وزارت ورزش و جوانان و برنامه ریزی تخصصی

کار سازمان های مردم نهاد با انتقال تقاضاهای جامعه به نهادهای تصمیم گیرنده نظام سیاسی به پایان نمی رسد؛ سمن ها می توانند به عنوان مشاوران حکومت در فرایند تصمیم گیری ها، مشارکت و حضوری فعال داشته باشند و حکومت را برای اتخاذ تصمیمات معقول تر یاری رسانند. تصمیمات نظام سیاسی هنگامی کارآمد خواهند بود که منطبق با واقعیات و رفع کننده مشکلات اجتماعی باشند و این سازمان های مردم نهاد به خوبی می توانند واقعیات جامعه را به تصمیم گیرندگان منتقل کنند و راهکارهایی را برای حل مشکلات یا بهتر اداره کردن امور ارائه دهند. به این ترتیب سمن ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی می توانند در تصمیم سازی ها به طور مستقیم و در تصمیم گیری ها به صورت غیر مستقیم مشارکت داشته باشند. سمن ها با این کارکرد خود اولا به جریان معقول سازی تصمیم های نظام سیاسی یاری می رسانند و ثانیا مشکلات اجتماعی را با مشارکت عمومی مردم مرتفع می سازند و بدین ترتیب باعث ایجاد وحدت و هماهنگی میان نظام سیاسی و جامعه می شوند(وحیدیان،1392: 13-12).
2-2-4-4- سازمان های مردم نهاد می توانند به نقد عملکرد حکومت بپردازند
غیرسیاسی و غیر حکومتی بودن سازمان های مردم نهاد طبق تبصرهای «2» و«3» ماده(1) آیین نامه های اجرایی مربوط به این سازمان ها بدین معناست که اجزای حکومتی در تأسیس و اداره سمن ها دخالتی نداشته باشند و همچنین سمن ها به عنوان شخصیت حقوقی حق فعالیت سیاسی ندارند. منظور از فعالیت سیاسی در این آیین نامه حضور در رقابت های انتخاباتی با توسل به شخصیت حقوقی سازمان است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اعضای سازمان های مردم نهاد می توانند به عنوان اعضای سمن ها و نیز شهروندان جامعه بر عملکرد نهادها و سازمان ها در حوزه تخصصی خود نظارت داشته باشند و در صورت لزوم، آن عملکردها را نقد کنند. به عبارت دیگر بعد از سیاست گذاری ها و اتخاذ تصمیمات توسط دستگاهها و اجرایی شدن آنها سازمان های مردم نهاد در کنار سایر نهادهای اجتماعی به بررسی و نقد عملکردهای دولت می پردازند( مقنی زاده، 1380:9 به نقل از وحیدیان،1392: 13-12). سازمان های مردم نهاد که براساس اهداف و علایق خاصی شکل گرفته اند صرفا از همان زاویه علایق و اهداف خود به بررسی و نقد عملکرد حکومت می پردازند؛ اما احزاب سیاسی به واسطه اینکه دارای وجوه چندگانه می باشند؛ تصمیمات، سیاست گذاری و عملکردهای حکومت را در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی مورد نقد و ارزیابی قرار می دهند. البته ذکر این نکته بدیهی است که سمن ها بدون آنکه متأثر از جریان ها و احزاب سیاسی خاصی باشند؛ تلاش می کنند تا احزاب را نسبت به مشکلات و اهداف سازمان واقف سازند و از طریق آنها بر فرایند قانونگذاری و اجرای قوانین مشارکت داشته باشند. این همکاری و مشارکت لزوما به معنای سیاسی شدن فعالیت سمن ها نیست؛ هرچند می توانند به صورت بالقوه زمینه سیاسی شدن و انحراف فعالیت سمن ها را از وظایف اصلی فراهم آورد که می توان به عنوان یک آسیب جدی به آن نگریست. (وحیدیان،1392: 13).
2-2-4-5- سازمان های مردم نهاد می توانند بر نهادهای دولتی اثرگذار باشند.
سازمان های مردم نهاد می توانند می توانند با تأثیرگذاری بر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ارتباط مستمر با کمیسیون های مختلف و همچنین برقراری ارتباط با وزارت خانه ها و سازمان های دولتی از فرایند قانونگذاری ها، تصمیم گیری ها و نتایج آن مطلع شوند و با حضور در جلسات مشورتی این نهادها، قوانین و تصمیمات را قبل از اتخاذ جهت دهی کنند. این سازمان ها هر چند نمی توانند در رقابت های انتخاباتی همچون احزاب سیاسی حضور و فعالیت داشته باشند و حتی نمی توانند از حزبی خاص حمایت کنند. اما می توانند در شرایطی برای جلب توجه مردم و حساس کردن آنها نسبت به اهداف و برنامه های خود، این اهداف و برنامه ها را به عنوان بخشی از مطالبات اجتماعی مطرح سازند. طرح این اهداف و برنامه ها در ایام انتخابات از سوی سازمان های مردم نهاد دو هدف عمده دارد:
الف- به دلیل شرایط خاص حاکم بر جامعه، هنگام رقابت های انتخاباتی مردم بیش از سایر ایام نسبت به مسائل مختلف اجتماعی حساسیت نشان می دهند؛ به همین دلیل طرح این اهداف و برنامه ها در این ایام باعث آگاهی مردم نسبت به مسائل مبتلا به سمن ها می شود. این آگاهی بخشی عمومی در صورت استمرار تبدیل به مطالبات ملی خواهد شد.
ب- در صورت پیروزی احزاب در فرایند انتخابات، این برنامه ها و اهداف در اذهان عمومی به عنوان معیاری برای سنجش عملکرد آنان در حوزه قدرت و تصمیم گیری عمل می کند. احزاب نیز به دلیل حفظ موقعیت خود در ساختار قدرت سیاسی، تحقق آن اهداف و برنامه ها را که تبدیل به بخشی از مطالبات عمومی و ملی شده است را در اولویت قرار می دهند. بدین ترتیب فعالیت سازمان های مردم نهاد بدون آنکه ماهیتی سیاسی داشته باشد؛ می تواند دارای تبعات سیاسی باشد(وحیدیان،1392: 14).
2-2-4-6- سازمان های مردم نهاد می توانند سطح فرهنگ عمومی را ارتقاء دهند.
رمز پویایی و توسعه یافتگی هر نظام اجتماعی در دنیای امروز رابطه مستقیمی با سطح فرهنگ آحاد آن جامعه دارد. فرهنگ که به وجهی به شیوه چگونه زیستن اعضای یک جامعه گفته می شود؛ می تواند محدود و بسته و یا مشارکتی و آگاهانه باشد. در جوامعی که فرهنگ غالب آن، فرهنگ تابعانه یا محدود باشد؛ نظام سیاسی به صورت گسترده اعمال حاکمیت می کند. به دلیل همین با گستردگی ساختار و حجیم بودن فعالیت نظام سیاسی اولا خدمات رسانی به جامعه از آنجا که جامعه دارای ماهیتی بی شکل و توده وار است با مشکلات متعددی همراه خواهد بود و ثانیا وجود همین گستردگی ساختاری و حجم فعالیت، امکان فساد در نظام سیاسی افزایش می دهد. شواهد عینی و تاریخی بسیاری برای ناکارآمد بودن نظام سیاسی و گسترده و حجیم وجود دارد. به همین دلیل است که در رویکردهای نوین مدیریت جامعه در قالب اندیشه های سیاسی تدابیری اندیشیده می شود که از حجم و گستردگی ساختار و فعالیت حکومت ها کم می کند و حجم و میزان فعالیت های اجتماعی می افزاید. سازمان های مردم نهاد می توانند با ایجاد شرایط و زمینه های مناسب، مردم را به زندگی و فرهنگ مشارکتی سوق دهند. هر اندازه که سطح کنش ها و رفتارهای اجتماعی آگاهانه و مسئولانه تر باشد؛ حضور و مشارکت آنها تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.( سلطانی عربشاهی، 1383 به نقل ازوحیدیان،1392: 15).
2-2-4-7- سازمان های مردم نهاد می توانند آگاهی های اجتماعی مردم را افزایش دهند.
یکی از راه هایی که سازمان های مردم نهاد می توانند برای افزایش سطح فرهنگ مشارکتی مردم به کار گیرند؛ افزایش آگاهی های اجتماعی مردم است. حضور فعال و آگاهانه مردم در تحقق اهداف اجتماعی در جوامعی امکان پذیر است که نسبت به مبانی فکری عمل خود وقوف داشته باشند. کمک به پیشبرد اهداف سازمان های غیر حکومتی مردم نهاد هنگامی جامعه را به سمت توسعه یافتگی سوق می دهد و هزینه های آسیب پذیریش را به حداقل می رساند که مردم نسبت به تمامی این رفتارها و ضرورت مشارکت فعال و مسئولانه در آن آگاهی داشته باشند. ممکن است که تعداد بسیاری از اعضای جامعه به بسیاری از مشکلات اجتماعی مبتلا نباشند؛ اما عدم ابتلا به یک مشکل، به لحاظ اخلاق اجتماعی، نباید منجر به بی تفاوتی نسبت به مبتلایان آن توسط سایر اعضای جامعه شود. مشکلات زنان، کارگران، دانشجویان، معتادان، خانواده های بی سرپرست، فقرا و… مشکلاتی نیستند که فقط به خود آنها مربوط باشند. همه شهروندان باید در قبال رفع این مشکلات احساس مسئولیت نمایند. شکل گیری سازمان های مردم نهاد که هر کدام به بخشی از این مسائل و مشکلات اجتماعی نیز می پردازند؛ رافع تکلیف از سایر شهروندان نیست و نباید باشد. تحقق برنامه ریزی تخصصی این سازمان ها نیازمند مشارکت فعالانه همه مردم و مسئولان سیاسی و مدیریتی است. چراکه به جز چند مشکل همچون سیل، زلزله، بیماریهای اپیدمی و حوادث انسانی مانند جنگ، سایر مسائل و مشکلات جنبه عمومی ندارند و لذا احساس مسئولیت در قبال رفع آن مشکلات صرفا از طریق افزایش آگاهی ها و بیداری و تقویت وجدان اجتماعی امکان پذیر می باشد(وحیدیان،1392: 16). علاوه بر سازمان های مردم نهاد در کنار فعالیت های تخصصی، کارکرد آموزشی نیز دارند. آنها از طریق انتشار روزنامه، بولتن، کتاب، مجله به نقد مسائل و مشکلات اجتماعی و نیز سیاست های حکومت و… می پردازند که این امر موجب افزایش آگاهی های اجتماعی مردم می شود.
2-2-4-8- سازمان های مردم نهاد ظرفیت و توان بالایی برای جذب نخبگان اجتماعی دارند.
ظرفیت پذیرش و به کارگیری تمام نیروهای نخبه در زمینه های مختلف توسط نظام سیاسی به دلیل محدودیت های ساختاری امری غیر ممکن است. زیرا نخبگان و بویژه نخبگان مرتبط با حوزه های مسائل اجتماعی زمانی می توانند کارکرد خود را به خوبی انجام دهند که نسبت به سایر ساختار نظام سیاسی دارای استقلال باشند. استقلال نخبگان از حکومت به آنان این اجازه را می دهد که بهتر بتوانند نظام سیاسی- مدیریتی را در خصوص وضع قوانین و عملکردها در حوزه های تخصصی خود مورد ارزیابی قرار دهند.
ساختار مستق و غیر وابسته سازمان های مردم نهاد این امکان را برای نخبگان فراهم می کند تا آنان بتوانند بدون درگیر شدن در تبعات ناشی از وابستگی به دولت به طور تخصصی به ارزیابی وضعیت موجود، علل ایجاد آن و راهکارهای برون رفت از آن مشکلات بپردازند. به طور کلی نخبگان علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، صنعتی، هنری و… توانمندی های بالقوه وسیعی دارند که می توانند در چارچوب سازمان های مردم نهاد، آن توانمندی های بالقوه را به بالفعل تبدیل کنند(وحیدیان،1392: 17).
2-2-4-9- سازمان های مردم نهاد می توانند به ایجاد هماهنگی و انسجام اجتماعی در جامعه بپردازند.
یکی از ویژگی های مثبت سازمان های مردم نهاد که حاصل تمامی موارد اشاره شده فوق است؛ ایجاد هماهنگی و انسجام در جامعه است. اهمیت این موضوع زمانی روشن می شود که بدانیم حتی اگر تمام مولفه های توسعه یافتگی فراهم باشند؛ اما ساختار اجتماعی نامنسجم باشد آن مولفه ها نمی توانند موجبات توسعه یافتگی را فراهم آورند. ایجاد هماهنگی و انسجام به معنای یکسان سازی جامعه، حذف و یا تعدیل تعددها و تکثرهای موجود در جامعه نیست. این در حالی است که در وجود رویکرد یکسان ساز در مدیریت کلان اجتماعی عملا به معنای حذف گروه های مختلف موجود در جامعه و سازمان هایی است که این تعددها و و تکثرها را ساماندهی می کنند. جوامع توده وار و اندیشه هایی که ساخت این جوامع را تأئید و تقویت می کنند؛ نسبت به نهادهای اجتماعی و به ویژه سازمان های مردم نهاد، رویکرد مثبتی ندارند و همواره درصدد تضعیف و یا حذف اینگونه نهادها در جامعه هستند. اتخاذ چنین رویکردی موجب ناهنجاری فراوانی در جامعه می شود که مهمترین اثر آن توسعه نیافتگی و کاهش توانمندی های نظام سیاسی برای پاسخگویی مناسب به تقاضا و خواسته های اجتماعی مردم در تمامی سطوح است. به بیان دیگر در اندیشه و رویکرد سیاسی توده گرایانه واقعیت متکثر گروه های مختلف اجتماعی تغییر نمی کند؛ بلکه نادیده انگاشته می شود و این نادیده انگاشته شدن موجب می شود که تدابیر، برنامه ها و سیاست های کلان اجتماعی منطبق با واقعیات و نیازمندی های اجتماعی نباشد. این عدم انطباق از یک سو باعث افزایش مسائل و مشکلات می شود و از سوی دیگر در درازمدت موجب نارضایتی عمومی از عملکرد نظام سیاسی خواهد شد. لذا سازمان های مردم نهاد در صورتی که کارکردهای ذکر شده در سطوح فوق را به خوبی انجام دهند؛ بدون آنکه آسیبی به منافع و نیازهای واقعی گروه های مختلف اجتماعی وارد شود؛ می توانند عامل چنین انسجامی در کنار سایر نهادهای اجتماعی باشند(وحیدیان،1392: 18).
2-2-4-10- سازمان های مردم نهاد می توانند به کاهش و کنترل خشونت های اجتماعی در جامعه بپردازند.
مهمترین عواملی که جامعه را به سمت خشونت سوق می دهد؛ عبارتند از تصمیم گیری های غیر منطبق با نیازهای واقعی جامعه، نقدناپذیری ساخت و عملکرد دولت بی توجهی نسبت به مسائل و مشکلات اقشار و طبقات مختلف اجتماعی، اتخاذ سیاست ها و تصمیم گیری های تبعیض آمیز، ناعادلانه بودن توزیع امکانات میان سطوح مختلف جامعه و… سازمان های غیر حکومتی مردم نهاد هنگامی که از توانایی انجام کارکردهای مرتبط با ساخت های تخصصی خود برآیند؛ تأثیر بسیار زیادی بر کاهش تنش ها و خشونت های اجتماعی می گذارند. از این منظر آنچه خشونت های اجتماعی را افزایش می دهد«احساس ناکامی» است. این احساس هنگامی که در بستر تفکری شکل بگیرد که ناکامی های موجود را ناشی از ساختار ناعادلانه نظام اجتماعی بداند؛ برای جبران آن ناکامی ها و رسیدن به خواسته های خود دست به هر کاری می زند. از سوی دیگر با توجه به اینکه ساخت اجتماعی را ناعادلانه برای رسیدن به اهداف و خواسته های خود می داند تلاش می کند تا به انحای مختلف قوانین آن جامعه را نقض کند و همین اقدام برای نقض قوانین او را به خشونت سوق می دهد. در این خشونت طلبی دو هدف نهفته است: اول آنکه فرد یا گروه خشونت طلب بتواند از طریق نقض آن قوانین ناعادلانه به اهداف و خواسته های خود برسد. دوم آنکه اگر در راستای تحقق اهداف و خواسته های خود موفق نشود؛ بتواند با نقض قوانین ناعادلانه و اعمال خشونت علیه وضع موجود، بخشی از سرخوردگی ها و ناکامی هایش را تسکین دهد. البته نظام سیاسی نیز در مقابل آنها می ایستد که بعضا موجب رفتارهای خشونت آمیز می شود. تصادم این دو خشونت و سرکوبی گروههای خشونت طلب توسط نهاد سیاست؛ ناعادلانه بودن وضعیت موجود را برای اذهان تداعی می کند که این امر موجب خشونت های جدی و بزرگتر بعدی می شود و… . سازمان های مردم نهاد با توجه به ماهیتی که دارند می توانند شرایط مناسبی را برای رفع احساس ناکامی در میان اقشار مختلف جامعه فراهم آورند. در چنین بستری که توسط سازمان های مردم نهاد ایجاد می شود؛ گروههای مختلف اجتماعی و همچنین نهادهای حکومتی می توانند در یک رابطه هماهنگ و مبتنی بر حس همدردی به ایجاد شرایط مطلوب برای عموم شهروندان به ویژه اقشار آسیب پذیر کمک کنند.(وحیدیان،1392: 19-18).
2-2-5. سازمان های مردم نهاد جوانان:
مفهوم مشارکت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جایگاه ویزه ایی برخوردار است. در اصول 3، 8، 29، 59 و 104 قانون اساسی به مشارکت مردم در امور تصریح شده است. دولت جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تعالیم دینی و ارزش های بنیادین آن، ویژگی ها و عناصر فرهنگی انقلاب اسلامی، شرایط روانی و اجتماعی جوانان کشور و استفاده از تجارب جهانی توسعه مشارکت ملی را در قالب گسترش نهادهای مدنی جوانان در دستور کار خود قرار داده است. بر این اساس، سازمان ملی جوانان (سابق ) بخشی از فعالیت خود را صرف فرهنگ سازی در حوزه مشارکت فعال جوانان در قالب تشکل های غیر دولتی کرده است. به استناد مصوبه 17/12/1378 شورای عالی اداری برای برسمیت بخشی به فعالیت سازمان های غیر دولتی در کشور و به موجب تأئیدیه 18/4/1379 سازمان امور اداری و استخدامی کشور در خصوص تعیین سازمان ملی جوانان و براساس ماده157 قانون برنامه سوم توسعه کشور و آیین نامه اجرایی آن(15/9/1379) هیئت محترم وزیران به ساماندهی حوزه فعالیت سازمان های غیر دولتی جوانان مبادرت ورزید. لذا از سال 1379 با عنایت به بخشنامه 455/14 شورای عالی اداری به تاریخ 17/12/1378 سازمان ملی جوانان برای متقاضیان تأسیس سازمان غیر دولتی جوانان (رده سنی29-15) اعتبارنامه فعالیت صاد کرده است(شمس فلاورجانی،1387: 1 و 7). اما با توجه به تلاش های انجام شده در سازمان ملی جوانان هنوز هم تعداد سازمان های به ثبت رسیده اندک می باشند. با توجه به نرخ جمعیت جوان ایران که 35 درصد آن را به خود اختصاص داده است و بر این اساس ایران جزء کشورهای جوان دنیا محسوب می شود. تعداد جوان های عضو سازمان های غیر دولتی جوانان در ایران تنها 68/0 درصد را به خود اختصاص داده است و این در مقایسه با کشورهای پیشرفته مانند آلمان که 25 درصد جوانانش در تشکل های غیر دولتی فعال هستند؛ رقم ناچیزی است .
سازمان غیر دولتی یا مردم نهاد جوانان، سازمانی است که با اهداف خیرخواهانه دارای شخصیت حقوقی مستقل، غیردولتی و غیرانتفاعی که برای انجام فعالیت داوطلبانه با گرایش های غیرسیاسی و براساس قانونمندی و اساسنامه مدون و رعایت چارچوب قوانین موضوعه کشور و مفاد آیین نامه اجرایی آن فعالیت می کند. این تشکل ها توسط جوانان اداره شده و خود اداره کننده آن می باشند(شمس فلاورجانی، 1387: 5).
به بیان دیگر سازمان غیر دولتی یا مردم نهاد جوانان به آن دسته از سازمانهای مردم نهاد گفته میشود که با حضور و عضویت جوانان تشکیل شده و فعالیت میکنند. معادل بینالمللی که از اصطلاحات شناخته شده و متداول استyouth NGOs که مورد توجه بسیاری از آژانسهای تخصصی و ارگانهای سازمان ملل متحد و دیگر سازمانهای بینالمللی قرار داشتهاند. گذشته از شرط جوان بودن مؤسسین و اعضای سازمانهای غیردولتی جوانان که بر اساس رعایت گروه سنی تعریف شده برای جوانان انجام میشود و قاعدتاً در هر کشوری نیز تحت تأثیر تعریف ملی آن کشور از گروه جوانان قرار خواهد گرفت. یک شرط دیگر برای سازمان مردم نهاد جوانان بودن نیز لازم است. اما این شرط چیست؟ شرط مهم دیگر برای اینکه یک سازمان مردم نهاد در زمره سازمانهای مردم نهاد جوانان قرار گیرد این است که مدیریت این سازمانها باید توسط خود جوانان صورت گیرد. علت چنین امری به هدف اولیه از تأسیس و ترویج و توسعه این قبیل سازمانها برمیگردد. دولتها با حمایت از چنین سازمانهایی فیالواقع قصد دارند مشارکت جوانان ارتقا یافته و از طریق اداره یک سازمان مردم نهاد جوانان با کار تشکیلاتی و سازمان یافته آشنا شوند و تواناییهای مدیریتی آنها افزایش یابد. مدیریت جوانان در یک سازمان مردم نهاد که با هزینههای شخصی افراد و با هزینهای غیر از بودجه عمومی کشور انجام میشود نوعی تمرین مدیریت است تا در آینده این گونه جوانان بتوانند در عرصههای مدیریتهای عمومی کشور حاضر شوند و هزینههای عمومی برای ارائه سیاستها و برنامهها و خدمات عمومی را کاهش دهند.
طبق آنچه در حال حاضر توسط وزارت ورزش و جوانان اعلام شده است یک سازمان مردم نهاد جوانان باید اهداف ذیل را دنبال کند:
«ضرورت تشکیل سازمانهای مردم نهاد، آشنا ساختن جوانان با کلیه ویژگیهای لازم برای همکاری در یک اجتماع کوچک است که در زمینهای خاص فعالیت مینمایند. لذا تحقق این امر مشارکت جوانان در برنامههای کلان توسعه کشور و همچنین ایجاد روحیه مسئولیتپذیری و همگرایی با ارزشهای حاکم بر نظام اسلامی را در یک فرآیند عملی در جوانان بوجود میآورد و ایشان را برای ورود به فعالیتهای جاری کشور و تصدی مناسب آماده میسازد. در این خصوص اهداف زیر جهت تاسیس یک سمن در نظر گرفته میشود: