مشی و مشیانه

کردان از نسل همان مردان هستند.جمعی به خطا پنداشته اند که قوم ترک از فرزندان طوج پسر فریدون بوده اند و این نادرست است زیرا فریدون، طوج را بر ترکان و سلم را بر رومیان داد. این سخن معلوم می کندکه ترکان فرزندان طوج نیستند بلکه طوج میان ترکان القاب معروب دارد.
نخستین کسی که گفته اند آتشکده ساخت فریدون شاه بود که وی گروهی را دید که آتش را احترام می کردند و به پرستش آن می پرداختند و چون درباره ی علت پرستش آن از ایشان پرسید گفتند آتش واسطه ی میانخدا ومخلوق است و از جنس خدایان نورانی است و…
وقتی فریدون از آنچه گفتیم آگاه شد گفت تا از آن آتش به خراسان برند و آتشکده در طوس ساخت و آتشکده دیگر در بخارا ساخت که نام آن برد سوره شد”(مسعودی،1374: 219،
226،482).
الملل و النحل
در همپرسگی میان زرتشت و اورمزد، زرتشت از او بپرسید دین را نخست به که نمودی؟ پس نمودم این دین، اولاً «کیومرث» را؛ او دریافت آن را و یاد گرفت بی تعلیمی و درس خواندنی.
«زرادشت» گفت: چرا این دین را به «کیومرث» نمودی به وهم، و به جانب من انداختی به قول: «اورمزد» گفت: زیرا که تو را حاجت بود که این دین را بیاموزی و دیگران را تعلیم کنی و بهره مند سازی، و «کیومرث» از سخن کردن خاموش بود و این دین مناسب تست. که من می گویم و تو گویی و مردم شنوند و قبول کنند.«زرادشت» «اورمزد» را گفت: هیچ کس را غیر از «کیومرث» برین دین مطلع نموده گردانیده ای پیشتر از من؟«اورمزد» گفت: بلی! «جم» را به سبب انکاری که با «ضحاک» داشت مطلع گردانیدم. «زرادشت» گفت: چون دانستی که قبول نخواهد کرد چرا بر او ظاهر کردی؟«اورمزد» گفت: اگر او را بر آن مطلع نگردانیدمی بتو نرسیدی و گفت: این دین را به افریدون و کیکاوس و کیقباد و گرشاسب نموده ام (شهرستانی، 1350: 399).
همچنین در این کتاب فریدون نخستین بنیانگذار آتشکده ذکر می شود: و «خانه های آتش» (یعنی : آتشکده ها) ،که اولین آتشکده را فریدون در طوس بنا کرد.
یادداشت های فصل سوم
1-نوح
یکی از شخصیت های اصلی دینهای ابراهیمی است که داستان او در تورات، انجیل و همچنین قرآن ذکر شده است. نوح در دین اسلام دارای اهمیت زیادی بوده و از اولین پیامبران اولوالعزم است(چراغی،1380: 434).
2-ابراهیم
در زبان پارسی کهن با نام پرهام(پیر همه، پدر همه) نامیده می شده است. ابراهیم در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام عظمت خاصی دارد. ابراهیم ( در روزی که مردم از شهر خارج شده بودند ، بتها را شکست و تبر را بر نزدیک بت بزرگ نهاد. با جویا شدن علت از او ، او بت بزرگ را متهم به شکستن بتها کرد و خواست که از او سوال کنند. چون به او گفتند که او قدرت این کار را نداشته و نیز نمی تواند سخن بگوید ، او سوال کرد که پس چگونه مردم بتهایی را می پرستند که قدرتی از خویش ندارند. این عمل او موجب خشم حاکم و نیز کاهنان گردیده دستور به سوزاندن او دادند. به همین منظور آتشی بزرگ فراهم کردند و ابراهیم را درآن انداختند. بر طبق آیات قرآن ؛ به دستور خداوند آتش برای ابراهیم سرد و تبدیل به گلستان شد(چراغی،1380: 334).
3-نمرود
از شخصیت های عهد عتیق است. بنا به روایت تورات، نمرود از شاهان بابل بود که به دستور او برج بابل ساخته شد. بنابر نقل تورات(۱۰:۸)نمرود از فرزندان کوش پسر حام پسر نوح بود.در قرآن، نام نمرود نیامده است اما از محاجه ابراهیم با پادشاهی سخن به میان رفته است.(قرآن ۲:۲۵۸) در اکثر قریب به اتفاق روایات اسلامی، نام این پادشاه نمرود آمده است (چراغی،1380: 964).
4-منوچهر
یکی از پادشاهان پیشدادی است. اسم خاندان وی در اوستا اَئیریاوَ یعنی یاور کنندۀ ایرانیان آمده است. منوچهر در اوستا منوش چیتر یعنی از نژاد و پشت مَنوش است. در شاهنامه نیز منوچهر پسر پشنگ برادرزادۀ فریدون است. مادر منوچهر، دختر ماه آفرید زن ایرج است (اوشیدری، 1376: ۴۳۸).
5-فرشوشتر
فرشوشتر یا فراشستر یا فرشه اشره نام پدر هووی همسر زرتشت و برادر جاماسپ بوده است. فرشوستر و برادرش جاماسپ از خاندان هُوَگوَ و هر دو وزیر گشتاسب کیانی بوده اند. در یسنا ۵۱ فقره ۱۷ درباره ی وصلت زرتشت با هووی آمده است «دختر گرانبها و عزیز را، فراشستر هوگو به زنی به من داد و پادشاه توانا اهورامزدا، برای ایمان پاک او دخترش را به دولت راستی رساند.» (پورداوود، 1347: ۳۳).
6- سیامک
به معنی «سیاه مو» یا «دارنده ی موی سیاه» از شخصیتهای اساطیری ایرانیان است. در نسک گمگشته چهرداد از سیامک سخن رفته بود. خلاصه ی این نسک در دینکرد آمده است. در متنهای پهلوی بر خلاف شاهنامه سیامک فرزند کیومرث نیست بلکه فرزند مشی و مشیانه است(نیبرگ،1359 :176).
7- مشی و مشیانه
در تاریخ اساطیری ایران، از نطفه ی گیومرث که بر زمین ریخته می شود، پس از چهل سال شاخه ای ریواس می روید که دارای دو ساق است و پانزده برگ. این پانزده برگ برابر با سال هایی است که مشیه و مشیانه – نخستین زوج آدمی – در آن هنگام دارند. مشیه و مشیانه، همسان و همبالایند و تنشان در کمرگاه چنان به هم پیوند خورده است که شناخت این که کدام نر و کدام ماده اند ممکن نیست. مشیه و مشیانه دارای هفت جفت فرزند می شوند، هر جفتی یک نر و یک ماده. هر کدام از جفت ها با هم آمیزش می کنند و روانه ی یکی از هفت کشور می شوند. از آنان فرزندان دیگر به وجود می آیند و نسل بشر ادامه می یابد. مشیه و مشیانه در صد سالگی می میرند. بنا بر آنچه گفته شد، فرزندان مشیه و مشیانه آغاز و مبدا بسیاری از نژادهای گوناگون را در بر می گیرند) کریستین سن،1368: 433).
8- کیومرث gayō marətan
کیومرث یا گیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی، گَیومَرَتَن در اوستایی نام نخستین نمونه انسان در جهانشناسی اساطیری مَزدَیَسنیان و نخستین شاه در شاهنامه است.