مدیریت برنامه ریزی و روابط بین المللی

من احساس میکنم .وضعیت کنونی سازماندانشآموزی به مریضی شباهت دارد که منتظر مرگ است، رها کردن آن بزرگترین تهدید و نجات آن بزرگترین فرصت میباشد. تجارب تلخ گذشته ایجاب میکند تا دیر نشده است با درایت مناسب مسؤولین وبرنامهریزی به روز ودرخور نیاز گروه مورد هدف در اساسنامه، سازمان را به یک سازمان قوی با اختیارات لازم تبدیل نماییم تا انشاءاله اثرات مثبت آن را در روند تعلیم و تربیت در آینده نزدیک شاهد باشیم. درپایان باید به استحضار برسانم آنچه گفتم بر اساس تجاربم بوده و شکی ندارم که افراد با تجربه و عالم به کار وجود دارند که میتوانند نظرات سازندهتری داشته باشند. والسلام
متن مصاحبه آقای و.شیخی ، لیسانس فیزیک به عنوان کارشناس مسؤول آموزش اعضاءسازماندانشآموزی مرکز و سابقه کار در سازمان دانشآموزی از بدو تاسیس .
از اینکه زحمت کشیدهاید وسازمان دانشآموزی را در تحقیق خود مد نظر قرار دادهاید تشکر میکنم امیدوارم در این تحققیق به نتایج خوبی برسید.
تقریبا خلاصهای از نظرات همکاران در استانها وشهرستانها را من مطالعه کردم بعضی از نظرات را من قبول دارم درمورد بودجه و کم شدن آن و ضعیف شدن پیشتازان وفرزانگان به دلیل همان کمبود بودجه وعدم بکارگیری مربی مناسب قبول دارم .اما در کل باید بگویم از اولی که سازمان به وجود آمد ایراداتی داشت که این ایرادات از سال 85 به بعد برطرف شد به همین دلیل تفکری که سازمان دانشآموزی در رقابت با معاونت پرورشی وبسیج دانشآموزی از بین رفته است و سازمان از سال 85 دولتی شده است چون در چارت سازمان تمام فرادی که در راس تصمیمگیری قرار گرفتهاند کارکنان دولت به آموزشوپرورش می باشند وبودجه نیز دولتی برای سازمان در نظر گرفته شده است.
سازمان در عمره ی دانش آموزی، همکاری با شهرداریها، برگزاری مراسمهایی چون اردوهای تابستانی واعتکاف، یوم الله واستقبال از مسؤولین موفق بوده البته این مورد که این برنامه سازمان دانش آموزی را به حاشیه میبرد قبول ندارم بلاخره سازمان باید با تبلیغات موقعیت خود را در جامعه حفط کند وحفظ موقعیتش در راستای رسیدن به اهداف سازمان می باشد. یکی از مشکلات اولیه سازمان این بود که تک بعدی وتکروی جلو می رفت کارکرد سیستمی ضعیف شده بود، مهارتها تشکیلاتی شده بودند که به مرور زمان این مشکلات حل شد، به طوریکه امروز ما در سازمان مهارتها را به کار میگیریم برای رسیدن به همان منشهایی که در اهداف مد نظر سازمان دانشآموزی بوده است.
در دو سال گذشته ما در بودجه با مشکل مواجه بودهایم درست است که افرادی هستند به صورت داوطلبانه وبرای رضای خدا حاضرند همکاری نمایند اما برای اکثر افراد به خصوص جامعه امروز مادیات وحق الزحمه مهم است وتا زمان محدودی میتوانند داوطلبانه همکاری نمایند.عدم پرداخت حق الزحمه به آموزش مربیان وبرگزاری آموزش فرزانگان وپیشتازان ضربه زد اما در سال 92با تلاشهای وزیر محترم ومجلس شورای اسلامی بودجه خوبی در نظر گرفته شده است که مطمئنم مشکلات را از اول مهر92 حل خواهد کرد.
یکی دیگر از مشکلات سازمان دانش آموزی عدم تعامل است بعضی از مسؤلین در استانها وشهرستانها تعامل ندارند وتا وقتی که این تعامل به وجود نیاید مشکلات نیز وجود خواهد داشت.
در حال حاضر خیلی از استانهای ما منتظر برنامه های مرکز نیستند وخودشان برنامه میسازند واجرا میکنند وحتی در برنامهسازی گاهی اوقات به مرکز وسایر استانها هم کمک می کنند. در حال حاضر استان شما ( فارس) یکی از استانهای موفق در برنامهسازی و اجرای برنامهها میباشد.
در مورد آموزش تخصصی نیروها باید بگویم در حال حاضر اردوهای استانی وتابستانی در اکثر استانها برگزار می شود ونیرو ها را می توان در این اردو ها آموزش داد، بعضی از استانها در حال حاضر هم نیروهای ارزشمندی در اختیار دارند که میتوانند آموزش نیروهای جدید را بر عهده بگیرند.
درمورد روابط بین المللی با کشورها به خصوص کشور های اسلامی به دلیل اینکه سطح کار برابر نبود کمرنگ شده است. تقریبا از سال 86 به بعد اعزام دانش آموز به خارج از کشور به جز حج عمره نداشتهایم عملا در این زمینه ما نتوانستهایم به هدف مورد نظر برسیم.
ما در محتوا سازی و حوزه عمل موفق عمل نمودهایم وضغیت سنتی را ارتقا دادهایم، وضیعت را از تک بعدی بودن بیرون آوردهایم وبرنامههای خوبی هم داریم که انشاءالله امید است از اول مهر 92 سازمان را متحول نماید. ولی با تمام این موارد ذوق، سلیقه، ابتکار، دانش و اعتقاد مسؤولین ومربیان کمک کننده است زیرا انسان تا زمانیکه به عمل اعتقادی نداشته باشد نمیتواند به انجام آن علاقهمند گردد ودر صورتی هم که انجام بدهد به شکل صوری است واز نظر زمانی دوامی نخواهد داشت، در ارتقای سیستم تعلیم و تربیت نیز مؤثر واقع نخواهد شد.
من قبول دارم که سازمان کنونی باتوجه به اساسنامه تغییرات زیادی داشته اما این تغییرات در راستای اهداف سازمان با توجه به نیاز روز جامعه بوده است. بالاخره در زمان اجرای بسیاری از برنامهها است که کارشناسان احساس نیاز به تغییرات پیدا میکنند. این تغییرات در سراسر دنیا وجود دارد ،البته در کشور ما بیش از اندازه میباشد ولی اکثر تغییرات به خاطر تعامل بوده و درجهت حفظ سازمان دانشآموزی.
متن مصاحبه آقای م.ج.پازوکی با مدرک کارشناسی برنامهریزی و سابقه 10 سال کار در سازمان دانشآموزی استان زنجان
به نظر من بعد از انحلال پیشآهنگی این ضرورت احساس میشد که می بایست تشکلی برای سروسامان دادن فعالیتهای فوقبرنامه راهاندازی گردد. البته این وظیفه از بعد از انحلال پیشآهنگی به عهده معاونت پرورشی و امورتربیتی قرارگرفت اما بعداز گذشت چندین سال به نظر رسید به دلیل متمرکز عمل کردن امور تربیتی وقرار گرفتن برنامهها در برنامه رسمی که گاها نیز مورد بیمهری مدارس قرار میگرفت و بیشتر موقع نیز کلاسهای آن به دروسی غیر از دروس پرورشی اختصاص داده میشد، همین مشکلات ضرورت تشکیل سازمانی قوی و غیر دولتی را برای بر عهده گرفتن فعالیتی فوقبرنامه بوجود آورد ، پس تشکیل سازمان دانشآموزی یک ضرورت کاملا منطقی بود. اما بعداز تشکیل سازمان، معاونت پرورشی را در معاونت عمومی ادغام کردند و این عمل تا ادارات کل اتفاق افتاد. کارشناسان امورتربیتی در شهرستانها و مناطق با حفظ سمت رییس سازمان دانش آموزی هم بودند، تقریبا پرورشی نفوذ خوبی در مدارس داشت و سازمان دانش آموزی نیز برنامههای خوبی برای فعالیتهای خارج کلاس و مدرسه داشت. چالشها نیز از همینجا اتفاق افتاد.
دیدگاههای سیاسی نه کارشناسی شدهی حاکم بر دو نهاد معاونت پرورشی و سازمان دانشآموزی باعث شد در اوایل تاسیس سازمان با توجه به دیدگاه مثبت مسؤولان سیاسی سازمان دانشآموزی قدرت فزایندهای بدست آورد و معاونت پرورشی در معاونت عمومی ادغام گردد و این باعث شد تا دیدگاه مخالفان سازمان دانشآموزی به دنبال فرصت باشند و بعد از تغییرات سیاسی از سال 84 به بعد که باعث احیاء معاونت پرورشی گردید این فرصت بدست آمد وبا سازمان دانش آموزی کاری کردند که نتیجهاش در حال حاضر مشخص است. سازمان دانش آموزی فعلی سازمانی نیست که در اساسنامه سال 1378 مطرح شده است. البته سعی شده است نمای آن را حفظ کنند ولی از درون کاملا آن را تغییر دادهاند
اما اهداف درنظر گرفته شده برای سازمان اهداف کلی و ارمانی بود که میبایست به اهداف جزیی و علمی و عملیاتی با توجه به تجارب کشورهای دیگر تبدیل میشد اما این اتفاق به جز در موارد جزیی نیفتاد چون نیاز به برنامهریزی داشتیم اما در برنامهریزی خودمان نشستیم بدون توجه به شناخت وضعیت تعلیم و تربیت کشورمان و نیاز گروه مورد هدف برنامه ریختیم، گرچه این مشکلات بود اما شروع خوبی داشتیم، چون تشکیل سازمان دانش آموزی تجربه نو برای انقلاب محسوب میشد وتا حدودی مشکلات طبیعی بود. اولین نوید آن این بود که میتوانست مطالبات خانوادهها برای راهاندازی چنین تشکلهایی و پرداخت هزینهها تو سط اعضاء را در پی داشته باشد و این کمک بزرگی به دولت است. کاری که هم اکنون تحت عنوان تشکلهای مختلف در جهان اتفاق افتاده است. این مشکلات به مرور زمان میبایست حل میشد اما دیری نپایید تفکرت سیاس و جناحی بر سازمان حاکم شد ونه تنها مشکلات قبلی حل نشد بلکه بر مشکلات آن افزوده شد.
به نظر من برنامهریزی باید قبل از طراحی اهداف در نظر گرفته میشد تا درزمان اجرا با کمترین مشکلات برخورد نماییم، اولین کاری که میبایست انجام میگرفت تبدیل اهداف کلی به اهداف جزیی و رفتاری بود که این کار در مقطعی از عمر سازمان به طور ناقص انجام گرفت و در حال حاضر هم رها شده است.
سازمان اگر بخواهد موفق باشد باید چند کار را انجام دهد که به اختصار بیان میکنم
سازمان دانش آموزی بیشترین ضربه را از سیاسی بازی جناحهای سیاسی خورده است، پس باید خود را از این وضعیت نجات دهد و این کار با تکیه بر تواناییهای اعضاء و خانوادهها و نهادهای مستقل شدنی است.
برای حرکت در مسیر اهداف برنامهریزی لازم است وبرنامه میبایست توسط افراد متخصص و برنامهریز انجام گیرد، پس تربیت نیروی انسانی در این زمینه بسیار حیاتی است که متاسفانه حرکت دراین مسیر هم کمرنگ است.
تعامل با سایر کشورهای جهان در چارچوب اهداف همراه باحفظ هویت ملی و اسلامی کاملا ضروری است چون در جهان امروز دیگر جای خطا و آزمایش نیست، مخصوصا در مسیرهایی که قبلا توسط سایر کشورها طی شده است.
برنامهریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت در راستای اهداف همراه با ارزیابی و اصلاحات کارشناسی شده در تمام تشکلهای تربیتی، از جمله سازمان دانش آموزی وتعهد کارشناسان سیاسی و تربیتی برای برا حرکت در چارجوب این برنامهریزیها کاملا ضروری است.
متن مصاحبه آقای م.زارعی ، فوق لیسانس مدیریت برنامه ریزی آموزشی با 25 سال سابقه در آموزش و پرورش و 2 سال سابقه در سازمان دانش آموزی
باید به عرض برسانم که اهدافی برای سازمان دانش آموزی در سال 1378 در نظر گرفته شده وقتی هم اهداف را نگاه می کنیم در نظراولیه اهداف مناسبی هستند ولی چه موقع می توانیم آن را ارزیابی کنیم؟ زمانیکه ساختار و برنامه های در نظر گرفته شد برای رسیدن به اهداف در حوزه عمل آزمایش شوند اما اینگونه نبوده، سازمان دانش آموزی تا خواست خود را بیابد ضعیف شد. ساختار آن و برنامه ها تغییر کردالبته به نظر من تغییرات هم کارشناسی شده نبوده. با این وضیت چگونه می توانیم اهداف را نقد کنیم و معایب و یا محاسن آن را بررسی نمائیم. از ابتدا سازمان را غیر دولتی اعلام کردند اما یکی از منابع آن را کمک های دولتی در نظر گرفتند و تقریباً می توان گفت به نوعی همین کمکهای دولتی بود که تا حدودی سازمان را سرپا نگه داشته بود اما این کمکه هم حدود 2 سال است قطع شده است، از طرفی این سازمان نتوانسته خود را به عنوان یک ان.جی.او در جامعه معرفی کند تا بتواند کمکهای مردمی را جذب نماید. البته مقداری کمک از اعضاء گرفته می شود که این جوابگوی فعالیتهای در نظر گرفته شده برای سازمان نمیباشد.
تشکیل سازمان دانش آموزی از روز اول در کنار معاونت پرورشی و برای تنوع برنامه ها و سرعت بخشیدن به فعالیت های پرورشی بود، یعنی سازمانی کاملاً مستقل و غیر دولتی، ولی به مرور زمان در حوزه پرورشی ادغام شد. پست سازمان دانشآموزی در شهرستانها و مناطق در حال حاضر وجود ندارد و جزء نمایه کار معاونت پرورشی می باشد البته این استقلال تا حدودی در نواحی و مراکز استانها حفظ شده ولی باز هم رضایتبخش نمیباشد.