دانلود پایان نامه

علل اختلالات بیش فعالی / کمبود توجه معلوم نیست. اکثر کودکان مبتلا به ADHD قرائن آسیب آشکار ساختمانی در سلسله اعصاب مرکزی(CNS) نشان نمی دهند. برعکس، اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات سر نقص توجه و بیش فعالی نشان نمی دهند . علیرغم فقدان اساس نوروفیزیولوژیکی و نوروشیمیایی خاص برای این اختلال ، رابطه ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگر که بر عملکرد متغیر تأثیر می گذارند ، نظیر اختلالات یادگیری ، وجود دارد. عوامل سهیم مطرح شده برای ADHD مشتملند بر مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زود رسی ، و صدمه مکانیکی قبل از تولد به سلسله اعصاب جنین(بر گرفته ازگروه نویسندگان پزشکان بدون مرز،1391) .
مواد مکمل خوراکی ، رنگها ، ثابت نگهدارنده ها ، و قند نیز به عنوان عوامل احتمالی رفتار بیش فعال مطرح شده اند . قرائن علمی سببیت این عوامل را در ختلال بیش فعالی / کمبود توجه تأیید نکرده اند(بر گرفته از نویسندگان پزشکان بدون مرز،1391) .
عوامل ژنتیک
قرائن برای اساس ژنتیک اختلال بیش فعالی / کمبود توجه مشتمل است بر میزان تطابق بالاتر در دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دو تخمکی . همچنین همشیرهای کوکان بیش فعال دوبار بیشتر از جمعیت کلی در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند . یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمداً بیش فعالی و دیگران عمداً بی توجهی نشان دهند .
والدین بیولوژیک کودکان مبتلا به این اختلال بیشتر با احتمال ابتلاء به ADHD مواجه هستند تا والدین پذیرنده . وقتی ADHD در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد ، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدر و مادر او شایع تر از جمعیت کلی است(بر گرفته ازگروه نویسندگان پزشکان بدون مرز،1391).
عوامل مربوط به رشد
قرائنی وجود دارد که رویارویی مادر به عفونت های فصل زمستان ، در سه ماهه اول حاملگی ممکن است نقشی در ظهور علائم ADHD در بعضی از کودکان آسیب پذیر داشته باشد .
آسیب مغزی
از دیر باز تصور می شد که برخی از کودکان مبتلا به ADHD ضمن دوره جنینی یا پریناتال متحمل آسیب جزئی و نامحسوس مغزی شده اند . آسیب مغزی فرضی ممکن است حاصل عوامل مخرب عروقی ، سمی ، متابولیک ، مکانیکی یا فیزیکی در اوائل دوران شیرخوارگی در نتیجه عفونت ، التهاب یا ضربه باشد . نشانه های عصبی غیرموضعی در این کودکان نسبت به جمعیت کلی بیشتر شایع است(بر گرفته از ازگروه نویسندگان پزشکان بدون مرز،1391) .
عوامل روانی / اجتماعی
کودکان مقیم مؤسسات معمولاً بیش فعال بوده و میدان توجه محدودتری دارند . این علائم از محرومیت هیجانی طولانی ناشی شده و با رفع عوامل محرومیتی ، مثل انتقال به خانه والدین رضاعی و پذیرفته شدن به عنوان فرزند از بین می روند. حوادث استرس آمیز ، اختلال در تعادل خانوادگی ، یا سایر عوامل اضطراب انگیز در شروع و دوام این اختلال سهیم هستند . عوامل زمینه ساز ممکن است مشتمل باشد بر مزاج کودک ، عوامل ژنتیک – خانوادگی و توقعات جامعه برای رعایت رفتار یا عملکرد معمول و پذیرفته شده ، وضع اجتماعی – اقتصادی به نظر نمی رسد که عامل زمینه ساز بوده باشد(بر گرفته ازگروه نویسندگان پزشکان بدون مرز،1391) .
به طور کلی وجود بی ثباتی و کشمکش های دوران کودکی، عوامل ژنتیک، مشکلات تحصیلی و رفتاری، مصرف سیگار، ویژگی های جمعیت شناختی، تکانشگری و هم ابتلایی با سایر اختلال های روانپزشکی از جمله اختلال های رفتاری برون گرایانه و درون گرایانه و مهارگسیختگی های عصبی- رفتاری شامل اختلال بیش فعالی– کمبود توجه ADHD)) اختلال سلوکCD)) و اختلال نافرمانی مقابله جویانه(ODD) از عوامل خطرساز سوءمصرف مواد در نوجوانان می باشند (سادوک و سادوک، 2003؛ رالف ، تارتر، کرسیکی ، کورنلیوس، 2003).
2- 3-4 همه گیر شناسی اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)
در بررسی همه گیر شناسی راتر، تیزارد، ویتمور(1970)که در جزیره ایل او ویت انگلستان انجام شد در میان 2199 کودک 10 ، 11 ساله ، تنها یک در دو هزار اختلال بیش فعالی گزارش شد(ضیاء الدینی و همکاران،1383). در تجدید نظر سوم راهنمای تشخیصی آماری (DSM-III-R) میزان شیوع این اختلال بین 3 تا 5 در صد برآورد شده است . به نظر می رسد این آمار بیشتر متکی بر تجارب بالینی است تا بررسی های همه گیر شناسی. هنگامی که بررسی ها با مصاحبه بالینی ساختار یافته و ارزیابی آموزگاران و یا پدران و مادران انجام شده شیوع بیشتر بوده است (به نقل از بررسی ضیاءالدین و همکاران ، 1383). برای نمونه در بررسی شکیم و همکاران (1985) ، شیوع 14 در صد بوده است . در بررسی تیلور ، تورلی و جیلز (1991)، 17 در صد پسران ، مبتلا به این اختلال گزارش شده اند . زاتماری، اوفورد ،بویل (1989)،شیوع ADHD را در پسران 9 در صد و در دختران 3/3 در صد گزارش نموده اند. شیوع این اختلال بر پایه معیار های DSM-IV بین 15 تا 57 در صد بیشتر از میزان مشخص شده در DSM سوم تجدید نظر شده می باشد(سادوک و سادوک، 2000).
مطالعات طولی نشان داده اند که ADHD به دوره بزرگسالی کشیده می شود و برای عده زیادی که در کودکی این تشخیص را گرفته اند، مشکل ایجاد می کند(بارکلی، فیشر، ادلبروک، اسمالیش،1990؛ وندر،1995؛ ویس و هچمن،1993). 66 درصد از این افراد گزارش می کنند که حداقل یک علامت از اختلال (مانند بیقراری، تمرکز ضعیف، تکانشگری و حالات انفجاری) را دارند. 64 درصد از بیقراری شکایت دارند و بیقراری 44 درصد از آنها در طی مصاحبه های بالینی مشهود است (ویس و هچمن، 1993). بین30 تا 70 درصد کودکان مبتلا به این اختلال، در نوجوانی بزرگسالی هم معیارهای تشخیصی DSM- IV را دارند (کلاین ، مانوزا، 1991؛ بویک ، استاب، 2000).
بررسی ها حاکی از آن است که در 50 تا 60 درصــد موارد، علایم این اختلال تا دوران بزرگسالی ادامه پیدا می کند (آدلر ، 2004) شیوع ADHD در بزرگسالان حدود پنج درصد برآورد می شود (ویلنز،2004) .
2-4- رابطه بین متغیر ها
2-4-1 استعداد به اعتیاد و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD )
درصد بالایی از موارد ، هم ابتلایی در اختلال بیش فعالی- کم توجهی( ADHD ) مشاهده می شود که از جمله آنها اختلالات مربوط به مصرف مواد SUD می باشد. این همراهی در سالهای اخیر مورد توجه فراوان قرار گرفته است (ویلنز، 2004؛ کلور،برادی، جانسون ، واید ،1999 ؛ ریگز، 1998) . چرا که سابقه ADHD احتمال SUD را در نوجوانان و بزرگسالان افزایش می دهد ( فیشر، 2002 ؛ بارکلی ، اسمالیش ، فلچر، ویلنز،2004). چندین مطالعه نشان می دهد که ADHD باعث شروع زودتر و شدت بیشترSUD می شود(کینگ،برونر،کیدورف،استولر، میرسکی،1999؛ریگز، هال،میکولیک-گیلبرستون، لومان وکایزر،2004).
2-4-2 تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد
افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند، در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند.آنها فشارهای ناخواسته همسالان را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند و در نتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان می دهند(ترینیداد ، جانسون، 2002 ).در مقابل، کسانی که تنظیم هیجانی پایینی دارند، برای مقابله با هیجانهای منفی خود، عموماً گرایش بیشتری به مواد دارند و به سوی مصرف مواد کشیده می شوند (ترینیداد، آنگر، چو، آزن ، جانسون، 2004 ). همچنین نوجوانانی، که تنوع طلب و تحریک جو هستند، استعداد بیشتری به مصرف مواد دارند (ویلز، واکارو ، مک نمار ا، 1994).
در مجموع، دشواری در سطح پایین تنظیم هیجانی که ناشی از ناتوانی در مقابله مؤثر با هیجا نها و مدیریت آنهاست، درشروع مصرف مواد نقش دارد(گلمن، 1995 ؛ پارکر و همکاران، 2008) . تنظیم هیجان ها یکی از مشکلات افراد سوء مصرف کننده مواد است و این مساله منجر به شکست در مدیریت حالات عاطفی و هیجانی افراد سوء مصرف کننده مواد می شود. همچنین، اهمیت قابل ملاحظه تنظیم هیجانی و رفتار بین فردی در آسیب شناسی روانی این افراد برجسته نشده است. بنابراین، بررسی این متغیر می تواند در رفتارهای بین فردی مصرف کنندگان مواد، نقشی مؤثر داشته باشد. واکنش پذیری و راهبردهای تنظیم هیجان منفی، احتمال سوء مصرف مواد را بالا می برد. همچنین افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالاً در معرض خطر سوء مصرف مواد بیشتری قرار می گیرند (ابولقاسمی و همکاران ،1389).
در پژوهشی در یک پیگیری 10 ساله نشان داده اند که اختلال ADHD پیش بینی کننده معنی دار اختلالات مصرف مواد و مصرف سیگار می باشند. تفاوت های معناداری از لحاظ محیط خانوادگی و اجتماعی در عوامل کارکردی شناختی یافت نشد (ویلنز و همکاران،2011).
2-4-3 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD )