دانلود پایان نامه

الف)-شیخ بهایی در کتاب «اربعین» (الجبعی العاملی، 1381، ص464) حضرت امام خمینی(ره) در «چهل حدیث» (الموسوی الخمینی، 1985، ص 282) « صاحب ریاض الساکلین» (الحسینی، 1413، ص124) می فرمایند:
منظور از توبه نصوح، توبه ای است که مردم را فرا خواند تا مانند آن را به جا آورند، از آنجا که آثار پسندیده اش در وجود صاحبش آشکار می گردد.
ب)- مرحوم طبرسی در تفسیر «مجمع البیان» (الطبرسی، 1414، ج 10، ص 404) می گوید:
«توبه نصوح وسیله ای است که، پرده های دیانت که به وسیله گناهان پاره شده اند، رفو می کند یا اینکه میان انسان تائب با اولیاء الهی، اتصال برقرار می کند؛ مانند دوختن تکه پارچه ها تا اینکه لباس کامل و قابل استفاده شود.» این تفسیر از توبه نصوح، با معنای لغوی آن نیز، تناسب دارد.
پ)- منظور از«توبه نصوح» توبه ایست که، شخص را نصیحت کند که دیگر به گناه باز نگردد. مؤیّد این احتمال روایاتی است که از اهل بیت (ع) نقل گردیده، از جمله روایتی از پیامبر اکرم (ص): «روی عکرمه عن ابی عباس قال معاذ بن جبل: یا رسول الله ما التوبه النصوح؟ قال ان یتوب التائب ثم لایرجع من ذنب کما لا یعود اللبن الی الضرع»(الطبرسی، 1412، ج 10، صص 404-403).
ت)- جرجانی در«التعریفات»می نویسد:
«توبه نصوح، عزم انسان است بر اینکه دیگر به گناهانی که کرده، باز نگردد.» ایشان به نقل از «ابن عباس» هم، توبه نصوح را چنین تعریف میکند: «توبه نصوح، عبارت است از پشیمانی قلبی و استغفار به زبان و از میان برداشتن افعال قبیح و اقرار تائب به اینکه دیگر به گناه پیشین بازنگردد» (الجرجانی، بی تا، ص 74).
ث)- همچنین بیان شده: «توبه نصوح توبه ای است که خالص برای خداوند تبارک و تعالی باشد به این صورت که تائب برگناهان به خاطر آنها و به این جهت که خلاف رضای الهی است، نادم گردد»( طباطبائی، 1372، ج 19، ص 389).
ج)- شخصی به نام ابی الصباح کنانی می گوید:
از امام صادق(ع) درباره گفتار خداوند پرسیدم که می فرماید:«یا اَیُّهَا اَلَّذینَ آمَنوا تُوبُوا إِلَی اللهِ تُوبَهً نُصُوحاً»؛ (تحریم /8) ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خداوند توبه کنید توبه ای پاک و خالص. فرمود: توبه خالص این است که بنده از گناه خویش توبه کند پس دیگر آن گناه را مرتکب نشود. محمدبن فضل می گوید: از امام رضا (ع) همین پرسش را نمودم حضرت فرمود: بنده از گناه توبه کند پس دیگر به آن گناه باز نگردد و دوست داشتنی ترین بندگان در نزد خداوند بندگانی هستند که بسیار آزموده شده و توبه کننده اند (حرعاملی، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب 86).
ح)- ابو بصیر می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: معنی توبه نصوح چیست؟ فرمود: یعنی توبه از گناهی که هرگز دیگر به آن باز نگردد، گفتم: پس کدامیک از ماست که بتواند این کار را بکند؟ فرمود: ای ابو بصیر به راستی که خداوند آن بندگانش که زیاد فریب بخورند و زیاد توبه کنند را دوست دارد (کلینی، بی تا، ج 2، ص432).
خ)-محمد بن هلال می گوید: از امام هادی (ع)پرسیدم توبه نصوح (خالص) چیست؟ حضرت در پاسخ من نوشت: اینکه باطن و درون(در مقام توبه) همانند ظاهر باشد و بلکه باطن از ظاهر برتر باشد (حرالعاملی، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب87).
همچنین حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه می فرمایند:
بارالها و چه بسا بنده ای که از گناه به درگاه توبه کرده و او در علم غیب نزد تو است که توبه اش را فسخ و باطل خواهد ساخت و به جرم و گناه بازگشت می کند. من ای خدا به تو پناه می برم که اینچنین بنده ای باشم پس همین توبه مرا توبه ای قرار بده که دیگر بعد از این توبه محتاج به توبه دیگر نباشم آن توبه سبب بر محو گناهان گذشته گردد و موجب سلامتی و خطا و عصیان در باقی عمر گردد. ای خدای من از جهالت و نادانیم به درگاهت عذر خواه آمدهام و از عمل زشت خود از تو بخشش و آمرزش میطلبم پس عذرم را بپذیر. به لطف و احسان مرا در کنف رحمتت در آور و عافیت و مستور و محفوظ دار.
نتیجه میگیریم که توبه نصوح، توبه ای است که از شوائب غل و غش به دور و خالصاً لوجه الله باشد. قطعاًٌ چنین توبه ای انسان را از اینکه دوباره به گناه برگردد باز میدارد و نفس خالص، این توفیق را به تائب میدهد.
2-3- فضیلت توبه
انسان با هر گناهی که انجام میدهد، ضد ارزشی را مرتکب گردیده که باعث افول از مقام انسانیت می شود. در جامعه نیز به انسان خلافکار به خاطر ضعف نفسش، هیچ اعتمادی نیست و این به معنای بیارزش شدن وی در میان دیگر انسانها می باشد. ولی اگر چنین فردی، نسبت به اعمال قبیح خویش، نادم و پشیمان گردد، برای او یک ارزش محسوب شد، و باعث صعود او به قله رفیع انسانیت میشود. همانگونه که در قرآن کریم آمده است.
«فإن یَتُوبُوا لَکَ خَیراً لَهُم»؛ (توبه/74) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است.
پایان بحث را به سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه اختصاص میدهیم و فضائل توبه را از لسان مبارک آن گرامی، بر میشماریم:
حضرت در خطبه یکصد و چهل و سوم نهج البلاغه میفرمایند: «همانا خداوند استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت بر آفریدگان قرار داد.»
همچنین در حکمت هشتاد و هشت نهج البلاغه آمده است:
«دو چیز در زمین، مایه امان از عذاب خدا بود یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را در یابید و به آن، چنگ زنید، اما امانی که برداشته شد، رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی ماند، استغفار کردن است. که خدای بزرگ به رسول اکرم(ص) فرمود: «وَ مَاکانَ اللهُ لِیُعَذِّ بَهُم و َأَنتَ فِیهِم و َمَا کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُم وَ هُم یَستَغفِرونَ»؛ ( انفال/23) ولی ای پیامبر (ص) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد و نیز تا استغفار میکنند، خدا عذابشان نمی کند.
2-4- معناشناسی حدود
2-4- 1- معناشناسی لغوی حدود
حدود جمع حد به معنای مرز میباشد. راغب میگوید: واسطه میان دو چیز که از اختلاط آن دو جلوگیری می کند«تَلکَ حدودُ الله ….»؛ (بقره /187) آنهاست مرزهای خدا پس به آنها نزدیک نشوید. اصل حد چنانکه طبرسی ذیل آیه 63 سوره توبه تصریح کرده و چنانکه از قاموس و صحاح بدست میآید به معنای دفع و منع است. بنابراین مرز را از آن جهت حد میگویند، که میان دو شیء واقع شده و مانع از اختلاط است (قریشی، 1381، ص 112).