مجمع عمومی فوق العاده و بورس اوراق بهادار

β = درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته
C = مبلغ اسمی پرداخت شده توسط سرمایهگذار بابت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات
البته چنانچه زمان وقوع هریک از حالتهای فوق، قبل از پرداخت(برگزاری مجمع) باشد، یا به عبارت دیگر چنانچه مجمع عمومی فوق العاده (در رابطه با افزایش سرمایه) قبل از برگزاری مجمع عمومی عادی (در رابطه با تقسیم سود) باشد، در آن صورت فرمول به صورت رابطه (2-18) خواهد بود(راعی و تلنگی 1383 ، 111):
(2-18)
بازده سهام شرکت در این پژوهش از رابطه (2-17) محاسبه گردیده است، در این فرمول بازده بصورت روزانه محاسبه میشود که در آن لگاریتم قیمت هر روز از لگارتم قیمت روز قبل کم میشود، از آنجا که بعضی از متغیرها در این پژوهش همچون نسبت بدهی یا ارزش دفتری بصورت سالانه در ترازنامه شرکت وجود دارد پس بازده سهام شرکت نیز باید بصورت سالانه محاسبه شود بنابراین بازده سالانه از حاصل جمع بازده 365 روز بدست آمده است(شاهویسی1389، 25):
ri=(logpti – logpti-1)*100 (2-19)
2-6پیشنیه تحقیق
2-6-1پیشنیه تحقیق‎های خارجی
اسپینوسا و همکاران (2004) در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه بین افشا و نقدشوندگی شرکت های بورس اوراق بهادار مادرید ” نتیجه‎گیری نمودند که، بین افشا و نقدشوندگی رابطه ای مستقیم وجود دارد.
آمیهود، مندلسون(1986) در تحقیقی تحت عنوان ” ارائه سیاست‎های برای افزایش نقدشوندگی سهام شرکت ” نتیجه‎گیری نمودند که، شرکتها تمایل دارند تا سیاست‎هایی در پیش گیرند تا نقدشوندگی سهام شرکت افزایش یابد، زیرا نقدشوندگی باعث افزایش بازده و ارزش شرکت می‎گردد.
آمیهود(2002)در تحقیقی تحت عنوان ” عدم نقدشوندگی مورد‎انتظار بازار دارای رابطه مثبت با مازاد بازده پیش‎بینی شده سهام است ” نتیجه‎گیری نمودند که، عدم نقدشوندگی مورد‎انتظار بازار دارای رابطه مثبت با مازاد بازده پیش‎بینی شده سهام است .او در پژوهش خود ادعا نموده است که بخشی از مازاد بازده مورد انتظار را می توان به وسیله‎ی صرف عدم نقدشوندگی بیان نمود و که عدم نقدشوندگی تأثیر بیشتری بر صرف سهام شرکت‎های کوچک دارد.
بارکلی و کندل و مارکس (1998) در تحقیقی تحت عنوان ” نقدشوندگی تحت تأثیر حجم معاملات و تعداد دفعات معاملات می‎باشند ” نتیجه‎گیری نمودند که، دارایی‎هایی را می‎توان نقدشونده به حساب آورد که به سرعت و با حداقل هزینه تبدیل به نقد شوند.
بلومفیلد و ویلکز(2000) در تحقیقی تحت عنوان ” کیفیت افشای بالاتر منجر به قیمت های بالاتر و نقدشوندگی بیشتر در بازارهای مالی می شود ” نتیجه‎گیری نمودند که، کیفیت افشای بالاتر منجر به قیمت‎های بالاتر و نقدشوندگی بیشتر در بازارهای مالی می شود و این اثرات در هنگامی که سرمایه گذاران با ریسک شوک‎های غیر منتظره در تقاضا مواجه هستند، تشدید می شود.
برنان و سابرامانیام(1996) در تحقیقی تحت عنوان ” عدم نقدشوندگی سهام را از طریق اثر قیمتی نسبت به حجم سفارش با استفاده از اطلاعات مستمر بین روز در مورد معاملات و پیشنهاد قیمتهای متناظر با آنها” نتیجه‎گیری نمودند که، معیارهای عدم نقدشوندگی بطور مثبت بر بازده سهام تأثیر دارد.
بیکر، استین (2004) در تحقیقی تحت عنوان ” ارائه مدلی برای توضیح افزایش نقدشوندگی هنگام کاهش فاصله قیمت پیشنهادی خرید و فروش و کاهش تأثیر قیمت بر مبادلات و افزایش نرخ گردش “نتیجه‎گیری نمودند که، معیار کلی آنها با برگشت سهام همبستگی بالایی دارد.
پاستور و استمبا (2003) در تحقیقی تحت عنوان ” بازدهی هر سهم باید حساسیت متفاوتی به تغییرات در نقدشوندگی بازار داشته باشد ” نتیجه‎گیری نمودند که، ریسک نقدشوندگی در قیمت‎گذاری دارایی ها اثر دارد. هنگامی که نقدشوندگی بازار پایین است، جریان سفارشات در بازارهای سرمایه تأثیر قیمتی بزرگتری خواهد داشت. بازدهی سهام های دارای ریسک نقدشوندگی بالاتر، با تغییرات در نقدشوندگی بازار رابطه بیشتری دارند و قیمت آنها حساسیت بیشتری به روند سفارشات دارد. بنابراین ریسک نقدشوندگی، ریسک کسب بازدهی های نسبتاً منفی‎تر )مثبت تر(در هنگام کاهش)افزایش) نقدشوندگی بازار است و سرمایه گذاران از سهام دارای ریسک نقدشوندگی بیشتر انتظار کسب بازدهی بالاتر دارند.
پیکو ثریا (2005) در تحقیقی تحت عنوان ” که فعالیتهای معاملاتی می‎تواند تغییرات برش عرضی بازده مورد انتظار را توضیح دهند ” نتیجه‎گیری نمود که، یک رابطه بین هزینه عدم نقدشوندگی و اندازه شرکت موجود می‎باشد. همچنین تأثیر سهام شرکت‎های بزرگ که بسیار نقدشونده هستند بر فعالیتهای معاملاتی به طور آماری و اقتصادی معنی‎دار است. در نهایت این تحقیق فعالیتهای معاملاتی را به عنوان شاخصی برای نقدشوندگی معرفی می‎کند.
چوردیا (2001) در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه بین بازده مورد انتظار سهام و نوسانات فعالیتهای معاملاتی به عنوان شاخصی برای نقدشوندگی ” نتیجه‎گیری نمود که، رابطه منفی بین بازده سهام و نوسانات حجم معاملات وجود دارد.
چالمرز و کادلک (1998) در تحقیقی تحت عنوان ” ارائه معیارنقدشوندگی از شکاف قیمتی مؤثر مستهلک شده را که از پیشنهادات قیمتی و مبادلات مربوط به آنها ” نتیجه‎گیری نمودند که، این معیار بر بازده سهام اثر مستقیم و مثبت دارد.
چان و فاف (2003) در تحقیقی تحت عنوان ” تأثیر نقدشوندگی دارایی ها را در بازار استرالیا با استفاده از معیار نرخ گردش سهام در قیمت‎گذاری دارایی ها به صورت مقطعی ” نتیجه‎گیری نمودند که، در این پژوهش از داده های ماهانه و عوامل کنترلی نظیر نسبت ارزش دفتری به بازار واندازه شرکت و مازاد بازده بازار استفاده کرده اند. با استفاده از چارچوب رگرسیون مقطعی به بررسی تأثیر نقدشوندگی با معیار نرخ گردش سهام در قیمت‎گذاری دارایی‎ها در بازار استرالیا با استفاده از داده‎های ماهانه و عوامل کنترلی همچون نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و اندازه و مازاد بازده بازار پرداخته‎اند.
چانگ و همکاران(2010) در تحقیقی تحت عنوان ” نقدشوندگی و بازار سهام در ژاپن ” نتیجه‎گیری نمودند که، یک ارتباط منفی قوی بین نقدشوندگی و بازده سهام وجود دارد.
چردیا و همکاران (2008) در تحقیقی تحت عنوان ” نقدشوندگی و کارایی بازار ” نتیجه‎گیری نمودند که، قابلیت پیش‎بینی بازده سهام در افق زمانی کوتاه‎مدت رابطه عکس با کارایی بازاردارد. آنها دریافتند زمانی که فاصله قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش کمتر می‎شوند، قابلیت پیش‎بینی بازده کاهش می‎یابد.
جینگ چن (2005)در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی صرف ریسک در قیمت‎گذاری دارایی‎ها در بازار آمریکا ” نتیجه‎گیری نمود که، در این پژوهش به توضیح صرف نقدشوندگی با متغیرهای اقتصاد کلان با دیدگاهی طولانی مدت پرداخته و سپس به تأثیر این عامل درقیمت‎گذاری دارایی‎ها توجه شده است. همچنین رویکرد این پژوهش، بررسی پرتفویهای ساختگیدر مدل سه عاملی با متغیرهای کنترلی اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار است.