معماری اسلامی و روابط اجتماعی

از تاریخ اوایل سده های میانه ی ایران اسناد در زمینه ی حقوق و قانون به دست آمده است . متون این مجموعه ها پاسخگوی مسایل پیچیده و روابط اجتماعی و حقوقی جامعه ی ساسانی است در مورد مهر نهادن زیراسناد از سوی شخصیت های رسمی چون قاضی و موبد بحث شده است . مهر گلی مکشوفه از کنگاوراندازه و ابعاد نامنظم دارد که قطر بزرگ آن 13 سانتیمتر و قطر کوچک آن 11 سانتی متر و قطر محدوده ی مدور نوشته دار آن 5/3 سانتی متر و دایره منقوش به شتر کوهاندار آن 5/2 سانتی متر است .
اثرهای دیگری نیز در گوشه کنار این مهرگلی وجود دارد. در رویه ی مسطح گل مجموعاً چهار اثرمهر وجود دارد ( شکل 4-32 ). که دو قطر کوچکتر آن به یک سانتیمتر می رسد که نقش ها و نشانه های داخل آنهاقابل تشخیص نیستند ، از نظر موضع نگاری و جغرافیایی ،محل تولید این مهر نهاوند است که استانی معتبرو منطقه ای رسمی وحکومتی وهم مذهبی ونیزجایگاهی خاص موبدان بوده است.این مطلب را بنا به نوشته های اثر مهر می توان دریافت کرد زیرا عبارت wndy و nym معادل Nimavand یا نهاوند با نوشته هایی به پهلوی ساسانی روی مهر حک شده است .
متن نبشته فرو رفته و در سطحی مدور و برجسته به صورت دو خطی، مرکز مهر را تشکیل داده . حاشیه ای یک خطی این محوطه ی مسطح و مدور را احاطه کرده است . درمتن میانی دو عبارت فوق خوانده شده و مطالب حاشیه نیز تکرار عبارت اول متن است.
به اضافه ی دو علامت دایره (oo) که فضای خالی میانی را پر کرده است .خطوط منقورنبشه ها موضوعی رسمی و مذهبی مربوط به مرکزی دینی واحتمالاً آتشگاهی درباره حرفه ی موبدان بوده و نقش تر در محوطه ی دایره نشانی از یک علامت شخصی است .دومین بخش مدورو مسطح مهر که نقش شتر کوهاندار در میان آن مشهود است در قسمت راست محدوده ی نبشته قرار دارد که حواشی فوقانی آن مزین به گل و گیاه و علایم و نشانه هایی بوده که متاسفانه آسیب دیده ومحو شده است . مهر کنگاور حایز اهمیت زیادی است که از طریق آن می توان به وجود یک یا چند میدان تاریخی- مذهبی عهد ساسانی در منطقه ی غرب ایران پی برد . با اینکه مهرهای مشابهی را مربوط به نهاوند( نیماند)و همدان ( اهمتان) از مجموعه های خصوصی دریافت کرده و نسبت به معرفی و انتشار آنها کوشش کرده ولی مهر گلی کنگاور از ارزش بیشترو والاتری برخودار است ،زیرا که حاصل حفریات علمی این میدان تاریخی است .با توجه به یافته های از همین گونه مهرهای گلی که از تخت سلیمان گشف شده ، مهر کنگاور را مربوط به زمان شاه پیروز ( پادشاه ساسانی ) سال459-485 میلادی دانسته است . تاریخ پیشنهادی وی کاملا با یافته ها و نوشته های منقور بر پشت و روی سنگ های لاشه ای کنگاور دردوره ی ساسانی قابل انطباق است ، زیرا سنگ نگاره ها و سنگ نبشته های درون دیوار و ایوان چهار وجهی معبد ناهید که پس از ویرانی و تخریب مجموعه ساقط شده اند، اسامی وعلایم ساسانی کنده شده ی پیروز را به تعداد بسیارزیادی عرضه کرده اند. وجود نبشته های منقور برپشت و روی سنگ های لاشه ای درون پی دیوارها ، بازسازی معبد آناهیتا را درزمان پیروز و سده ی 5 میلادی اثبات کرده است و نشان می دهدکه تاریخ بهره گیری مجدد از بنای آناهیتا ، پرستشگاهی از عهد کلاسیک ایران به صورت آتشگاهی به سیاق آتشگاههای دوره ی ساسانی بوده است(کامبخش فرد ، 1374 ، ص 282-279 ).
4-4-2-2- نگین عقیق از دوره ساسانیان
نگین عقیق مکشوفه دارای رنگی متمایل به شرابی روشن ومتمضن نقشی سمبلیک است که به صورت محکوک ،اسب بالداری را نمایش می دهد که برکپل نامعلوم خود جانوری را حمل کرده
احتمالاًبه آسمان می برد(شکل4- 33).اندازه ی نگین12×7 میلیمتر است ، ولی حکاکی و کنده کاری در رویه ی محدب آن به اندازه ای با ظرافت و تمیز از کار در آمده که جنبش و گام های چهار نعل اسب بالدار را به سوی مقصد آسمانی بیان داشته است.
هدف هنرمند حکاک و گوهرگر از عرضه ی نقش و کالبد بیجان جانوری شبیه آهو برپیکر اسبی بالدارو افسانه ای وپر جنبش قطعاً دارای نشانه ای رمزی است . صورت ظاهر آن حمل قربانی و نثار فدیه به ایزد آسمانی است. نمی توان به درستی این ایزد را شناسایی کرد، شاید مراد اهورا مزدا خدای برتر بوده یا میترا که اسب بالدار یکی از مظاهر این ایزد است ، ممکن است که مراد الهه ی آناهیتا باشد، زیرا آهو وگوزن و قوچ و غزال مظاهرو نشانه هایی از این الهه است که این الهه حامی این حیوانات است ، بنابراین نثار قربانی این جانوران برای الهه ناهید بعید به نظر می رسد در هرصورت فارغ از معانی ومفاهیم رمزی حکاکی این نقش آن چنان که جنبش و حرکت حیوان جاندار و لاشه و جسد بیجان و فاقد حیات به زیباترین هیأت خود نموده شده است گام های چهار نعل اسب و گشودن بال ، دارای مفهومی در ارائه زندگی و حیات است .
به همین جهت هنرمند حکاک با شیارهای افقی وعمودی رگ های پرخون را که مبین نشاط و زندگی است نشان داده است در حالی که آهو یا گوزن فاقد حیات ، بی هیچ رگه ای از خون و کاملا به صورت لاشه ترسیم و کنده شده است. این نمایش دوگانه زندگی و مرگ را می نمایاندکه در این صحنه ی واحدو متضاد به کمال وزیبایی ازسوی هنرمند گمنامی عرضه شده است ساخت و پرداخت نگین در دوره ی اشکانی از سده ی دوم میلادی تحت تاثیر گوهر گری یونانی و رومی وجود داشت ، ولی دردوره ساسانی این هنر راه ترقی و تعالی پیمود و آثاری جاودان عرضه کرد .صحنه و نقش مهرها و نگین های دوره ی ساسانی دارای موضوعاتی ازشکارحیوانات تصاویر ایزدان پشتیبان حیوانات و گاهی نمایش ایزد آتش و نیز نمادی از ایزد میتراست که با دو اسب بالدار حمل می شود. حکاکی و گوهر تراشی دوره ی ساسانی نیز از نقش اندازی های تجریدی و رمزی و از معنا و مفاهیم دوران کهن تبعیت کرده است، بیشتری خواسته ها و تمنیات را با کمترین لطایف و ادعاها به صورت چند خط ساده به نمایش در آورده است .
در صحنه های هیجان انگیزی ، حیوانات و پرندگان افسانه ای وساطیری را خلق و عرضه کرده است .گویا اینکه نقش منقور نگین جدید انگشتری بسیار ساده وبی پیرایه است .
ولی آب دقت و تعمق درآن می توان به مفاهیم درونی حکاک آن پی برد. نگین مذکور چون دارای رویه ی مدور و مسطح است ، به جای مهر و امضای صاحب و مالک آن مورد استفاده واقع می شده و قطعا مربوط به شخص مهمی بوده است ( همان منبع ، ص 285-282 ) .
4-5- آثار دوره اسلامی در معبدآناهیتا کنگاور
با آغاز کاوش های باستان شناسان در معبدآناهیتا در لایه های اولیه بقایای استقرار در دوره قاجارو صفویه به دست آمد . حدفاصل بین قرن هفتم هجری تادوره صفویه هیچگونه آثاری جز بقایای کوچ نشینان مشاهده نگردیده است .از اوایل سده پنجم تا هفتم هجری آثار مکشوفه حاکی از ساخت وسازدر دوره سلجوقی می باشد ،وجودحمام دوره سلجوقی و کارگاه ها وشیوه آب رسانی بوسیله تنبوشه سفالین بیانگر تداوم سکونت در این دوره است( شکل4-34) ،(شکل 4- 35 ) . ( کبیری ،1382،ص2) . آثار باقیمانده از این دوره از ابتدای اسلام است تا سده هفتم هجری که پس از یک دوره فترت طولانی مجدداً از دوره ی صفویه شروع و به اواخر قاجاریه ختم می شود .بناهای دوره های اولیه اسلامی با آثارباستانی ساسانی و پارتی مخلوط شده و بیشترآثار قبلی را نیز از بین برده است ، مصالحی که در سه قرن اول اسلام در این مکان بکار گرفته شده ، قلوه سنگ ، آجر و چینه است . تکه سفال های که از این دوره به دست آمده به اشکال مختلف و بدون لعاب هستند .
سفال ها با نقوش کنده و یا برجسته از گل و گیاه و در بعضی از تکه های سفال ها نیزآیاتی قرآنی بامرکب سیاه به خط اولیه اسلامی جهت تزیین به وسیله سفالگر مورد استفاده قرار گرفته است . تکه سفال های زیادی از داخل چاه های که در نقاط مختلف این طبقه حفاری دیده شد به دست آمده که جالب می باشد . سفال ها معمولاً با لعابی سبزرنگ پوشیده شده و باقلم سیاه باکمک خط کوفی ، تزئین گردیده اند . برلبه و بدنه ظروف نقوش کنده گل و برگ اسلیمی بازیبایی خاص دیده می شود . سفال ها عموماً به رنگ های سبز ، کرمی ، آجری و رنگارنگ می باشد ، که نوع سفال نیشاپور را به یادمی آورد (گلزاری ، صص 158-157 ) .یکی از بناهای بسیار جالب و در عین حال سالمی که از این دوره تمدنی باقیمانده ، بقایای حمامی است که باتوجه به خصوصیات آن احتمالاً به ( سده چهارم ه.ق) تعلق دارد این حمام دارای کانال های هدایت کننده حرارت است. لوله های آب رسانی که از تنبوشه بوجودآمده ، کانال های فاضلاب ، چاله حوض ، محوطه رخت کن و …… احتیاجات این حمام هنوزباقی است ، در شالوده و بنیان این حمام از سنگ های بسیار بزرگ لاشه و قلوه ای است که از پی بنای معبد اصلی برداشته شده است . مصالح اصلی ازآجر و به طورکلی یکی از ساختمان های دل انگیز است . اندازه ها و مشخصات بخش های مختلف آن نیز به قرار زیراست : کوره و اجاق که محوطه ای با مصالح آجر و در جبهه شمالی واقع است . محوطه سوخت به اندازه 108*110 سانتیمتر و کف آن از سنگ است . سه کانال باسقف قوسی شکل که هرکدام 169 سانتیمتر دراز دارند . از این اجاق حرارت حاصل را به دو بخش پیوسته می رسانند . اندازه محوطه اول 280*280 سانتیمتر است این محوطه به وسیله سه کانال حرارتی مجدداً به محوطه دیگری به ابعاد 280*280 سانتیمترمنتهی میگردد، در انتهای محل اخیر ، سه لوله دود حاصل را به خارج هدایت می کند و کف این دو قسمت با آجرهای به ابعاد 7*38*38 سانتیمتر شبکه بندی شده است. تعداد آجرها 18 عدد و در روی هر آجر لوله های سفالینی به طرز عمودی قرار داده شده است. اندازه این لوله ها که دوده خاکستر اطراف آن را پرکرده 24*49 سانتیمتر است و این دو محوطه مجموعاً در زیر اطاقی واقع شده که دیوارهای آن بین8 تا13 لایه اندود گچ است. ترکیبات آنها از سارج و با رنگ قرمز مایل به قهوه ای در بعضی لایه ها مشخص گردیده است .در سراسر طول شرقی اجاق و این محوطه ها تاًسیساتی از قبیل رخت کن ، محوطه داخل و چاله حوض فاضلاب و غیره وجود دارد . آثار دوره سلجوقی که بر اثر آتش سوزی، دستخوش ویرانی و تخریب شده است . اثر این آتش سوزی بر روی دیوارهای چینه ای متعلق به این دوره دیده می شود از این زمان تا دوره صفوی نزدیک به سه قرن هیچ گونه اثری نمایشگر هنر و معماری دوران مغولی ، ایلخانی و تیموری باشد ، دیده نمی شود از دوره صفویه بقایای معماری ضعیفی که در معماری دوره قاجار حل شده است ، دیده می شود .قسمت بزرگی از ویرانی بنای ناهید به این زمان صفویه و قاجار تعلق دارد. اهالی محل هم با احداث کوره هایی جهت تهیه گچ و آهک برای ایجاد ابنیه جدید قصبه کنگاور بر روی آثار باستانی به خرابی و نابودی این بنای عظیم کمک کرده است .اهالی قصبه از زمان های دور تپه ناهید را ( محله گچ کن) می خوانند (روزبهایی،1383، ص 103-104) .
بافت معماری دوران اسلامی از نیمه قرن دوم هجری در تاسیسات و بناهای دوره ساسانی و پارتی بنیاد نهاده شده ،و در مکان های استقرار ، مصالح مجموعه تاریخی معبد برداشت و مصرف شده ، که در حد زیادی برخی از مواد را در ساخته های دید مجدداً به کار برده اند . شواهد نشان می دهد که حتی از خمره ها ، کپها ، و قدحهای بزرگ ذخایر آب نیز در روند زیست و زندگی استفاده کردند. وجود پاره سفالهاو سایرآثاری که به معبداختصاص داشت . در مساکن آنان گویای این حقیقت است. استقرار اجتماعی از نو مسلمانان در معبدآتش پرستان یا بت پرستان در تغییر و دگرگونی اساس و بنیاد معبد موجه و مطلوب بوده است که در این مورد خاص مصادیق فراوانی وجود دارد. ازقبیل تبدیل شهرهای کهنه به نو ،معابد به کلیساها و مساجد ، و غیره . در این تبدیل و تاسیس در کنگاور، اولین گام کندن سنگفرشها و پلکانها بود. استفاده از ورقه های حجاری پاکتراش آن در دیوارها ،آستانه درها ، سکوها و سایربناها دیگر. شاید هم به روایت تاریخ ، این معبد نشینان اولیه جنگجویان یا سارقانی بودند که به قافله های عرب عازم نهاوند دستبرد می زدند که اعراب آن را قصراللصوص نامیده اند. بی علت هم به نظر نمی رسد که بستری دلخواه را با پوشش سطوح بقایای پلکانهای دو طرفه جبهه جنوبی معبد با آجر برای حذف یا پله ها به منظور رفت و آمد سهل و ساده چهارپایان و از جمله اسب به وجود آورده باشند . البته این تمهید باعث حفظ بخشی از پلکان شده است ، به تدریج کیفیت ساختمان های ادوار اولیه اسلامی در دوره سلجوقی به وضع مطلوب تری تبدیل شد ، بناها با آجر و خشت ساخته شد و بدنه هاگچ اندود و حتی گچبری هم شد . جرها حاصل کوره های آجرپزی این عصرند و نیز سفالینه هایی که در عرصه مقایسه کالاهای مرغوبی را در صنعت سفال ارائه داداند . مجموعه حمام ، معبرو گذر، کاروانسرا، مناطق مسکونی، مسجد، شبکه آب و فاضلاب از مشخصات دوره سلجوقی است که بخشی از این بافت را روی آثار معماری معبد مذهبی بازیافته ایم . در این دوره ، هر مجموعه مسکونی دارای اتاقهای راست گوشه ، درگاه ،آستانه در، انبار، طویله ، منابع ذخیره آب و آذوقه و غله ، و تنور و اجاق بوده است . کف مناطق مسکونی با گل و گچ اندود می شدند ، دیوارها نیز پوششی از همین اندود داشته اند .
برخی از دیوارها را با قلوه سنگ وملات گل و خشت بالا می آوردند و در پی و پایه برای جلوگیری از رطوبت لایه و قشری سنگ ایجاد می کردند . وجود پیه سوزی های فروان و متعددی که در این محوطه ها یافت شده اند ، بیان خاموشی از وجود وشعله ی فتیله در آنها بوده است و توده ای خاک سرخ رنگ که حاصل حرارت و سرخی آتش بوده است در زیر تاسیسات اولیه اسلامی دیده شد در بین آنها توده ی خاک سفالیه های عصراشکانی وساسانی وخرده سنگ های تراشیده شده و پاره آجرهای همان عهد به دست آمد که حکایت از آتش سوزی منجر به ویرانی دارد . آثار پراکنده ی دیگری مشتمل بر چند تخته سنگ تراشیده ی پلکان دو طرفه ی معبد ، شیشه های عطر ، انگشتری و نگین ، شاخ یک بزکوهی وچیزهایی در ارتباط با معبد کهن یافت شده اند . سفال های بیشتر مربوط به دوره ی ساسانی و پارتی است که لعاب سبز دارند . گاهی پاره سفالینه های قرون اولیه ی اسلام هم داخل آنها شده اند ، در سکو و دیوار سنگی با زاویه ی قائمه به طرف شمال پیچیده در هیأت های که محوطه ی داخلی آن متمایل به طرف خط الراس و مرکز صخره ی مخروطی و درای شیب تندی است و روی سکو محوطه های اسلامی اولیه از زیر خاک بیرون آمدند . سعی و کوشش کاوشگران بیشتر در این محورمی زد تا در این شیب تند ، اثر ساختمانی دیگرو از جمله یک سکوی چهارگوش دیگر پیداکنند .
در ادامه خاکبرداری های بعد از گذر از لایه ی آتش و سفالینه های پراکنده ای که مربوط به دبنه ی خمره ها و کپهای بسیار بزرگ بود . در خاکبرداری های عمقی و در سطوح صخره ، پیگردی لاشه سنگ های منظم که در یک خط صاف شرقی- غربی قرار داشتند ، منجر به کشف آبرو یا فاضلاب قدیمی معبد ناهید شد . پاره سفالینه های که عموما در اوایل اسلام طبقه بندی شدند که آمیخته با تکه هایی از دوره ی پارت- ساسانی و بعضاً هخامنشی بوده اند ، این سفال ها بیشتر بدنه ی قطور خمره ها و ظروف حجیم اند اشکال تزیینی در این ها عبارتند از خطوط جناغی متداخل ، نوارهای برجسته ی زنجیره ای و کمربندی ، خطوط مقعر شطرنجی و مواج کنده شده که در الوان نخودی ، قرمز، آجری ، گاهی با سطحی صاف و براق ولی در بیشترموارد خمیره هایی متخلخل و درشت دارند که دلیل محکمی است بر اینکه محلی برای ذخیره ی آب بوده اند. تعدادی از پاره سفال ها دارای قطری برابر5/5 سانتیمترند که در بین خمیره ی آنها شن و ماسه و ریگ کار شده است .
برخی مزین به نقش های افزوده از قبیل سرمثلثی مار با بدنی که دوره خمره چنبره زده انتها به ابتدا
چسبیده است . در بین سفالینه ها خرده ریزهایی از شیشه که دارای تزیینات چند ضلعی یا مسطح یا خیاره داری است که مجموعه ای از ادوار تاریخی و اسلامی را شامل می شد. در عمق200 سانتی متری از سطح بازوی شرقی گمانه زنی تکه سفالی کشف شد . که روی آن با قلم سیاه برزمینه ی قهوه ای روشن ومات به پهلوی ساسانی کلمه ای با پسوند مهروند یا میتراوند دیده می شود از دوره ی اولیه ی اسلامی نیزکوزه ی دهانه گشادی کشف شده است که بر گرداگرددهانه ی آن مطالبی باقلم سیاه نگاشته شده است. خاکبرداری وتنزیه ادامه داده شدکه به کشف اسکلت هایی ازچندین حیوان منجر شد. این اجساد که عبارت ازستون فقرات وآرواره وتکه هایی ازاندامهای سه شتر، گاوویک قاطربود ،درمحوطه ای به طول وعرض440×190سانتیمتر پراکنده بودند. یک ظرف فلزی شکسته در کنار ستون فقرات یکی از اسکلت های و بقایای دو رکاب فوق الذکردر حاشیه ی غربی اندام حیوانات به دست آمد.بنا به نظریه ها ی کارشناسان حیوان شناسی دانشگاه تورنتوی کانادا ، استخوان حیوانات مذکور مجموعه ی کامل ودرستی ازکالبد آنان نبوده است . بلکه فقط تکه هایی از آناتومی کامل این پنج حیوان را تشکیل می داد . ممکن بود پس از قربانی بقایای اجساد و حیوانات رادر محل انداخته باشند. در محوطه ی دیگر دو تنور ودو چاه وجود داشت که عمق چاهها 136 سانتی متربود. دو تکه آجر در انتهای آنها ادامه ی کندن میله ی چاه را متوقف کرده بود یا مسیرآن را تغییر داده بود .
در تمام این محوطه ها بقایای دیوارها کوتاه ولی ابعاد آنها مشخص کننده بودند. از روی پاره سفال ها و سایر بقایا معلوم شد که اجساد حیوانات مذکور مربوط به سده چهارم هجری بوده اند . پس برداشت آثار معماری اسلامی، بخش دیگری از سکوی سنگی معبد بیرون آمدکاوش های پای دیوار سکو و مرمت قسمت های ساقط شده ی آن باعث شد که در میان سنگ های حجیم و لاشه های بزرگ ساقط شده چندین علامت ونشانه ی کنده شده بر پشت وروی سنگ های غیر هندسی تشخیص داده شود . علامت ها عبارتند از یک صلیب محدود شده در بین مستطیل ناقص به اضلاع خط افقی 15 و خط عمودی 3 سانتیمتر و دیگری شبیه حرفD به ابعاد 5/6 × 7 سانتی متر نقش
سمبولیک شاهین با سر نیمرخ و بال های افتاده دیده می شود که علامت اخیر در متجاوز از پنجاه سنگ تکرار شده است . علامت دیگری به شکل حرفA به طول 14سانتی متر در سنگی لاشه ای از سکوی معبد کشف شده نقش کنده ی این علایم با شیوه ی ضربه ی مکرر با نوک قلم بر سنگ پدید آنده است ( کامبخش فرد ، 1374 ، ص183-166 ) .
4-5-1- طبقه بندی ظروف دوره ی اسلامی
الف) کوزه ها و تنگ های با دسته و بدون دسته مشتمل بر نقش های کنده و محکوک یا قالب خورده و استامپی و برعکس آن ، نقش های افزوده و باربوتین که گاه گاه نوشته هایی در فواصل نقش ها با مرکب سیاه و کنده یا افزوده مشهود است.