مشارکت دانش آموزان و کودکان و نوجوانان

معیری (1364) در باب ویژگی های معلم و مربی معتقد است که معلم باید از هوش و استعداد بالایی برخوردار بوده و ازلحاظ تجربه و دانش عمومی از سطح بالا یی برخوردار باشند به گونه ای که با مسئولیت های محول شده به او، مناسب باشند. وی در این زمینه می افزاید: مربی و معلمی که از جهت اخلاقی، تعادل روانی، عقیده و ایمان ضعیف یا بی تفاوت باشد هر چند که از لحاظ معلومات و اطلاعات علامهی دهر و از نظر تسلط بر رموزکلاس داری و میزان نفوذ در متعلمان، معلم اول باشد، برای اشتغال به کار در آموزش و پرورش شایسته نیست. چنین مربی یا معلمی کودکان و نوجوانان را از نظر ویژگی های رفتاری، عاطفی و عقیدتی به سویی سوق می دهد که با هدف تعلیم و تربیت در ارتباط با جنبه های تکاملی زندگی انسان ها مغایر است. معلمی که به اطلاعات و معلومات کافی مجهز نیست و خود هستی بخشی ندارد؛ نمی تواند هستی بخش باشد. در موفقیت معلم کم سواد هر چند که فردی از نظر رفتار و خلق و خوی انسانی خوب و از جهت تسلط به فن تدریس و تربیت آزموده و آماده کار باشد، باید تردید داشت. ضعف و ناتوانی علمی و اطلاعاتی از نفوذ معنوی معلم و مربی می کاهد. کمبود نفوذ معنوی دیگر شایستگی های معلم را نیز تحت الشعاع قرار می دهد، ضعیف می کند و گاهی از بین می برد. آشنایی با رموز تربیت و تعلیم لازمه ی کار مربی و معلم است(نقل از ایرانپور، 391:161).
رضائیان(1380) در اهمیت به کارگیری نیروهای توانمند عقیده دارند که درعصر حاضر ماموریت واهداف سازمانها، هنگامی تحقق مییابند که از مدیریت اثربخش برخوردار باشند مدیران در انجام وظایف خود فرایندی را دنبال میکنند که شامل اجزایی چون برنامهریزی، سازماندهی، نظارت وکنترل، انگیزش، ارتباطات وتصمیمگیری است. تحولات و پیشرفت علوم و تکنولوژی و اختصاصی شدن علوم مختلف، امروزه حاصل سازماندهی دقیق و استفاده بهینه از نیروهای انسانی بوده است. وی معتقد است نیروی انسانی متخصص وتحصیلکرده دارایی اصلی یک جامعه محسوب میگردد به گونهای که توانمندی آنان، پیشرفت جامعه را در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی مشخص میسازد.
شمشبری(1382) در باب اهمیت تربیت نیروی انسانی برای اشتغال در حرفه معلمی به مولفههایی جذب و گزینش، آموزش پیش از اشتغال، آموزش ضمن اشتغال وارزشیابی نیروی انسانی اشاره کرده و اعتقاد دارد باید به نظام تربیت معلم نگاه سیستمی داشت چون نظام تربیت معلم مانند یک سیستم عمل میکند که تمام اجزاء در ارتباط با یکدیگر میباشند و حذف یکی از اجزاء منجر به اختلال در سیستم میشود. وی اعتقاد دارد که این دیدگاه تقریبا از طرف اکثر صاحبنظران و کارشناسان تعلیم و تربیت پذیرفته شده است(28).
4-5-3-2- موازیکاری در برنامهها:
برای جلوگیری از موازیکاری تشکلهای مختلف، در مدارس و به منظور تقویت و هماهنگی برنامهها و فعالیتهای تشکلهای دانشآموزی و تحقق مشارکت همه جانبه آنان، شورای هماهنگی تشکلها باحفظ استقلال تشکلها، انجمنها و سازمانهای دانشآموزی در انجام وظایف و ماموریتهای مصوب آنان تشکیل میگردد(تشکلهای دانشآموزی. 12:1389).
اما بررسی متن مصاحبهها نشان از این دارد که هماکنون در مدارس شاهد وجود فعالیتهای تشکلهای دانشآموزی هستیم که فعالیتهای یکسانی را با اسامی گوناگون ارائه میدهند. بهعنوان مثال، فعالیتهای تربیتی وپرورشی بهویژه در بخش مسابقهها، توسط امور تربیتی ومربیان پرورشی در مدارس دنبال میشود وبه موازات آن، تشکلهای بسیج دانشآموزی، سازمان دانشآموزی ویاگروه هلال احمر و غیره نیز مسابقهها وفعالیتهایی را ارائه میدهند که بافعالیتهای پرورشی بهطور کامل مشابه است از جمله برگزاری مسابقههای قرآن، نهجالبلاغه، سرود، مسابقات ورزشی وامثال آن. همچنین از بررسی متن مصاحبهها وبرنامههای موازی در حال اجرا، به جایگاه مبهم و غیر فعال شورای هماهنگی تشکلها در مدارس پی میبریم.
از سوی دیگر، در بیشتر مدارس مسئولیت تشکلهایی مانند سازمان دانشآموزی، بسیج دانشآموزی ، شوراها و غیره برعهده مربی واحد( به طور معمول مربی پرورشی) است وآنها مجبورند برخی فعالیتهای یکسان را در چند نوبت انجام داده وچندین مرتبه همان فعالیتهای یکسان را به مراجع اداری مختلف بهصورت کتبی ومشروح گزارش ارسال کنند. موردی که هماکنون در مدارس بسیار چشمگیر است.
مشابه بودن ویا در بسیاری از موارد یکسان بودن این فعالیتها نه تنها پاسخی مناسب به علایق، نیازها وخواستههای متنوع دانشآموزن نیست بلکه به دلیل موازیکاری ویا دوبارهکاری باعث اتلاف منابع مالی وانسانی نیز میگردد و از طرف دیگر هویت تشکیلاتی تشکلها نیز از بین خواهد رفت و چه بسا هویت تشکیلاتی در تشکلها جابجا میشود.
تنها در صورت ایجاد هماهنگی وتقسیم کار بین مراجع مختلف مدرسه، بهگونهای که هرکدام از آنها برخی از فعالیتها دنبال کنند؛ امکان بهرهبرداری از این تشکلهای متعدد بهعنوان یک ذخیرهی خوب فرهنگی در مدارس، وجود خواهد داشت.همانطور که قبلا اشاره شد این مورد درماده 1 آیینامه تشکلهای دانشآموزی(1389:12) تحت عنوان شورای هماهنگی تشکلهای دانشآموزی در نظر گرفته شده است ولی عملا به آن عمل نمیشود.
از طرفی اگر مسئولیت این فعالیتها به سایر افراد واگذار میشد ومسئولیتها بهعهدهی یک مربی نبود؛ هم از حجم مسئولیت ایشان کاسته و برکیفیت عملکرد آنها افزوده میشد وهم مسئولست افراد متعدد باعث تزریق افکار واندیشههای جدید وبروز خلاقیت میگردید.
هماکنون، علیرغم وجود تشکلهای مختلف در مدارس بسیاری از هدفهای این تشکلها محقق نشده است. البته اکثریت مصاحبه کنندگان تعدد تشکلها را در صورت تامین نیروی انسانی و امکانات و حفظ هویت تشکیلاتی آنان مثمر ثمر میدانند.
زاهدی(1377) در اهمیت برنامهریزی اعتقاد دارد کلیه فعالیتهای تربیتی اعم از رسمی و غیررسمی، فعالیتهای محیطی و خانوادگی و وسایل ارتباط جمعی باید مد نظر قرار گیرد. وی مرحله تدوین برنامهها بستر انتقال مفاهیم و ارزشها به متربی میداند و معتقد است که پیامهای تربیتی و ارزشی در جریان اجرای برنامهها در شخصیت متربی وارد میشود و شخصیت متربی را با اهداف از پیش تعیین شده هماهنگ میکند(23).
با توجه به بررسی مستندات ومتن مصاحبهها نقاط قوت و ضعف برنامههای سازمان دانشآموزی را میتوان اینگونه دستهبندی نمود.البته بیشتر معایب مربوط حوزه عمل در سازمان دانشآموزی میباشد تا مدارک و اسناد.
محاسن:
1- برنامه ریزی به صورت شورایی با حضور کارشناسان سازمان دانش آموزی، وزارت آموزش و پرورش و حوزه پرورشی و به طور کلی هیأت امنایی بودن برنامهریزیها.
2- برنامهریزی در راستای افزایش اثربخشی تعلیم و تربیت رسمی با ساماندهی فعالیتهای فوقبرنامه و اوقات فراغت دانش آموزان.
3- برنامهریزی در راستای توسعه مشارکت دانش آموزان از جمله توسعه فرهنگی.
4- افزایش مهارت زندگی و توسعه جامعهپذیری دانش آموزان.
5- عدم تمرکز در برنامههای سازمان و برنامهریزی بر اساس فرهنگ بومی و منطقهای.
6- توجه به رشد همهجانبه ، هماهنگ و موزون دانش آموزان و توجه به تفاوتهای جنسی، فرهنگی و اجتماعی.
7- تاکید بر دانش آموزمحوری با حضور فعال دانش آموزان در طراحی و اجرای برنامهها.
8- فراهم کردن شرایط مناسب برای ارتباطات بینالمللی و بهره برداری از دستاوردهای علمی، فرهنگی و تشکیلاتی سایر کشورها.
9- تاکید بر حفظ هویت مستقل سازمان دانشآموزی و پرهیز از گروهگرایی و جناح بندیهای سیاسی وتلاش در جهت تحکیم وحدت.
معایب:
1- ورود تفکرات و سلیقه شخصی در برنامههای سازمان در حوزه عمل