نظریه های کلاسیک مدیریت و عملکرد سرمایه گذاران

1-8-1) قلمرو موضوعی: از لحاظ قلمرو موضوعی در پی یافتن رابطه بین ترکیب سهامدارانو عدم تقارن اطلاعاتی می باشد.
1-8-2) قلمرو زمانی: دوره ی زمانی این تحقیق فاصله ی سال های 1391-1387 می باشد.
1-8-3) قلمرو مکانی: این تحقیق در محدوده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-9) تعریف عملیاتی واژه‏ ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
1-9-1) ترکیب سهامداران نهادی
برابر درصد سهام نگهداری شده توسط شرکتهای دولتی و عمومی از کل سهام سرمایه است. مطابق با تعریف ارائه شده توسط روبین (2007) منظور از مالکیت نهادی آن میزان از سهام شرکت می باشد که مالکیت آن در اختیارشرکت های هلدینگ و سرمایه گذاری، سازمان ها و نهادهای عمومی، سازمان های دولتی، بانک ها، بیمه ها و سایر شرکت های حقوقی می باشد. در این تحقیق نسبت مالکیت نهادی از تقسیم تعداد سهام شرکت که در مالکیت اشخاص حقوقی می باشد به کل سهام منتشر شده و در دست سهامداران محاسبه شده است.
ترکیب سهامداران شرکتهای مختلف، متفاوت است. بخشی از مالکیت شرکت ها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد. این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران عمدتا به اطلاعات در دسترس عموم، همانند صورتهای مالی منتشره اتکا می کنند. منظور از سرمایهگذاران نهادی شامل سرمایهگذاران بزرگ نظیر بانکها، شرکتهای بیمه، موسسات مالی، صندوقهای سرمایهگذاری و….هستند که در سایر شرکتهای سهامی عام سرمایه گذاری میکنند و سرمایهگذاران نهادی معمولا به دلیل در اختیار داشتن درصد قابل توجهی از سهام شرکتها و همچنین حرفهای بودن در امر سرمایهگذاری، توان و انگیزه لازم برای نظارت بر شرکتها را دارا میباشند. (نمازی و دیگران، 1388).
از نظر شرکتهای سرمایه پذیر، به نظر میرسد جایگزینی مالکیت عمده از سهامداران انفرادی به سوی شرکتهای سرمایهگذاری مطلوبتر باشد. زیرا سهامداران عمده در قالب اشخاص حقوقی قادرند تصمیمات سرمایهگذاری، تامین مالی و عملیاتی بهتری اتخاذ کنند(عرب مازار یزدی و مشایخ، 1384).
1-9-2) ترکیب سهامداران حقیقی
مالکان حقیقی به صورت غیر مستقیم از مؤسسات سرمایه گذاری و سرمایه گذاران نهادی نفع می برند. این سرمایه گذاران به صورت غیر مستقیم از پرتفلیوی این مؤسسات منتفع می شوند و یا آنها را خریداری می کنند. سرمایه گذاران حقیقی فقط به صورت روزانه با این مؤسسات رقابت می کنند. هر کدام از این سرمایه گذاران سعی می کنند در معاملات خود تصمیمات آگاهانه ای را در خصوص اوراق بهادار اتخاذ کنند. آیا سرمایه گذاران حقیقی می توانند به رقابت منصفانه با مؤسسات امیدوار باشند و چگونه پرتفلیوهای مؤسسات بزرگ بر فرایند تصمیم گیری سرمایه گذاران حقیقی تأثیر می گذارند؟ مؤسسات سرمایه گذاری و سرمایه گذاران نهادی واقعا سرمایه گذاران حرفه ای هستند که منابع گسترده ای زیر نظر آنها قرار دارد. با در نظر گرفتن این شرایط آیا سرمایه گذاران متوسط، شانس موفقیت در بازار را دارند؟ بلی، این در حالی ممکن است که سرمایه گذاران انتظار داشته باشند با توجه به میزان ریسک پذیری خود، بازده کسب کنند. به طور متوسط، عملکرد سرمایه گذاران حقیقی، به خوبی عملکرد مؤسسات سرمایه گذاری است برای اینکه بازارها اغلب از کارآیی برخوردار بوده و قیمت آنها منصفانه تعیین شده است (جونز ، 2009: 24).
1-9-3) سرمایه گذاران مدیریتی
بیانگر درصد سهام نگهداری شده توسط اعضای هیئت مدیره است.
کریزنر (1973و1980) توجه تمامی افراد بشر را به چیزی معطوف می داند که برای آنها منافع دارد. وی کارآفرین را به معنای واقعی کلمه، فردی می شناسد که نقش او بر خاسته از آگاهی به فرصت هایی است که به آن ها قبلاً توجه نمی شده است. سلدن (1995) نقطه نظرهای کریزنر را تحت عنوان نظریه کارآفرینی مطرح می کند که محور اصلی آن، مدیر مالک یا کارآفرین در نظریه های کلاسیک مدیریت(مبتنی بر نظریه انسان اقتصادی) است. طبق این نظریه، کارآفرین کسی است که به فرصت ها آگاهی پیدا می کند و بصیرت کشف و سرمایه گذاری روی آن ها را دارد.
1-9-4) تمرکز مالکیت
درصد سهام در دست دارندگان بلوک های سهام: درصدی از سهام منتشره شرکت که در دست پنج سهامدار بزرگ شرکت می باشد.
تمرکز مالکیت اشاره بر چگونگی توزیع سهام بین سهامداران شرکت های مختلف دارد. هر چه تعداد سهامداران کمتر باشد، مالکیت متمرکزتر خواهد بود (محمدی و همکاران، 1388، ص 75). در این تحقیق به منظور محاسبه نسبت تمرکز مالکیت مطابق با تحقیق جیانگ و همکاران (2011) از شاخص هرفیندال- هریشمن استفاده می شود. شاخص مزبور از مجموع مجذور درصد سهام متعلق به پنچ سهامدار بزرگ شرکت بدست خواهد آمد.
عوامل بسیاری بر عملکرد شرکتها مؤثرند و تاکنون پژوهشهای زیادی برای مشخص کردن رابطهی متغیرهای مالی و حسابداری شرکتها و عملکرد آنها صورت گرفته اما به تمرکز مالکیت به عنوان یکی از سازوکارهای نظارتی حاکمیتی تاثیرگذار بر عملکرد شرکتها به ویژه در ایران کمتر توجه شده است. (موسوی و دیگران، 1389).
در این پژوهش، برای سنجش تمرکز مالکیت از «درصد بزرگ ترین سهامدار شرکت» استفاده میکنیم.
1-9-5) عدم تقارن اطلاعاتی
ویلیام اسکات در کتاب تئوری حسابداری مالی خود عدم تقارن اطلاعاتی را مزیت اطلاعاتی برخی از طرف های معامله نسبت به سایرین در یک داد و ستد بازرگانی تعریف می کند (اسکات، 1382). به بیان دیگر، عدم تقارن اطلاعاتی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن یکی از طرفین مبادله اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار داشته باشد. این امر به علل مختلف از جمله وجود معاملات و اطلاعات محرمانه به وقوع می پیوند. یکی از معیارهای مورد استفاده برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است که نشان دهنده میزان شکاف موجود میان «قیمت پیشنهادی خرید سهام» (قیمتی که سرمایه گذار یا بازارگردان برای خرید سهام خاصی پیشنهاد می کند) و «قیمت پیشنهادی فروش سهام» (قیمتی که یک فروشنده سهام یا بازارگردان برای فروش آن سهام پیشنهاد می کند) می باشد. در این تحقیق مطابق با مطالعات صورت گرفته توسط جیانگ و همکاران (2011)، قائمی و وطن پرست (1384)، رحیمیان و سالکی (1388) و احمدپور و عجم (1389) برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیار دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بهره گرفته می شود. برای محاسبه تعیین دامنه ی پیشنهادی خرید و فروش (عدم تقارن اطلاعاتی) از مدل زیر در بورس اوراق بهادار استفاده شده است:

که در آن:
SPREAD: دامنه ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام.
: AP (ASK PRICE) میانگین قیمت پیشنهادی فروش سهام.