پایان نامه ارشد درباره یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

تکه ای از متن پایان نامه :

قومنگاری و استعمار همزاد یکدیگرند.(  فوکو، 1389 ؛ کلود ریور، 1379) این میلِ مدام، این لیبیدویِ شناختی و این خواستِ ابژه‌سازی از اغیار، از گذشته‌یِ دوورِ تاریخ و از کار بر دیگری/ بیگانه/ بدوی/ مستعمره در مردم‌شناسیِ اولیه مسیرِ گفتمانیِ خود را پیموده، اشکالِ گفتمانیِ متفاوت به‌خود گرفته، تا رسیده به اکنونِ تاریخ و رسیده به حال و هوایِ مطالعه و شناختِ قومیت‌هایِ جدید و زندگیِ آنها. از استعمارگران که بگذریم، در بسط و گذرانِ تاریخیِ این ادبیات همیشه کوشش، بایستی، بر این بوده که دیگری به طرقی انسانی‌تر و درست‌تر استادِ راهنمایم نمی‌توانسته‌ایم پشتِ دریاها را ببینم و در زمانِ چاپ‌شدنِ آن من دیگر بخشِ روشِ پروپوزالم را بسته بوده‌ام و از این منظر سرزنشی متوجهِ تیمِ ما نیست. به‌هرحال من این پاره را نوشتم زیرا بایستی می‌نوشتم. و حالا که پشتِ دریاها را خوانده‌ام، بایستی بگویم که دیالوگِ ما با فاضلی و باقیِ خودقومنگارهایِ ایرانی تازه در ابتدایِ راه خویش می باشد. حالا که من به قولِ تلفنیِ دکتر فاضلی، دومین پایان‌نامه‌یِ اتواتنوگرافیکِ میدانِ آکادمیکِ ایران را به صحنه می‌برم، حالا که یک فضایِ پژوهشیِ جدید پیدا می‌گردد، بهتر که از همین اوانِ نضج، محلِ مباحثِ جدی باشد تا فضایِ حاصله از همین آغاز وضوحِ ژنریک یافته، از هیاتِ تک‌نگاری‌هایِ پراکنده بیرون بیاید و به ادبیاتی پژوهشی و قابلِ ارجاع تبدیل گردد. عجالتا و بی‌هیچ ادعایی دربابِ چیزی، مختصری راجع به اشاراتِ فاضلی به خودقومنگاری ـ به برگردانِ او، خودمردمنگاری ـ خواهم نوشت. فاضلی از مشتقاتِ این روش، روایتِ شخصی ( Personal Narrative ) را مدِنظر دارد ـ هرچند که این مرزها به نظرم تنها تحلیلی هستند. شخصی بدین معنا که این شخص، عضوی از گروه‌هایی می باشد که معمولا در گفتمانِ سوم‌شخص‌محورِ پوزیتیویستی و کمّی از سخن و صدا می‌افتند. به‌عبارتِ‌دیگر، اتنویِ مدنظرِ وی، گروه می باشد و این گروه از قضا، تنه‌هایی به یک «صنف» می‌زند. در خودقومنگاره‌یِ حاضر اما، کفه‌یِ روش بیشتر به روایتِ بومی ( Native Narrative ) میل می‌کند، چراکه موضوعِ آن قومیت می باشد و قومیت در نظریاتِ رایج در ایران، مفهومی بشدت مختل و حتی خطرناک می باشد و تصحیحِ آن به نظرم که تنها با ارجاع به پژوهشگرِ بومی می باشد که ممکن می‌گردد. بعضی منابعِ مورد بهره گیری‌یِ هر دویِ ما برایِ توضیحِ اتواتنوگرافی مشترک می باشد: الیس و بوچنر و چانگ، هرچند که من مجبور بوده‌ام بخشِ بیشتری و به تقریب تمامیِ این دو متن را به‌علاوه یِ متنی از هولمن جونز ترجمه کرده و اینجا بیاورم. اما این دو درآمد بر اتواتنوگرافی در باقیِ موارد هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند. متنِ فاضلی بیشتر از منظری انسانشناختی به اتواتنوگرافی وارد شده می باشد. بخشِ روشِ پایان‌نامه‌یِ حاضر از منظری کاملا متفاوت به موضوعِ روش وارد شده می باشد: فلسفه و نقد ادبی؛ بنیامین و ریکور. این نام‌ها که حضورشان به نوعی فهرست منابع

احمدی، حمید. 1388، بنیادهای هویت ملی ایرانی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه