دانلود پایان نامه

حس استقلال طلبی مردم ایران در مقاطعی آنها را وارد میدان مبارزه کرد. از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت در دوران دکتر مصدق و آیت الله کاشانی که در نهایت با کودتای 28 مرداد سال 1332 پایان گرفت و مجددا دیکتاتوری با حمایت ایالات متحده آمریکا به ایران برگشت. قیام پانزده خرداد سال 1342 به رهبری امام خمینی (ره) که منجر به سرکوب مردم و تبعید ایشان به ترکیه و عراق شد. و در نهایت این رهبری با مبارزات مردم به پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 منتهی شد.
وقوع انقلاب با ماهیت اسلامی محاسبات قدرت مندان جهان و نظریه پردازان روابط بین الملل و استراتژیستهای واشینگتن و لندن و … را در هم ریخت و در نهایت آنچه که از دیدگاه آنان نباید، به وقوع پیوست. ایران که تا پیش از این جزء متحدین ایالات متحده آمریکا و غرب در خاورمیانه بود، شرایط استراتژیک منطقه را دستخوش تغییرات اساسی ساخت و منافع ایالات متحده آمریکا و غرب در منطقه با چالش مهمی مواجه شد. و این مسئله از همان ابتدا زمینه بی اعتمادی و تقابل بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را در پی داشت و تا به امروز که سی و پنج سال از آن زمان می گذرد، این تقابل به اوج خود رسیده است، تا جایی که جمهوری اسلامی ایران بارها توسط ایالات متحده آمریکا به حمله نظامی مستقیم تهدید شد.
البته در مقاطعی به حسب حفظ منافع دو طرف، مذاکراتی مابین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا ( درخواست ایالات متحده آمریکا در خصوص افغانستان و عراق ) صورت گرفته و در نهایت با بد قولیهای ایالات متحده آمریکا در همان گامهای اولیه پایان یافت و این مسئله نه تنها بی اعتمادی را از بین نبرد بلکه با توجه به پیشینه ای که داشت بر آن افزوده شد.
5-1 جمع بندی
به نظر می رسد یکی از چالشهای مهم ارتباط بین این دو کشور جدای از دیوار بلند بی اعتمادی به ماهیت فکری دو نظام بر می گردد. نظام کاپیتالیستی ایالات متحده آمریکا، که نوع نگاه آن به دنیا، خود برتربین، یک سویه و سلطه گری است و این نوع بینش، هیچ قدرت و تفکری را بر نمی تابد تا چه رسد به آن که به صورت برابر و یا دارای حق و نظر بر سر میز مذاکره بنشیند و به گفتگو بپردازد، و اگر در جایی هم ناگزیر به این کار شده و بده بستانی هم صورت گرفته دوام چندانی نداشته، و قاعده بازی را بر هم زده است.
در مقابل، نظام جمهوری اسلامی ایران که اصول آن بر گرفته از قوانین اسلامی بوده و ماهیت آن بر استکبار ستیزی، عدم سلطه پذیری و زیر بار زور نرفتن و اساسا نظام سلطه را به چالش کشیدن است. این دو نوع نگاه را در تقابل با یکدیگر قرار داده است.
شاید بتوان گفت، زمانی می توانیم ارتباط بین این دو قدرت را تصور کنیم که یکی از آنها از اصول خود کوتاه بیایند که با توجه به ساختار حکومتی دو نظام این امکان در کوتاه مدت امکان پذیر نخواهد بود.
از یک طرف ایالات متحده آمریکا خوی قدرت طلبی و ابر قدرتی اش مانع از آن می شود که حقی را برای دیگران قائل باشد، و شاهدیم حتی به قوانین بین المللی هم با تفسیر به رای پشت کرده و اینقدر مانع ایجاد می کند که قابلیت اجرایی خود را از دست داده و بی اعتماد می کند. که یک نمونه بارز آن در رابطه با مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 است. که حتی به بیانیه های امضاء شده خود توجه ننموده و هنوز تهدید و تحریم در صدر برنامه های آنها قرار دارد که البته نباید نادیده بگیریم که جدای از ماهیت سلطه طلبی ایالات متحده آمریکا ، نفوذ گسترده صهیونیستها در بدنه کارگزاران و نمایندگان طیفهای مختلف ایالات متحده آمریکا در اینگونه تصمیمات که مرتبا به ایران هراسی و بمب اتمی دامن می زنند، و آن را در بوق و کرنا می کنند تاثیر مستقیم دارد. در این رابطه کشور های منطقه از جمله کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم که از قدرت گرفتن جمهوری اسلامی ایران در هراسند بی تاثیر نیستند و شاهدیم که هر چه زمان به جلو می رود و جمهوری اسلامی ایران قدرتمند تر شده و اثر گذاری بیشتری در مسائل منطقه ای، بین المللی و جهانی از خود به جا می گذارد، حساسیت قدرتهای منطقه ای و جهانی را بیشتر در پی داشته است.
همانطور که قبلا هم اشاره شد، کوتاه آمدن جمهوری اسلامی ایران از حقوق خود در مقابل ایالات متحده آمریکا و متحدانش با توجه به ماهیت نظام آنان یعنی برگشت به دوران وابستگی گذشته که غرب چشم به این مسئله دارد. البته این به معنای عدم گفتگو نیست به نظر می رسد ضمن اینکه باید گفتگوها را به پیش برد و از میزان حساسیت های ایجاد شده کم کرد، با حفظ اصول از ایران هراسی که عده ای به آن دامن میزنند و تبیین بیشتر موضوع انرژی هسته ای که بهانه ای برای بد خواهان و دشمنان جمهوری اسلامی ایران شده و عدم موضوعیت سلاح هسته ای و گسترش ارتباطات منطقه ای و به حداقل رساندن اختلاف دیدگاهها که باز عده ای در تلاش برای تقابل و دشمنی از آن استفاده می کنند. و سعی بر نزدیک کردن اسرائیل و کشورهای عربی منطقه دارند جلوگیری کرد. تا با هزینه کمتری به اهداف رسید. البته این محقق نمی شود مگر اینکه توان ملی خود را در همه ابعاد گسترش داده و به آن توجه ویژه ای بشود مادامی که توان برابری با قدرتهای سلطه گر را نداشته باشیم رابطه همیشه رابطه ضعیف با قوی خواهد بود و نتیجه ای جز حقارت در پی نخواهد داشت.
ارتباط با جمهوری اسلامی ایران، با توجه به ویژگیهای استراتژیکی آن در بلوک غرب مخصوصا ایالات متحده آمریکا حائز اهمیت فوق العاده ای است، البته نه به عنوان یک کشور قدرتمند بلکه ضعیف شده در مقابل قدرتمندان، که در این مقطع از حساسیت زیادی برخوردار است. شواهد نشان می دهد ایالات متحده آمریکا و غرب به این نتیجه رسیده اند برای مهار جمهوری اسلامی ایران باید تغییر تاکتیک داده و حرکتهای رو به جلو و گام به گامی را برای تضعیف جمهوری اسلامی و مدیریت آن، با هماهنگی یکدیگر به اجرا بگذارند. که نشانه های آن در مذکرات هسته ای ژنو به وضوح آشکار و روشن است.
شایان ذکر است مذاکرات با همه اهمیتی که دارد، می تواند قطعه ای از پازل بزرگ مصاف با جبهه استکبار باشد. شکست تابوی مذاکره با ایالات متحده آمریکا البته نه از سر احترام و برابری، یکی از مسائلی که مورد تاکید سردمداران آن است. به عنوان مثال در مذاکرات هسته ای ژنو، با همه افت و خیزهایش که جمهوری اسلامی ایران از خود انعطاف نشان داد می بینیم سران ایالات متحده آمریکا هنوز شعار مذاکره همراه با فشار، تحریم و حربه نظامی را مطرح می کند و اعلام می دارند که جمهوری اسلامی ایران در موضع ضعف است، چون تحریمها موفق بوده است و تا جایی باید پیش رفت که جمهوری اسلامی ایران تسلیم شود. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران هنوز در خصوص ارتباط با ایالات متحده آمریکا وارد مذاکره نشده است.
بنابراین باید توجه داشت، ایالات متحده آمریکا و متحدان غربی اش در خصوص مواجه ی با جمهوری اسلامی ایران چند مسئله را در صدر برنامه های خود قرار داده و از اعلام علنی آن نیز ابایی ندارند :
مذاکره با جمهوری اسلامی ایران بعد از 35 سال برای ایالات متحده آمریکا و غرب یک پیروزی بزرگ است.
راه موفقیت مذاکره را تحریم شدید دانسته و علت راضی شدن جمهوی اسلامی ایران برای مذاکره را همین می دانند.
برای امتیاز گرفتن از جمهوری اسلامی ایران تحریم های یکجانبه بین المللی وضع نموده و اظهار می دارند مذاکره در رابطه با مسئله هسته ای به هیچ وجه به رفع تحریمها کمکی نخواهد کرد.
5-2 آزمون فرضیات
در پژوهش حاضر، تلاش شده تا با تدوین شیوه ای منسجم و کارآمد به بررسی ادامه روند خصمانه موجود بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخته شده و راه های جلوگیری از چالش های پیش رو، و استفاده از فرصتهای ایجاد شده برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گیرد. که در این راستا فرضیه تحقیق به بررسی و تجزیه و تحلیل گذاشته شد.
5-2-1 فرضیه 1: تداوم وضعیت موجود می تواند تهدیدات حیاتی بر امنیت ملی و ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران وارد نماید.
بر اساس نتایج و مستندات ارائه شده در فصل 4 که شامل نمودار و جداول زیر می باشد، فرضیه فوق با توجه به مطالبی که ادامه خواهد آمد مورد تایید است.
5-1 ماتریستحلیلزمان هشدار و توان آسیب رسانی تهدیدات
نوع تهدید
توان آسیب رسانی
عمق آسیب ناشی از حمله
گستره آسیب ناشی از حمله