میزان مشارکت اجتماعی و همبستگی پیرسون

شاخص آماری
روابط اجتماعی
ضریب همبستگی پیرسون
0.15
سطح معنی داری
0.82
جدول فوق نشان می دهد که بین حاشیه نشینان وروابط اجتماعی رابطه ی مستقیم و معنی داری وجود ندارد.لذا فرض H0 مبنی بر اینکه بین روابط اجتماعی و حاشیه نشینان رابطه معنی داری وجود دارد ، رد می شود. .()
5-1.مقدمه
5-2.نتیجه گیری
5-3.محدودیت های تحقیق
5-4. پیشنهادات
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1.مقدمه
این فصل در بر گیرنده دو بخش اساسی است.بخش اول نتایج تجربی و تئوریکی منتج از آزمون فرضیه ها و بخش دوم با توجه به نتایج و یافته های تحقیق ، پیشنهادات لازم در زمینه سرمایه اجتماعی و چگونگی افزایش آن در بین حاشیه نشینان ارائه شده است.
5-2.نتایج تحقیق
پژوهش حاضر دارای نتایجی است که بر اساس آن می توان به برنامه ریزی هایی در زمینه تقویت اجتماعی دست یافت. و سعی می شود به دو پرسش اساسی پاسخ داده شود.
1) بر اساس این پژوهش چه نتایجی یا یافته هایی در مورد کیفیت سرمایه اجتماعی افراد و جامعه و همچنین رابطه ی آن با سایر پارامترها می توآن استخراج نمود.
2)با توجه به نتایج تجربی و تئوریکی تحقیق چه باید کرد .یا چگونه می توان میزان سرمایه اجتماعی افراد و جامعه را افزایش داد.
در مورد سن و حاشیه نشینی، یافته ها نشان می دهد که بین سن و سرمایه اجتماعی رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد.و یافته ها حاکی از آن است که هر چه سن بالاتر رود سرمایه اجتماعی کاهش می یابد.
در مورد جنسیت و حاشیه نشینی، یافته ها نشان می دهد که بین جنس و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد.و یافته ها حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی در بین مردان و زنان یه یک اندازه است.
در مورد وضعیت تأهل و حاشیه نشینی، یافته ها نشان می دهد که بین وضعیت تأهل و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.و یافته ها حاکی از آن است افراد ازدواج کرده در مقایسه با افراد مجرد و …. از سرمایه اجتماعی کمتری برخوردار هستند.
در مورد وضعیت اشتغال و حاشیه نشینی، یافته ها نشان می دهد که بین وضعیت اشتغال و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد.و یافته ها حاکی از آن است که اشتغال در بالا بردن سرمایه اجتماعی نقش مثبتی داشته است.و شاغلین در مقایسه با افراد بیکار از سرمایه اجتماعی بهتری برخوردار نیستند.
در مورد میزان تحصیلات و حاشیه نشینی، یافته ها نشان می دهد که بین میزان تحصیلات و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.و یافته ها حاکی از آن است افرادی که میزان تحصیلات آنها بالاتر است از سرمایه اجتماعی بالاتر برخوردار هستند و در مقابل افرادی که میزان تحصیلات پایینی دارند ، از سرمایه اجتماعی پایین تری برخودار می باشند.
با توجه به یافته های ویلکینسون ( 1999 ) کاواچی و دیگران ( 2001 ) که حکایت از آن داشت وجود نابرابری های اجتماعی و بخصوص نابرابری درآمد در سطح جامعه باعث کاهش سرمایه اجتماعی آن جامعه می شود.نتایج ابن تحقیق نشان می دهد که گسترش احساس نابرابری در بین افراد از عوامل کلیدی کاهش سرمایه آنان می باشد.
از جمله یافته های مهم در این تحقیق عبارت است از این که احساس نابرابری ، تاثیر منفی بر انسجام اجتماعی ، اعتماد اجتماعی و کنترل اجتماعی نشان می دهد . که حکایت از آن دارد اگر احساس نابرابری در سطح جامعه گسترش پیدا کند ، از یک طرف میزان اعتماد اجتماعی (اعتماد بین شخص و اعتماد به مسئولین )کاهش پیدا خواهد کرد .و از طرف دیگر سطح انسجام اجتماعی نیز تضعیف خواهد شد.و نهایتا” کنترل اجتماعی نیز پایین خواهد آمد.و همه این موارد بانگر این مطلب است که ظهور و تقویت احساس نابرابری ، سرمایه اجتماعی را تحت الشعاع قرارداده و منجر به عدم سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی می شود.و تداوم چنین شرایطی باعث پایین آمدن استانداردهای زندگی (بهداشت ، امید به زندگی و … )می گردد.احساس تنهایی متغیر دیگری است که تاثیر مستقیمی بر سرمایه اجتماعی از خود نشان می دهد.یعنی هر چه قدر فرد در جمع و به طور کلی در جامعه ای که در آن زندگی می کند،احساس تنهایی نمایداز روابط اجتماعی و به تبع آن از سرمایه اجتماعی کمتری برخوردار خواهد بود.همچنین نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مشارکت اجتماعی ، انسجام اجتماعی و روابط اجتماعی تاثیر مستقیمی بر احساس تنهایی دارد.این وضعیت حاکی از آن است که با کاهش میزان مشارکت اجتماعی ، و در نهایت سست شدن روابط و پیوند های اجتماعی ، فرد رشته های پیوند خود را با جمع و جامعه خواهد گسست و به انزوا خواهد گرائید و در نهایت دچار افسردگی روحی و روانی خواهد شد.