده از اطلاعات درونی برای ساختن یک طرز فکر در مورد این که از دید دیگران چگونه به نظر میرسند، یادآوری اطلاعات منفی در مورد عملکردهای خود و هم چنین تنوعی از پردازشهای پس از واقعه95 و پیشبینی شکست قبل از رویارویی با موقعیت(رپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از طهماسبی مرادی، 1384). تئوریهای شناختی در زمینه اضطراب حاکی از آن هستند که توجه انتخابی به تهدیدها، اضطراب را شدیدتر کرده و قضاوت در زمینه رویدادهای اجتماعی را به انحراف میکشاند(تایلر96، 2010). پردازش شناختی در ایجاد و تداوم اضطراب اجتماعی نقش مهمی ایفا میکنند. نظریه پردازان شناختی بر نقش ادراکات و ارزیابیهای تحریف شده از روابط بینفردی، تحریف در پردازش اطلاعات
اجتماعی، اجتناب شناختی از رویدادهای محیطی، پردازش پسرویدادی بعد از برقراری روابط بینفردی و پردازش اطلاعات اجتماعی تأکید میورزند. از جنبه شناختی راهبردهای اجتناب شناختی و پردازش پسرویدادی نقش مهمی در شکلگیری اضطراب اجتماعی دارند(هافمن97، 2007).

2-1-4-2-4- نظریه یادگیری اجتماعی98
در نظریه یادگیری اجتماعی، به جای تعارض درونی، شیوههایی مورد توجه قرار میگیرند که طی آن اضطراب از راه یادگیری با برخی موقعیتها مرتبط میشود(اضطراب به عنوان پاسخ آموخته شده در نظر گرفته میشود)(بواسحاقی، 1388: 57). روانشناسان اجتماعی اعتقاد دارند اضطراب که عاملی مخرب و نابود کننده است، از طریق یادگیری و الگوبرداری آموخته میشود و میتواند باعث کاهش رضایت از زندگی افراد باشد. اضطراب اجتماعی به اضطراب یا تجربه هراس که در موقعیتهای میان فردی یا عملکردی ایجاد میشود، اطلاق میشود. افراد دارای اضطراب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *