مقتضیات زمان و مکان و روابط خانوادگی

0 Comments

تمکین عام عبارت است از حسن معاشرت زن با شوهر خود و اطلاعات از او در حدود عرف و عادت. مصادیق آن تابع قانون و عرف و رسوم اخلاقی و اجتماعی که عمدتا ازشرع مقدس متأثر شده است، دانسته اند. اموری همچون سپاس از زحمات مرد، با محبت با او سخن گفتن، صبر بر مستمندی و فقر او، پذیرایی عاشقانه از وی، استقبال از او به وقت آمدن، بدرقه او به وقت رفتن، آرایش و زینت و خوب پوشیدن که در سخنان رسول خدا و امامان معصوم به عنوان وظیفه زن در مقابل شوهر معین شده است. عدم تصرف در اموال شوهر بدون اذن او، عدم خروج از منزل بدون اذن همسر، ملاک و ضابطه ای که در تمکین عام مد نظر است. اطاعت شوهر در حدود قانون و متعارف در جهت حفظ مصالح خانواده است. (صفایی، عراقی، 1384).
تمکین خاص.
تمکین خاص عبارت است از نزدیکی جنسی زن با شوهر که زن باید همواره آماده برای آن باشد مگر آنکه بیمار باشد که نزدیکی موجب زیان او گردد و موانع شرعی داشته باشد. به عبارت دیگر زن باید در هر حال و در هر وقت مطیع خواهش شوهر باشد و بنابر قول فقهای اسلامی «هوالتخلیه بینها و بینه بحیث لا تخص موضعا و لاوقتا» یعنی تمکین خلوت کردن بین زن و شوهر است به طوری که زن محل و وقتی را اختصاص ندهد و خودش را در اختیار شوهر بگذارد. تمکین اغلب همان معنی خاص را دارد و در محاکم هم بیشتر به همان معنی خاص توجه می کنند (شریف، 1376). قانون مدنی تمکین به معنای خاص را در ماده 1085 به عنوان یکی از وظایف زن در مقابل شوهر تعبیر نموده است. از نظر قضایی هم باید آن را از موارد حسن معاشرت مذکور در ماده 1108 ق.م دانست. قانون مدنی به کلمه مجمل «وظایف زن در مقابل شوهر اکتفا نموده است».
مسأله ای که مطرح می شود، این است که آیا تمکین صرفا تکلیفی یک جانبه است و فقط زن باید به این نیاز مرد پاسخ دهد و نیاز زن در این مورد باید نادیده گرفته شود یا اینکه برآوردن چنین نیاز مشروعی، تکلیفی دوجانبه است؟ بررسی کتب فقهی و حقوقی در ابتدای امر این تصور را به وجود می آورد که صرفا زن مکلف به تمکین از شوهر خود است و مرد تکلیفی در این مورد ندارد اما این تصور اشتباه می باشد. زیرا چنین نیاز طبیعی و مشروعی نیازی مشترک و عادلانه می باشد. (محمدی، 1383). پاسخ متعارف به نیازهای جنسی طرفین وظیفه ای مشترک و دوجانبه است که از جمله حکمت های ازدواج ارضای این نیاز طبیعی در انسان است. روایاتی صحیح از ائمه اطهار وارد شده است که در تبیین این موضوع مهم جلوه می کند. امام صادق(ع) می فرماید: «بسیار اتفاق می افتد که زن هنگام جماع دست رد را به سینه شوهر می زند و می گوید: می ترسم حامله شوم، یا این که بچه دار هستم و همچنین شوهر از جماع خودداری می کند و می گوید، می ترسم حامله شوی… لذا در اسلام خدای متعال نهی کرده از این که مرد موجب زیان زن گردد یا زن باعث ضرر مرد شود.» (کلینی، 1388). در تفسیر روایت فوق یکی از فقهاء معاصر می گوید: «این روایت دلالت دارد به این که بر مرد جایز نیست از جماع با زن به دلیل ترس از حامله شدن، امتناع کند و زوجه حق دارد، شوهر را به این امر فراخواند… سیاق روایت اشاره به حق جماع هر یک از زوجین دارد و با مطالبه یکی از آنها، دیگری حق امتناع ندارد.» (مؤمن قمی، 1415). دلیل محکمتر این که در قرآن کریم آمده است: «هن لباس لکم و انتم لباس هن» خداوند متعال در این آیه پس از جواز آمیزش زوجین در شب های ماه مبارک رمضان، تشبیه بسیار زیبایی را به کار می برد و می فرماید: زنان لباس و جامه یا پوششی هستند برای شما (مردان) و شما نیز جامه و پوششی برای آنان هستید. علامه طباطبایی در این رابطه معتقد است: «این دو جمله از قبیل استعاره است، برای اینکه هر یک از زن و شوهر طرف مقابل را از رفتن به دنبال فسق و فجور و اشاعه دادن آن در بین افراد نوع بشر جلوگیری می کند، پس در حقیقت مرد لباس و ساتر زن و زن ساتر مرد است. (طباطبائی، 1363). از این رو اگر تمکین خاص وظیفه مختص زن به شمار آید، چگونه معنای آیه در عمل، تحقق پیدا خواهد کرد. اگر مرد وظیفه ای که به طور متعارف در پاسخ گویی به نیاز مشروع زن نداشته باشد، چگونه می تواند از فسخ و فجور ممانعت کند. لذا تصور این امر که تمکین خاص امر یک جانبه و تنها تکلیف زن می باشد، نه تنها امری معقول و منطقی نبوده، بلکه مورد تأیید شارع مقدس هم نمی باشد. مطالعه کتب حقوقی که در زمینه حقوق خانواده نگاشته شده صرفا به مسئله تمکین زن اشاره دارد و صرفا بانوان را موظف به تمکین از شوهر می دانند و ضمانت اجرای عدم تمکین را نیز عدم پرداخت نفقه و حق طلاق زوج می دانند، در حالی که همانطوری که گفته شد، تمکین تکلیفی است مشترک و متأسفانه به علت عدم تبیین این موضوع حقوق بانوان در این زمینه پایمال می شود.
3-12- حسن معاشرت از منظر حقوقی مدنی (وظایف مشترک زوجین)
در حقوق ایران معنای آیه 19 سوره نساء در ماده 1102 قانون مدنی در فصل مربوط به حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر وارد شده است. مطابق این ماده زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند. در واقع متعاقب ایجاد رابطه زوجیت بعد از وقوع صحیح نکاح، حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر برقرار می گردد. بر این اساس زوجین مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر، معاضدت آنها در تشیید مبانی خانوادگی و همکاری و همیاری در تربیت اولاد می باشند. سکونت مشترک و رعایت تمایل جنسی همسر از لوازم حسن معاشرت تلقی می گردد ضمن آنکه وفاداری زوجین نسبت به یکدیگر از لوازم تشیید مبانی خانواده است. بنابراین زن و شوهر باید با خوشرویی و مسالمت با یکدیگر زیسته و بدون داد و فریاد و ناسزا و مجادله روزگار بگذرانند. از نظر حقوقدانان، حسن معاشرت زوجین در حدود عرف و عادت زمان و مکان، تعیین میشود، تا بدین وسیله محیط آرام خانوادگی به وجود آید (امامی، ۱۳۷۷). حسن معاشرت، ایجاب می کند که زن و شوهر با خوشرویی و مسالمت با هم زندگی کنند و از مجادله و اهانت به یکدیگر بپرهیزند (صفایی و امامی، ۱۳۸۷). دکتر کاتوزیان نیز با در نظرگرفتن نقش عرف، معتقد است که لوازم حسن معاشرت را به دقت نمی توان تعیین کرد؛ زیرا عادات و رسوم اجتماعی و درجه تمدن و اخلاق، در هر قومی متفاوت است. ولی به طور اجمال می توان گفت، تمام اموری که از نظر اجتماعی توهین محسوب میشود، مانند ناسزاگویی، ضرب، مشاجره یا اموری که با عشق به کانون خانواده و اقتضای محبت بین دو همسر، منافات دارد، مانند ترک خانواده، بی اعتنایی به همسر و خواسته های او و اعتیادهای مضر، از مصادیق سوء معاشرت در خانواده است.
همانطور که گفته شد، حسن معاشرت، مفهومی عرفی است و عادات و رسوم اجتماعی، در نوع و سلوک رفتار زن و مرد، مؤثر است. بنابراین مراجع قانونگذاری، نمی توانند شکل واحد دقیقی را برای حسن معاشرت تعیین کنند. با این وجود، می توان به مواردی از باب تمثیل – و نه احصا- اشاره کرد که به طور کلی در بسیاری از جوامع و در اعصار مختلف، به عنوان مصادیق حسن معاشرت محسوب می شوند. قانون مدنی ایران نیز به برخی از این موارد اشاره کرده است (عظیم زاده، ۱۳۹۱).
لازم به ذکر است که «حسن معاشرت» از سایر حقوق و تکالیفی که زوجین نسبت به یکدیگر دارند، جدا نمی باشد. لذا مواد 1104 ق.م (همکاری در تشیید مبانی خانواده)، 1105ق.م (ریاست خانواده)، 1106 و 1107 ق.م (پرداخت نفقه و میزان آن)، 1108 ق.م (ادای وظایف زوجیت از سوی زن)، 1114 ق.م (نحوه تعیین منزل مشترک)، 1117ق.م (منع زن از اشتغال به حرفه خاص)، 1118ق.م (استقلال زن در دارایی خود)، موادی مستقل از ماده 1103 (حسن معاشرت) نیستند، بلکه در جهت تعیین مصادیق مفهوم حسن معاشرت میباشند و رعایت این حقوق و تکالیف از سوی زوجین، جزء عناصر تشکیل دهنده این مفهوم است. بین مفهوم حسن معاشرت مندرج در ماده 1103 و موارد فوق، نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است (داور، ۱۳۸۲).
یکی از مصادیق واضح حسن معاشرت در قانون مدنی، همکاری زوجین در تشدید مبانی خانواده و تربیت اولاد است. ماده 1104ق.م اشعار میدارد: «زوجین باید در تشدید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود، به یکدیگر معاضدت نمایند». حکم این ماده، درباره زن و شوهر است. شوهر نیز باید همسرش را در اهداف مذکور یاری کند (قاسم زاده، ۱۳۸۲). معاضدت در تشدید مبانی خانواده در حقوق ایران به اداره خانواده، مواظبت و پرستاری همسر به هنگام درماندگی و بیماری و کلیه اقداماتی که به حکم عرف برای درمان ضرورت دارد، اطلاق می شود. بنابراین سعی و کوشش زوجین در نزدیکی به اخلاق و عادات یکدیگر و تحکیم خانواده، حسن معاشرت است. بنابراین از نظر حقوقدانان، معاضدت، مفهومی عرفی است و حدود آن با توجه به عرف و عادت و مقتضیات زمان و مکان تعیین می شود(کاتوزیان، ۱۳۸۵). به اعتقاد حقوقدانان، ایفای این تکالیف از سوی هر یک از زن و مرد، انجام وظیفه ای اخلاقی و حقوقی است و خودداری هر یک از ایشان، می تواند منجر به مراجعه طرف دیگر به دادگاه و الزام متخلف به ایفای وظیفه شود. امتناع زن از یاری کردن شوهر، جزء موارد نشوز و موجب عدم استحقاق نفقه است و بی مبالاتی شوهر نیز ممکن است به عنوان سوء معاشرت، مستند درخواست طلاق از طرف زن قرار گیرد. بنابراین ماده 1104ق.م از مصادیق حسن معاشرت است. وفاداری زن و شوهر نیز از لوازم تشدید مبانی خانواده است.(حائری، ۱۳۸۲).
در قانون مدنی به این تکلیف متقابل تصریح نشده است، اما به نظر میرسد که سکوت قانونگذار، بدین جهت بوده که این امر از بدیهیات یک زندگی خانوادگی مطلوب محسوب می گردد. علاوه بر این، در عرف و فرهنگ ما که متأثر از دین والای اسلام است، این تکلیف وجود دارد و در این خصوص، در منابع فقهی ما تأکید و سفارش زیادی شده است. همانطور که بیان شد، موارد مذکور تنها برخی از مصادیق حسن معاشرت است و بدیهی است که مصادیق حسن معاشرت محدود به موارد فوق الذکر نیست و عرف و عادت که به اقتضای زمان و مکان تغییر می یابد، میتواند دامنه مصادیق حسن معاشرت را تعیین نماید (عظیم زاده و محمدی آرای، ۱۳۹۱).
بنابراین مواردی چون بی توجهی به همسر و خانواده، عدم تامین مالی زوج، اعتیاد، مشاجره، توهین و تحقیر همسر و … از مواردی است که مطابق عرف جامعه سوء معاشرت نامیده می شود. آرامش، مقام و موقعیتی است که انسان در پهنه هستی تمایل به دستیابی آن دارد و در شرع مقدس اسلام وظیفه خانواده زمینه سازی برای این هدف است. چه برای زن و چه برای مرد، زیرا الفت میان زن و شوهر موجب ایجاد رحمت در روابط حاکم بر آنها خواهد بود. تعبیر [لتسکنو الیها و جَعل بینکم موده و رحمه] در آیه 21 سوره روم نیز اشاره به همین مطلب دارد، در واقع می توان گفت حسن معاشرت میان زوجین زمانی حاصل می شود که زن و شوهر با مودت و رحمت موجب آرامش قلبی و سکون یکدیگر باشند. پس حسن معاشرت زوجین منحصر در چارچوبهای حقوقی و قانونی نبوده وضروری است زن و شوهر با یکدیگر تعامل روانی و رفتاری داشته و با دیده اغماض و بزرگواری برای یکدیگر حقوقی فراتر از موارد توصیه شده حقوقی در نظر بگیرند.
نتیجه گیری
روابط مالی و غیر مالی زن و شوهر در حقوق اسلام بر پایه عدل استوار است. در روابط مالی زوجین، زن از استقلال کامل در مالکیّت و تصرّف اموال خود برخوردار است و این را باید از افتخارات حقوق اسلام شمرد؛ چرا که تا قبل از قرن بیستم در اکثر کشورهای اروپایی زن از حداقل حقوق انسانی برخودار نبوده و در زمره محجورین قرار داشت. در روابط غیر مالی نیز ریاست خانواده به خاطر مصالح اجتماعی و مسائل روحی و طبیعی به شوهر واگذار گردیده است. امّا هرگز این ریاست جنبه استبدادی ندارد بلکه یک ریاست اداری حکیمانه است و اطاعت زن از شوهر و لزوم کسب اجازه برای خروج زن از منزل به همین جهت است و در سایر موارد، مانند رسیدگی به امور شخصی مرد، زن ملزم به اطاعت نیست.
فصل چهارم
نتیجه گیری و پیشنهادات
4-۱- فرضیه اول
الزام به صمیمیت زوجین و سلوک مبتنی بر کردار صحیح، براساس منابع فقهی کتاب و سنت و عقل قابل اثبات است.
طبق یافته های پژوهش بر اساس منابع فقهی کتاب و سنت زوجین به صمیمیت و سلوک مبتنی بر کردار صحیح ملزم می باشند و این عامل از توصیه ها و تاکیدهای اصلی دین ما می باشد که به طور فراوانی مورد تاکید واقع شده است، پیامبر اکرم در پی آن بود تا نگاه پیروان خود را به زندگی خانوادگی و خانواده تصحیح کند. ایشان در آموزه های لطیف خویش به اخلاق در زندگی خانوادگی و ازدواج و روابط زناشویی پرداخته اند، آن حضرت می فرمودند که هر گاه کسی نزد شما آمد که امانتداری و اخلاق او را می پسندید به او همسر دهید،دینداری و اخلاق زمینه ای را فراهم می کند که همسرداری در مسیری درست قرار گیرد و تداوم یابد. آنکه چنین ویژگی هایی را داراست و به درستی انجام می دهدو حقوق همسر را رعایت می نماید، با اخلاق است. تاکید پیشوایان دین نیز بر معیار اخلاقی زندگی است، چرا که بهترین زندگی، زندگی با اخلاق است لذا روابط بین زن و شوهر بایستی با عشق و علاقه و کردار صحیحی باشد (دلشاد تهرانی، ۱۳۸۵).
در اندیشه پیامبر، اخلاق و رفتار خانوادگی ترازویی دقیقی در شناخت آدمی و میزانی روشن برای سنجش ارزشهای انسانی است، بهترین انسان کسی است که بهترین رفتار را نسبت به همسرش داشته باشد، ایشان برای آنکه نیک رفتاری بر اساس بنیاد حقیقی جلوه یابد پیروان خود را آگاه می ساخت که تشکیل خانواده تعهد سپردن به خدای حاضر است و زن نزد مرد امانت الهی است که باید حرمت او پاس داشته شود لذا وی در موارد مختلف صحابه خود را به نیک رفتاری با همسرانشان فرامی خواند. اهمیت اخلاق و رفتار در سیره نبوی بدان پابه است که در آموزه های پیامبر تعابیری سخت تهدید کننده نسبت به نقض نیک رفتاری به همسر و فرزندان آمده است (دلشاد تهرانی، ۱۳۸۸). تامین نیازهای روحی، عاطفی و امنیتی در امور خانه از مسائلی است که در راه و رسم نبوی بر آن تاکید شده است و رسول خدا به پیروان خود تاکید می داشت که به این نیازها توجه کنند و آنها را به درستی پاسخ دهند و به روابط خانوادگی پرعاطفه و عاشقانه می نگریست و سفارش می کرد که چنین نگرشی فراهم می شود. و از طرفی بی شک یکی از نیازهای انسان تامین غریزه جنسی اوست که طریق مشروع آنها تنها با پیوند زناشویی صورت می گیرد. در سیره نبوی توجه به نیاز جنسی دردرون خانواده و تامین صحیح آنها و صیانت جامعه از بروز و ظهور مسائل جنسی بسیار تاکید شده است در اندیشه نبوی تامین صحیح نیاز جنسی در درون خانواده اسلام، هیچ یک از غرایز انسان را سرکوب نکرده است واز طریق قانونی و شرعی آن، اجازه رسیدگی و توجه بدان را داده و این به نفع خود انسانهاست (صالحی، ۱۳۸۵).
4-2- فرضیه دوم
مصادیق حسن معاشرت در ظرف عرف و عادت جای میگیرند و حصری نیستند، ولی از بارزترین آن‏ها می‏توان خوش زبانی و مدارا، سکونت مشترک، پرهیز از اعمال مضر به سلامت جسمی و روحی یکدیگر، پرداخت نفقه، تمکین، اختصاص دادن زمان به همسر، همکاری در امور خانواده، اظهار محبت، هدیه دادن و سوغات آوردن، پرستاری از همسر را نام برد.
طبق یافته های این پژوهش بر اساس کتاب و سنت این فرضیه نیز تایید می شود در بیان این فرضیه می توان به شاخصه های زندگی حضرت زهرا اشاره کرد:
4-2-1- حسن سلوک با همسر 
یکی از عوامل بسیار مهم و اساسی در زمینه ی تحکیم خانواده، تدبیر در حسن سلوک با همسر است. این مفهوم از مفاهیم پیچیده ای است که چندین مفهوم دیگر در تشکّل ساختار آن نقش آفرینی می کنند. نوعی فراست و کاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر، می تواند از تعیین کننده ترین عوامل موفقیت در آیین همسرداری به حساب آید. در این جا نمونه ای از ظرایف و لطایف جلوه های رفتاری و گفتاری فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین (ع) بیان می شود تا در تحلیل جوانب و جزئیات این رفتار، گامی به سوی درک کاربردی مفهوم «فراست و تدبیر در حسن سلوک با همسر»، برداشته شود. 
4-2-2- استقبال از پیشنهاد همسر 
یکی از عواملی که سبب می شود روحیه تعاون در زندگی خانوادگی ریشه دار شود و اعضای خانواده در زیر آسمان صلح و صفا، به یکدیگر حسّ نزدیکی بیشتری پیدا کنند، این است که از پیشنهادهای یکدیگر استقبال نمایند. فاطمه (س) در این امر پیشتاز بودند. در روایتی آمده است: روزی تنگدستی و مشکلات بسیار بر علی ابن ابی طالب(ع)، فشار آورد تا آن جا که از فاطمه (س) خواست تا نزد پیامبر(ص) برود و از او چیزی بخواهد. فاطمه (س) خوب می دانست که علی(ع) تا چه حد کتوم است و تا چه اندازه به او، حسن، حسین، زینب و کلثوم، شفقت دارد؛ لذا به محض آن که امام علی(ع) در قالب این کلام محجوبانه (اگر به خانه پدرت رفتی، چیزی از او بخواه)، خواسته ی خود را با فاطمه (س) در میان می گذارد، فاطمه (س) درنگ نمی کند و در ساعتی غیر متداول برای تسریع در اجابت خواسته ی همسر، به سوی منزل پدر می شتابد و هنگامی که پیامبر(ص) درباره ی خواسته اش سؤال می کند، فاطمه (س) بسیار حکیمانه و مدبرانه ابراز حاجت می نماید؛ وی به حاجت خود و به گفته علی(ع) تصریح نمی نماید و مشکل خود را این گونه با پدر در میان می گذارد: «غذای فرشتگان، تهلیل، تسبیح و تحمید است؛ پس طعام ما چه می تواند باشد؟».