دانلود پایان نامه

بازار مصرف کالاهای آمریکایی.
موقعیت جغرافیایی ایران، بعنوان کشوری که مرزهای طولانی با اتحاد جماهیر شوروی داشت و از طرفی در حاشیه دریای عمان و خلیج فارس قرار گرفته بود، برای آمریکا از ارزش بالایی برخوردار بود. بطوری که درباره اهمیت این موقعیت، دین آچین وزیر امور خارجه دولت ترومن، می گوید:
« تهدیدی که از ناحیه شوروی ها بر تنگه های داردانل ، ایران و شمال یونان و بالکان وجود دارد به میزانی است که ممکن است دروازه های سه قاره را به روی آن کشور بگشاید . زوال یونان به ایران و از آنجا به تمامی شرق سرایت خواهد نمود»
این امر باعث شد که آمریکائی ها به وسیله کشورهای حاشیه شوروی تدابیر امنیتی اتخاذ کنند. بر همین اساس، در سال 1953 جان فاستردالس به منظور ایجاد یک طرف دفاعی در مقابل نفوذ شوروی به منطقه خلیج فارس سفر کرد. این اقدام زمینه ساز تشکیل سازمان امنیتی پیمان بغداد بعنوان یک نوار دفاعی شد.
علاوه بر موقعیت جغرافیایی ، انرژی فسیلی و از جمله نفت نیز از عوامل مهم ژئوپلیتیک به شمار می رود. این ماده حیاتی برای ایالات متحده آمریکا و متحدانش از دو جهت دارای اهمیت است:
از طرفی ایران دارای مخازن مهم نفت است، از طرف دیگر این کشور در منطقه خلیج فارس قرار گرفته است و 65 درصد ذخایر نفت جهان در این منطقه وجود دارد. کشور آمریکا گرچه از بزرگترین تولیدکنندگان نفت است، ولی به سبب مصرف بالای انرژی از سال 1948 برای اولین بار تاریخ صنعت نفت آمریکا، تولید داخلی آن کفاف مصارفش را نمی دهد و از آن به بعد واردات نفت این کشور مرتباً افزایش یافته ، همراه با آن توجه به مسایل تامین و عرضه نفت زیادتر شده است.
به تبع اهمیت موقعیت ایران و منطقه خلیج فارس، همچنین ارزش دستیابی آسان به منابع نفت، مساله دیگری که برای ایالات متحده آمریکا مطرح است، ایجاد ثبات در این منطقه و حفظ آن است. قبل از خروج انگلستان از منطقه خلیج فارس نیروهای انگلیسی عهده دار این کار بودند.پس از اعلام خروج این نیروها اولین مسئله ای که مطرح شد، جایگزینی نیرویی بود که این وظیفه مهم را بر عهده بگیرد.
پس از 1970 علاقه ایران و آمریکا به همکاری در خلیج فارس با اعلام « دکترین نیکسون» فزونی یافت و ثبات و امنیت منطقه به رابطه این دو کشور گره خورد و با اتخاذ سیاست نظامی گری از جانب شاه ، ایران به ژاندارم منطقه تبدیل شد. با خرید جنگ افزارهای نظامی درآمد ملی صرف نیروهایی شد که وظیفه شان پاسداری از منافع دیگران بود، به گونه ای که کارتر در مسافرتش به ایران اظهار کرد : « ایران بعنوان جزیره ثبات نقش موثری در حفظ ثبات خاور میانه بر عهده دارد» این عامل موجب شد که استراتژی توسعه ایران بعدی نظامی بیابد و نه صنعتی و اقتصادی و نهایتاً عقب ماندگی ایران را در پی داشته باشد.
4-7 خاستگاهواهدافایالات متحده آمریکا از تقابل با جمهوری اسلامی ایران
خاستگاهتقابلازجهت جستجویعللوانگیزه هایوجودیآننیزبرایفهمچگونگیتأثیرآنبرامنیتملیایرانحائزاهمیتاست. بهعبارتدیگردلایلواهدافآمریکاازتلاشبرایتصویبتحریمهایبینالمللی،معرفیایرانبهعنوانمحورشرارت،ناقضحقوقبشروپیشنهادطرحهاییهمچونخاورمیانهبزرگدرشرایطبین المللیپساز 11 سپتامبروحملهبهعراقچیستواینکشورچهاهدافیراازمطرحنمودنمواردفوقپیگیریمی کند؟بهویژهآنکهدردهه هایپسازجنگجهانیدوم،ایالاتمتحدهنهتنهاتقابلوتعارضیبارژیم هایغیردموکراتیکمنطقهنداشتهبلکههموارهازآنانحمایتکردهاست. رویکرد تقابل گرایی در برابر ایران، اصولا توسط نومحافظه کاران در ایالات متحده دنبال می شود. موسساتی چون امریکن اینترپرایز، موسسه واشنگتن برای سیاست خارجی و میزگرد خاورمیانه، هسته های اصلی و مرکزی چنین تفکری را تشکیل می دهند و کسانی چون ریچارد پرل، لاری میلوری، مایکل روبین، مایکل لدین، مارتین کرامر، دانیل پایپس، دانیله پلتکا و داگلاس فیث نظریه پردازان مهم این رویکرد می باشند. ومحافظه کاران اسلام سیاسی را مهم ترین دشمن ایالات متحده محسوب نموده و معتقد هستند که جمهوری اسلامی نماینده این تفکر می باشد. لذا ترس از الگو قرار گرفتن نظام اسلامی و گسترش اندیشه های حکومت مردم سالار اسلامی ایران به عنوان یک خطر عمده محسوب شده و براین اساس تغییر آن الزامی تلقی می گردد.اینموضوعکهمقاماتواشنگتنتحتتاثیرمستقیمموضعگیریهاوتصمیماتسرکردگانتلآویوهستند،ازجملهبدیهیترینموضوعاتیاستکههمگانبهآنباوردارند(عبداله خانی،1385:صص159-160).
4-7-1 امپریالیسم قدرت مسلط
با نزدیک شدن به قرن بیستم، هیچ کس تصور نمی کرد که از جانب دگرگونی های عظیمی که اتفاق افتاده اند آسیب ببیند. امپراتوری های استعماری از هم پاشیده ی اروپایی، جای خود را به دولت –ملتهایجدیددادند. دولتهایکمونیسیآمدندورفتندوتردیدهایجدیراجعبهامکان موفقیت هر شکل نظام سوسیالیستی در برابر سرمایه داری لیبرال برانگیختند .
این شرایط بستری مهیا برای هژمونیک شدن نوعی دیگر از امپریالیسم در عرصه ی جهانی فراهم ساخت. آمریکا به مثابه یگانه امپریالیسم قدرت مسلط در دوران بعد از جنگ سرد، برای تحقق اهداف و آمال هژمونی طلبانه ی خود به گونه ی طنز آمیزی استراتژی تامین صلح، آزادی و رفاه برای همه جهان را در دستورکار دهه ی اول هزاره ی سوم خود قرار می دهد. زمانی نمی گذرد که حادثه ی شگرف دیگری نظم و نظام حاکم بر محیط بین المللی را یک بار دیگر در معرض تغییری ژرف و گسترده قرار می دهد. حادثه 11 سپتامبر 2001، نظم جهانی گذشته را زیر سایه پاک کن قرار می دهد و مجالی استراتژیک برای استقرار نظم و نظام نوینی فراهم می سازد که ملاحظات و مناسبات فراملی و ملی ایران در نیمه دوم دههی سوم را بشدت تحت تاثیر مقتضیات خود قرار خواهد داد.
در دوران بعد از 11 سپتامبر 1- سرشار از بی اعتقادی به روش های سنتی برای خنثی کردن تهدیدات 2- معطوف به امنیت منافع و اراده ملی آمریکا 3- تقدم عمل بر اندیشه (اقدام کن، دیگران به دنبالت خواهد آمد)، و باز تولید سنت «پیش رفتن تا آخرین حد قابل تصور» یعنی تمایل به تهدید به استفاده از زور باقی نماندن در مرحله ی تهدید و پیش رفتن تا سر حد جنگ به منظور دست یافتن به اهداف مورد نظر ؛ 4- عمل کردن همچون یک رهبر اخلاقی در جهان 5- ابلاغ و دفاع از ارزش های آمریکایی در جهان اسلام است.
در این فضای گفتمانی، رفتاری و روانی، ایران به عنوان جدی ترین تهدید در یکی از حیاتی ترین و استراتژیک ترین مناطق در گردونه منافع و امنیت ملی آمریکا و به مثابه یکی از محورهای شرارت و پایگاه های استبداد، تعریف و تصویر شده است. بسیاری از استراتژیست های آمریکایی، براین اعتقاد هستند که اگر رژیم فعلی ایران سقوط کند، امواج آن در سراسر جهان اسلام احساس خواهد شد و به تبع آن، جنبش های اسلامی بنیاد گرا ضربه خواهند خورد. این امر، راه را برای برقراری روابط پسندیده میان امریکا و ایران هموار خواهد ساخت که اثرات منطقه یی و فرا منطقه یی آن بسیار گسترده خواهد بود( تاجیک، 1385).
4-7-2 پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر ساختار قدرت
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده آمریکا از نخستین کشورهایی بود که دولت جدید ایران را به رسمیت شناخت. اما با خروج ایران از پیمان سنتو در پنجم فروردین 1358 و سپس کناره گیری پاکستان از آن، پیمان مزبور عملاً متلاشی و مهمترین حلقه اتصالی پیمانهای ناتو و سیتو که سیاست سد نفوذ را کامل می کرد از میان برداشته شد.
بنابراین با تغییر ساختار حکومتی در کشوری که برای حفاظت از منافع غرب تقویت شده بود، کشور جمهوری اسلامی ایران به نیرومندترین دشمن آمریکا در منطقه مبدل گردید. منافع آمریکا در منطقه و تدابیر امنیتی این کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بیانگر علائق ژئوپلیتیک این کشور در منطقه و ایران است.
پس از به خطر افتادن منافع ایالات متحده آمریکا از طرف انقلاب اسلامی، کارتر رئیس جمهوری آمریکا از خود واکنش نشان داد. وی در سال 1980 دکترین جدید خود را در منطقه خلیج فارس جایگزین دکترین نیکسون کرد.
دکترین جدید به شرح زیر بود:
« لازم است همه موضع ما را درباره خلیج فارس به درستی دریابند، هر اقدامی توسط نیروهای خارجی برای در اختیار گرفتن کنترل خلیج فارس انجام گیرد اقدامی علیه منافع حیاتی ایالات متحده تلقی شده و با همه امکانات، از جمله نیروهای نظامی، دفع خواهد شد.»(اطاعت،1376:ص93).
دولت آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و گسترش آن اقداماتی جدی انجام داد و از محاصره اقتصادی و کودتا و حتی حمله نظامی استفاده کرد. مجله آمریکایی «اسپات لایت» درباره طرح و اجرای کودتای موسوم به «نوژه» نوشت:« در اردیبهشت ماه 1359 سازمان سیا، کودتای نوژه و طرح ترور آیت الله خمینی را سازماندهی نمود که با شکست مواجه شد.»حمله نظامی مستقیم به ایران، که در طبس مواجه با شکست شد، از دیگر اقدامات آمریکا در سالهای اولیه انقلاب بود.
حساسیت آمریکا نسبت به کشورهای منطقه افزایش یافت و استفاده از شیوه هایی سیاسی چون جریان مک فارلین و حربه های نظامی مانند بمباران سکوهای نفتی و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، از جمله اقدامات آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی است. بطوری کلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ژئوپلیتیک منطقه دچار تحولی اساسی شد و ایران حافظ منافع غرب، تهدیدی جدی در برابر منافع آن ها، بویژه آمریکا به شمار رفت.
4-8 اهداف آمریکا در جلوگیری از افزایش نقش ایران