دانلود پایان نامه

4-6- اوقات فراغت 104
4-6-1- فلسفه تربیتی و آموزشی اوقات فراغت 105
4-6-2- اهمیت اوقات فراغت در تعلیم و تربیت 106
4-6-2-1 رفع نواقص و کمبودهای گذشته 108
4-6-2-2- برآورده ساختن نیازها و ضروریات امروز و فعلی 108
4-6-2-3- برآورده ساختن نیازهای آینده و یا زمینه سازی برای آینده 108
4-7- هویت: 109
4-8- امکانات: 110
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه 113
5-2- تحلیل ونتیجه گیری 113
5-2-1- نتایج 114
5-2-2- نتایج مربوط به اهداف 118
5-3- پیشنهادها و محدودیتهای پژوهش 118
5-3- 1- پیشنهادهای کاربردی 118
5-3-2- پیشنهادهای پژوهشی 119
5-3-3- محدودیتهای پژوهش 120
منابع و مآخذ 121

فصل اول

مقدمه
رسالت آموزش و پرورش در هر کشوری تقویت نگرش انسانی به زندگی و ارتقای فلسفه آن و ایجاد توانایی در افراد جامعه برای زندگی سالم و سازنده است. یکی از ویژگی های آموزش و پرورش پیشرفته و مدرن، توجه ویژه به فعالیت هایی است که دانش آموزان در بیرون از کلاس و مدرسه انجام می دهند. این قبیل فعالیت ها بدون شک بیشتر از فعالیت های کلاسی در رشد دانش آموزان مؤثر هستند. بر دستگاه تعلیم و تربیت هر کشوری واجب است در راستای این مهم وارد عرصه شده و زمینههای اجرایی این فرایند را فراهم بیاورد.
توسعه و غنی سازی فعالیتهای مکمل و فوق برنامه با توجه به رویکرد نسبتاً متمرکز برنامه ریزی درسی و توجه کافی نداشتن به رشد مهارتهای اجتماعی، عاطفی و شناختی فراگیران و در فرآیند یاددهی ـ یادگیری، لازم است برای تعدیل نارسایی و کاستیهای برنامه درسی، توجه به علایق و استعدادها، پاسخ به نیازهای فردی، غنی سازی اوقات فراغت، پاسخ به تحولات پرشتاب دنیای امروز و تعمیق فرآیند یاددهی ـ یادگیری، فعالیت هایی در قالب مکمل و فوق برنامه برای اجرا در مدارس در نظر گرفته شود (آتشدامن. 1389).
هرچند در مجامع علمی و سازمانهای اجرایی آموزشهای رسمی که عمدتاً بردوش آموزش و پرورش وآموزش عالی است محور عمده بحث و بررسیها را تشکیل می دهد، لیکن نبایستی نقش، اهمیت و جایگاه آموزشهای غیررسمی را در جامعه از نظر دور داشت. چرا که این گونه آموزشها بعضاً از نفوذپذیری و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به آموزشهای رسمی برخوردارند. علت اصلی این امر را بایستی در میزان جذب فراگیران، ایجاد انگیزه و همچنین علاقمندی وگرایش آنان به برنامههای آموزش غیر رسمی و فوقبرنامه جستجو کرد. همان طور که می دانیم، علاقه و انگیزش، یکی از مهمترین مباحث مربوط به یادگیری به حساب می آید. اصولاً عمده مشکلات مربوط به یادگیریهای رسمی به نوعی در علاقه و انگیزه فراگیران ریشه دارند. چرا که معمولاً آموزشهای رسمی جنبه اجباری دارند، در واقع، حتی اگر فراگیر بنا به میل، اختیار وعلاقمندی خود قدم به حیطه آموزشهای رسمی گذاشته باشد باز هم در مورد چگونگی اجرای برنامه آموزشی رسمی با نوعی اجبار و تحمیل مواجه است. این در حالی است که در حیطه آموزشهای غیر رسمی، این امر(اجباروتحمیل) تا میزان قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و از تنوع وتداوم بیشتری نیز برخوردارند.