دانلود پایان نامه
در مهارت گوش دادن چنان قدرتی نهفته است که به واسطه آن می توان از بسیاری از موانع گذشت ، افراد زیادی را در اختیار داشت و در انزوای ناخواسته روزگار نو درگیر نماند. در این نوشته تلاش شده راهکارهایی در باب گوش دادن موثر بیان شود تا قدرت پنهانی این مهارت آشکار گردد.
هر نکته به شکلی بیان شده است که شما می توانید با توجه به نوع عملکرد خود در حین گوش دادن و شناسایی نقاط ضعفتان در این زمینه ، جمله ای را که توجه به آن منجر به قوت توانایی گوش دادن در شما می شود انتخاب کرده و روی یک برگه نوشته و در مکان مناسبی که در معرض دیدتان باشد قرار دهید. به این ترتیب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نکته یاد شده می توانید به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بیشتری ببخشید.
در حالت کاملاً عادی ، گوش کردن بیش از هر فعالیت دیگر زمان بیداری فرد را به خود اختصاص می دهد. مطالعه بر روی افراد شاغل در زمینه های متفاوت ، نشان داده است که 70 درصد لحظه های بیداری افراد به برقراری ارتباط می گذرد. از این زمان نوشتن 9 درصد ، مطالعه 16 درصد ، صحبت کردن 30 درصد و گوش کردن 45 درصد را به خود اختصاص می دهد. اما با این وجود ، متاسفانه فقط عده ی معدودی از افراد شنوندگان خوبی به شمار می روند. محققان مدعی اند که حتی در سطوح اطلاعاتی خاص و وقتی که شنونده برای کسب معلومات گوش می دهد نیز 75 درصد ارتباط کلامی نا دیده گرفته می شود ، اشتباه درک می شود و یا به سرعت فراموش می شود. توانایی گوش کردن ، برای درک معنای عمیق آنچه افراد می گویند ، از این هم نادرتر است و شاید بر همین اساس بوده که نقل می کنند حضرت عیسی (ع) فرمود: «اگر چه یک گوش توکاملاً شنواست ، اما گوش دیگرت ناشنواست.»
بیشتر اوقات حرف های گوینده از یک گوش وارد می شوند و از گوش دیگر خارج می شوند. در جامعه ما یکی از دلایل عمده گوش کردن نامناسب ، آن است که بیشتر ما آموزش مقدماتی بسیار عمیقی را برای گوش نکردن دریافت می کنیم.
در دوره پیش دبستان ، تأکید والدین به توجه نکردن به آنچه خوب نیست و در سال های اولیه تحصیل پرداختن و تأکید صرف برخواندن ، از سویی دیگر آغاز الگوبرداری ما از همان سال های نخست کودکی از بزرگ ترهایی که خود هرگز درست گوش نمی دهند همه از جمله عوامل یاد دهنده گوش نکردن هستند. نتایج بررسی ها نشان می دهد که عدم استفاده صحیح از این مهارت ، موجب توانایی افراد در حل مشکلات اعم از خانوادگی و یا شغلی می شود. اما این مهارت نیز همچون سایر مهارت ها ، کسب کردنی و آموختنی است ، کافی است به برخی نکات و اصول لازم در این خصوص توجه و عمل کنیم تا از نیروی حاصل از آن در پیشگیری از مسائل و حل مشکلات موجود و نیز برقراری روابطی سازنده بهره مند شویم. از جمله این نکات می توان به موارد زیر اشاره کرد. این نکات ساده در قالب جملاتی بیان شده است که توجه به آنها در رفتار عملکرد موجب تقویت گوش دادن فعالانه می شود.
– در حین رویارویی با هر مراجعه کننده ای اعم از همکاران و یا اعضاء خانواده ام تا زمانی که کاملاً متوجه موضوع نشده ام ، زمان گفت و گو را به بعد موکول نمی کنیم.
– در طول صحبت کردن طرف مقابل ، مشغول قضاوت و ارزش گذاری کلام او در ذهن خودم نیستم.
– بدون پیش داوری و فارغ از شنیده های قبلی ام به سخنان طرف مقابل گوش می کنم. به این ترتیب ذهن من با نگاهی تازه به تحلیل مسئله مورد نظر می پردازد.
– بعد از اتمام حرف های طرف مقابل به خودم فرصت فکر کردن می دهم. من مجبور نیستم بلافاصله تصمیم بگیرم و یا چیزی بگویم.
– کوتاه و روشن سخن می گویم تا فرصت لازم برای درک کلامم و نیز صحبت کردن از طرف مقابل وجود داشته باشد.
– برای ذکر مصادیق در حرفهایم از خاطرات دور و دراز خود که تعریف آنها زمان زیادی صرف می کند و رشته کلام را نیز از هم می گسلد پرهیز می کنم.
– در حین گفت و گو با حرکات سر و کلمات مناسب تمایل و علاقمندی خود را به شنیدن نشان می دهم.
– در طول گفت و گو تلاش می کنم که اصل کلام و منظور طرف مقابل را درک کنم و به برداشت ذهنم اکتفا نمی کنم.
– می دانم خشم مانع فهم درست معانی خواهد شد ، بنابراین در این زمان تلاش می کنم با سکوت بیشتر و توجه به بیان و احساس گوینده موجب کنترل خشم در خود شوم.
– در مواقعی که احساس می کنم دقیقاً متوجه منظور طرف مقابل خود نشده ام ، با جملات واضح تر و با استفاده از کلمات گوینده سؤال می کنم.
– تا حد امکان سخن گوینده را قطع نمی کنم ، اما اگر از نظر زمان در تنگنا باشم ، این مورد را با لحن مناسبی مطرح می کنم و حتماً قرار گفت و گوی بعدی را معین می کنم.
– در هنگام شنیدن با بدنی مایل به جلو و در فاصله ای مناسب رو در روی طرف مقابل قرار می گیرم و با وضعیتی گرم و پذیرا هوشیاری همراه با آرامش خود را به او انتقال می دهم.
– در حین گوش دادن سعی می کنم عوامل محیطی مزاحم را به حداقل برسانم مثلا تلویزیون و رادیو را خاموش می کنم ، گاهی حتی تلفن را قطع می کنم و یا در را می بندم.
– در گفت و گو با طرف مقابلم سعی می کنم سؤالات کمتری بپرسم تا او وقت بیشتری برای سخن گفتن داشته باشد و هدایت مکالمه به دست او باشد.
– در صورت نیاز به پرسش ، از سؤالات باز استفاده می کنم ، یعنی سؤالاتی که به پاسخی بیشتر از یک کلمه احتیاج دارند.
– همواره به ارزش سکوت در گوش دادن فکر می کنم و می دانم که نقطه آغاز فرد ، سکوت و گام دوم آن گوش دادن است.
– در هنگام سکوت به سخنان طرف مقابلم می اندیشم و سعی می کنم احساس او را بفهمم.
– می دانم که زمانی باید ساکت بود و زمانی باید سخن گفت تا سکوت نامطلوب میان ما ایجاد نشود.
– تظاهر به فهمیدن نمی کنم و هر زمان که به هر علت مثل خیال پردازی و فکر کردن به آنچه او قبلاً گفته بود ، متوجه باقی حرفهای او نشدم ، از او می خواهم که سخنش را تکرار کند.
– می دانم گفتن این جمله که «دقیقاً می دانم چه احساسی داری» مانع سخن گفتن او می شود. بنابراین تلاش می کنم که همراه او باشم.