نهج البلاغه

ُ مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا وَ شِیعَتِنَا وَ لَمْ یُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِی قَبْرِهِ لِیَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَی.( کلینی، 1365 ،ج2،ص606)
‘هر کس از دوستان و پیروان ما بمیرد و هنوز قرآن را به طو کامل فرانگرفته باشد در قبرش به او تعلیم مى دهند تا خداوند بدین وسیله درجاتش را بالا برد چرا که درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است به او گفته مى شود بخوان و بالا رو او مى خوانند “و از درجات بهشت” بالا مى رود’
قرآن درموردعالم برزخ به طور کلی بحث کرده است وبرای فهم ودرک بیشتروتفسیر آیات مربوط به آن بایدبه ثقل اصغرمراجعه کرد. احادیثی که درذیل می آید بیان کننده اثبات کننده عالم برزخ وحیات برزخی است وهرحدیثی می توانددربردارنده پیام خاصی ازبرزخ وبرزخیان باشد.
در کتب معروف شیعه و اهل تسنن، روایات فراوانى است که با تعبیرات مختلف و کاملاً متفاوت، از جهان برزخ، عالم قبر و ارواح و خلاصه جهانى که میان این عالم و عالم آخرت قرار دارد، سخن مى گوید:
2-7- 1)ماهیت برزخ :
براى شناخت ماهیت برزخ باید به این نکته توجه کرد که هر کدام از عوالم هستى، نظام و احکام مخصوصى دارد. جهان مادى داراى نظامات ویژه و احکام خاصى است که بر تمام مظاهر و پدیده ها حکومت دارد. عالم برزخ نیز ماهیت و احکام و آثار مخصوصى دارد که باید آن را شناخت. جهان برزخى وسیع تر و بالاتر از عالم ماده و محیط بر آن است. باطن و ملکوت این جهان برزخ است. انسان در اوضاع و شرایط دنیوى از ادراک برزخ محجوب است. پرده ضخیم ماده مانند حجابى انسان را از دیدن حیات برزخى محروم ساخته است.
وقتى روح از بدن مادى قطع رابطه مى کند و لباس قالب مثالى را مى پوشد، برزخ بر او جلوه گر مى شود؛ یعنى روح انسان با انقطاع از دنیا و قالب دنیوى حجاب ها را کنار مى زند وخودرادربرزخ مى یابد. به عبارت دیگر عالم برزخ عالمى نیست که پس از مرگ انسان پیدا شود، بلکه عالمى است که انسان در حیات دنیوى در بطن آن بوده، ولى محجوب از آن است.
بامرگِ بدن حجاب ها کنار رفته و روح خود را در آنچه باطناً بوده، مى یابد. هر عملى که انسان در دنیا انجام مى دهد، چهره باطنى و برزخى آن را نیز مى سازد. همان گونه که در دنیا بین انسان ها روابط و نسبت هاى اعتبارى وجود دارد، در برزخ نیز عقاید و اعمال و اوصاف و روابطى با اشخاص دیگر وجود دارد. دریافت این روابط و نسبت ها قبل از قرار گرفتن در آن نظام ممکن نیست، مگر از طریق کشف و شهود. پس از مرگ و انقطاع از دنیا هنگامى که انسان در جایگاه برزخى خود قرار گرفت، عقاید و خصلت ها و اعمال خود را با چهره برزخى مى یابد و هر عقیده و صفت حق و باطلى را به صورت برزخى متناسبى مى بیند .
حضرت على(ع) درباره حیات برزخیان مى فرماید:
«فَاِنَّکُمْ لَوْعایَنْتُمْ ما قَدْ عایَنَ مَنْ ماتَ مِنکُمْ لَجَزَعْتُمْ وَ وَهَلْتُمْ وَ سَمِعْتُمْ وَ اَطَعْتُمْ، وَلکِنْ مَحْجُوبٌ عَنْکُمْ ما قَدْ عایَنُوا وَ قَریبٌ ما یُطْرَحُ الحِجابُ»(خطبه 20)
“اگر آنچه که بر رفتگان آشکار و نمایان گردیده، بر شما هم علنى شود، از فرط ناراحتى و ترس ناله و فریاد مى کشید و پس از این هر چه از منادیان دین بشنوید، عمل مى کنید؛ لیکن آن حقایق برزخى که مردگانتان بالعیان مشاهده مى کنند، از شما پوشیده است، ولى بزودى با فرا رسیدن مرگ پرده ها و موانع از جلو چشم شما برداشته خواهد شد.”
با توجه به ماهیت عالم برزخ و احاطه آن بر عالم ماده، ارواح انسان ها – با اختلاف مراتب و درجات و به تناسب منزلت و مرتبه وجودى و موقعیت روحى – با اهل و عیال و نزدیکان خود در ارتباط خواهند بود. هر انسانى طبق خصوصیت وجودى و اکتسابى خود – که در حیات دنیوى به دست آورده است – در برزخ وضع خاص و جایگاه مخصوص نظام برزخى را احراز مى کند.
2-7-2) آستانه ورود به برزخ:
انسان های مومن که تلاششان دردنیا برای رسیدن به قرب الهی بوده است،مشتاق دیدارخداوند هستند واز
مرگ کراهت ندارند.چون آن را پلی می دانند که آن هارا ازسختی ها به آسایش منتقل می کند.
قال النبى(ص):(مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَاللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ وَ مَنْ کَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ کَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ)( نوری، 1404ق،ج2،ص26)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: ((هر که مشتاق دیدار خداست, خدا هم مشتاق دیدار اوست و هر که دیدار خدا بر او ناپسند است, خدا هم دیدار او را ناپسند دارد)).
در خطبه های متعدد نهج البلاغه و کلمات امیر المؤمنین،از زندگی انسان ها در عالم برزخ یاد شده است که دو نمونه را ذکر می کنیم.
الف)« ْ سَلَفُ غَایَتِکُمْ وَ فُرَّاطُ مَنَاهِلِکُمُ الَّذِینَ کَانَتْ لَهُمْ مَقَاوِمُ الْعِزِّ وَ حَلَبَاتُ الْفَخْرِ مُلُوکاً وَ سُوَقاً وَ سَلَکُوا فِی بُطُونِ الْبَرْزَخِ سَبِیلا» (آن هاپیش ازشمابه کام مرگ فرورفتندوزودترازشما به آبشخوارتان رسیدند.شرح حالات رفتگان آن هادارای عزت پایدارودرجات والای افتخار،پادشاهان حاکم یارعیت سرفرازبودندکه سرانجام راه به ژرفای برزخ پیمودند». ( نهج البلاغه خطبه 221).
ب)در توصیف اهل ذکر می فرماید:
«…فَشَاهَدُوا مَا وَرَاءَ ذَلِکَ فَکَأَنَّمَا اطَّلَعُوا غُیُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخ…»(مجلسی،ج66،ص325، 1404)