دانلود پایان نامه

قانون اجرای ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از کمپانی انگلیس ، قبل از معرفی هیات دولت در جلسه 10 اردیبهشت ماه به اتفاق آرا به تصویب مجلس رسید.
شرکت نفت ایران و انگلیس پس از قانون اجرا شدن صنعت ملی نفت اعتراضات شدید خود را به ضد دولت ایران شروع کرد. در جیان اختلاف بین دولت ایران و انگلیس بر سر موضوع نفت، مستر ترومن رئیس جمهور آمریکا پیامی مبنی بر پیدا کردن راه حل مناسبی برای ملی کردن صنعت نفت ایران به دولت ایران ارسال داشت و توجه دولت ایران را به این مساله به طریقی که منافع اساسی بریتانیای کبیر در آن محفوظ باشد و تضمین گردد ، معطوف داشت . هریمن نماینده آمریکا 23 تیر ماه 1330 وارد ایران شد تظاهرات شدیدی با ورود هریمن در اکثر خیابان های تهران از طرف جمعیت های وابسته به حزب توده صورت گرفت . مذاکرات هیات نمایندگی ایران با نمایندگان دولت انگلیس با نظارت هریمن نماینده رئیس جمهور امریکا به نتیجه نرسید.
در طول زمامداری دکتر مصدق سیاست استعماری دولت انگلستان که مغایر با قانون ملی شدن صنعت نفت ایران بود، مانع بزرگی بر سر راه توافق و حل مساله نفت گردید. از انجا که از بدو امر ملی شدن صنعت نفت ،دولت نامبرده طرح سرنگونی دولت مصدق را در نظر داشت و با سیاست اعمال تحریم صدور نفت ایران و جلب توافق بازارهای بین المللی ، از سویی و از سوی دیگر با تمهیدهای ماهرانه نهانی توسط عمال خود در ایران به مبارزه با دولت وقت ایران به صورت حمایت گسترده از اقلیت ایرانیانی که منافعشان اقتضای پیوستن به سیاست خارجی را در بر داشت و مخالف دولت دکتر مصدق بودند پرداخت.
همزمان با سپری شدن سال 1331 شمسی وقطع کامل صادرات نفت ایران ،موقعیت دکتر مصدق دشوارتر میشد . مصدق توانسته بود انتخابات دوره ی هفدهم مجلس را به تاخیر انداخته ، و از رای اعتماد برخی از نمایندگان با جرات جلوگیری کند. قوام دیگر مجلس برای استیضاح وزیر کشور به جایی نرسید ،زیرا
شخص مصدق که برحسب اتفاق، در آن زمان وزارت کشور را هم بر عهده داشت،از رفتن به مجلس خوداری کرد.مصدق پس از برکناری زاهدی از مقام وزیر کشور ،عهده دار این سمت بود. سرلشگر زاهدی از این فرصت استفاده کرد و اقداماتی را علیه مصدق آغاز نمود.
برگزاری انتخابات دوره ی هفدهم مجلس موکول به بازگشت او از دادگاه لاهه شد. مصدق آشکارا گفت :انجام انتخابات آزاد ناممکن بود. ازاین گفته ی مصدق برامد که مرحله ی جدید در مبارزات داخلی ،آغاز شده بود.همزمان با گشایش دوره هفدهم مجلس مصدق استعفا داد.
با انتشار استعفای دولت هیجان عمومی در تهران و اکثر شهرستان ها پدید امد،طبقات مختلف در ضمن ارسال طومار و تلگراف های بیشمار تجدید زمامداری مصدق را خواستار شدند.
مجلس شورای ملی در جلسه ی یکشنبه 15 تیر با اکثریت 52 رای از 65 رای حاضر ،تمایل خود را به زمامداری مجدد مصدق ابراز داشت. اعمال نفوذ و قدرت فرماندهان لشکر و مداخله ی انان در انتخابات شهرستان ها همچون ادوار گذشته ، مصدق را بر ان داشت که ضمن تقدیم لایحه ی اختیارات شش ماهه به دولت ، به منظور جلوگیری از تسلط شاه بر ارتش که انرا مغایر با قانون اساسی میدانست ، از شاه تقاضا کند ،امر انتخاب وزیر دفاع جزو اختیارات نخست وزیر باشد.
این پیشنهاد با مخالفت شاه و عده ای از نمایندگان دو مجلس روبه رو شد . دکتر مصدق روز 25 تیرماه 1331 استعفا داد. استعفای دکتر مصدق با اعلام قبولی از طرف محمدرضاشاه ،به ریاست مجلس شورای ملی تقدیم شد. و از مجلس رای تمایل به انتخاب زمامدار آینده خواسته شد.
5-12پنجمین کابینه ی قوام السلطنه
خبر استعفای دکتر مصدق ساعت چهار بعدظهر روز 25 تیر ماه به صورت پراکنده و در گوش خواص رسید و پادوهای سیاسی به تلاش و فعالیت پرداختند. بعد از رفتن مصدق از دربار وتشکیل جلسه ی مشاورین ،نظامیان مصدر کار هم احضار شدند .مخصوصا شاه به سرلشکر کرزن رئیس ستاد ارتش و سرلشکر مهدیقلی علوی مقدم فرماندار نظامی و سرلشکر کوپال رئیس شهربانی برای حفظ امنیت تهران وشهرستان ها دستورات کلیدی صادر نمود. همه ی درباریان به فعالیت افتاده بودند. وقتی قبول استعفای مصدق با نظر مشاوران شاه قطعی شد، برای جانشینی مصدق به تلاش افتاد.
نمایندگان جبهه ی مخالف دولت در تاریخ 26 تیرماه جلسه ی سری مجلس را بدون حضور 30 تن از نمایندگان نهضت ملی و بدون برخورداری از حدنصاب قانونی تشکیل دادند و پس از تبادل نظر در مورد زمامدار آینده از 42 تن عده ی حاضر 40 تن برحسب دستور شاه که مورد موافقت کامل دو دولت انگلیس و امریکا بود به زمامداری احمد قوام ابراز تمایل کردند. فرمان نخست وزیری قوام السلطنه روز 27 تیرماه صادر شد.
متن نخستین اعلامیه قوام السلطنه،با عبارات تندو شدیداللحنی که حاکی از روح مستبدانه او بود ،تاثیر ناروا و سویی در افکار عموی باقی گذاشت. عبارات اعلامیه و اقدامات قهریه ای که دولت در برابر احساسات ملی ملت به کار برد ،هیجان بیشتر مردم را برانگیخت . وقایع خونین چند روزه آخر تیر ماه 1331 سقوط نامبرده را فراهم ساخت.
متن اعلامیه قوام السلطنه :
«بدون اندک تردید و درنگ دعوت شاهنشاه متبوع مفخم خود را به مفام ریاست دولت پذیرفته و با وجود کبر سن این بار سنگین را به دوش گرفتم و حس مسئولیت و تکلیف مرا بر آن داشت که از فرصت مغتنم استفاده کرده و در مقام ترمیم ویرانیها برایم . ایران دچار دردی عمیق شده و با داروهای مخدر درمان پذیر نیست ، باید ملت همکاری بیدریغ خویش را از من مضایقه نذار تا بتوانم به این بیماری علاج قطعی دهم مخصوصا در یکسال اخیر موضوع نفت کشور را به آتش کشیده، بی نظمی عدیم النظیری را که موجب عدم رضایت عمومی شده بوود اورده است. این همان موضوعی است که ابتدا من عنوان کردم و هنگامی که لایحه ی نفت شمال در مجلس مطرح بود موقع را غنیمت شمرده و استیفای حق کامل ایران را از کمپانی نفت جنوب در آن لایحه گنجاندم.
بعضی ها در آن وقت تصور نمودند همین اشاره باعث سقوط حکومت من شد، اگر هم فرضأ پنین باشد من از اقدام خود نادم نیستم زیرا جانشین آینده من جناب مصدق السلطنه آن فکر را با سرسختی بی مانندی دنبال نموده و در مقابل هیچ فشاری از پای ننشست، اما بدبختانه در ضمن مذاکرات نوعی بی تدبیری نشان داده شد که هدف را فدای وسیله کردند و مطالبه حق مشروع از یک کمپانی را مبدل به خصومت بین دو ملت ساختند و نتوانستند از زحمات خود کوچکترین نتیجه را به دست آورند.
حل این مسئله یکی از لازم ترین مساعی من خواهد بود بنحوی که منافع مادی و معنوی ایران کاملا تامین شود، بدون آنکه به حسن رابطه دو مملکت خدشه وارد آید. البته این امر مشکل است اما محال نیست و اقدامی که با عقل و درایت توأم باشد ،مطمئنا به ثمر خواهد رسید و هرگاه نرسد من از کار برکنار خواهم رفت. در اینجا تذکر این نکته اساسی را لازم می دانم که من به مناسبات حسنه با عموم ممالک خاصه با دول بزرگ دیا اهمیت بسیار می دهم و رفتار خود را نسبت به آنها منطبق با مقررات بین الملل می نمایم ولکن به اتباع ایران اجازه نخواهم داد که به اتکاء اجانب اغراض خود را بر دولت من تحمیل کنند.
در امور داخلی نخستین کوشش من برقراری نظم و امن خواهد بود تا بتوانم در یک محیط سالم مبادرت به رفرم های غریزی نمایم و شالوده نوین برای تاسیسات دولتی بریزم. اصلاح عدلیه در رأس کلیه ضروریات قرار دارد.
هموطنان ، به عدل و داد مانند نان و آب نیازمندند . باید قوه قضائیه مستقل باشد ، واقعا از دو قوه مقننه و مجریه تکلیف و از زیر نفوذ آن ها آزاد شود .تمام افراد باید بدمن استسناء باید در مقابل قانون سر تعظیم فرود آورند و احکام صادره از محاکم را بدون چون و چرا به موقع اجرا درآید. من شبی با وجدان آرام سر به بالین خواهم نهاد که در زندان های پایتخت و ولایات یک نفر بی گناه با ناله و آه به سر نبرد. همینکه ظلم و ستم رخت بربست مردم با آسایش خاطر اوضاع مالی و اقتصادی خود را سروسامان خواهند داد و از نعمتیکه خداوند تعالی در زیر و روی زمین ایران به آنها بخشیده برخردار خواهد شد. ابتکار برنامه هفت ساله به مخیله من خطور کرد و د آتیه نیز این فکر را با استقامت و اصرار دنبال خواهم کرد. من میخواهم تمامی اهالی این کشور اعم از مامور دولت و صنعتگر و کارگر و برزگر و بازرگان ،غنی و ثروتمند باشند. از چشم تنگی برخی رجال که درصدد کسر حقوق کارمندان و مصادره ی اتومبیل و فروش ادارات بر آمده اند،تنفر دارم.
به همان اندازه که از عوام فریبی در امور سیاسی بیزارم در مسائل مذهبی نیز از ریا و وسالوس منزجرم، کسانی که به بهانه ی مبارزه با افراطیون سرخ، ارتجاع سیاه را تقویت نموده اند لطمه ی شدیدی را به آزادی وارد ساخته ،زحمات بانیان مشروطیت را از نیم قرن به این طرف به هدر داده اند.من در عین احترام به تعالیم مقدسه ی اسلام ،دیانت را از سیاست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقاید قهقرایی جلوگیری خواهم کرد. ملت ایران ،من به اتکا حمایت شما و نمایندگان شما این مقام را قبول کرده ام وهدف نهاییم رفاه و سعادت شماست.وای به حال کسانی که در اقدامات مصلحانه ی من اخلال نمایند ودر راهی که در پیش دارم مانع بتراشند به عموم اخطار میکنم که دوره ی عصیان سپری شده و روز اطاعت از اوامر و نواهی حکومت فرا رسیده است . کشتیبان را سیاستی دگر آمد.» پس از انتشار اعلامیه عده ای از دوستان و همفکران قوام رنجیده خاطر شدند و تلویحا اشتباه قوام را متذکر شدند.
با انتشار استعفای مصدق و روی کار آمدن قوام ،کارگران صنعت نفت ابادان و خرمشهر ضمن انجام اعتصاب عمومی ،با برپایی تظاهرات عظیمی مخالفت خود را با نخست وزیری قوام السلطنه و برکناری دکتر مصدق اعلام داشتند. در تهران ،به دنبال تعطیل عمومی در روزهای 25 و 26 تیرماه و ائتلاف احزاب در تایید دکتر مصدق، قوام السلطنه دستور موکدی برای جلوگیری از هر گونه تظاهرات به تاریخ 28 تیر ماه صادر کرد و میدان بهارستان را با تانک و زره پوش اماده استقبال تظاهرکنندگان ساخت.
در برابر مخالفت های روبه افزایش ،قوام دیگر نمیتوانست بیکار بماند. طی تلاشی به منظور مهار کاشانی که نقش قاطعی در برانگیختن احساسات مردم علیه او داشت بدون جلب نظر شاه محرمانه دستور بازداشت وی را صادر کرد ولی وقتی که خبر آن میان مردم شایع شد برای قوام بسیار دشوار شد که به اقدامی علیه کاشانی دست زند