نیکل و معنویت

2-1 درآمد
بوستان شیخ شیراز مانند رودخانه ای است که از آبشخور معنویت و ملکوتی سرچشمه می گیرد و در راه جاری شدن نشتگان معنویت را سیراب می کند تا به دریای تحقق آرزوهای سعدی بپیوندد. در سراسر پیوندهایی که سعدی بین آفریده های خداوند ایجاد می کند، حکم خداوند جاری و نافذ است. گویا خداوند قلم به دست سعدی داده تا بنویسد آنچه را او فرمان می دهد.
رابطه و پیوند انسان با خداوند در بوستان یک پیوند و رابطه ی دوستی و مهربانی است، نرمی و لطافت، امید است و نیاز و از سر محبت است و عنایت « نه یک پیوند شخصی که گاهی بعضی از صوفیان ادعا می کنند.» (نیکلسون، 1392: 25) رابطه ی انسان با خداوند در بوستان رابطه رحمانی و رحیمی است. «خداوند خویشتن را به این که رحمان و رحیم است وصف می کند؛ اما رحمت او مساوی رحمتی که در مورد صفت انسانی به کار می بریم، نیست وگرنه لازم می آید که خداوند محل بروز حوادث قرار گیرد. هم چنین او خود را به عنوان آفریدگار ما و آفریدگار کارهای ما بدون واسطه وصف می کند.» (همان: 38)
سعدی از همان بیت اول بوستان که می فرماید
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر زبان آفرید
1/33
رابطه و پیوند خداوند را با مخلوقات خود آغاز می کند. چنانکه در مصراع اول بطور عام به تمام جانداران منشأ هستی بخش را جلوه می دهد و در مصراع دوم عنایت خود را خاص می کند و انسان ناطق را که همین صفت او را از سایر موجودات متمایز کرده، مورد خطاب قرار می دهد ورابطه ی تنگاتنگی بین خداوند و انسان ایجاد می کند واز همان لحظه ی اول انسان را بخاطر این متمایز بودن سنگین بار می کند و بلند قدری و ارزشش را در پهنه ی هستی به نمایش می گذارد. چنانکه در بیت های بعد چگونگی این پیوند را ترسیم می کند و به تصویر می کشد؛ تا جائی که پادشاهان را در برابر او سرافکنده و نیازمند می داند.
سرپادشاهان گردن فراز
به درگاه او بر زمین نیاز
4/33
در جای جای بوستان، درخت معرفت وپیوند خداوند ریشه می زند و می بالد تا شاخه هایی از احسان و کرم شکوفه هایی از خوبی ها چون شاباش بهاری بر سرتشنگان انسانیت بپاشد.
2-2- تسلیم و رضا در برابر حکم خداوند
مقام رضا و تسلیم یکی از مقاماتی است که خداوند به بندگان شکرگزار خود می دهد چنانکه می فرماید: «رضوانٌ مِنَ اللهِ اَکبرٌ و بزرگتر از هر نعمت مقام رضا و خشنودی خدا را به آنان کرامت می فرماید.» (توبه/ 72)
سعدی بندگان خدا را نصیحت می کند که راضی به رضای خداوند تعالی که نعمت های بی شماری را به بندگان خود می بخشد، شوند و در برابر او تسلیم باشند، که راضی به رضای خدا بودن و تسلیم در برابر حکم و رای او بودن انسان را به مقامات والایی می رساند که همه چیز تحت فرمان اوست و گویا خداوند است که فرمان می دهد، چنانکه سعدی در حکایت صاحب دلی که همه چیز تحت فرمان اوست وقتی از او می پرسند:
چه کردی که درنده رام تو شد
نگین سعادت به نام تو شد
(211/42)
در جواب می گوید: