پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

تکه ای از متن پایان نامه :

  • می باشد؟ با این نحوِ ساده و لنگ چه می‌توانی گفت؟ و تازه تو به فارسی خوب می‌نویسی. حق داری، آب و گل داری.
  • این‌ها درست! درست، اما بایستی دید که مانعِ من در رسیدن به نوشتار کیست؟ چیست؟ نوشتار می باشد که حافظه می‌آورد. قومِ بی‌نوشتار، قومِ بی‌نوشته، قومِ بی‌تاریخ می باشد.
  • درست، اما واقعیت اینکه زورِ زبانِ تو، به‌هردلیل کم می باشد، تنش به تنِ تئوری نخورده می باشد. بی‌سوادست آقا، مثلِ کلِ شمالِ خراسانِ تو، بی‌سواد می باشد. اینها به کنار! برایِ بیدارکردنِ همذات‌پنداریِ یک عرصه‌ی عمومیِ فارسی، کنشِ ارتباطیِ صحیح، همان بهره گیری از زبانِ فارسی می باشد. فارسی زبانِ دیگرِ توست و نه زبانِ دومِ ما[1].

به‌جاست! در موردِ شخصِ خودم بایستی گفت که توانش و دانشِ زبانشناختیِ من در فارسی، و با فاصله‌ای بسیار، به کردی می‌چربد. تا بحال غیر از یک شعر، چیزی به زبانِ کردی ننوشته‌ام و این یکی از ویژگی‌هایِ شخصیتیِ سوژه‌ای می باشد که در این مکان بارمی‌آید. اما اخیرا موجی از شعرا در همین خراسان به‌چشم خورده‌اند که تاکید دارند به زبانِ مادری بنویسند و نه فارسی. قابلِ تقدیرست، تقدیرست، اما در این اشعار، رفتار و منطقِ کرمانجی، غالبا، به‌چشم نمی‌خورد. جامعه را به فارسی به ما پذیرانده‌اند و قصه‌یِ همین جامعه‌پذیری می باشد که در این مقال مطمحِ نظر می باشد. ضمنا دغدغه‌ی اصلی در اینجا ایجادِ یک ربطِ هرچند گذرایِ قومی می باشد میانِ کرمانج و دیگری هایِ او. بعلاوه می‌خواهیم گزارشی داده باشیم از یکسری آدمِ طفلک به آکادمیِ فارسی و ازهمین‌رو زبانِ فارسی

[1]  – به‌همین دلیل از فارسی به زبانِ نامادری یاد کرده‌ایم تا با زبانِ خارجی و از آنِ دیگری یکی گرفته نشود: تصویرِ نامادری در روابطِ خویشاوندی، تصویرِ یک غریبه یِ کامل نیست، اما یک تصویرِ نامهربان هم هست.

یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه