گفتار اول: مجمع عمومی
در ماده 12 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران چنین آمده است: ارکان سازمان عبارت است از: مجمع عمومی، شوری، هیأت مدیره و بازرسان. در ماده 13 اساسنامه مذکور نیز چنین آمده است: مجمع عمومی از صاحبان سهام تشکیل می شود نمایندگی سهام وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی در مجمع به عهده وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی با قائم مقام او خواهد بود. مجمع عمومی ممکن است عادی و یا فوق العاده باشد. مجمع عمومی عادی حداقل سالی یک بار دعوت می شود. ماده 14 اساسنامه مذکور در ادامه چنین بیان می دارد: مجمع عمومی عادی را هیأت مدیره باید
حداکثر تا پایان تیرماه هر سال دعوت نماید. به علاوه در هر موقع ضرورت داشته باشد هیأت مدیره و یا بازرسان می توانند مجمع عمومی را دعوت نمایند. صاحبان لااقل سهام می توانند با ذکر منظور از هیئت مدیره خواستار شوند مجمع عمومی عادی را دعوت نماید و هیئت مدیره موظف است ظرف یک ماه این تقاضا را انجام دهد. در ماده 15 اساسنامه سازمان تعاون روستایی ایران نیز به وظایف و اختیارات و صلاحیت های مجمع عمومی عادی پرداخته شده است: «وظایف مجمع عمومی عادی به قرار ذیل است: 1- استماع گزارش سالانه هیأت مدیره و بازرسان راجع به امور سازمان و اظهارنظر راجع به آن. 2- تصویب یا رد یا تصحیح اقلام تراز نامه و حساب سود و زیان براساس گزارس بازرسان و توضیحات هیأت مدیره. 3- اتخاذ تصمیم نسبت به برنامه پیشنهادی هیأت مدیره برای دوره عملکرد سال بعد و تعیین خط مشی مربوط. 4- عزل و نصب و یا تجدید انتخاب اعضای هیأت مدیره و اعضای شوری و بازرسان 5- تعیین حقوق و مزایا و پاداش اعضاء هیأت مدیره شوری و بازرسان. 6- تصویب و یا اصلاح بودجه سالانه سازمان که از طرف هیأت مدیره پیشنهاد می شود. 7- اخذ تصمیم نسبت به هرگونه پیشنهادی که در دستور جلسه بوده و در صلاحیت مجمع عمومی فوق العاده نباشد. در ماده 16 اساسنامه سازمان در ادامه چنین آمده است: تغییر مواد اساسنامه از وظایف مجمع عمومی فوق العاده است و این مجمع بنا به دعوت هیأت مدیره و یا بازرسان تشکیل می شود. صاحبان سهامی که مجموع بهای سهام آنها لااقل معادل سرمایه سازمان باشد می توانند با ذکر منظور از هیأت مدیره خواستار شوند مجمع عمومی فوق العاده را ظرف یک ماه از تاریخ دریافت تقاضانامه دعوت نماید و هیأت مدیره نیز مکلف به انجام این دعوت می باشد. چنانچه مواد تغییریافته اساسنامه طبق تبصره 30 قانون بودجه سال 1344 کشور به تصویب برسد از تاریخ تصویب اجراء خواهد شد. در ماده 20 اسانامه مذکور نیز چنین می خوانیم: «در مجمع عمومی هر سهم دارای یک رأی است. در ماده 21 اساسنامه مذکور در ادامه چنین آمده است اتحادیه های تعاون روستایی می توانند نمایندگی سهام خود را در مجمع عمومی سازمان به اعضای هیأت مدیره یا به مدیر عامل و یا به یکی دیگر از نمایندگان صاحبان سهام به موجب وکالت کتبی واگذار کنند . در ماده 26 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی که یکی از مواد مهم مرتبط با مجمع عمومی است و به نوعی به تقسیم بندی مجمع عمومی پرداخته است چنین می خوانیم: «الف- مجمع عمومی عادی باید مرکب از صاحبان سهامی باشد که بیش از پنجاه درصد سرمایه سازمان را به عنوان صاحب سهم و یا به نمایندگی و یا وکالت دارا باشند و اگر در دفعه اول این نصاب حاصل نشد مجمع عمومی جدیدی تشکیل و تصمیمات این مجمع قطعی خواهد بود. ولو اینکه حد نصاب فوق حاصل نشود. ب- در مجمع عمومی فوق العاده باید عده ای از صاحبان سهام که لااقل سه ربع سرمایه سازمان را دارا باشند حاضر گردند و اگر این عده حاضر نشدند باید مجمع عمومی جدیدی دعوت شود و این مجمع در صورتی رسمیت خواهد داشت که نماینده بیش از نصف سرمایه سازمان باشد و اگر این حد نصاب حاصل نشد مجمع عمومی دیگری با حضور صاحبان بیش از ثلث سرمایه سازمان حق اتخاذ تصمیم خواهد داشت. در واقع با عنایت به خلاصه ای که از مواد مرتبط با اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران آمد می توان به این نتیجه رسید که مجمع عمومی سازمان مهمترین رکن آن بوده و در واقع مغز متفکر و اصلی آن به شمار می آید. اصولاً در شرکت هایی که ماهیت تعاونی دارند مجمع عمومی مهمترین و نخستین رکن سازمان است. در ماده 30 قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران مصوب 1370 که هرچند این قانون در خصوص سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران قابلیت اجرایی ندارد اما دارای نکته ی مهمی است و آن اینکه بیان داشته مجمع عمومی مهمترین رکن تصمیم گیری است، امری که به نظر می رسد در خصوص سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز وجود دارد: «ماده 30- مجمع عمومی که براساس این قانون بالاترین مرجع اتخاذ تصمیم و نظارت در امور شرکت های تعاونی می باشد، …».
گفتار دوم: شوری
یکی دیگر از ارکان مهم سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران شورا می باشد. در ماده 29 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران چنین آمده است: «شورای سازمان مرکب از پنج نفر است که دو نفر آنها از بین کارمندان عالی رتبه وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و یک نفر از کارمندان عالی رتبه وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و یک نفر از کارمندان عالی رتبه سازمان برنامه و یک نفر از افرا بصیر و مطلع و مجرب در امور اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و کشاورزی برای مدت سه سال به وسیله مجمع عمومی با جلب موافقت سازمانهای مربوط تعیین و انتخاب می شوند و قبل از پایان مدت مأموریت قابل عزل و بعد از پایان آن تجدید انتخاب آنها بلامانع است». در ماده 30 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز چنین آمده است: «جلسات شورا وقتی رسمیت خواهد داشت که لااقل سه نفر از اعضای شوری حضور داشته باشند و تصمیمات شوری هنگامی معتبر خواهد بود که لااقل سه نفر از اعضای حاضر به آن رأی موافق داده باشند. در ماده 31 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به بیان وظایف و اختیارات شورای سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به شرح ذیل پرداخته است «الف- تصویب و یا اصلاح آیین نامه مالی- معاملات، استخدام، امضاء های مجاز و سایر آیین نامه های داخلی که از طرف هیأت مدیره پیشنهاد می شود. ب- تصویب و یا اصلاح تعرفه معاملات سازمان که از طرف هیأت مدیره پیشنهاد می شود. ج- اتخاذ تصمیم نسبت به پیشنهاد هیأت مدیره جهت تحصیل اعتبار از بانک ها و مؤسسات مالی و بازرگانی د- اتخاذ تصمیم نسبت به مطالبات مشکوک الوصول و یا مطالباتی که وصول آنها به نظر سازمان مقدور نمی باشد. ه- اتخاذ تصمیم نسبت به ساختمان و یا خرید محل کار سازمان و شعب و نمایندگی های آن. و- اتخاذ تصمیم نسبت به پیشنهاد هیأت مدیره جهت تشکیل شرکت ها و یا مشارکت در شرکت هایی که موضوع آنها تأمین حوائج کشاورزی و یا تبدیل و یا بسته بندی محصولات کشاورزی است. ز- اتخاذ تصمیم نسبت به هر موضوعی که هیأت مدیره طرح آن را در شوری لازم تشخیص دهد مگر در مواردی که اتخاذ تصمیم مربوط داخل در وظایف مجامع عمومی باشد ….».
گفتار سوم: هیأت مدیره
در ماده 32 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران چنین می خوانیم: «هیأت مدیره سازمان مرکب از سه نفر عضو اصلی و یک عضو علی البدل است که به وسیله مجمع عمومی معین شده و قابل عزل و تجید انتخاب می باشند، رییس هیأت مدیره عهده دار سمت مدیر عامل سازمان نیز می باشد. تبصره- مجمع عمومی صاحبان سهام یکی از دو نفر اعضای هیأت مدیره را به سمت قائم مقام رییس انتخاب می نماید تا در مواقع غیبت رییس به جای وی انجام وظیفه نماید. ماده 33: «مدت مأموریت هیأت مدیره سه سال است و قبل از پایان مدت مأموریت قابل عزل و بعد از پایان آن تجدیدنظر انتخاب آنها بلامانع است. ماده 34: «تصمیمات هیأت مدیره هنگامی معتبر و قابل اجراء است که لااقل دو نفر از اعضای هیأت مدیره با آن موافق باشند. ماده 35: « تصمیمات هیأت مدیره باید در دفتر مخصوص عیناً ثبت و به امضای مدیران حاضر در جلسه برسد مدیری که نظر مخالف دارد نظریه او باید عیناً در دفتر مزبور منعکس شود. اما وظایف و صلاحیت های هیأت مدیره نیز از موضوعات مهمی است که ماده 36 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی به آن پرداخته است: 1- تهیه برنامه ارشاد و رهبری اتحادیه ها و شرکتهای تعاون روستایی. 2- تهیه برنامه توسعه شبکه تعاونی در مناطق روستایی کشور در حدود بودجه و اعتبارات مصوب. 3- تهیه و تنظیم آیین نامه ها و طرح های مورد لزوم. 4- بررسی و تهیه طرح های مربوط به سرمایه گذاری و شرکت در هر گونه تأسیساتی که نتیجه تمام یا قسمتی از عملیات آنها مستقیم یا غیر مستقیم در بهبود وضع کشاورزان عضو شرکت های تعاونی مؤثر باشد. 5- تهیه و بررسی طرح های مربوط به تحصیل اعتبار و یا اخذ وام از بانک ها و مؤسسات مالی و بازرگانی. 6- اتخاذ تصمیم نسبت به اعتبارات درخواستی اتحادیه های تعاونی روستایی با رعایت مقررات این اساسنامه و آیین نامه های مربوط. 7- اتخاذ تصمیم نسبت به صدور ضمانتنامه به نفع اتحادیه های تعاون روستایی با رعایت مقررات آیین نامه مربوط. 8- تهیه و تنظیم تعرفه معاملات سازمان و تغییراتی که در آن ضرورت پیدا می کند. 9- تهیه و تنظیم گزارش فعالیت های انجام شده سالانه سازمان برای طرح در مجمع عمومی.10- تهیه و تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان سالانه سازمان برای تسلیم به بازرسان و طرح در مجمع عمومی. 11- تهیه و تنظیم خط مشی و برنامه های سال بعد سازمان جهت طرح در مجمع عمومی. 12- حسابرسی سازمان به وسیله عقد قرارداد با حسابداران قسم خورده مشروط بر اینکه سمتی در سازمان نداشته باشند یا مؤسسات حسابرسی واجد صلاحیت و گزارش نتیجه آن به مجمع عمومی صاحبان سهام. 13- اتخاذ تصمیم نسبت به تشکیلات اداری و فنی و احتیاجات استخدامی سازمان. 14- اتخاذ تصمیم نسبت به بخشودن جریمه دیرکرد و یا بهره مطالبات معوق در موارد استثنایی. «در واقع باید دانست که اعضاء هیأت مدیره در مجامع عمومی به وسیله آراء اکثریت اعضاء در مجامع عمومی عادی انتخاب می شوند و از منظر قانونی به عنوان نمایندگان اعضاء جهت اداره امور شرکت می باشند و در قبال آراء و اعتمادی که اعضاء به آنها داشته اند وظایف و مسئولیت هایی به عهده دارند که اهم آنها به شرح ذیل است: مهمترین وظیفه هیأت مدیره دفاع از حقوق اعضاء و حفظ و حراست سرمایه های آنهاست، اجرای مصوبات مجمع در پی تصمیمات متخذه در جلسات مجمع، انعطاف پذیری در قبول و یا رد پیشنهادات و انتقادات اعضا برای پیشرفت اهداف شرکت، آگاه سازی اعضاء در خصوص امور شرکت در جلسات تشکیل شده مجمع»
گفتار چهارم مدیر عامل
یکی دیگر از ارکان مهم سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران مدیر عامل می باشد. در ماده 37 اساسنامه سازمان چنین آمده است: «وظایف و اختیارات مدیر عامل سازمان به شرح زیر می باشد: 1- نمایندگی سازمان در برابر اشخاص ثالث و مراجع قضایی و کلیه ادارات دولتی و مؤسسات خصوصی با حق توکیل غیر. 2- تصمیم در مورد استخدام با رعایت بند 13 ماده 36 این اساسنامه و نصیب و عزل و مأموریت و انتقال و تعلیق کارکنان سازمان و تعیین شغل و حقوق و مزایا و ترفیع آنان طبق آیین نامه استخدام و در حدود بودجه تصویبی. 3- افتتاح حساب جاری به نام سازمان نزد شعب بانک ها. 4- اتخاذ تصمیم نسبت به اعتبارات و وام های درخواستی شرکت های تعاون روستایی با رعایت مقررات این اساسنامه و آیین نامه های مربوط 5- اجرای مصوبات مجامع عمومی و شوری و هیأت مدیره. 6- نظارت بر اجرای اساسنامه و آیین نامه های سازمان. 7- امضای قراردادهایی که به تصویب هیأت مدیره رسیده است. 8- انجام کلیه اموری که برای اداره سازمان لازم است در حدود مقررات مربوط به استثنای سازمان و یا خرید محل کار سازمان که باید با تصویب شوری باشد. 9- مراقبت کامل در این که واحد حسابرسی داخلی سازمان وظایف مرجوعه را به نحو اکمل انجام دهد. 10- مدیر عامل سازمان می تواند قسمتی از اختیارات خود را به هر یک از اعضای مدیران یا کارمندان سازمان تفویض نماید. 11- حق امضاء کلیه اسناد و اوراق بهادار و نامه ها و مکاتبات سازمان با رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل سازمان است که طبق اساسنامه آنچه که مربوط به وظایف و اختیارات شخص او است امضاء و آنچه که اتخاذ تصمیم درباره آن در صلاحیت هیأت مدیره سازمان باشد پس از تصویب هیأت مدیره مبادرت به امضاء می نماید … در واقع باید دانست که «شرکت تعاونی سازمانی است مرکب از گروهی از اشخاص که به تشابه احتیاجات یکدیگر پی برده و بر اثر رشد فکری، این اعتقاد در آنها ایجاد شده است که می توانند در رفع نیاز مشترک و بهبود وضع مادی و اجتماعی خویش موفق گردند.» «براساس آخرین مصوبه اتحادیه بین المللی تعاون، تعاونی ها بر ارزش هایی نظیر خودیاری، مسئولیت پذیری، مردم سالاری، برابری، انصاف و اتحاد استوارند و تلاش می کنند با عملی ساختن اصول تعاونی، این ارزش ها را تحقق بخشند. این اصول عبارتند از: 1- عضویت آزاد و اختیاری؛ 2- کنترل مردم سالار توسط اعضاء؛ 3- مشارکت اقتصادی اعضاء؛ 4- خودگردانی و استقلال؛ 5- آموزش، حرفه آموزی و اطلاع رسانی؛ 6- همکاری بین تعاونی ها؛ 7- توجه به جامعه؛ اصول فوق صرفاً ابزارهایی برای اندازه گیری نیستند و در حقیقت دستور العمل هایی هستند که تعاونگران را ملزم به ارزیابی از تعاونی هایشان می نمایند تا از این طریق منافع و مسئولیت های اعضاء تعیین شده و مشخص گردد که تعاونگران می توانند تعاون را به طور واقعی در سازمانهایشان شکوفا کنند. دیویس مدیر واحد سازمان های تعاونی دانشگاه لیستر در مقاله ای تحت عنوان هویت تعاونی و مدیریت تعاونی بیان می نماید که اولین هدف در تعاون عبارتست از تقویت نارسایی ها یا به دست آوردن قدرت بازار و دوم اینکه تمام مؤسسات تعاونی، بایستی ایده و عمل، به شکل یک اجتماع واحد را به عنوان یک فضیلت در میان اعضاء خود ترویج کنند چرا که با هم عمل کردن است که کلید موفقیت یک تعاونی است. وی سه معیار را برای ارزیابی عملکرد تعاونی معرفی می نماید: الف- میزان تقویت وحدت، مشارکت و عملکرد اعضاء به صورت یک اجتماع؛ ب- کسب منافع اقتصادی فردی و جمعی توسط اعضاء؛ ج- میزان رفتار دموکراتیک در میان اعضاء. او با بیان نظر ولکرز مبنی بر این که هر جا که عضومداری جای خود را به مشتری مداری صرف بدهد، تغییر ماهیت تعاونی یک شرکت تعاونی غیر قابل اجتناب خواهد بود. مدیریت مردم سالار، شرکت های تعاونی را از الهام گیری از ارزش های فرهنگ مدیریت مآبانه، بر حذر می دارد و مدیریت تعاونی را آن قسمت از شرکت تعاونی می داند که به طور حرفه ای و تخصصی درگیر حمایت از اعضاء برای نیل به هدف تعاونی است. مدیریت تعاونی باید توانمند باشد و مدیران منتخب (هیأت مدیره) به عنوان نمایندگان اعضاء نقش و مسئولیت های ویژه ای در راستای اجرای سیاست ها و خط مشی ها و نیز نظارت کلی بر امور شرکت بر عهده دارند. اعضاء تعاونی به عنوان مالکان اصلی شرکت، باید فعالانه در انتخاب رهبران و تبیین سیاست های اساسی شرکت تعاونی مشارکت نمایند. هیأت مدیره مؤثر باید منافع تمامی سهامداران را در نظر گیرد و مدافع آن باشد و حرف های اعضاء را بشنود … همچنین لازم است نظام مشارکت اعضاء در کلیه فرآیندهای مدیریتی به اجراء در آید و طی آن آراء اعضاء هر چه بیشتر اخذ و شنیده شود … .» در ارتباط با ساختار و ارکان و تشکیلات سازمان تعاون روستایی در ادامه به چارت سازمانی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نگاهی می اندازیم. قبل از ارائه چارت سازمانی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به توضیح مختصری در خصوص آخرین رکن سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران که همانا بازرسان سازمان باشند می پردازیم.
گفتار پنجم: بازرسان
در ماده 40 اساسنامه سازمان چنین آمده است: مجمع عمومی عادی سالانه برای هر دوره عملکرد چهار نفر بازرس که به امور حسابرسی و یا فنی آشنایی کامل داشته باشند تعین می نماید. مسئولیت و وظایف بازرسان قبلی تا تجدید انتخاب و یا تعیین بازرسان جدید ادامه خواهد داشت. در ماده 42 اساسنامه مذکور نیز به بیان وظایف بازرسان در سه بند پرداخته است.
چارت سازمانی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران
در ارتباط با سازمان تعاون مرکزی روستایی ایران و چارت سازمانی و ارکان تشکیلات آن با اندیشه عدم تمرکز ذکر نکات ذیل الذکر لازم و ضروری می باشد: اولاً یکی از ویژگی ها و خصوصیات نهادها و سازمان های عدم تمرکز این است که ارکان و تشکیلات و به بیان دیگر اعضاء نهادهای عدم تمرکز اعم از محلی و اداری تا آنجا که ممکن می باشد به طور مستقیم از طرف مردم و یا نهادهایی غیر از دولت مرکزی انتصاب شوند حال باید دانست آیا اعضاء سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در ارکان چهارگانه آن اعم از (هیأت مدیره، مدیریت عاملی، مجمع عمومی و شورا) از طرف دولت مرکزی منصوب می شوند و یا خیر؟ ابتدا از مجمع عمومی شروع می نماییم و آن این است که کیفیت انتصاب اعضای مجمع عمومی به چه صورت است؟ همانطور که در صفحات پیشین نیز آورده شد مجمع عمومی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران براساس ماده 13 اساسنامه آن از صاحبان سهام تشکیل می شود. صاحبان سهام سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز عبارتند از 1- وزارت جهاد کشاورزی 2- اتحادیه های تعاونی. از سویی براساس ماده 15 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران وزارت جهاد کشاورزی از این اختیار برخوردار می باشد که هر تعداد از سهام متعلق را به خود را که مقتضی بداند در معرض فروش بگذارد و از این طریق اتحادیه های تعاونی روستایی می توانند به ترتیبی که وزارت جهاد کشاورزی اعلام می نماید سهام مذکور را خریداری کنند. براساس ماده 6 اساسنامه سازمان تعاون روستایی کلیه سهام سازمان با نام می باشد و از این رو وزارت جهاد کشاورزی باید همیشه ده برگ سهم غیر قابل انتقال را داشته باشد. همانطور که از مفاد مطالب مذکور به خوبی برمی آید سازمان تعاون روستایی ایران دارای و واجد ترکیبی از سهام دولتی و غیر دولتی است سهام دولتی متعلق به وزارت جهاد کشاورزی است که به نوعی حق طبیعی وزارتخانه مذکور می باشد و از این رو از این طریق خواهد توانست نظارت قیمومتی لازم را در چارچوب قوانین و مقررات موضوعه اعمال نماید از طرف دیگر به نظر می رسد اکثریت سهام سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران متعلق به اتحادیه تعاونی روستایی می باشد و از این رو این امر گویای آن است که ماهیت مجمع عمومی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران دارای ترکیب غیر دولتی است. اما از طرف دیگر مطابق با ماده 13 اساسنامه تعاون روستایی ایران، مجمع سازمان از صاحبان سهام تشکیل می گردد و از این رو نمایندگی سهام وزارت جهاد کشاورزی در مجمع مذکور بر عهده وزیر جهاد کشاورزی می باشد. از طرف دیگر اعضای مجمع همانطور که از مفاد مطالب مذکور برمی آید دارای ترکیب دوگانه دولتی و غیر دولتی بوده و از این رو هر یک از اعضای اتحادیه های تعاونی که دارای شرایط لازم و کافی باشند حق دارند سهام سازمان را خریداری نمایند و از این رو بایستی گفت اعضای مجمع عمومی سازمان عمدتاً غیر دولتی بوده و به نوعی از مردم عادی تشکیل می شوند و از این رو بایستی گفت مجمع عمومی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به خوبی با ماهیت نهادهای مقرر در نظام عدم تمرکز اداری انطباق دارد. دومین نهاد سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران هیأت مدیره می باشد، هیأت مدیره سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز همین مجمع عمومی فوق الذکر که دارای ترکیب عمدتاً غیر دولتی و مردمی است از میان اعضای و یا به عبارت بهتر صاحبان سهام انتخاب می نماید و از این رو به نظر می رسد ترکیب هیأت مدیره سازمان مذکور نیز گویای آن است که هیأت مدیره مطابق با نهادهای غیر متمرکز اداری است، شوری و مدیر عامل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز از وضعیت مشابهی برخوردار بوده و از این رو بایستی گفت ترکیب و چینش و نحوه انتصاب اعضای سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران گویای آن است که ارکان سازمان مرکزی تعاون روستایی و تشکیلات آن متناسب با ساختار و ارکان یک نهاد غیر متمرکز اداری طراحی شده استو این امر موضوعی بسیار مثبت است. ثانیاً موضوع مهم بعدی در خصوص ارتباط ارکان و تشکیلات و به طور کلی ساختار سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران این است که مکانیسم پاسخگویی در سازمان و ارکان و تشکیلات چگونه است؟ علاوه بر نظارت کلی وزارت جهاد کشاورزی بر ارکان و تشکیلات سازمان مذکور دارد در سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران رکنی تحت عنوان بازرسان وجود دارند که مطابق با ماده 42 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران دارای وظایفی به شرح ذیل الذکر است: 1- حسابرسی حساب های سازمان اعم از حساب های ماهانه و ترازنامه سالانه. 2- تنظیم گزارش سالانه حسابرسی سازمان و ارسال یک نسخه از آن جهت صاحبان سهام حداقل ده روز قبل از تاریخ انعقاد مجمع عمومی عادی سالانه. 3- در هر مورد که وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی رسیدگی به امور مربوط به سازمان را لازم بداند می تواند موضوع را به یک یا چند نفر از بازرسان ارجاع نماید. بازرس یا بازرسان موظفند در مدت تعیین شده اقدام لازم را معمول داشته و نتیجه رسیدگی یا اطلاعات خواسته شده و نظر خود را به وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی گزارش دهند. تبصره 1- بازرسان می توانند اطلاعات لازم را برای انجام وظایف خود از مدیر عامل سازمان بخواهند و مدیر عامل مکلف است اطلاعات خواسته شده را با اسناد و مدارک مربوط در اختیار آنان قرار دهد.تبصره 2- بازرسان حق دخالت در امور جاری سازمان را ندارند. همانطور که از مفاد ماده مذکور و بندهای مربوط به خوبی برمی آید مکانیسم نظارتی مذکور نیز مطابق با آنچه می باشد که در نظام عدم تمرکز فنی مورد انتظارات به بیان دیگر اولاً بایستی نظارت از سوی دولت مرکزی (جهاد کشاورزی) بر روی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران وجود داشته باشد که این امر مطابق با ماده 42 اساسنامه سازمان تعاون روستایی ایران پیش بینی شده است. ثانیاً موضوع مهم بعدی حدود و چارچوب نظارت دولت مرکزی می باشد که محدود، قانونی و مقید به اصول و ضوابط و معیارهای نظام عدم تمرکز فنی می باشد که این امر هرچند در تبصره 2 ماده 42 مذکور مقید به این امر شده که بازرسی منجر به مداخله در امور سازمان نگردد اما به نظر می رسد بند 3 از اختیارات و صلاحیت های بازرسان متأسفانه زمینه و امکان نظارت های غیر معمول، بی مورد و بی ضابطه را فراهم می سازد چه اینکه وزیر جهاد کشاورزی هر وقت بخواهد می تواند به اعمال نظارت از طریق دستور به بازرسان سازمان بپردازد. به عبارت دیگر عبارت «هر مورد» که در بند 3 از اختیارات مقرر در ماده 42 سازمان آمده است عبارتی کلی، مبهم، چندپهلو و تفسیربردار است و از این رو می تواند ناقض اصول، مبانی و ضوابط مقرر در نظام عدم تمرکز فنی گردد.
فصل سوم:
وظایف و صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران
در این فصل به بیان، بررسی و ارزیابی وظایف و صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در پرتو اندیشه عدم تمرکز اداری می پردازیم. «صلاحیت مجموع اختیاراتی است که به موجب قانون برای انجام اعمال معینی، به مأمور دولت داده شده است. صلاحیت در حقوق عمومی شبیه اهلیت در حقوق خصوصی است؛ زیرا در هر دو صحبت از این است که آیا شخص، اختیار انجام یک یا چند عمل حقوقی را دارد یا نه. با وجود این هدف آنها یکی نیست؛ زیرا در حقوق خصوصی منظور از اهلیت نداشتن یعنی نشناختن حق استیفا برای یک شخص، تأمین منافع همان شخص است، در حالی که صلاحیت نداشتن یعنی نشناختن یا محدود ساختن صلاحیت مأموران دولتی به منظور حفظ منافع عمومی در مقابل تجاوزات و تعدیات آنهاست. به تجربه ثابت شده است که هر قدر صلاحیت مأموران محدود باشد، خطر خودسری و استبداد آنها کمتر است منظور از تقسیم صلاحیت، تقسیم و توزیع کار است. وجود اختلافاتی که از نظر هدف، بین صلاحیت و اهلیت وجود دارد، منشأ آثار حقوقی زیر شده است: 1- اهلیت، حق است و شخص می تواند از آن استفاده بکند یا نکند، ولی صلاحیت، وظیفه و تکلیف است. مأمور دولت نمی تواند به میل خود به آن عمل کند یا نکند، بلکه او مکلف است در حدودی که قانون مقرر کرده به صلاحیت خود عمل بکند و از آن هم تجاوز ننماید. 2- در حقوق خصوصی همه ی افراد دارای اهلیت قانونی هستند، مگر آنکه عدم اهلیت آنها محرز و ثابت شود؛ مانند محجورین و صغار؛ ولی در حقوق عمومی هیچ کس صلاحیت، یعنی اختیار انجام امور عمومی را ندارد؛ مگر اینکه در حدود شرایط و تشریفات قانونی به استخدام دولت درآید و عنوان رسمی و مأموریت پیدا کند» «اصولاً موضوع صلاحیت در علم حقوق در واقع بحث تقسیم کار و تبیین وظیفه است» با این توضیح مقدماتی از صلاحیت اما باید انواع آن را هم از یکدیگر بازشناخت در حقوق اداری با دو نوع از صلاحیت مواجه هستیم که عبارتند از: 1- صلاحیت تکلیفی؛ 2- صلاحیت تخییری «صلاحیت تکلیفی مقام اداری در اتخاذ تصمیم و انتخاب راه حل آزاد نیست و قنون محدوده و نوع تصمیم را مشخص کرده است، اما در صلاحیت اختیاری، مأمور دولت حق اتخاذ تصمیم در مورد امور مشخص را دارد و این تصمیم پیشاپیش از سوی قانون تعیین نشده است. اصطلاح صلاحیت اختیاری به معنای اختیاری است که به مقام اداری اجازه می دهد در تصمیم گیری تا حدی آزادی عمل و قدرت مانور داشته باشد و او را قادر می سازد تا از بین تصمیمات مختلف که از نظر قانونی قابل قبول هستند، مناسب ترین تصمیم را اتخاذ نماید. در حقیقت صلاحیت اختیاری، اختیاری است که به مأمور اداری داده می شود تا بتواند شکاف بین واقعیت و حقوق را پر کند؛ به عبارت دیگر صلاحیت اختیاری حقی است که تنها به اداره اعطاء می شود تا بتواند قانون را منطبق بر وقایع سازد». آنچه که به عنوان وظایف و اختیارات و صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران آورده شده است عمدتاً صلاحیت های تکلیفی می باشد. با این توضیح به بیان مهمترین موضوعات مرتبط با صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می پردازیم.
مبحث اول: ماهیت صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران
یکی از موضوعات مهم و مرتبط با تحقیق حاضر تبیین ماهیت صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می باشد. در این قسمت در واقع به دنبال تبیین ماهیت، جوهره، چیستی وظایف و اختیارات و صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می باشیم. در واقع بایستی این موضوع را تبیین نماییم و روشن کنیم که سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران دارای صلاحیت هایی با ماهیت تصمیم گیری و تصمیم سازی است و یا اینکه وظایف آن صرفاً جنبه مشاوره، هماهنکگی داشته و به طور کلی غیر الزام آور می باشد؟ در صورت اینکه پاسخ به سؤال مذکور هر یک از دو موضوع تصمیم گیری و مشاوره باشد مطمئناً تناسب آن با الزامات مقرر در اندیشه عدم تمرکز اداری نیز متفاوت می باشد. به منظور درک و تحلیل و ارزیابی درست و دقیق موضوع بایستی به قوانین و مقررات مرتبط با سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نظر بیفکنیم. در ابتدای ماده 3 اساسنامه سازمان مذکور چنین آمده است: «هدف سازمان به تبعیت از برنامه های وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی تأمین موجبات پیشرفت و گسترش و تقویت تعاون و توسعه عملیات اقتصادی و بازاریابی و بازرگانی و خدمات تعاونی در روستاهاست … در واقع سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در چارچوب برنامه ها، اهداف و اصول و شاخصه های وزارت جهاد کشاورزی در پی آن است که موجبات، زمینه ها و شرایط پیشرفت و گسترش و توسعه تعاون در روستاها را فراهم آورد و از سوی دیگر توسعه، ترویج و تحقق عملیات اقتصادی، بازاریابی و بازرگانی و خدمات تعاونی در روستاها از دیگر اهداف محوری و پایه ای سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران است و از این رو و به منظور تحقق همین اهداف مهم و مقرر در ماده 3 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران بایستی قائل به این باشیم که ماهیت و جوهره سازمان مذکور از جنس تصمیم سازی و تصمیم گیری است و از این رو بایستی گفت سازمان مرکزی تعاون روستایی با عنایت به تفویض اختیارات مقرر که از سوی وزارت جهاد کشاورزی به آن صورت گرفته است واجد ماهیت تصمیم گیری در حوزه امور تعاونی در روستاها می باشد. به بیان دیگر وظایف و تکالیف و تعهداتی که سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران بر عهده دارد آنقدر مهم می باشد که نمی توانیم خارج از ماهیت تصمیم گیری برای سازمان تعاون روستایی ایران صلاحیت ها و وظایفی قایل شویم در این راستا سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران دارای تشکیلات و به عبارت بهتر تعاونی های زیر مجموعه ای است که عبارتند از اتحادیه مرکزی تعاون روستایی ایران، تعاو نی های کشاورزی، تعاونی های زنان روستایی، تعاونی تولید روستایی، شرکت های سهامی زراعی، و … که به خوبی گویای ماهیت تصمیم سازی و تصمیم گیری سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می باشند. قبل از اینکه به ذکر توضیحاتی از یکی از این تعاونی های زیر مجموعه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران بپردازیم؛ ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که نهادهایی که در نظام عدم تمرکز اداری اعم از محلی یا فنی وجود دارند در صورت اینکه واجد شخصیت حقوقی مستقل باشند از اختیارات، وظایف و صلاحیت هایی با ماهیت و جنس تصمیم سازی و تصمیم گیری نیز برخوردار می باشند و اصولاً بایستی این چنین باشد به بیان دیگر همان طور که در فصل دوم تحقیق حاضر نیز مورد اشاره قرار گرفت سازمان تعاون روستایی ایران واجد شخصیت حقوقی مستقلی است و از این رو به طریق اولی بایستی ماهیت وظایف آن نیز از جنس تصمیم گیری باشد که این چنین است از سوی دیگر اهداف و آرمانها و کارویژه هایی که برای نهادهای مقرر در نظام عدم تمرکز اداری در نظر گرفته می شود صرفاً در چارچوب نهادها و سازمان هایی قابلیت اعمال و اجرا دارند که از ماهیت تصمیم گیری برخوردار باشند در غیر این صورت و در حالتی که نهادها و سازمان های عدم تمرکز اداری از ماهیت صلاحیتی مشاوره، هماهنگی و الفاظ و عناوین مشابه برخوردار باشند قطعاً هیچگونه سنخیتی با اندیشه عدم تمرکز اداری ندارند. به عبارتی در اندیشه عدم تمرکز اداری قانونگذار و مقامات و کارگزاران تصمیم گیر دولت مرکزی در پی آن می باشند که با کاستن از دامنه و قلمرو و حجم وظایف و اختیارات خود در واقع وظایفی به واحدهای عدم تمرکز اداری تفویض و واگذار نمایند و از این رو چنین مکانیسمی صرفاً در حالتی قابل تحقق می باشد که سازمان، نهاد و یا مقامات و کارگزاران عدم تمرکز اداری از صلاحیت ها و اختیارات تصمیم گیری و تصمیم سازی لازم برخوردار باشند. یکی از شرکت های تابعه و مهم سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران شرکت تعاونی تولید روستایی می باشد. در ماده 5 اساسنامه شرکت تعاونی تولید روستایی مصوب 19/2/1391 هیأت مدیره سازمان مرکزی تعاون روستایی کشور چنین آمده است: هدف از تشکیل این شرکت عبارت است از اصلاح ساختار نظام بهره برداری کشاورزی، ارتقاء بهره وری عوامل تولید، تخصیص و بهره برداری بهینه منابع، افزایش کمی و کیفی تولید محصولات کشاورزی (زراعی، باغی، دامی، جنگل، مرتع و آبزیان و …) تحقق کشاورزی پایدار، حفظ محیط زیست، بهبود وضعیت معیشتی و ارتقاء توان اقتصادی اعضاء آن می باشد. موضوع و حدود عملیات؛ 1- استفاده بهینه9 از عوامل تولید و اجرای برنامه قانون تعاونی نمودن تولید؛ 2- یکپارچه سازی اراضی خرد و پراکنده اعضاء با حفظ مالکیت فردی آنها و رعایت الگوی کشت در قالب نظام یکجا کشتی؛ 3- انجام کلیه عملیات مربوط به بهبود، توسعه، و تولید محصولات کشاورزی؛ 4- استقرار مدیریت مشارکتی آب به منظور تأمین، توزیع، نگهداری، حفاظت، مدیریت و بهره برداری از تأسیسات آب و آبیاری از طریق؛ الف) ایجاد واحد مدیریت آب بران در شرکت؛ ب) تشکیل گروه های آب بران؛ ج) برنامه ریزی و هماهنگی در جهت بهره برداری مناسب از منابع آبی با بهره گیری از روش های نوین آبیاری، نظارت بر تقسیم، توزیع آب، بهره برداری، نگهداری و ایجاد تأسیسات جدید؛ د) هماهنگی در زمینه استفاده از امکانات بلاعوض یا تسهیلات کم بهره دولت در جهت بازسازی، نوسازی شبکه و ارتقاء بهره وری از منابع آبی؛ ه) توانمندسازی اعضاء و گروه های آب بران در جهت بهره برداری مناسب از آب؛ و) انعقاد قرارداد همکاری با شرکت آب منطقه ای؛ ز) اجرای دقیق آیین نامه ها و دستورالعمل های فنی … همانطور که از بخشی از اهداف و حدود عملیات یکی از شرکت های تابعه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به خوبی برمی آید تأمین، اجرا و پوشش اهداف مذکور جز از طریق وجود و شناسایی تصمیم گیری و تصمیم سازی هم برای سازمان مرکزی تعاون روستایی و به طور خاص شرکت تعاونی تولید روستایی امکان پذیر نخواهد بود و این موضوع نیز تأکیدی دوباره بر ماهیت تصمیم گیری سازمان مذکور می باشد. و این امر به خوبی با اهداف مقرر در اندیشه عدم تمرکز اداری هماهنگ و منطبق می باشد.
مبحث دوم: تقسیم بندی وظایف و اختیارات سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران
در این قسمت به بررسی و ارزیابی و تحلیل وظایف و اختیارات سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می پردازیم. سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران دارای وظایف و اختیارات گسترده ای است اما به منظور انجام و یکپارچگی موضوع نبایستی این مبحث به بیان مطالب در سه گفتار مجزا می پردازیم. از سوی دیگر وظایف مهم ذیل الذکر را با اهداف مقرر در اندیشه عدم تمرکز اداری مورد بررسی و توجه قرار می دهیم.
گفتار اول: وظایف هدایتی
یکی از بخشهای مهم وظایف و اختیارات سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران وظایف هدایتی می باشد. در ماده 3 اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران وظایف هدایتی سازمان را به قرار ذیل می دارد که به جهت انسجام و ارائه مطلوب مطالب به قرار ذیل دسته بندی می شود: 1- تربیت انسان های باتفکر تعاون به عنوان تعاونگران در سطح روستا؛ 2- آموزش اصول تعاون و گسترش نهضت تعاون در سطح جامعه روستایی؛ 3- تربیت مدیران تعاونگر برای اداره شرکت ها و اتحادیه های تعاونی روستایی و کشاورزی در جامعه روستایی؛ 4- توسعه کمی و کیفی شبکه تعاونی ها و تهیه استانداردها و شاخص های توسعه ای آموزشی؛ 5- تدوین و بازنگری اساسنامه، دستورالعمل ها، آیین نامه ها برای ارتقاء سطح آگاهی تعاونگران شبکه؛ 6- تدوین تقویم سالیانه آموزشی و همکاری و همگامی با سایر دستگاه های آموزشی برای گسترش دانش و ارتقاء مهارت های علمی و کاربردی در سطح جامعه روستایی تعاونگر؛ 7- برپایی و تشکیل نمایشگاه ها، کارگاه های آموزشی، سمینارهای آموزشی و ترویجی برای اعضاء و ارکان شبکه گسترده تعاونی روستایی؛ 8- ترتیب مسابقات علمی و آموزشی و اعطای جوایز به نفرات ممتاز شبکه تعاونی روستایی؛ 9-ایجاد ارتباط و قبول عضویت در سازمان های بین المللی و منطقه ای شبکه تعاونی ها و استفاده بهینه از فرصت های جامعه بین المللی برای اعزام کارآموز به خارج از کشور و یا دعوت از اساتید خارجی برای گسترش دانش در سطح شبکه تعاون روستایی» وظایف هدایتی یکی از مهمترین قسمت های وظایف و صلاحیت های سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می باشد و از این رو باید دانست وظایف هدایتی سازمان در واقع نوعی وظایف اساسی، مهم و قابل توجه می باشد و از این رو به نوعی جنبه و ماهیت سیاستگذارانه دارد. در واقع در چارچوب این بخش از وظایف سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می توان نقش مهم سازمان مرکزی تعاون روستایی را به عنوان نوعی سیاستگذار، استراتژیست و تعیین کننده اصول و شاخصه های تعاونی های روستایی و کشاورزی دید. «سیاست گذاری از امور مدیریت سیاسی به شمار می رود که متکی به اصول مهم برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل است» اما سیاستگذاری در واقع منحصر به امور سیاسی نمی باشد بلکه در امور اداری نیز دارای کاربرد زیادی می باشد به گونه ای که از طریق آن هدایت و راهبری عملیاتی اهداف و برنامه های سازمانی مورد توجه قرار می گیرد. در واقع سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران از طریق وظیفه مهم هدایتی به نوعی خود به جای تمرکز و در دست گرفتن وظایف و اختیارات به نوعی نقش نهادی غیر متمرکز ایفا نموده و خود اعتقاد به اندیشه عدم تمرکز دارد. در واقع بایستی گفت سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به جای اینکه از تمرکز قدرت و اختیار و صلاحیت ها در ید اختیار خود تمرکز داشته باشد به نوعی اعتقاد و ایمان راسخ به اندیشه و مبانی مقرر در عدم تمرکز اداری دارد. در واقع تمرکززدایی اداری عبارت است از انتقال مسئولیت، بودجه بندی و مدیریت وظایف عمومی از دولت مرکزی به واحدهای سطح پایین تر، مؤسسات نیمه مستقل دولتی یا به ادارت و دستگاهها در مناطق کشوری. هدف تمرکززدایی اداری اصلاح سلسله مراتب و توزیع وظایف اختیارات میان دولت مرکزی و سطوح پایین تر از مرکز است. عدم تمرکز اداری در کنار عدم تمرکز سیاسی، موجب ترکیب دموکراسی محلی با کارایی فنی می شود که نتیجه آن کارآمدی دولت خواهد بود.» با عنایت به مطلب مذکور هرچند نظام عدم تمرکز اداری عمدتاً از سوی دولت مرکزی قابل تحقق می باشد و به نوعی از طریق فرآیند تفویض اختیارات از سوی آن به واحدهای محلی و فنی انجام پذیر می باشد اما با این وجود همانطور که گفته شد سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران که به صورت شرکت دولتی اداره می شود و از این رو همین وصف «دولتی» بر سازمان مذکور موجب می شود که قائل به این امر باشیم که در صورتی که سازمان مذکور اقدام به تفویض اختیارات به شرکتها و نهادی زیر مجموعه خود نماید و به نوعی به جای تمرکز اختیارات در ید خود به هدایت، نظارت و کنترل واحدها و شرکت های تحت نظر خود بپردازد به نوعی می توان گفت این امر نیز نوعی عدم تمرکز اداری یا به عبارت بهتر عدم تمرکز فنی می باشد؛ امری که از سوی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران صورت می گیرد به عنوان مثال سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران به نوعی در حوزه وظایف هدایتی عمدتاً به تدوین و تنظیم شاخص ها و استانداردها و آموزش اصول تعاون و به طور کلی ارتقای اندیشه تعاون روستایی می پردازد. و همین امر موجب می گردد که سطح فعالیت ها و کارکردهای سازمان تعاون روستایی برخلاف تعاونی ها و اتحادیه های خرد و زیر مجموعه خرد، سطحی کلان، عمده و قابل توجه باشد «در ساختار متمرکز توزیع اختیار کم بوده و تصمیمات توسط یک مرجع اتخاذ می شود و انتظار دارند دستورات صادره اطاعت شود. تمرکز با تفویض اختیار رابطه معکوسی دارد؛ اگر تفویض اختیار بیشتری صورت گیرد عدم تمرکز رخ می دهد. عدم تمرکز می تواند دقت و مشارکت در تصمیم گیری ها را افزایش دهد و موجب تقویت تصمیم گیری شود؛ اما خوبی یا بدی عدم تمرکز بستگی به موقعیت دارد و وجود تمرکز یا عدم آن و درجه آن را عوامل اقتضایی تعیین می کند» همانطور که از مفاد مطالب مذکور به دست می آید اندیشه عدم تمرکز اداری به نوعی موجب درگیر کردن و مشارکت در تصمیم گیری ها را ارتقا می دهد. به بیان دیگر بایستی گفت سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران از طریق وظیفه هدایتی مقرر در ماده 3 اساسنامه سازمان ضمن اینکه وظایف و تکالیف قانونی خود را انجام می دهند به نوعی شرکت ها و نهادهای اداری را درگیر در تصمیم گیری ها می نماید. شرکت ها و نهادهایی که در حوزه تعاونی به انجام وظیفه می پردازند. در این راستا یکی از شرکت های زیر مجموعه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران که به نوعی وظایف هدایتی سازمان در خصوص آن به کار می رود و به نوعی آن را درگیر در حوزه تصمیم گیری می نماید شرکت تعاونی تولید روستایی می باشد. به عنوان مثال در بخشی از ماده 5 اساسنامه شرکت مذکور چنین به بیان حوزه صلاحیتی شرکت تعاونی تولید روستایی پرداخته است … 5- تجهیز و نوسازی اراضی از طریق اجرای عملیاتی مانند: الف- مرمت و اصلاح شبکه های سنتی آبیاری و زه کشی؛ ب- توسعه و احداث شبکه های مدرن آبیاری و زه کشی؛ ج- ترویج و اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار؛ د- تسطیح و قطعه بندی فنی اراضی کشاورزی؛ ه- بهسازی و احداث جاده های دسترسی بین مزارع؛ و- ترویج، توسعه و اجرای سایر عملیاتی که منجر به تجهیز و نوسازی اراضی گردد. ز- حفر، تجهیز و برقی کردن چاه های کشاورزی برابر قوانین با همکاری سازمان های ذیربط 6- انجام کلیه فعالیتهای اقتصادی، تولیدی، توزیعی، بازرگانی داخلی و خارجی در چارچوب اهداف شرکت با در نظر داشتن قوانین جاری و مرتبط 7- ارائه کلیه خدمات مشاوره فنی و مهندسی، آموزشی، ترویجی و آشنا ساختن اعضاء با شیوه های نوین کشاورزی از طریق برگزاری کلاس های آموزشی، بازدیدهای دسته جمعی، احداث مزارع الگویی، تحقیقی و ترویجی از طریق عقد قرارداد با مراجع ذیربط 8- توسعه و تأمین ماشین آلات و ادوات کشاورزی و ارائه خدمات پس از فروش از طریق راه اندازی واحدهای مکانیزاسیون و تعمیرگاه های سیار و ثابت 9- احیای اراضی بایر، موات، مسلوب المنفعه دولتی، خصوصی و منابع ملی در حوزه عمل شرکت و اراضی همجوار پس از اخذ مجوزهای قانونی براساس قوانین موجود ….». همان طور که از بررسی بخشی از وظایف شرکت تعاونی تولید روستایی به خوبی برمی آید شرکت مذکور به نوعی در حوزه صلاحیت های مذکور با سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران مشارکت نموده و به بیان بهتر شرکت تعاونی تولید روستایی بخشی از وظایفی که ذاتاً در حوزه صلاحیت و تصمیم گیری سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران می باشد را بر عهده گرفته و از این رو این امر به خوبی گویای آن است که سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در راستای اهداف، مبانی و اصول مقرر در اندیشه عدم تمرکز گام برمی دارد؛ چه اینکه سازمان ها و شرکت های دیگری از جمله شرکت تعاونی تولید روستایی بخشی از وظایف سازمان مرکزی تعاون روستایی را برعهده گرفته و این امر زمانی قابل توجه تر می باشد که بدانبم هیئت مدیر سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در مورخه ی 19/2/1391 وظایف و صلاحیت هایی که ذاتاً در حیطه وظایف خود بوده به شرکت تعاونی تولید روستایی واگذار نموده و از این رو کاملاً متوجه می شویم که اقدام سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران، اقدامی مثبت و به منظور تمرکززدایی از وظایف خود بوده اشت.