نظریه های روانشناختی و شاخص های کیفیت زندگی

ویژگی پویا بودن
با توجه به این تعریف که (کیفیت زندگی دارای ساختاری وابسته به زمان است که متاثر از تجربه شخص و درک او از زندگی است و با تغییر می کند) درمی یابیم که پویایی کیفیت زندگی از این روست که با تغییر زمان تغییر می کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد و این مشخصه در یک مطالعهدبه خوبی قابل مشاهده است (طیبی رامین، 1392).
به طور کلی مطالعه کیفیت زندگی در بررسی و ارزیابی سیستم های بهداشتی نقش مهمی دارد. در واقع در بازار رقابتی امروز طرح ها و سیاست های بهداشتی موفق، آنهایی هستند که هزینه کمتر و ارائه خدمات بهتر و کاراتر دارند. همچنین استفاده از آن مطالعات که به منظور مقایسه و ارزیابی یک یا چند روش درمان یا دارو، بسیار سودمند هستند. برای مثال در مواردی که در استفاده از چند روش درمانی و یا چند دارو با مطالات رایج و بالینی پزشکی به نتایج مشابهی برسیم، نتایج مطالعات کیفیت در انتخاب روش، بسیار موثر است. به علاوه سنجش کیفیت زندگی در مطالعات بالینی موجب ایجاد ارتباط نزدیکتر بین بیمار و پزشک و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی می گردد که همین مسئله باعث افزایش آگاهی بیماری خود، آشنایی افراد از شرایط سلامتی شان، با مزایا و معایب درمان های مختلف و پر رنگ کردن نقش بیمار در انتخاب روش درمانی می شود (ابوالقاضی، 1388).
نظریه های کیفیت زندگی
نظریه های مبتنی بر فرد
پارک و پارک (1995) در تعریف کیفیت زندگی می نویسد: کیفیت زندگی مجموعه ای است از بهزیستی جسمی، روانی و اجتماعی که بوسیله شخص یا گروهی از اشخاص درک می شود؛ مانند سلامتی، ازدواج، کار، موقعیت اقتصادی، فرصت های آموزشی، خلاقیت، احساس مالکیت و همکاری با دیگران. آنان در ادامه می افزایند بین مفهوم «سطح زندگی» شامل معیار های عینی و «کیفیت زندگی» شامل ارزشیابی ذهنی هر شخص از این معیارها، مرز شخصی کشیده می شود. کیفیت زندگی را با سنجش احساسهای ذهنی مشخص از خشنودی درباره مطالب گوناگون می توان ارزیابی کرئد (آویس و اسمیت، 1998).
نظریه های مبتنی بر خانواده
ارتباط بین عوامل موثر بر زندگی خانوادگی و کیفیت زندگی، امری روشن و بدیهی است. خانواده ای که از سطح بالای بهزیستی برخوردار است، قادر به برآورده ساختن نیاز های اساسی خود بوده و در نتیجه ظرفیت بهزیستی اعضای این خانواده نیز افزایش می یابد (اکبری بیاتیانی، 1388).
با توجه به آنچه گفته شد یک بعد مهم در کیفیت زندگی، بعد خانوادگی است که در بررسی کیفیت زندگی باید در نظر گرفته شود. فرانس و پاورز در مطالعات خود در زمینه کیفیت زندگی یک بعد مجزا را به عنوان بعد خانوادگی مطرح کرده اند. خانواده قلب تکامل انسان، اولین ساختار حمایتی- اجتماعی در زندگی هر فرد و نخستین معلم و مراقب بهداشتی است.
نظریه های روانشناختی
روانشناسان معتقدند که رفاه هر فرد یا گروه دارای اجزای عینی و ذهنی است. اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که به طور معمول به عنوان استاندارد زندگی سطح زندگی نامیده می شود، ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می شود. به عبارتی کیفیت زندگی را با سنجش احساس خشنودی ذهنی شخص درباره جنبه های گوناگون زندگی می توان ارزیابی کرد (ملک افضلی، 1385)
یکی از مهمترین بحث ها در تعریف کیفیت زندگی مفهوم عینی و ذهنی بودن آن است. یکی از مشکلات عمده در استفاده از معیارهای عینی این واقعیت است که توافق بر روی شاخص های کیفیت زندگی پایین و بالا می تواند اندک باشد و شرایط عینی زندگی یک فرد می تواند ارتباط اندکی با ارزیابی او از کیفیت زندگی داشته باششد. معیارهای ذهنی نیز مشکل زا هستند، زیرا به نظر می رسد که آنها ضرورتا پاسخ های لحظه ای به زندگی فرد را در یک نقطه زمانی مشخص فراهم می آورند. در حالی که به زندگی باید به عنوان یک دوره ی پیوسته زمانی نگریسته شود که در آن احساس و تجاربی که در یک نقطه از زندگی منفی تلقی شده اند ممکن است بعد ها به گونه ای متفاوتی دیده شوند (سیمونس، 1994).
نظریه های انسان شناسی
انسان شناسان می گویند که زندگی دارای یک سطح و یک عمق است. سطح آن در واقع جنبه های آشکاری است که انسان روزانه در خود و دیگران مشاهده می کند و عمق آن شامل ارزشهای بیشتری است که اغلب پنهان و نادیدنی است، در این قسمت است که فهم و شناخت و تجارب فرد از زندگی قرار دارد و می توان ادعا کرد که قسمت اعظم کیفیت زندگی در این سطح واقع است. هاویکاست اظهار داشت که کیفیت زندگی دربردارنده عوامل درونی مربوط به نگرش فرد به زندگی و عوامل بیرونی مربوط به رفتارهای فرد (تماس ها و فعالیت های اجتماعی) است (فاکوهار، 1995).
فرانس و پاورز (1993) معتقدند، کیفیت زندگی ادراک فرد از رفاه خودش است به نظر می رسد از رضایت و عدم رضایت او در حیطه های عمده زندگی ناشی می شود. فرانس رابطه بین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی را به صورت زیر بیان داشته است:
وضعیت خانوادگی شامل: ارتباط با همسر، ارتباط با فرزندان و شادی های خانوادگی
وضعیت عملکرد جسمانی شامل: میزان تحرک و فعالیت، علائم جسمی، فعالیت جنسی، عوارض ناشی از داروها و توانایی در قبال مسئولیت ها و شرکت در فعالیت های تفریحی.
وضعیت روحی و روانی شامل: رضایت از زندگی، خلق (نحوه برخورد)، اضطراب و تنش، اعتماد بنفس، دستابی به اهداف مورد نظر، جنبه های روحی- مذهبی، افسردگی، سازگاری، شور و شوق زندگی و احساس امنیت.
وضعیت اجتماعی و اقتصادی شامل: پایدلری کار (اجتماعی)، تعلیم و تربیت (تحصیلی)، وضعیت مالی و درآمد، دوست یابی در زندگی، حمایت و رضایت از شهر و ملیت خود.
این چهار متغیر اصلی می تواند مستقل یا توام با یکدیگر بر روی کیفیت زندگی تاثیر گذار باشند. البته لازم به ذکر است درک فرد از زندگی اش می تواند بر هر کدام از متغیرهای نامبرده تاثیر بگذارد به طوری که اگر درک افراد از کیفیت زنگی شان کاهش یابد، بر توانایی آنها در محیط کاری و شغلی شان تاثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها می گردد (محمدیان، 1391).
ارزیابی کیفیت زندگی
علاقه به مفهوم کیفیت زندگی و اندازه گیری آن در سال های اخیر به ویژه در زمینه مراقبت های بهداشتی رو به افزایش بوده است. معیار های طراحی شده برای اندازه گیری کیفیت زندگی جهت ارزیابی مشکلات مددجویان، نیازهای جوامع مختلف و اهداف تحقیقاتی مورد استفاده قرار گرفته است. با این وجود هنوز توافق عمومی در مورد تعریف کیفیت زندگی و ساختارهای مرتبط با آن وجود ندارد (اکبری بیاتیانی، 1388).