مشارکت در تصمیمگیری و سازمان ملل متحد

در سالهای اخیر با اهمیت دادن به راهاندازی تشکلهای دانشآموزی و سازمانهای غیر دولتی تلاش زیادی شده است که از مرکزیت برنامههای آموزشی رسمی و غیررسمی کاسته شود اما به دلیل تفکر محافظهکاری حاکم، هنوز بر طبل روشهای سنتی میکوبیم.
سازمانهای غیردولتی بستر مناسبی برای جلب اعتماد عموم مردم هستند، خواستهها وانتظارات آنها را دریافت و برحسب اولویت به دولتها منعکس میکنند. ایفای نقش واسط میان دولت وملت از سوی سازمانهای غیردولتی به دولت این امکان را میدهد که نیازهای واقعی مردم که واجد ویژگی عمومی و واقعی میباشد را دریافت نماید ( کاویانیفر. 1382).
مشارکت وحضور هدفمند و اثرگذاری مردم در عرصههای اجتماعی، فرهنگی جامعه در قالب نهادهای مدنی به ویژه سازمانهای غیر دولتی برای آنها این امکان را فراهم میسازد که ضمن مشارکت در تصمیمگیریها ونظارت بر اجرای کارها از احتمال سوءاستفاده از قدرت توسط افراد ونهادهای دولتی پیشگیری نماید، همچنین سازمانهای غیر دولتی در هر جامعه مدنی این امکان را دارند تا به عنوان بازو ویاور دولت عمل کنند. دولت نیز این فرصت را خواهد داشت که از توانمندیهای آنان برای پیشبرد برنامههایش بهره گیرد. این سازمانها تعدیل و هدایت کننده نیازهای دولت و مردماند(همان. 1382).
هما ن طور که داوری (1381) معتقد است متاسفانه آموزش و پرورش هنوز نتوانسته از ساختار سنتی خود چندان فاصله بگیرد ورسالت خود را به معنی عام کلمه تحقق بخشد، چرا که سیستم تدوین کتب درسی ، معلممحوری و محصور کردن زمانی و مکانی تربیت، نشانههای یک نظام بسته و سنتی متمرکز است که به چیزی جز انتقال یک مشت اطلاعاتی که چندان برای دانشآموزان جذاب نیست نمیاندیشد. وی معتقداست تحرک و تحول جدیدی که در سالهای اخیر برای متناسب کردن ساختار نظام تعلیموتربیت انجام گرفته است، میتواند نویدبخش توجه به این مهم باشد. وی یکی از تحولات را تشکیل سازماندانشآموزی میداند که میتواند در درون سیستم آموزشوپرورش نقش مهمی را در تربیت دانشآموزان در بعد سیاسی و اجتماعی داشته باشد. البته تشکیلات دانشآموزی تحت عناوین مختلف قبلا هم وجود داشته اما نقش مؤثری را نتوانستهاند ایفا کنند، تجربه گذشته باید دستاندرکاران را متوجه ساخته باشد که نگاه صوری و شعاری به سازمان دانشآموزی نداشته باشند.
پیشینه
امروزه سازمانهای غیردولتی یکی از مهمترین مولفه های خارجی و عینی در جهت تحقق اهداف مردمی و بستری مناسب و مفید در راستای انعکاس مطالبات فرو خفته جامعه و به طور کامل حلقه واسط فیمابین دولت و ملت در هر اجتماعی محسوب می شوند. دولت های کارآمد و مردمسالار به دنبال عینیت بخشیدن به انتظارات عموم و کسب نظرات و سلیقه های مختلف افکار عمومی در تدوین و تنظیم قوانین مورد نیاز و اداره امور کشور، تشکل های مردمی و غیردولتی را اهرمی مناسب قلمداد کرده و در جهت توسعه کمی و کیفی آن و ایجاد زمینه های متعدد مشارکت جویی آنان از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نمی ورزند (ویکیپدیا،20 /2/92).
سازمان مردم نهاد یا ان جی او به اشکال و انحای مختلف در سراسر جهان استفاده می شود و با توجه به بافت کلامی که در آن مورد استفاده قرار گرفته، به انواع گوناگون سازمانها اشاره می کند. سازمان مردم نهاد در کلی ترین معنایش، به سازمانی اشاره می کند که مستقیما بخشی از ساختار دولت محسوب نمی شود، اما نقش بسیار مهمی به عنوان واسطه بین فرد فرد مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می کند(همان).
بسیاری از سازمان های مردم نهاد غیر انتفاعی نیز هستند. بودجه این سازمانها از طریق کمکهای مردمی، سازمان های دولتی، توسط خود دولت یا ترکیبی از طرق مذکور تامین می شود. بعضی از سازمان های مردم نهاد نیمه مستقل وظایف و کارهای دولتی را نیز انجام می دهند. برخی از این سازمانها هیچ علاقه ای به سیاست ندارند؛ این در حالی است که برخی از آنها به منظور تامین منافع اعضای خود صرفا به لابی گری در دولت می پردازند(همان).
گزارش تهیه شده توسط سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ در خصوص حکومت جهانی نشان می داد که در آن زمان قریب به 29000سازمان مردم نهاد بین المللی وجود داشته است. تعداد سازمان مردم نهاد داخلی کشورها حتی از این رقم نیز بالاتر بوده است: حدود ۲ میلیون سازمان غیردولتی در ایالات متحده فعالیت می کنند که بیشتر آنها در ۳۰ سال گذشته تشکیل شده اند. روسیه نیز ۴۰۰۰ سازمان مردم نهاد دارد. در هندوستان ۲ میلیون سازمان مردم نهاد وجود دارند. روزانه چندین مورد از این سازمانها ایجاد می شوند. تنها در کنیا ، قریب به ۲۴۰ سازمان مردم نهاد در هر سال تاسیس می شود(همان).
عبارت «سازمانهای غیردولتی» با تاسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ که مفاد آن در ماده ۷۱ از فصل ۱۰ منشور سازمان ملل آمده است، به وجود آمد(همان).
مراحل تکامل شکل گیری سازمانهای غیردولتی (مردمنهاد)
سه مرحله یا دوران تکامل سازمانهای غیردولتی توسط کورتون در سال(۱۹۹۰ ) در نوشته ای تحت عنوان «سه دوره شکل گیری فعالیتهای داوطلبانه» شناسایی شده است. در مرحله اول، نوع خاصی از سازمان مردم نهاد شکل می گیرد که بر امداد رسانی و رفاه متمرکز بود و مستقیما به افراد ذینفع خدمات امدادی ارائه می کرد. توزیع غذا، تامین پناهگاه و ارائه خدمات بهداشتی نمونه هایی از خدمات این قبیل سازمانهای مردم نهاد بود. در واقع سازمان مردم نهاد در این مرحله نیازهای روز افراد را تشخیص می دادند و به برآورده ساختن آنها می پرداختند. در مرحله دوم از تکامل، سازمانهای مردم نهاد از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعه های مستقل و خودکفای محلی تبدیل شدند. سازمانهای مردم نهاد در این مرحله از تکامل، امکانات جوامع محلی را گسترش دادند تا بتوانند با ‘اقدامات محلی مستقل’ نیازهای آنها را برآورده سازند. کورتن مرحله سوم از تکامل و شکل گیری سازمانهای مردم نهاد را ‘ توسعه نظام های پایدار’ می خواند. در این مرحله، سازمانهای مردم نهاد می کوشند تغییراتی را در سیاستها و موسسات در سطح داخلی، ملی و بین المللی به وجود آورند؛ آنها از نقش سابق خود که تامین و ارائه خدمات عملیاتی بود، فاصله گرفته و نقش کاتالیزوری به عهده گرفتند. به تدریج این سازمان از سازمان مردم نهاد امداد رسان به سازمان مردم نهاد توسعه و آبادانی تغییر ماهیت داد(همان).
من حیث المجموع در میان منابع مختلف ادبی، یک نگاه کلی مثبت نسبت به سازمانهای مردم نهاد وجود داشته است. اما چند شکایت مستقیم نیز مطرح شده است که مشکلات عملیاتی، تضاد و ناهمخوانی ها، سوء استفاده از بودجه و غیره را هدف انتقاد خود قرار داده اند(همان).
تشکل های مردم نهاد (غیر دولتی) در ایران
در ایران به آن سازمان مردمنهاد (: سَمَن) یا تشکل غیر دولتی می گویند که به نظر می رسد باتوجه به بافت حکومت در ایران، که دولت بخشی از قوای حاکم می باشد، بهتر است از معادل سازمان غیر حکومتی استفاده شود(همان).
پیشینه تشکل های مردم نهاد در ایران به مساجد، تکایا، هیات های مذهبی و قهوه خانه ها برمیگردد و پس ازآن صندوق های قرض الحسنه، خیریه ها، انجمن های اسلامی وحتی انجمنهای فارغ التحصیلان در دوران بعدتر اتحادیه ها، اصناف و نظام های صنفی ومهندسی و غیره، شکل های جدیدتر نهادهای مدنی هستند که البته رفته رفته می بایست ازدست مدیران نیمه دولتی خارج شوند(همان،92).
پژوهشهای داخلی:
موضوع این پژوهش «نقد و بررسی نظام سازمان دانش آموزی ایران از نظر کارشناسان و متخصصین» می باشد. در بررسی های اولیه پژوهشی که با این عنوان انجام گرفته باشد بدست نیامد، اما تحقیقاتی مرتبط با این موضوع انجام گرفته که به تعدادی از آنها اشارهی مختصری می شود.
در تحقیقی که تحت عنوان «بررسی تأثیر و فراوانی و نوع اردوها و بازدیدها در تغییر رفتار دانش آموزان» توسط بهشتی (1379) درشهر اصفهان انجام گرفته ، نتیجهای که به دست آمد نشان داد اردوها در ایجاد و تقویت روحیه مسئولیتپذیری و همکاری دانش آموزان مؤثر است و اینگونه دانش آموزان در ارتباطات اجتماعی نیز موفق عمل نمودهاند.
مزروعی(1379) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی نقش تشکیلات دانش آموزی در روحیه نظم و انضباط فردی و گروهی دانش آموزان راهنمایی شهر اصفهان» نتیجه گرفت که نظم فردی و گروهی در اعضاء تشکیلات دانش آموزی بیشتر از افراد غیر اعضاء می باشد.
در پژوهشی تحت عنوان «نقش تشکلهای دانشآموزی در تربیت اجتماعی» که توسط طهماسبی (1384) دراستان لرستان انجام گرفته نشان داده شده که رابطه معناداری بین عضویت دانشآموزان در تشکلهای دانشآموزی و مسوولیتپذیری، نظمپذیری و انتخاب شغل وجود دارد. اما در خارج از مدرسه حضور در تشکلهای دانشآموزی باعث بالارفتن آگاهیهای سیاسی، اجتماعی و مشارکت پذیری دانش آموزان نشده است.
بدیعی (1381) طی پژوهشی تحت عنوان « بررسی نقش تشکیلات دانشآموزی در روحیه نظم و انضباط فردی و گروهی دانشآموزان پسر دوره راهنمایی ناحیه 3 شیراز» به این نتیجه رسیدهاند که برنامههای تشکیلات دانشآموزی توانسته است در ارضاء نیازهای مختلف دانشآموزان اقدام کند ونیازهای روانی و اخلاقی دانشآموزان پسر را برآورده نماید.
امیری (1391) در تحقیقی تحت عنوان « نقش شورای دانشآموزی در توسعهی صلاحیتهای سیاسی و اجتماعی دانشآموزان دوره راهنمایی شهر مرودشت» نتیجهگیری کرده است که شورای دانشآموزی به دلیل اینکه در مدارس جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است بر روی صلاحیتهای سیاسی واجتماعی دانشآموزان نیز تاثیر مثبت نداشته است. وی معتقد است فعا لیت شورای دانشآموزی در مدارس بسیار کمرنگ و ضعیف است.
شمشیری (1387) در تحقیقی تحت عنوان« فعالیتهای اردویی در طبیعت، حلقه مفقود تربیت درنظام آموزش وپرورش ایران» ضمن تحلیل زیر ساختها برای برگزاری اردو در کشورهای غربی وایران به بررسی تفاوتهای بین آموزش رسمی و غیر رسمی پرداخته وعقیده دارد که آموزشهای غیر رسمی به دلیل اجباری نبودن، تداوم بیشتر و گستردگی و تنوع نسبت به آموزشهای رسمی تأثیر گذاری بیشتری دارد که لازم است آموزش وپرورش در کنار آموزشهای رسمی بر روی آموزشهای غیر رسمی نیز سرمایه گذاری کند. وی ضمن بررسی تاثیر مثبت اردوها و جایگاه آن در آموزشهای غیررسمی اعتقاد دارد در سیستم آموزشی کشور ما، اکثر مواقع به دلیل عدم آگاهی عمیق نسبت به کارکردهای اردوها، نداشتن برنامه آموزشی مدون، کمبود پژوهشهای کافی در این حوزه، برگزاری اردوها تحت الشعاع برنامههای رسمی قرار می گیرد.
بیات (1386) در پژوهشی تحت عنوان« شکاف آموزشی مروری بر تمایز نقشها و کار کرد های آموزشهای رسمی و غیررسمی » به مشکلات موجود در کشور در زمینه آموزش رسمی پرداخته و معتقد است آموزش رسمی با آموزش غیررسمی هماهنگ نیست. آموزش غیررسمی به علت تنوع در منابع، علاقه وانگیزه افراد را برمیانگیزاند، رشد فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، تنوع علاقهها ونیازهای مخاطبان فراگیران ، در کنار ناکارآمدی نظام آموزشی رسمی به دلیل رویکرد یکسویه و غیرتکاملی ، فقدان تنوع ، انعطافناپذیری ، محدودیت فضاهای خشک رسمی وعدم انطباق با مقتضیات زمان ، موجب استقبال از آموزشهای غیررسمی از سوی فراگیران به خصوص دانشآموزان شده است. روند این استقبال به گونهای است که آموزشهای رسمی کاملا عقب افتادهاند. در جازدگی آموزشهای رسمی و سنتی بودن آن و سرعت پیشرفت آموزشهای غیررسمی باعث ایجاد شکاف بین این دو آموزش شده است. این مساله ایجاب میکند دستگاهای رسمی با درک روند تغییرات و تحولات به استقبال آنها بروند واز شکاف روزافزون بین آموزشهای رسمی و غیررسمی بکاهند. وی معتقداست که تاخیر وتعلل در این زمینه نظام آموزشی را با مشکلات پیچیده و لا ینحلی روبرو خواهد کرد. درهمین راستا