دانلود پایان نامه

با توجه به به آزمون d سامرز محاسبه شده به میزان 102/0 و با 5 درصد خطا و 95درصد اطمینان رابطه معنادار نست. براساس فرضیه پنجم و نتایج این آزمون می توان گفت که بین نوع جذب مخاطبین در (فضای مجازی) اینترنت و مشارکت اجتماعی آن ها در فضای مجازی رابطه معناداری وجود ندارد.
5-2-1-6- فرضیه ششم: به نظر می رسد بین عدم آشنایی اعضا با اینترنت و میزان مشارکت اجتماعی آنان درفضای مجازی (اینترنت) رابطه ای وجوددارد.
با توجه به به آزمون d سامرز محاسبه شده به میزان 272/0- و با 5 درصد خطا و 95درصد اطمینان رابطه معنادار است. براساس فرضیه ششم و نتایج این آزمون می توان گفت که بین عدم آشنایی اعضا با اینترنت درمیان اعضای سمنهای جوان و مشارکت اجتماعی آنها در فضای مجازی رابطه معناداری وجود دارد.
همچنین با توجه به جهت رابطه که منفی می باشد می توان گفت که رابطه معکوسی بین این دو متغیر وجود دارد: به عبارت دیگر می توان این گونه بیان کرد که هر چه قدر عدم آشنایی اعضا با اینترنت درمیان اعضای سمنهای جوان کمتر شود میزان مشارکت آن ها در فضای مجازی بیشتر می شود و بالعکس، یعنی هرچه قدر عدم آشنایی اعضا با اینترنت درمیان اعضای سمنهای جوان بیشتر شود میزان مشارکت آن ها در فضای مجازی کمتر می شود. بنابراین فرضیه ششم تحقیق نیز تایید می گردد.
منظور از عدم آشنایی اعضا با اینترنت عدم آگاهی و علم کافی اعضای سمنها با علم استفاده از اینترنت و فضای مجازی و فناوریهای نوین می باشد که نداشتن متخصصین حوزه اینترنت در بین اعضای سمنها و عدم آشنایی اعضای دائمی سمنها با اینترنت و فضای مجازی نمونه هایی از آن است. این متغیر به نوعی با متغیرهای زیرساخت های (امکانات و ابزار) در ارتباط است. اگر بتوان منابع مالی و امکانات سمن های جوان را تا حدودی تامین کرد می توان با اتخاذ تابیری مانند ارائه دوره های آموزشی اینرتنت و به کار گیری متخصصین این رشته زمینه های لازم برای آشنایی بیشتر و بهتر اعضای سمن جوان را با اینترنت فراهم کرد. آشنایی بیشتر با اینترنت در بین اعضای سمن های جوان به نوبه خود باعث استفاده بیشتر و گسترده تر از اینترنت می شود که در نهایت می تواند باعث افزایش مشارکت اجتماعی آن ها در فضای مجازی بشود.
5-3- فرضیه های فرعی
5-3-1- فرضیه فرعی اول: به نظر می رسد بین سن پاسخگویان با مشارکت اجتماعی آنها در فضای مجازی رابطه معنا دار وجوددارد.
با توجه آزمون d سامرز به دست آمده به میزان 096/0 و در سطح معنی داری بالای 0.05 با 5 درصد خطا و 95 درصد اطمیان رابطه بین سن و مشارکت اجتماعی اعضای سمن در فضای مجازی معنادار نیست. بر این اساس می توان گفت سن در بین اعضای سمنهای جوان بر میزان مشارکت آن ها در فضای مجازی عاملی موثر نبوده است و به عنوان یکی از فرضیه های فرعی تحقیق رد می شود
5-3-2- فرضیه فرعی دوم: به نظر می رسد بین جنس پاسخگویان با مشارکت اجتماعی آنها در فضای مجازی رابطه معنا دار وجوددارد.
با توجه به آزمون خی 2 به دست آمده به میزان 5.621 و درجه آزادی 2 و سطح معناداری بالای 0.05 با 5 در صد خطا و 95 درصد اطمینان رابطه بین جنس و مشارکت اجتماعی اعضای سمن های جوان در فضای مجازی معنادار نیست. این فرضیه هم به مانند فرضیه قبلی رد می شود زیرا رابطه ای بین جنس و میزان مشارکت اجتماعی در فضای مجازی وجود ندارد و بین پاسخگویان زن و پاسخگویان مرد در میزان مشارکت تفاوتی وجود ندارد.
5-3-3- فرضیه فرعی سوم: به نظر می رسد بین میزان تحصیلات پاسخگویان با مشارکت اجتماعی آنها در فضای مجازی رابطه معنا دار وجوددارد.
با توجه به آزمون خی 2 به دست آمده به میزان 5.168 و درجه آزادی 6 و سطح معناداری بالای 0.05 با 5 در صد خطا و 95 درصد اطمینان رابطه بین میزان تحصیلات و مشارکت اجتماعی اعضای سمن های جوان در فضای مجازی معنادار نیست. به عباتی دیگر میزان تحصیلات در میزان مشارکت اجتماعی در فضای مجازی عاملی تاثیر گذار نیست.
5-4. نتیجه گری
با توجه به مباحث و نظریه های مطرح در تئوری مشارکت، نقش و حضور مردم در روند توسعه نقش قابل توجهی است و اگر به مردم فرصت مشارکت و دخالت در فعالیت ها و اداره امور جامعه داده شود، حساسیت آن ها برای بهبود بخشیدن به زندگی خود و سایر مردم برانگیخته می شود و در نتیجه نقش بیشتری در اداره امور جامعه بازی خواهند کرد. یکی از جلوه های تحول یافته افزایش نقش و مشارکت مردم، سازمان های غیردولتی می باشند که به زعم نظریه پردازان این عرصه این سازمان ها می توانند نقش و تاثیر شگرفی در فرآیند تحولات فرهنگی، اجتماعی، گرایشات افکار عمومی و حتی نقشآفرینی دولت ها ایفاد نمایند. لذا اگر براساس نظریه های مشارکت(گائوتری و پانتام و .. که در چارچوب نظری مطرح شد.) بپذیریم که توسعه صرفاً از طریق مشارکت مردمی و از پایین به بالا رخ می دهد، می توانیم این گونه نتیجه بگیریم که هر چه نهادهای مشارکتی نظیر سازمان های غیردولتی در یک جامعه قدرتمندتر و سازماندهی شدهتر باشند و با تهدیدها و ضعف های کمتری مواجه باشند، تاثیر بیشتری می توانند در فرآیند توسعه سیاسی ، اجتماعی و حتی اقتصادی ایفا کنند.
و این در حالی است که در کشور جمهوری اسلامی ایران سازما ن های مردم نهاد و تشکل های غیردولتی با ضعف ها و تهدیدهای بسیاری مواجه هستند، تهدیدهایی نظیر: وجود نگاه ها محدود کننده و امنیتی نسبت به آن ها در سطوح کلان تصمیمگیری و مدیریتی کشورکه می تواند ناشی از حساسیت برخی از نهادها ی حکومتی در مقاطع زمانی خاص ارزیابی شود ، فقدان حمایت مادی، حقوقی و معنوی دستگاه های دولتی ، ضعف و ناکارآمدی قوانین مرتبط با سازمان های غیردولتی و ضعف ساختارهای طراحی شده از یک سو و ضعفهایی نظیر:محدویت امکانات مادی و سخت افزاری ، پراکندهکاری و انجام فعالیت های غیرتخصصی و ضعف روحیه همکاری و مشارکت از سوی دیگر موجب شده است که سازمان های مردم نهاد جوانان نقشآفرینی موثری در توسعه اجتماعی کشور نداشته باشند.
از دیگر مولفه های اثربخشی سازمانهای مردم نهاد در فضای اجتماعی برخورداری از شبکه های ارتباطی(مانند فضای مجازی) با شهروندان و جامعه هدف و سایر سازمان های غیردولتی و دولتی با ضریب پوشش وسیع می باشد.
نتایج بدست آمده از سازمان های مردم نهاد مورد مطالعه بیانگر این مطلب است که علی رغم عضویت اختیاری و برخورداری اکثر سازمان ها از سیستم دموکراتیک باز و سیال و شفافیت اهداف و مأموریت ها، وابستگی شدیدی به حمایت های مادی و مالی دولتی و دستگاه های حکومتی دارند که در پاره ای از موارد موجبات بهره برداری سیاسی از این سازمان ها را فراهم نموده است. همچنین این سازمان ها فقدان شبکه ارتباطی منسجمی بین دیگر سازمان های غیردولتی و حتی اعضای خود و جامعه هدف هستند
یکی از کارویژه های سازما ن های مردم نهاد ایجاد یک نظام اجتماعی است که مهمترین مشخصه این نظام ایجاد یک رابطه متقابل و برابر میان گروه های اجتماعی و نفی رابطه سلطه آمیز و نابرابر و گسترش روابط آزاد میان نیروهای اجتماعی، سازمان دادن یک نظم خودجوش و مطالبه حقوق شهروندان از حکومت و دولت است.
از اینرو به سازمان های مردم نهاد به مثابه طلایه داران الگوی جدید توسعه و مناسبات اجتماعی نگریسته می شود و این در حالی است که مطابق یافته های این تحقیق اکثر سازمان های مردم نهاد جوانان درجمهوری اسلامی ایر ان مطالبه گری و نظارت بر نهادهای دولتی را از کارکردهای سازمان خود نمی دانند و تصوری کوچک تر از جایگاه واقعی خود که همان تجربه اندوزی و غنی سازی اوقات فراغت است دارند.
نگاه حاکمیت نسبت به پدیده NGO ها در جمهوری اسلامی ایران همواره توام با نوعی تردید، شک و چند گانگی بوده است، که البته این دیدگاه در مراحل زمانی مختلف دستخوش فرازو نشیب و شدت و تعدیل هایی بوده است، علل حساسیت حاکمیت به ویژه نهاد های امنیتی وانقلابی را می توان این گونه ارزایابی کرد که: سازمان های غیر دولتی به جهت نوپدید بودن و از آنجا که مقوله ای وارداتی و برخواسته از دنیای غرب تلقی می شدند همواره به عنوان عوامل نفوذ بیگانگان و فرهنگ و مفاهیم غربی در بدنه حاکمیت تلقی می شدند. از این رو از آن ها به عنوان تهدیدی برای انقلاب اسلامی در نهاد های امنیتی یاد می شده است.از سوی دیگرسازمان های غیر دولتی رقیب یا تهدیدی برای ساختار های مشارکتی برخاسته از متن مردم که پس از انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت انگاشته می شوند. سازمان های غیر دولتی به جهت امکان برقراری ارتباط های فراملی با نهاد های بین المللی در معرض اتهام پایگاه نفوذ قدرت های بزرگ و بین المللی قرار دارند هرچند در پاره ای از اوقات سازمان های غیر دولتی مورد سوء استفاده این قدرت ها قرار گرفته اند و خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف آن ها گام برداشته اند. اما نکته ای که وجود دارد این است که نمی بایست به جهت معدود لغزش های اتفاق افتاده در این خصوص توسط برخی از این سازمان ها این نگاه نسبت به همه سازمان های مردم نهاد تعمیم یابد.
سازمان های مردم نهاد جوانان در جمهوری اسلامی ایران به جهت وابستگی شدید مالی به حمایت های دستگاه های دولتی ناگریز از انجام فعالیت های سفارشی و بعضا غیر همسو با اهداف و ماموریت های تشکل خود هستند که این امر پی گیری مطالبات، اهداف و منافع سازمان را باتحدید استقلال با چالش های جدی مواجه می کند. از سویی دیگر فقدان حامیان مالی غیر دولتی وعدم درآمدزایی و خودکفایی مالی توسط تشکل انجام بسیاری از طرح ها و پروژه های سازمان های مردم نهاد با مشکل رو برو می سازد که نهایتا موجب عدم توسعه و اثرگذاری آن ها در فضای اجتماعی کشور می شوند.
در طرح مسئله تحقیق مطرح شد که یکی از روشهای مختلف تقویت جوامع مدنی ، مشارکت همه افراد آن به میزان توانمندی در امور جاری و آینده کشور می باشد. جوانان نیروی فعال جامعه هستند که گامهای توسعه به میزان شناخت و آگاهی آنان از امور مختلف، و حضور موثر شان در تصمیم گیریها و اجرای برنامه ها بستگی دارد. سمن های های جوان یکی از نهادهایی است که امکان مشارکت در آن ها فراهم است. بر اساس عنوان این تحقیق که بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی سمن های جوانان (سازمانهای غیر دولتی یا مردم نهادجوانان) در فضای مجازی بوده است سعی شد مهمترین عوامل تاثیر گذار بر مشارکت اجتماعی سمن های جوان در فضای مجازی مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند. با توجه به یافته های تحقیق عواملی مانند آینده نگری، میزان اعتماد به فضای مجازی، زیرساختهای اینترنتی، محدودیتهای قانونی، عدم آشنایی اعضاء با اینترنت به عنوان عوال موثر بر میزان مشارکت اجتماعی سمن های جوان در فضای مجازی شناخته شدند. و لی جذب مخاطبین تاثیری بر میزان مشارکت اجتماعی در فضای مجازی مجازی ندارد.
نتایج این تحقیق تا حدودی با تنایج دنیس گی نور (1996) که در پیشینه تحقیق مطرح شد همسو است. وی در تحقیق خود بیان می دارد” اینترنت ذاتاً دارای قابلیت آزادی بخش حوزه ی عمومی است ولی عوامل بیرونی و ذاتی نظیر منافع صاحبان قدرت در حوزه ی دولت ممکن است این پتانسیل را از طریق محدود سازی فضای مجازی و کنترل زیرساخت های آن تضعیف کنند ولی این امر به شدت رسانه های سنتی نیست و در واقع کنترلی که در آنجا صورت می گیرد در اینترنت وجود ندارد چون غیر متمرکز و سانسور گریز است و کنش و واکنش بیشتری در اینترنت صورت می گیرد.
وی تنها راه چیرگی بر این موانع را تشکیل مجامع مجازی گسترده در میان شهروندان در سطح زیرین جامعه در کنار فعالیتهای موازی آنها در مجامع واقعی و عینی می داند و تأکید می کند که “اگر شهروندان در مسیر مشارکت در شبکه های مجازی از اصول راهنمای” وضعیت آرمانی گفتگو” مطابق با معیارهای بیان شده در نظریات هابرماس پیروی کنند، دموکراسی جدید و کاملتری شکوفا خواهد شد (گی نور، 1996 :77-78). ” گی نور” از معدود افرادی است که حوزه ی عمومی را در چارچوب کلی نظریه کنش ارتباطی هابرماس مطالعه کرده و آن را با ارجاع به همین کلیت در تحلیل خود به کار بسته است