محتوای آموزشی

نکته مهم در مثل ها این است که در معانی سطحی آن نباید توقف کرد، بلکه با گرفتن سررشته تفکر و تعقل باید در معانی ژرف آن فرو رفت.
تمثیل از روشهای آموزش و پرورش نیز است و به منظور تبیین مراد و نزدیک ساختن مطلب به فهم مخاطب و مجسم ساختن مطلب در ذهن وی به کار می رود.
تمثیل و تشبیه در آموزش، به ویژه در آموزش های عمومی، آموزش مبتدیان و آموزش امور عقلی، ذهنی و انتزاعی، می تواند نقش مهم و اساسی ایفا کند، از این رو معصومان(8) در آموزش های خود از تمثیل و تشبیه زیاد استفاده می کردند.
در روایتی پیامبر (6) در تبیین خطر حبّ دنیا، آن را به گرگی تشبیه می کند که از سر شب تا به صبح در گله گوسفندی بیفتد! «یا اباذر! حبّ الدنیا و الشرف اذهب لدین الرجل من ذئبین ضاریین فی ذریبه الغنم فاغارا فیها حتی اصبح فماذا ابقیا منها… اباذر! دلبستگی به دنیا و مقام و شرف برای دین انسان از دو گرگ درنده ای که به آغل گوسفندان حمله کنند و همه را از بین ببرند، به گونه ای که هیچ یک از آنها را باقی نگذارند، نابود کننده تر است».
بنابراین آموزش به شیوه تمثیل و تشبیه، هم کار آموزشی را آسان می کند و هم آن را گویا و رسا می سازد. البته تنها ذکر مثال کافی نیست؛ زیرا در این صورت ممکن است شاگرد را به اشتباه بیاندازد؛ برای جلوگیری از اشتباه لازم است معلم توضیحات لازم را نیز ارائه دهد و یا ابتدا قاعده و کلیت بحث را مطرح کند و سپس مثال بزند. تا روشن شود منظور از مثال و تشبیه چیست. البته از جهت تربیتی نیز نباید مربی همۀ نکات در مثل را برای متربی بازگو کند، بلکه باید به او اجازه دهد که خود با کاوشگری، معانی بیشتری را کشف کند.
از مطالبی که گفته شد می توان نتیجه گرفت که: مؤثرترین روش از بین روشهای تربیتی را می توان مثال نامید؛ زیرا سبب تفحّص متربی به معنای بیشتری از تمام مباحث به ویژه بحث های فلسفی و اخلاقی و تربیتی می شود و سبب افزایش فکر و اندیشۀ آنان می گردد. و همچنین سبب فهم مخاطب در مدت زمان بسیار کم، نسبت به مطالب علمی پیچیده و دشوار می گردد.
و همچنین از نظر مفسران مثال سبب تسریع مطالعه درباره موضوعاتی که آغاز و انجامش سال ها به طول خواهد انجامید، می گردد و در برابر چشمان مردم در یک صحنۀ زودگذر مجسم می سازد.
از روش مثال می توان در تمام مباحث علمی، اجتماع، اخلاقی، تربیتی و سایر موارد بهره جست، به طوری که می توان آن را روش لاینفک در علوم به شمار آورد.
4-3- اصول مربوط به محتوای آموزشی
از جمله اصول آموزشی در سیره معصومان(8) این است که محتوای آموزشی باید با شرایط یادگیرنده از قبیل نیازها، زمان و مکان، آموزش، روش آموزشی و… متناسب باشد؛ زیرا این امر اولا، در راستای اصل عمل گرایی در آموزش، و هماهنگ با آن است و ثانیا در کیفیت آموزش، تاثیر بسزایی دارد.
تحقق این اصل به دو صورت ممکن است: اول این که محتوا را متناسب با شرایط، انتخاب کنیم و دیگر آن که شرایط را متناسب با محتوای آموزشی تغییر دهیم؛ البته در مواردی که محتوای آموزشی ثابت است؛ به ناچار باید شرایط مناسب را ایجاد کرد، ولی در مواردی که محتوا ثابت نیست و قابل انعطاف و تغییر است. محتوا و شرایط، هر دو تغییرپذیرند و در سیرۀ معصومان(8) هر دو صورت رخ داده است: برای نمونه در سیره پیامبر (6) امده است، ابن عباس می گوید: پیامبر خدا (6) در روز عید قربان برای مردم خطبه خواند و فرمود: ای مردم! امروز چه روزی است؟ گفتند: روز محترمی است. فرمود: این جا چه شهری است؟ گفتند؟ (مکه) شهر محترمی است. فرمود: این چه ماهی است؟ گفتند: ماه محترمی است. فرمود: همانا خون شما و مال و آبروی شما بر یکدیگر، مانند این روز، در این شهر و در این ما، محترم است و این مطلب را چندین بار تکرار کرد.
در این سیره پیامبر (6) متناسب با شرایط زمان و مکان، محتوای آموزشی خود را انتخاب کرد و توانست با ارائه این مطلب، عادت دیرینه عرب را در محترم نشمردن جان و مال و آبروی همدیگر تغییر دهد.
بنابراین یکی از اصول آموزشی در سیره معصومان(8) اصل تناسب محتوای آموزشی با شرایط دانش آموز است. اما این اصل چه تاثیرهای آموزشی می تواند به دنبال داشته باشد؟
یک- متناسب بودن محتوا با شرایط فراگیر سبب رغبت او به یادگیری و در نتیجه، افزایش انگیزه یادگیری خواهد شد که نقش آن نیز انکارناپذیر است.
دو- رعایت این اصل موجب انس فراگیر با محتوا و تعامل او با معلم، از راه طرح پرسش و پاسخ به پرسش های معلم خواهد شد.
سه- با رعایت این اصل در آموزش، علاوه بر آموزش نظری، آموزش عملی نیز تحقق خواهد یافت و در نتیجه یادگیری عمیق، و در سطح فهم و یا حتی عمل، تحقق خواهد پذیرفت.
صاحبنظران تعلیم و تربیت در مورد نحوه انتخاب و ارائه محتوا در برنامه ریزی درسی برخی اصول اساسی را مطرح می کنند که عبارتند از: یک- رابطه محتوا و هدف: محتوا باید با هدفهای درسی و نظام آموزشی مرتبط باشد. دو- رابطه محتوا و رغبت: محتوا باید با تجارب گذشته یاد گیرنده و یا نیازها و علایق او تناسب داشته باشد. سه- رابطه محتوا و توان دانش آموزان: محتوا باید با سطح رشد یاد گیرنده با توجه به یافته های روانشناسی رشد تناسب داشته باشد. چهار- رابطه محتوا و سودمندی: محتوای کتاب درسی باید با زندگی روزمره و مسائل و مصادیق آن مرتبط باشد به گونه ای که برای دانش آموز سودمند باشد.
پس از ذکر مقدمه ای کوتاه خاطرنشان می سازد که در آموزش معارف اسلامی، محتوا شامل اعتقادات احکام و اخلاقیات می شود که توضیح مختصری در مورد هر کدام داده می شود.
1-4-3 اعتقادات
اعتقادات اسلامی بسیار گسترده و متنوع اند. در میان این اعتقادات، برخی به دلیل این که پایه و اساس دیگر اعتقادات هستند و به همین سبب نسبت به بقیه آنها اهمیت بیشتری دارند و در متون دینی هم بر آنها بیشتر تاکید شده به نام «اصول اعتقادی» معروف شده اند.
اصول اعتقادی اسلامی عبارت است از: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد.
توحید و عدل دو صفت خداوند است که به دلیل تاکید زیاد متون اسلامی بر آنها به عنوان دو اصل اعتقادی مطرح شده اند. مطالب مربوط به این دو با عنوان «روش های پرورش شناخت و ایمان به خدا» مطرح می شود.
اعتقادات بخشی از دین اسلام را تشکیل می دهند؛ از این رو دینداری یک فرد مسلمان در صورتی کامل و پذیرفتنی است که از نظر اعتقادی در سطح مقبولی باشد. در آیات متعددی بر این نکته تاکید شده است.
خداوند در سوره بقره می فرماید: ﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ﴾