قیمت گذاری و معامله

دلیل ما : قول خداوند تعالی : « وامل الله البیع » است ونیز اجماع برفساد عقد در دین نمودیم وکسی که فسادش در نقد را ادعا کند پس دلیل بیاورد .
مساله 23- إذا أسلم فی جنسین مختلفین ، فی حنطه وشعیر صفقه واحده ، أو أسلم فی جنس واحد الی أجلین ، أو آجال ، فان السلم صحیح .
وهو الأظهر من قولی الشافعی ، وله قول آخر انه لایصح .
دلیلنا : الأیه ، ودلاله الأصل ، والمنع یحتاج الی دلیل .
مساله 23- زمانی که در دوجنس مختلف صفقه واحده سلم کند ، قطعاً چنین سلمی صحیح است در گندم وجو در یک معامله یا در یک جنس تا دو مدت یا مدتهایی واین قول روشن ومعلوم از دو قول شافعی است
وبرای او ( شافعی ) نظر دیگر هست که طبق آن ، چنین سلمی صحیح نیست .
دلیل ما : آیه ودلالت اصل است ومنع به دلیل نیازمند است
مساله 24 : إذا اختلفا فی قدر المبیع ، أو قدر الأجل ، کان القول قول البائع مع یمینه ، وإن اختلفا فی قدر الثمن ، کان القول قول المشتری مع یمینه ، إذا لم یکن مع أحدهما بینه .
وقال الشافعی : یتحالفان فی جمیع ذلک .
دلیلنا : أنّ کل واحد منهما مدع علیه فیما أوجبنا علیه فیه الیمین ، فیجب أن یکون صحیحا مع فقد البینه .
مساله 24 : اگر در مقدار مبیع یا در مقدار اجل (وقت) اختلاف پیدا کنند ، قول بایع همراه با قسم ، پذیرفته می شود واگر در مقدار ثمن اختلاف پیداکنند ، قول ، قول مشتری همراه با قسم است زمانی که با هییچ یک از آن دو بینه ودلیلی نباشد .
وشافعی گفته است : در همه موارد هر دو قسم می خورند
دلیل ما : هریک از آن مدعی علیه است در آنچه که قسم در آن را واجب ولازم کردیم ، پس واجب است که بافقدان بینه صحیح باشد .
مساله 25 : إذا خالف انسان أهل السوق بزیاده سعر أو نقصانه ، فلا اعتراض لأخد علیه . وبه قال الفقهاء أجمع ، إلا مالکاً فإنه قال : یقال له : إما أن تبیع بسعر أهل السوق وإما تنعزل .
دلیلنا : أن النبی صلی الله علیه وآله إمتنع من التسعیر بلاخلاف فیه ، ولم یسئل عن السعر هل هو من الجماعه من أهل السوق ، أو من بعضهم ، بل أخیر أنّ ذلک من جهه الله تعالی .
وأیضا فانه مالک ، لایجوز لأخد الاعتراض علیه إلا بدلیل ، ولا دلاله فی الشرع علی ذلک .
مساله 25: زمانی که کسی با اهل بازار نسبت به زیادتی قیمت یا کمی آن مخالفت کند ، کسی بر او اعتراضی نمی تواند بکند . وبه این مطلب همه ی فقها قائل اند مگر مالک ، که او گفته است : به آن فرد گفته میشود : یا به قیمت اهل بازار بفروش ویا کنار برو
دلیل ما : این که پیامبر صلی الله علیه وآله از قیمت گذاری بدون اختلاف در آن خودداری کرد وز قیمت نپرسید که ایا از طرف جماعت بازار است یا از بعضی از آنها ، بلکه خبر داد که این از طرف الله تعالی است .همچنین آن فرد مالک وصاحب جنس است ، وجایز نیست کسی بدون دلیل براو اعتراض کند و دلیلی در این مطلب درشرع نیست .
مساله 26 : إذا أسلم فی تمر ، فأتاه بزبیب ، أو أسلم فی ثوب قطن ، فأتاه بکتان وتراضیا به کان جائزاً .
وقال الشافعی : لایجوز
دلیلنا : قوله علیه السلام : « الصلح جائز بین المسلمن إلا ماحرم جلالاً ، او حلل حرامً » .
وأیضاً الأصل جوازه ، والمنع یحتاج الی دلیل .
مساله 26 : زمانی که خرما پیش فروشی کند و کشمش ( یا انجیر خشک ) بدهد یا لباس از جنس پنبه پیش فروشی کند و از جنس کتان بیاورد و هر دو به آن راضی شوند ، چنین معامله ای جایز است شافعی گفته است : جایز نیست .
دلیل ما : فرمایش معصوم علیه السلام است که فرمود : صلح بین مسلمانان جایز است مگر اینکه حلالی را حرام کند یا حرامی را حلال گرداند .
ونیز اصل جوازش است ومنع به دلیل نیازمند است .
مساله 27 : إذا أسلم فی زبیب رازقی مثلاً ، فأتاه بزبیب خراسانی ،أو أسلم فی ماعز ، فأتاه بضأن وتراضیا به ، کان جائزاً .