مواد مغذی و استاندارد

کادمیوم 20، بنتونیت 8/4 53/6bc 66/50cd 66/0cd 64/6bc
کادمیوم80، بنتونیت صفر 58/4e 08/15e 52/0g 58/6c
کادمیوم80، بنتونیت 4/2 32/5de 55/22de 58/0ef 59/6c
کادمیوم80، بنتونیت 8/4 89/5cd 7/27cde 63/0de 70/6bc
SEM 216/0 021/5 0092/0 03/0
اثرات
کادمیوم 0395/0 156/0 2592/0 0249/0
بنتونیت 6427/0 9646/0 6275/0 9115/0
کادمیوم در بنتونیت 0021/0 0001/0 0009/0 1019/0
1: میلی‏گرم ماده آلی هضم شده به ازای هر میلی‏لیتر گاز تولیدی؛ 2: میلی‏گرم توده میکروبی تولید شده در شکمبه؛ 3 نسبت توده میکروبی تولید شده به ماده آلی هضم شده واقعی؛ SEM: خطای استاندارد میانگین‏ها، در هر ستون اعداد دارای حروف غیر مشابه از نظر آماری اختلاف معنی‏داری دارند (05/0>P).
* سطوح مختلف کادمیوم (میلی‏گرم در کیلوگرم جیره) و بنتونیت سدیم (درصد ماده خشک جیره).
باتوجه به اثرات منفی کادمیوم بر قابلیت هضم ظاهری ماده¬آلی و انرژی قابل متابولیسم تیمارهای دریافت کننده کادمیوم و اثرات مطلوب بنتونیت بر صفات مذکور و ویژگی جذب سموم توسط بنتونیت سدیم می¬توان اینگونه بیان نمود که تا حدودی بنتونیت توانسته از اثرات منفی کادمیوم بر صفات مذکور بکاهد.
نتایج مربوط به pH محیط کشت پس از 96 ساعت انکوباسیون در جدول 4- 12 نشان داده شده است. افزودن کادمیوم تاثیر معنیداری بر pH محیط کشت در انتهای انکوباسیون داشت و این شاخص را به طور معنیداری کاهش داد. استفاده از بنتونیت تاثیری بر pH محیط کشت نداشت و اثر متقابل کادمیوم و بنتونیت نیز معنیدار نشد. تیمارهای حاوی سطوح مختلف کادمیوم و بنتونیت سدیم نسبت به تیمار شاهد کاهش معنی داری داشتند (05/0>P). کادمیوم بوسیله سیستم انتقال منیزیم یا منگنز وابسته به انرژی به درون میکروارگانیسم ها انتقال می یابد (نای و سیلور ، 1989). کادمیوم می تواند جایگزین فلزاتی که در انجام فعالیت های درون سلولی نقش دارند شده و بدین ترتیب بخشی از خواص سمیتی خود را اعمال نماید (هوگز و پول ، 1969). سمیت سلول که بوسیله فلزات سنگین القا شده است تنش اکسیداتیو و نیتروساتیو مرتبط بوده و در نتیجه افزایش اکسیدان ها در برابر آنتی اکسیدان ها را رخ می دهد (پومپلا و همکاران، 2003). استفاده از بنتونیت سدیم به عنوان جاذب کادمیوم تا حدودی بر pH اثر گذاشته و موجب تغییرات جزئی رو به افزایش در میزان آن شده است.
استفاده از بنتونیت به عنوان یک بافر حقیقی، از افزایش اسیدیته (کاهش pH) جلوگیری میکنند اما pH را بالاتر از حد معینی نمیبرند (اردمن، 1988). پیشنهاد شده است که به دلیل آن که بیکربنات سدیم به عنوان بافر اصلی بزاق دارای pH 25/6 می‏باشد با افزایش pH شکمبه میزان کارایی جریان بزاقی در تعدیل شرایط شکمبه کاهش مییابد (لئوناردی و همکاران، 2005). اکرامی (2009) نشان دادند که میانگین pH شکمبه جیرههای مکمل شده با بنتونیت نسبت به شاهد به طور معنیداری بالاتر بود. سالم و همکاران (2001) نیز مقادیر بالاتر pH مایع شکمبه در گوسفندان تغذیه شده با 2 درصد بنتونیت را در مقایسه با گروه شاهد گزارش نمودند.
باتوجه به نتایج حاصل از آزمایش، ویژگی جذب فلزات سنگین توسط بنتونیت و اثرات کادمیوم و بنتونیت بر pH میتوان این گونه جمع بندی نمود که pHتیمارهای حاوی سطوح متفاوت کادمیوم با بنتونیت به صورت غیر معنیداری نسبت به تیمارهای دریافت کننده کادمیوم افزایش پیدا کرده است.
4-2 آزمایش کشت پیوسته دوجریانه
4-2-1 قابلیت هضم مواد مغذی
نتایج مربوط به اثر تیمارهای آزمایشی شامل (1) کنترل، (2) کادمیوم (20 میلیگرم در کیلوگرم ماده خشک جیره)، (3) کادمیوم+ روی (20 میلیگرم کادمیوم و 450 میلیگرم روی در کیلوگرم ماده خشک جیره) و (4) کادمیوم+ بنتونیت سدیم (20 میلیگرم کادمیوم در کیلوگرم ماده خشک جیره و بنتونیت سدیم به میزان 4/2 درصد ماده خشک جیره) بر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، مادهآلی، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در جدول 4-13 آورده شده است. افزودن کادمیوم به محیط کشت نسبت به تیمار کنترل کاهش معنی دار در قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، مادهآلی، NDF و ADF را موجب گردید (05/0>P).
جدول 4-13 اثر تیمارهای آزمایشی بر قابلیت هضم ظاهری برخی مواد مغذی در آزمایش کشت پیوسته دوجریانه
تیمار قابلیت هضم ظاهری (درصد)
ماده خشک ماده آلی الیاف نامحلول در شوینده خنثی الیاف نامحلول در شوینده اسیدی
کنترل a3/46 a2/41 a7/38 a5/37
کادمیوم c4/41 c8/36 c6/30 c9/29
کادمیوم+بنتونیت ab5/44 b3/39 ab9/35 ab0/35