دانلود پایان نامه

جنگل ها را آتش می زند تا چند صباحی به کشاورزی بپردازد و زمین ضعیف شده را به حال خود رها می کند.
تعداد دامش را زیاد می کند، قبل از اینکه علف ها درست سبز کرده باشند دامهایش را به صحرا می برد و تا می تواند آنها را در عرصه ها چرا می دهد اگرچه دام هایی زار و نزار و مرتعی رو به ویرانی را پیش می برد، اما به فکر سیر کردن شکم خود و فرزندانش است و توان اقتصادی و گاه فرهنگی صیانت از منابع برای فردا و فرداهای دیگر را ندارد.
فقرا با جمع آوری گیاهان از عرصه ها برای خوراک و یا برای درمان خود و یا برای فروش این گیاهان در بازار می توانند به محیط خود فشار وارد کنند. در شرایط فقر خشکسالی ها و بلایای طبیعی مردم مناطق آسیب دیده را به حدی به فلاکت می کشاند که به خوردن گونه های گیاهی غیر متعارفی دست می زنند و به اکوسیستم حساس شده فشار مضاعفی را وارد می سازند.
استفاده از گیاهان با قطع و برداشت بی رویه آنها جهت مصرف به عنوان سوخت، در نتیجه عدم دسترسی به سوختهای دیگر و یا گران بودن آنها نیز از جمله فشارهایی است که فقرا به محیط وارد می سازند.
استفاده از زغال سنگ که غالبا به عنوان یکی از آلوده کننده ترین سوخت های کنونی شناخته می شود، با فقر اقتصادی کارگران است که امکان بهره برداری می یابد، بهره برداری از معادن ذغالسنگ در اکثر مناطق بسیار سخت و با بهره گیری از کارگران ارزان قیمت و در شرایط خطر ناک عملی می گردد. چین بزرگترین انتشار دهنده گازهای گلخانه ای از طریق زغالسنگ است. شرایط کار در این معادن به حدی سخت و خطرناک است که بدون بهره گیری از کار ارزان فقرا این صنعت غیر اقتصادی می شود و خواهد خوابید.
در بسیاری از مناطق فقرا مصالحی جز گیاهان برای خانه سازی، یا در واقع برای بر پا کردن آلونک هایشان ندارند.
در مورد گونه های جانوری، با شکار و ماهیگیری انسان های فقیر جهت تغذیه خود به انواع موجودات زنده روی می آورند و در چنین شرایطی انتظار از آنها در خصوص اهمیت دادن به حفظ گونه های نادر و رو به انقراض در طبیعت غالباً برآورده نمی شود.
ثروتمندان چگونه تخریب محیط را دامن می زنند؟
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و مردم ثروتمندی که در کشورهای مختلف زندگی می کنند نیز به اشکال مختلفی در تخریب محیط زیست نقش ایفا می کنند.
بهره گیری افزون تر از منابع مختلف محیط زیست از ویژگی های کشورهای ثروتمندتر و طبقات برخوردارتر جوامع است. ثروتمندان کالاها و خدمات بیشتری مصرف می کنند و این مصرف بیشتر در بسیاری مواقع فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با مصرف بنزین بیشتر برای مسافرت های هوایی و زمینی، برخورداری از تعداد بیشتر خودرو و امکان استفاده از ماشین های بزرگتر و پرمصرف تر، با خودروهای تک سرنشین و با مسافرت های تفریحی طولانی جاده ای یا هوایی می توانند به عنوان عامل مؤثری در تخریب محیط زیست عمل کنند. با وجود همه اقدامات طرفداران محیط زیست در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا برای کاهش مصرف بنزین، هنوز شرکت های خودروسازی و شاید صاحبان شرکت های تولید و عرضه بنزین مردم را به استفاده از ماشین هایی بزرگ تر و در نتیجه پر مصرف تر ترغیب می کنند. در یعضی کشورهای ثروتمند (معمولاً کشورهایی که درآمد نفتی در اختیار دولت هایشان هست) نه تنها مالیاتی جهت احیای محیط زیست از بنزین اخذ نمی شود بلکه حتی (به دلیل ضعف دولتهایشان در سامان دهی منابع موجود در دست دولت که می تواند در تأمین اجتماعی و ایجاد شغل و بیمه و امثال آن صرف گردد) بر روی بنزین یارانه پرداخت می شود و مصرف بنرین را بیشتر می کنند. و ثروتمندان که ماشین بیشتر و سفرهای بیشتر دارند بازهم به محیط بیشتر صدمه می زنند.
افراد ثروتمندتر و کشورهای ثروتمندتر امکان مصرف کالاهای لوکس و کالاهایی که در مقیاسه ای کنونی جهانی غیر ضروری محسوب می شود را پیدا می کنند. تولید و مصرف بسیاری از این کالاها با بهره گیری از منابع محیط، نفت، انرژی، چوب و یا خیلی از مواد کمیاب در طبیعت امکانپذیر می گردد و مصرف بیشتر از آنها فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با بهره گیری از امکانات بیشتر برای سفرهای تفریحی به مناطق بکر طبیعت سفر می کنند. برای سفرهای خود دولتها را وادار به احداث جاده هایی از بین جنگل ها می کنند و طبیعت آنجا را از بین می برند.
افرادی از این طبقه به جهت امکانات مالی که دارند به شکار به جهت تفریح علاقه نشان می دهند. حتی با وجود بعضی محدودیت های ایجادشده برای این کار در بعی مناطق و بعضی فصول این افراد با دارا بودن قدرت اعمال نفوذ خود، یا با رشوه و تطمیع به عرصه ها هجوم می برند و گاهی که جریمه نقدی در کار است به راحتی جریمه را پرداخت نموده و به از بین بردن گونه های جانوری ادامه می دهند.
اگر فقرا برای سیر کردن شکم خود به گیاهان بومی و گاه کمیاب و در معرض نابودی دست می یازند، ثروتمندان هم به دلایل مختلفی به این اقدامات دامن می زنند. از قرن ها پیش تا کنون فقیرترین افرادی از جامعه برای بهره برداری از گیاهان دارویی و صنعتی محیط های طبیعی به کار گمارده می شوند. محصولات آرایشی و بهداشتی و بعضی محصولات سلامتی که به علت کمیابی گران هستند، مورد تقاضای ثروتمندان است و از این رو به انقراض این گونه ها در عرصه های طبیعی منجر می شود.
ساخت محصولات زینتی از کمیاب ترین موجودات زنده روی زمین و تقاضایی که برای آنها توسط ثروتمندان وجود دارد به تخریب محیط زیست دامن می زند. کلکسیون پروانه ها یا گیاهان و گل ها و حشرات کمیاب و یا حیوانات تاکسیدرمی شده از جمله مصداقهای اثرات تقاضای ثروتمندان بر محیط زیست است.
ایده کسب درآمد به هر طریق ممکن توسط گروه های صاحب ثروت و کشورهای ثروتمند، به آنها اجازه می دهد به جنگ افروزی و تولید و فروش صلاح ها و انواع تأسیسات و خدمات نظامی بپردازند تا از این طریق درآمد بیشتری را نصیب خود سازند. مرور سوابق نشان می دهد که در جنگ ها (خصوصا جنگ های منطقه ای و کمتر جنگ های جهانی) کشورهای ثروتمندتر بهره برده اند و افراد و گروه های ثروتمند داخل کشورها ثروتمندتر شده اند، ضمن اینکه ثروتمندان غالبا کمترین صدمات را در جنگ ها می بینند. جنگ ها و انواع بحران هایی که در مقدمه آنها می آید تا بحران هایی که بعد ار آن می آید، از جمله مهم ترین عوامل تخریب محیط زیست در مناطق درگیر می باشد و گاه می تواند اثراتی فرا منطقه ای داشته باشد.
ثروتمندان، به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته با بهره گیری از پول و قدرت و انواع ابزارهایی که در دست دارند به تسخیر عرصه های منابع طبیعی اقدام می کنند، یا قوانین را به شکلی جهت می دهند که به نفع خود در تغییر کاربری اراضی و تخریب عرصه های طبیعی از آن بهره ببرند و یا اگر قوانین به نفع آنها نباشد با قانون گریزی و رشوه و انواع روش ها عرصه های محیط زیست را به خاطر کسب ثروت بیشتر تخریب می کنند. اراضی جنگل ها و مراتع و فضای سبز را تبدیل به ویلا و ساختمان و جاده و مجتمع تجاری می کنند و به این گونه به تخریب محیط زیست کمک می کنند.
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و یا گروه های ثروتمند در داخل کشورها به دلیل قدرتی که دارند، چنانچه برنامه ها، قوانین و لوایح زیستمحیطی بر خلاف منافع آنها به نظر برسد، از تصویب و یا اجرای آن جلوگیری می کنند. در مجامع بین المللی محیط زیست بزرگترین آلوده کنندگان اتمسفر کره زمین یعنی آمریکا و چین در تصمیم گیری و تصویب قوانین بین المللی محیط زیست سنگ اندازی می کنند و بودجه های کافی را در این مسیر هدایت نمی کنند. با وجودی که اثرات به کارگیری سوخت های فسیلی و انواع اقدامات بشری در گرمایش زمین و تغییر اقلیم و عواقب زیانبار آن مورد تأیید قاطبه دانشمندان است، هنوز بسیاری از سیاستمداران در چنین کشورهایی سعی در ایجاد تردید در این موضوع دارند. هنوز شرکت هایی که از مصرف انرژی های ناپاک در جهان سود می برند در جهان دانشمندان را به انجام تحقیقاتی ترغیب می کنند که شک و تردید در مورد علل گرمایش زمین ایجاد کند.
کشورها و مناطق زورمند و ثروتمند با عدم رعایت حقابه های دیگر مناطق به تخریب محیط زیست دامن می زنند. ترکیه با بستن سد بر روی آب های بالا دست دجله و فرات، حیاط طبیعی و اکوسیستم بین النهرین را به خطر می اندازد و به بحران ریزگردها در منطقه بزرگی از ایران و عراق دامن می زند. ثروتمندان مناطق داخلی ایران با قدرت بیشتری که در دستگاه حاکم دارند آب را از شاخه های کارون با تونل های شماره یک تا بی نهایت از کوهرنگ به یزد و اصفهان و قم می برند و به آب شور خلیج فارس اجازه می دهند تا به جای آب کارون، تا شهر اهواز بالا بیاید. در ایران زمین داران با بهره برداری بی رویه از منابع آب های زیر زمینی که طبق قوانین همین کشور هم متعلق به همه آحاد مردم است، بدون پرداخت حقابه به تخریب منابعی دست می زنند که چند هزارساله است و با این روش بهره برداری افت آب های زیر زمینی غیر قابل جبران خواهد بود. منافع را زمین داران این نسل می برند و خسارات آن را بی زمین های این نسل و کل افراد نسل بعد.
اگر فقرا تقاضایشان برای چوب جنگل ها عمدتاْ برای سوخت است و نیاز آنان را می توان با چوب های درختان کشت شده سریع الرشد نیز پاسخ داد و یا با رساندن منابع دیگر انرژی آنها را از استفاده از چوب ها و بوته های طبیعی باز داشت، اما درخواست ثروتمندان برای چوب از جنبه دیگری است. چوب برای مصارف زیباسازی منازل و ساخت مبلمان و وسایل از درختانی که به دلیل کمیابی، گرانقیمت تر هم هستند، به گونه های کمیاب تر فشار وارد می سازد. در مورد گونه های فراوان تری از گونه های درختان جنگل ها نیز تخریب هایی به دلیل بهره برداری شرکت های بزرگ چند ملیتی از این درختان و یا حتی قطع درختان و کشت محصولاتی مثل موز و نارگیل و نخل روغنی دیده می شود که در اینجا نیز عمدتاً شرایط بهره برداری و تخریب به گونه ای است که منافع ظاهری آن به جیب ثروتمندان می رود و منافعی که نصیب فقرا می گردد بسیار ناچیز و احتمالاً در حد کارگری در این مزارع بزرگ، یا کارخانه های چوب بری است.

مطلب مشابه :  مواد و روشها و استان لرستان

فصل دوم:
مبانی و شرایط حق انسان بر محیط زیست

مبحث اول: