هنرمندان ایرانی و انقلاب صنعتی

کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
متغیر
30
12
15
3
فراوانی
فرضیه15
100
40
50
10
درصد
نمودار 5-13 نمودار حاصل در نظرسنجی در خصوص فرضیه 15
در فرضیه شماره 15از مؤلفه سوم با عنوان «مخاطب ایرانی چنین اثاری گالری دار ها هستند» باتوجه به نظر هنرمندان که50% این افراد یعنی 15 نفرشان با این فرضیه مخالف هستند که در صد بالایی را در این فرضیه به خود اختصاص داده است و 12 نفر یعنی 40% با آن فرضیه موافق هستند که در مجموعه میزان درصد به دست آمده ی مخالف در جدول توصیفی فوق هنرمندان از کلیه موارد بالاتر است و 3 نفر دیگر از ان افراد یعنی 10% کاملاً مخالفند پس با این اوصاف و در مجموع هنرمندان مخاطب هنر الیاف در ایران را گالری دارها نمی دانند.
5-2 نتیجه گیری:
بعد ازانقلاب صنعتی تغییرات بسیار وسیعی در حوزه ی علوم مختلف رخ داد مرزها درهم شکسته و مفاهیم تغییر کرد و در طول زمان دستخوش تحولات بزرگی شد و به همت تکنولوژی آثاری که در گذشته، جز صنعت بود امروزه هنر محسوب می شود، و در واقع مرز بین علوم، صنعت وهنر کم رنگ شده وامروزه با نرم شدن این مرزها مفاهیم شکل و معنای جدیدی به خود گرفته است و به این دلیل است که یک اثر را عده ای هنر و گروهی هنرنمی دانند، هنر الیاف از این قاعده مستثنی نبود، این در جامعه ی آماری تحقیق فوق به روشنی دیده می شود، واریانس یا انحراف معیار موجود در این پژوهش میزان فاصله نظرات افراد در پرسشنامه از یکدیگر است که اعتبارش را از افراد می گیرد، هرچه واریانس بالاتر باشد یعنی مرزها بیشتر از بین رفته و در هم تنیدگی زیادتر است و تنوع فکری فراوان تر است و هرچه واریانس کمتر باشد یعنی مرزها تیزترو تمرکز فکری بیشتر است.در پاسخ به این فرضیه که «هنر الیاف ترکیبی تکنیک و صنعت می باشد» با بررسی نظر سنجی فوق به این نتیجه می رسیم که چالشی جدی در این زمینه وجود دارد و به طور نسبی و متوسط با این فرضیه موافقند و معتقدند که به کمک تکنولوژی، صنعت و آمیخته با تکنیک خواستار ایجاد مفاهیم جدید در حوزه ی هنر الیافند ولی به طور یقین آن را نپذیرفته اند و مقاومت هایی برای همزیستی بین این سه وجود دارد اما پذیرش آن به دلیل رشد فزآینده ی تکنولوژی انکار ناپذیر است. در واقع تغییر مفاهیم در حوزه ی هنر و شکسته شدن مرز میان علوم یکی از دلایل عدم توافق عده ای در پاسخ گویی به این فرضیه است که نشان از انحراف معیار بالا و یا واریانس بالا است پس هرچه واریانس رشد می کند یعنی تنوع فکری وجود دارد.
با توجه به این نظرسنجی در رابطه با فرضیه ی دوم با عنوان «با توجه به ویژگی های ساختاری، طرح و نقش موجود در هنر الیاف هنر های سنتی ایران زیرمجموعه ی هنر الیاف است» به طور میانگین و نسبی با وجود موافقت هایی در این زمینه هستیم اما واریانس بالا در این نظرسنجی حاکی از پراکندگی موجود در نظرات افراد می باشد که به طور نسبی فرضیه فوق را نپذیرفته اند و باوجود 50% آرای موافق اما 34% افراد با این فرضیه مخالفند اما در مجموعه با آن موافقند و معتقدند که هنر های سنتی از لحاظ شیوه و ارائه شباهت بسیاری با هنر الیاف دارد و فرضیه ی فوق پذیرفته شده است.
در رابطه با فرضیه سوم با عنوان «شناخت جامعه ی هنری از هنر الیاف» هنرمندان با آن فرضیه رأی موافق و یا کاملاً موافق نداده اند و در مجموع هنرمندان نظر مخالف دارند و آن ها معتقدند که به دلیل فراز و نشیب هایی که در طول تاریخ ایران به خصوص بعد از انقلاب به وجود آمده و رکود نسبی به وجود آمده در هنر به طور اخص هنر الیاف، عدم ارتباط و تعامل هنرمندان ایرانی با سایر علوم و هنرها در کل دنیا به طور مشخص از دلایل عمده این مهم می دانند و در این راستا عدم حمایت از هنرمندان از عمده دلایلی بود که نشان دهنده نداشتن جایگاه مناسب این هنر در ایران است.
در رابطه با فرضیه «نهاد هنر به عنوان مخاطبین هنر الیاف»و نهاد هنر که به کلیه افراد مرتبط با هنر منجمله:گالری دارها، مجموعه دارها، موزه دارها، اساتید هنری و…. راشامل می شود به طور متفق القول معتقدند که نهاد هنر مگر در بعضی موارد در ایران مخاطبین ابن هنر نیستندو فرضیه فوق با توجه به این نظرسنجی رد می شود. تصور براین بود که ارتباط بسیار زیادی بین مخاطبین این هنر وجود دارد که سبب ارتقاء وضعیت فرهنگی و اقتصادی این هنر- صنعت شود اما به نظر می رسد در طول 30 سال اخیر ایران نقاط کور و مبهمی همچنان بین مخاطبین این رشته و همچنین مسؤلان هنروجود دارد که مانع از آن شده تاجایگاه این هنر شناخته و هنرمندان به راحتی و به کمک مسؤولان به کار خود ادامه دهندوبه موفقیتهایی دست یابند.